وزیر هاشمی: قالیباف می تواند دولت وحدت ملی را محقق کند
۱۳:۴۵ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

وزیر هاشمی: قالیباف می تواند دولت وحدت ملی را محقق کند

داستان کاندیداتوری خاتمی در سال ۷۶، برگزاری جلسات ناطق با استانداران و معاونان ۲۷ سال پیش خود، ارائه گزارش برخی وزیران دولت سازندگی به هاشمی، فتنه ۸۸ و اتهام تقلب در انتخابات و کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری آینده از مهمترین محورهای گفتگوی عیسی کلانتری ا

عیسی کلانتری متولد شهرستان مرند و دارای دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی از دانشگاه ایالتی آیوا آمریکا است. او بیشترین سابقه وزارت یک وزارتخانه به صورت متوالی را در بین وزیران بعد از پیروزی انقلاب پس از دکتر ولایتی دارد. دفتر کار فعلی او در طبقه دوم ساختمانی در خیابان جهان آرا است که تابلوی "خانه کشاورز" را بر پیشانی دارد. او که دوست دارد وجهه علمی اش به سیاسی بودنش بچربد، از این که اصلاح طلب خطابش کردیم نارحت شد و فورا با قید این جمله که وابستگی به جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی ندارد، خود را فردی مستقل خواند. گرچه در فرازی از گفتگو گفت که اگر هاشمی صد بار کاندیدا شود به او رای خواهد داد.

کلانتری یک نمونه کامل از مدیران تکنوکرات دولت سازندگی است. علاقمند به توسعه با معیارها و مدل های غربی، طرفدار سیاست خارجی اهل تعامل با غرب، تاکید بر موفقیت دولت هاشمی و لزوم بهره مندی از تجربیت مدیران آن و هم چنین اصرار بر عدم ورود به دسته بندی های سیاسی راست و چپ یا اصلاح طلب-اصولگرا از ویژگی های تیپیکال این طیف از مدیران هاشمی رفسنجانی است. رک بودن و بیان بی پرده خاطرات و اتفاقات گذشته را نیز می توانید به ویژگی های قبلی اضافه کنید. کلانتری تقریبا به همه سئوالات ما را جواب داد و سعی کرد سئوالی را بدون پاسخ نگذارد، درباره آنچه درمورد دیگران هم از او پرسیده شد سعی کرد نظر خود را عنوان کند.

خواننده مصاحبه مشروح عیسی کلانتری، وزیر جهاد کشاورزی دولت های پنجم، ششم و هفتم و مدیر گروه پژوهشی امور کشاورزی فعلی مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام باشید.

* به عنوان یک فعال اصلاح طلب ارزیابی تان از حضور جریان اصلاحات و استراتژی آنها برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده چیست؟

– من اصلاح طلب نیستم. من مستقل از اصلاح طلبان و اصولگرایان هستم و هیچگاه عضو این 2 نبوده ام. به نظر من بهتر است افراد بازیچه دست گروه ها نشوند، اما درباره سوال‌تان باید بگویم که قطعا اصلاحات بخشی از جامعه است، این جریان وجود دارد و حذف شدنی نیست.

هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در مقاطعی به دنبال حذف یکدیگر بوده اند

اصولگرایان و اصلاح طلبان را هیچگاه نمی توان حذف کرد، کما اینکه تلاش هایی از سوی هر دو جریان برای تحقق این موضوع چه در زمان اصلاحات و چه در دولت فعلی صورت گرفت، اما هیچگاه تفکر حذفی شدنی نیست. تفکرات سر جایشان هستند، نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان ایده آل به معنای داشتن تمام معیارها هستند و قطعا هر ایرادی که طرف مقابل از دیگری می گیرد در وجود خودش دیده می شود. در زمان امام خمینی(ره) اصلاح طلبان می خواستند امام(ره) را غصب کنند و الان هم اصولگرایان در مورد رهبر معظم انقلاب چنین قصدی دارند، اما قطعا هیچکدام موفق نخواهند بود.

بهتر است اصلاح طلبان و اصولگرایان توانشان را روی هم بگذارند و با تکیه به توانایی های یکدیگر کشور را اداره کنند. نمره خاتمی ممکن است بالا نباشد، اما نمره احمدی نژاد قطعا مردود است؛ چراکه عملکردهایی از خود برجای گذاشت که کشور را به ورطه نابودی اقتصادی رساند و در یک شب ثروت های عمومی کشور را نصف کرد. این موضوع نشان داد که جناح ها در کشور ما قدرت اداره کشور را به تنهایی ندارند و با جمع جامعه می توان کشور را اداره کرد.

* نظرتان درباره احزاب دولت ساخته که با شکل گیری یک دولت ایجاد شده و با پایان آن کارشان تمام شده است، چیست؟ این احزاب چه تاثیراتی بر دولت ها دارند؟

– به طور حتم احزاب یک شبه تشکیل نمی شوند و نمی توانند یک شبه ره صد ساله را بپیمایند. برای تکامل احزاب در کشور به زمان نیاز داریم ممکن است این موضوع 50 تا 100 سال هم به طول بیانجامد. احزاب موفق هم آنهایی هستند که چند دهه عمر دارند.

فشار زیادی از سوی حزب دولت ساخته مشارکت به خاتمی و دولت وی وارد می شد

زمانیکه بنده در دولت هشتم مشغول به خدمت بودم فشار زیادی از سوی حزب مشارکت که حزبی دولت ساخته بود بر شخص رئیس جمهور و دولت وقت وارد می شد. آنها تلاش می کردند که افراد عضو این حزب را در مجموعه دولت وارد کنند و به تبع آن تلاش زیادی برای ورود افراد عضو این حزب به وزارت کشاورزی صورت می گرفت اما بنده به این فشارها توجهی نداشتم و به همین دلیل بعضی وقت ها کار به درگیری می کشید.

در حال حاضر برای اداره مملکت به فراتر از یک جناح نیاز داریم مثلا در انتخابات بعدی اگر از حضور اصلاح طلبان جلوگیری شود دولت دیگری از نوع اصولگرایی و البته ناموفق شکل خواهد گرفت همانطور که بیش تر اشاره کردم اصلاح طلبان و اصولگرایان هیچکدام به تنهایی قادر نیستند کشور را اداره کنند.

* شما در این زمینه معتقد به نظر آقای هاشمی رفسنجانی مبنی بر تشکیل دولت وحدت ملی هستید؟

– بله، در این زمینه بنده با آقای هاشمی هم‌نظر هستم. در انتخابات سال آینده اهمیتی ندارد که اصولگرایان یا اصلاح طلبان پیروز شوند مهم این است که سیاست خارجی و اقتصاد ما درست شود. این ساده‌اندیشی است که فکر کنیم تنها مدیریت داخل کشور می تواند مشکلات را حل کند در حال حاضر اقتصاد ما درگیر مسائل خارجی و تحریم ها است. امروز هیچ کشوری حتی آمریکا، آلمان و چین که جزو قدرت های بزرگ اقتصادی دنیا هستند، نمی توانند به تنهایی و با تکیه بر مدیریت داخلی کشورشان را اداره کنند. بنابراین سیاست های ملی ما به تنهایی کارآیی ندارد.

امروز با اقتصاد درون‌گرا نمی توان کشور را اداره کرد، وقتی که اقتصاد برون‌گرا به هر دلیلی نمی تواند از مزیت های خود استفاده کند، مجبور هستیم فقر و فشار را بر مردم افزایش دهیم؛ بنابراین بنده معتقدم در تعامل با جهان باید زندگی کرد تا وضعیت کشور بهتر شود.

* با این پیش‌فرض‌ها به نظر شما چه دولتی باید روی کار بیاید؟

– دولتی باید روی کار بیاید که علاوه بر توانمندی، توانایی حل و ساماندهی مسائل داخلی و خارجی را داشته باشد. قطعا دولتی باید روی کار بیاید که نظراتش همسو با نظرات رهبری باشد و نظر ایشان هم به طور قطع در حال حاضر این است که اوضاع سر و سامان پیدا کند.

رئیس جمهور آینده باید آدم عاقلی باشد که از ظرفیت های کشور استفاده کند

* به نظر شما چه کسی با چه ویژگی های شخصیتی و چه توانمندی هایی می تواند مشکلات موجود کشور را برطرف کند؟

– باید آدم عاقلی رئیس جمهور شود که از ظرفیت های کشور استفاده کند. من در دولت اصلاحات هم این ایراد را به آقای خاتمی گرفتم که با وجود افراد و نیروهای توانمند اصولگرا چرا صرفا از مشارکتی ها در بدنه دولت استفاده کرده است. وقتی افراد درجه یک، کنار گذاشته می شوند و آدم های درجه سه جایگزین آنها می‌شوند شرایط کشور این می شود. مثلا خانم دستجردی که به گفته رئیس جمهور نمره 20 را در کابینه داشت به دلیل استفاده از تنها برادر لاریجانی که اتفاقا سیاسی هم نیست، برکنار می شود.

* این حرف های شما به دیدگاه آقای هاشمی بسیار نزدیک است. شما هم معتقدید که باید در انتخابات آینده دولت وحدت ملی شکل بگیرد؟

– در حال حاضر افراد فراجناحی توانمند و مورد حمایت و اعتماد جریانات سیاسی شناخته شده کشور می تواند مشکلات موجود را برطرف کند. قطعا به کارگیری چنین فردی بهتر از روی کار آمدن افراد جناحی و حزبی ناتوان است. کشور را نباید جناحی کرد بلکه باید مردم را برای تصمیم گیری آزاد بگذاریم.

* آقای هاشمی در سخنان اخیر خود درباره انتخابات تاکید کرده است که انتخابات آینده باید به صورت آزاد برگزار شود، به نظر شما مفهوم انتخابات آزاد چیست؟

– فکر می کنم اگر در این باره از آقای هاشمی سئوال شود بهتر بتوانند جواب شما را بدهند اما حتما نظر وی این است که مردم و جناح ها باید حضوری فعال در انتخابات پیش رو داشته باشند. این نظر می تواند مبتنی بر این باشد که انتخابات از پیش مهندسی شده نباشد به این معنا که تنها یک جناح در انتخابات حضور داشته باشد و از بین مثلا 4 کاندیدای این جناح یک نفر رئیس جمهور شود.

* یک مشکلی که وجود دارد این است که بخشی از اصلاح طلبان در انتخابات قبلی ادعاهایی در خصوص تقلب در انتخابات می کردند. اولین سئوالی که به ذهن می رسد این است، کسانی که ادعای تقلب در انتخابات گذشته را داشته اند به چه دلیل می خواهند بار دیگر کاندیدا شده و یا کاندیدا معرفی کنند؛ چرا که شرایط عوض نشده و همه چیز مثل انتخابات قبلی است.

بنده قبلاً هم در مصاحبه ای گفته ام که نمی توانیم منکر برگزاری انتخابات سالم در کشور باشیم. همیشه هم تقلب ها و تخلف هایی به صورت کم و زیاد در انتخابات بوده است، مثلاً در انتخابات سال 76 در یکی از استان های غربی کشور تقلب شد. اینها تاثیری در انتخابات ندارد و به دلیل اینکه کل انتخابات زیر سئوال نرود از این موضوع چشم پوشی شد. انتخابات قوانینی دارد به هر صورت ما هم تابع قانون اساسی هستیم. بنده وقتی قبول می کنم با توجه به این قانون در انتخابات شرکت کنم باید شرایط را هم بپذیرم.

یعنی شما می گویید در انتخابات تقلب شده است؟

بله. اما انتخابات اصولی دارد . ما می گوییم طبق قانون اساسی وقتی شورای نگهبان انتخابات را تایید کرد، دیگر جایی برای اعتراض باقی نمی ماند، حتی اگر تقلب شده باشد. البته اعتراض بعد از آن جایز است، اما اعتراض بعد از تایید انتخابات طبق قانون معنایی ندارد. تا زمانی که انتخابات تایید نشده حق اعتراض برای کاندیداها و هواداران آنها محفوظ است، اما بعد از آن دیگر جایی برای اعتراض نیست. مثلاً در انتخابات گذشته بنده در تبریز بودم و از 12 ظهر روز انتخابات عنوان می شد که تعرفه وجود ندارد و البته تا آخر شب هم نرسید.

* شما در انتخابات سال 88 تبریز بودید؟

بله. در روز انتخابات عنوان شد که تعرفه تمام شده است و ملت هم پشت صندوق های رای منتظر رسیدن تعرفه بودند، اما تا پایان زمان رای گیری هیچگاه تعرفه نرسید. اما وقتی همین انتخابات بر مبنای قانون اساسی و بر مبنای نظر شورای نگهبان تایید شد، کسانی که بر مبنای همین قانون در انتخابات شرکت کردند و رای دادند باید کار را تمام شده بدانند. البته قبل از تایید طبیعی است که حق اعتراض وجود دارد، هیچکس هم نمی تواند این حق را از مردم و کاندیداها بگیرد. اما وقتی انتخابات تایید نهایی شد باید بر اعتراض قلم بطلان کشید و آن را پذیرفت.

* آیا شما مخالف اعتراضات خیابانی در سال 88 بودید؟

بنده اعتقاد دارم که بعد از تایید انتخابات اعتراض معنایی ندارد، لذا بعد از تایید انتخابات سال 88 با اعتراضات خیابانی مخالف بودم، اما قبل از آن نه. بالاخره ملت حق اعتراض دارند. در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم بعضاً دیده می شود که انتخابات یک شهرستان لغو می شود.

* اتفاقی که در سال 88 افتاد این بود که بعد از اعلام نتایج انتخابات، طرفدار 2 کاندیدا به معنای اعتراض به خیابان ها آمدند اما رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد درباره سلامت انتخابات تضمین دادند که اگر لازم باشد ابتدا 10 درصد صندوق ها و بعد از آن حتی تا 100 درصد صندوق ها برای تایید سلامت انتخابات بررسی و بازشماری شود، اما متاسفانه روز بعد از سخنان ایشان طرفداران این 2 کاندیدا به درخواست همین کاندیداها به خیابان ها ریختند. این چه معنایی می تواند داشته باشد؟

نقطه اختلاف ما با کاندیداها همین بود. کاندیداها بر مبنای قانون اساسی نامزد شده اند و اشکالی که به آنها وارد است این است که ما نمی توانیم بگوییم که 50 درصد قانون اساسی را قبول داریم و 50 درصد دیگر را نمی پذیریم. قانون اساسی تا زمانی که اصلاح نشده است همه باید تابع آن باشند . شاید بنده با 10 درصد قانون فعلی مشکل داشته باشم، اما تا زمانی که این قانون وجود دارد باید به تمام آن التزام داشته باشیم. این اشکال به کاندیداها هم وارد بود؛ چرا که آنها هم نمی توانند بگویند یک بند از قانون اساسی را قبول دارم و بند دیگر را نمی پذیرم. مثلاً بگویند این بند از قانون را که بر اساس آن کاندیدا شده ام را قبول دارم و بند دیگر را که براساس آن انتخابات تایید می شود، قبول ندارم.

* عرض ما این است که اگر همان جناح و افرادی که بعد از تایید انتخابات بر اساس قانون اعتراض داشتند و نتیجه انتخابات را نمی پذیرفتند دوباره به میدان وارد شده و بخواهند کاندیدا شوند چه اطمینانی به آنها وجود دارد و نظام چطور می تواند آنها را بپذیرد؟

شما قطعاً قصاص قبل از جنایت که نمی توانید بکنید.

* اما این جنایت یک بار پیش از این اتفاق افتاده. نظام و به طور مشخص سیستم برگزاری انتخابات چطور می تواند بار دیگر به این افراد اعتماد کند؟

به نظر من این موضوع بر می گردد به عدم توجیه. بالاخره اصول بازی را باید رعایت کرد و این اصول را هم باید آموزش داد.

حرف ما هم همین است که عده ای کارهایی کردند که باید در برابر آن پاسخگو باشند.

یک عده ای از اینها واقعا نمی دانستند.

اما بعضی از اینها هنوز هم قبول ندارند نتیجه را.

آن ها که هیچی. یک عده ای وقتی با آن ها بحث می کردیم، آن ها به ما اعتراض می کردند و ما هم به آن ها. صحبت ما همین بود که طبق قانون اساسی وقتی وارد عرصه انتخابات می شوند، بر اساس همین قانون هم باید نتیجه را بپذیرند. این بر می گردد به جامعه، چون جامعه دموکراسی ما هنوز جوان است.

* رفتارهای غیر قانونی پس از انتخابات سال 88 از نگاه شما به چه دلیل انجام شد؟

– از نظر من این موضوع بر می گردد به عدم توجیه. چرا که هیچ گاه کاندیداها و طرفداران آنها را توجیه نکرده و آموزش ندادیم. ممکن است عده ای درباره آن حوادث بگویند که ما نمی دانستیم و یا خبر نداشتیم. البته همه کاندیداهایی که در انتخابات شرکت می کنند باید بدانند که وظیفه آنها پاسداری از قانون اساسی است و با این عنوان باید به صحنه وارد شوند. وقتی فردی وارد انتخابات می شود همه قانون را باید قبول داشته باشد و وقتی زنگ پایان انتخابات زده می شود حق اعتراض وجود ندارد.

وقتی زنگ پایان انتخابات زده شد احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور قانونی قبول کردیم

– ما در خانه کشاورز، طرفدار آقای موسوی بودیم. وقتی زنگ پایان انتخابات زده شد علیرغم اینکه با دولت آقای احمدی نژاد رابطه کاری آنچنانی نداریم و نسبت به عملکرد و رفتارهای این دولت انتقاد داریم او و دولتش را به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران تا پایان سال 92 قبول کردیم چرا که در این وادی باید اصول بازی را پذیرفت.

همانطور که پیش تر اشاره کردم بخشی از این اتفاقات به دلیل عدم آموزش و توجیه کاندیداها و هواداران آنان بود. صدا و سیما به جای پخش این همه برنامه بی محتوا به سراغ برنامه های آموزشی اینچنینی درباره قانون اساسی برود. قانون بد هم که باشد اجرا شدنش بهتر از اجرا نشدن آن است. البته باید تاکید کنم که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر نیازمند به اصلاح است. عده ای در انتخابات سال 88 نمی دانستند، آموزش ندیده بودند یا توجیه نبودند و این موضوع بر می گردد به جامعه دموکراسی ما که هنوز جوان است.

* با وجود همه مواردی که عنوان کردید اینها دلیلی بر تلاش برای فتنه گری نیست و طبعا افراد شاخص باید رابطه خود را با جریان فتنه برای حضور در انتخابات مشخص کنند، نظر شما چیست؟

– بنده با نظر شما موافق نیستم. چرا که همه را نمی شود به یک چوب راند. در حوادث سال 88 یک گروه کسانی بودند که مواضع خود را تکرار کردند اما عده ای قواعد بازی را رعایت کردند و قانون را پذیرفتند. آنهایی که قواعد بازی را رعایت نکردند حسابشان جداست. اما گروه های سیاسی و افراد به صرف طرفداری از شخص یا یک جریان را نمی توان محکوم به این سخنانی که شما به آن اشاره کردید کرد. مثلا در روزنامه ای دیدم که یک چهره روحانی اصولگرا عنوان کرده بود که اصلاح طلبان غلط می کنند در انتخابات سال 92 حضور داشته باشند. خوب این حرف درستی نیست و نمی توان درباره افرادی مثل آقای نجفی که از چهره های اصلاح طلب است و تا قبل از مشکلی که برای او بوجود بیاید یکی از کاندیداهای بالقوه بود آن را وارد دانست.

* گفتید آقای نجفی؛ مشکلات قلبی که برای ایشان پیش آمده بود چیست؟ آیا تا این حد جدی است که مانع حضور او در انتخابات بشود؟

– آقای نجفی ایست قلبی کرده و وضع فیزیکی اش برای حضور در انتخابات خوب نیست. تا جاییکه بنده اطلاع دارم وی برای پیاده روی به همراه همسرشان به ارتفاعات شمال شرق تهران رفته بود که در حین راه رفتن ایست قلب می کند و وقتی آمبولانس برای اعزام آن به تهران عازم می شود او یک بار دیگر در آمبولانس هم ایست قلبی می کند. لذا بعید می دانم که با این شرایط مایل به حضور در انتخابات باشد.

* پیش بینی شما از انتخابات سال آینده چیست؟ شرایط گروه های سیاسی را برای حضور در انتخابات چطور ارزیابی می کنید؟

– اگر قرار باشد که انتخابات صرفا بین اصولگرایان انجام شود خوب طبیعتا اصلاح طلبان تمایل جدی به حضور نخواهند داشت. اما اگر شرایط برای همه شخصیت ها و گروه های سیاسی فراهم باشد طبیعتا انتخابات پرشور و رقابتی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان را شاهد خواهیم بود.

* نظرتان درباره این شخصیت هایی که اسم برده می شوند و اینکه آیا کاندیدا خواهند شد یا خیر چیست؟

اسحاق جهانگیری: نمی دانم، بالاخره ایشان هم برای خودش شخصیتی است.

حسن روحانی: خبر ندارم. بنده آقای روحانی را سالی یک بار می بینم.

محمدرضا عارف: اصلاح طلبان اعلام کرده اند که چهره هایی نظیر آقای عارف نمی توانند نماینده همه آنها باشد. البته آقای عارف انسان بسیار وارسته و باسوادی است.

خاتمی درصورت کاندیداتوری دوباره فریب مشارکتی ها را نخواهد خورد

* از پاسخ هایی که شما دادید اینطور برداشت می شود که بر روی کاندیداتوری شخص دیگری غیر از کاندیداهای فعلی که مورد نظر گروه های اصلاح طلب هستند نظر دارید؟

– نظر من درباره حضور آقای خاتمی در انتخابات مثبت است. اگر خاتمی کاندیدا شود دیگر فریب مشارکتی ها را نخواهد خورد البته شاید هم مشارکت خود را اصلاح کند.

* چه کسانی می توانند در انتخابات آینده کاندیدا شوند؟

– خاتمی، قالیباف، حداد عادل، مشایی، اینها اگر کاندیدا شوند انتخابات خوبی را شاهد خواهیم بود.

قالیباف با تعداد زیادی از مدیران باسابقه کشور در دولت های اصلاحات و سازندگی مشورت می کند

* با چهره هایی که نام بردید و پیش تر ما یاد کردیم تا چه حد در ارتباط هستید؟ آیا نظر کارشناسی خود را در حوزه تخصصی فعالیتتان به کاندیداهای بالقوه انتخابات آینده ارائه می کنید؟

– تا آنجایی که بنده اطلاع دارم آقای قالیباف در حال حاضر در شهرداری با تعداد زیادی از مدیران با سابقه کشور در دولت های اصلاحات و سازندگی مشورت می کنند. ما هم به سهم خودمان با افرادی نظیر آقایان حداد عادل، روحانی، قالیباف و عارف در ارتباط هستیم. اما به این شکل که بخواهیم با آنها مشورت و یا گزارشی از شرایط کشور در حوزه کشاورزی بدهیم نه. آقای مشایی را هم که بنده اصلا نمی شناسم و حتی یک بار هم او را ندیده ام. البته حضور مشایی می تواند به منزله ادامه دولت احمدی نژاد باشد که ما اصلا با این گزینه موافق نیستیم.

* اگر افرادیکه از آنها نام بردید و با آنها در ارتباط هستید رئیس جمهور شوند حاضرید به عنوان وزیر با آنها همکاری کنید؟

– نظر شخصی بنده این است که باید افراد جوانتر در بدنه دولت ها مشغول به فعالیت شوند و از افراد با سابقه بیشتر در حوزه های تخصصی مشورت گرفته شود. بنده در حال حاضر 60 ساله هستم و معتقدم که باید افراد جوانتر در راس امور قرار بگیرند. کلا اگر بخواهیم انتخابات پرشور شود باید همه را درگیر موضوع انتخابات کنیم.

*به نظر شما افرادیکه از آنها نام برده می شود ظرفیت تحقق دولت وحدت ملی را دارند یا خیر؟

علی اکبر ولایتی: از آقای ولایتی در حال حاضر به عنوان یکی از کاندیداهای بالقوه انتخابات سال آینده نام برده می شود اما بنده بعید می دانم با توجه به عملکرد ایشان در وزارت خارجه و تاکید بر استفاده از نیروهای اصولگرا وی توان تحقق دولت وحدت ملی را داشته باشد.

محمدباقر قالیباف: قالیباف می تواند دولت وحدت ملی را محقق کند.

غلامعلی حدادعادل: آقای حداد عادل هم شخصیت متعادلی است و تا حدی می تواند ایده دولت وحدت ملی را محقق کند.

علی لاریجانی: آقای لاریجانی یکی از افرادیست که می تواند از ظرفیت همه نیروها استفاده کند و لذا او هم توان تحقق دولت وحدت ملی را دارد.

سید محمد خاتمی: اگر آقای خاتمی دوباره برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود و رای بیاورد می تواند دولت وحدت ملی را محقق کند. با توجه به شناختی که بنده از وی دارم او می تواند اشتباهات گذشته را درباره استفاده از مشارکتی ها در دولت برطرف کرده و از ظرفیت همه نیروها بهره بگیرد. چون در حال حاضر رابطه وی با مشارکتی ها بیشتر شکاف برداشته است.

علی اکبر ناطق نوری: وی یکی از افرادیست که به طور قطع می تواند دولت وحدت ملی را محقق کند و در این زمینه پیش تر آقای هاشمی هم به وی پیشنهاد حضور در انتخابات را ارائه کرده بود. او در زمان وزارت کشورش این موضوع را ثابت کرده است و تقریبا استاندارانی که با وی همکاری می کردند نصف از مجموعه اصولگرایان و نصف دیگر از مجموعه اصلاح طلبان بود. او به خوبی این افراد را زیر چتر وزارت کشور مدیریت می کرد و تنها وزیر کشوری بود که از تمام ظرفیت های کارشناسی کشور و نخبگان دو جناح در زمینه اداره کشور بهره گرفت.

در انتخابات سال 76 به آقای ناطق ظلم شد/ به خاتمی هم گفتم که به ناطق رای دادم

* آیا آقای ناطق ظرفیت رای آوری دارد؟

– اگر افرادی نظیر آقای ناطق ظرفیت رای آوری ندارند پس هیچ کس نباید کاندیدا شود. به نظر شخص بنده به آقای ناطق نوری در انتخابات سال 76 ظلم شد و جو سازی های زیادی علیه وی صورت گرفت که در نهایت نتیجه انتخابات به آن شکل رقم خورد. بنده خودم هم به آقای ناطق رای دادم و حتی وقتی آقای خاتمی از بنده درخواست کرد که در وزارت کشاورزی بمانم به او گفتم که من به رقیبش در انتخابات ریاست جمهوری رای داده ام و او نیز به بنده گفت به من چه ارتباطی دارد که شما به چه کسی رای دادید بنده از شما می خواهم که در وزارت کشاورزی بمانید. البته من رابطه دوستانه ای با آقای خاتمی و آقای ناطق دارم و انصافا هم تا آخرین لحظه نمی دانستم که به چه کسی رای بدهم اما در نهایت پای صندوق در سال 76 تصمیم گرفتم که به آقای ناطق رای بدهم.

آقای خاتمی بدون برنامه و کاملا اتفاقی در سال 76 کاندیدای ریاست جمهوری شد

البته خاتمی هم برای حضور در انتخابات سال 76 برنامه ای نداشت و به صورت کاملا اتفاقی کاندیدا شد و در نهایت با رای مردم به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی شد.

* منظورتان چیست یعنی هیچ برنامه ریزی از قبل برای حضور آقای خاتمی در انتخابات صورت نگرفته بود؟

– این موضوع کاملا اتفاقی بود و هیچ برنامه ای پشت سر آن قرار نداشت. آبان ماه سال 75 بود که آقای کروبی به من زنگ زد و گفت که می خواهم به دفترت بیایم، اتفاقا آن روز جلسه هیات دولت بود و بعد از ظهر باید در این جلسه حضور می یافتم. در هر حال آقای کروبی برای ناهار به دفتر بنده در وزارت کشاورزی آمد و خطاب به من گفت: تو، شافعی و بهزاد نبوی باید به دیدار مهندس موسوی بروید و از او درخواست کنید که برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده آماده شود چون ما کاندیدایی برای این انتخابات نداریم.

اتفاقا یک هفته قبل از این داستان بنده به همراه تعدادی از دوستان در دفتر مهندس موسوی بودیم و وقتی به او پیشنهاد دادیم که نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشود به شدت برآشفت. بر همین اساس من خطاب به آقای کروبی گفتم که حاضر نیستم با مهندس موسوی در این رابطه صحبت کنم چرا که پیشتر چنین قضیه ای پیش آمده است.

برای فرار از دست کروبی و زودتر رسیدن به جلسه دولت پیشنهاد کاندیداتوری خاتمی را به وی دادم

روز قبل از دیدار با کروبی آقای خاتمی را در ابتدای بزرگراه کردستان دیدم از آنجا که دوستی دیرینه ای با وی داشتم بنده را دعوت کرد تا برای ناهار به دفتر کارش برویم اما چون آن روز در دانشگاه باید حاضر می شدم پیشنهاد وی را نپذیرفتم از سویی هم جلسه ای که با آقای کروبی داشتیم طول کشید و من هم باید در جلسه هیات دولت حضور می یافتم چرا که اگر دیر به جلسه می رفتیم آقای هاشمی ناراحت می شد به همین دلیل خیلی اتفاقی و برای اینکه بتوانم زودتر سر و ته جلسه با کروبی را هم بیاورم به وی گفتم که شما کاندیدا دارید چرا سراغ خاتمی نمی روید. کروبی گفت کدام خاتمی گفتم سید محمد. کروبی وقتی متوجه پیشنهاد من شد به یکباره از جا پرید و گفت راست می گویی! چرا به ذهن خودمان نرسید. خلاصه آن روز کروبی با خوشحالی فراوان رفت و من هم سریعا به جلسه دولت رفتم.

آن روز گذشت. روز بعد این دیدار خاتمی با ناراحتی به من زنگ زد و کلی فحش و بد و بیراه به من گفت که چه کرده ای؟ شب گذشته 500 نفر به خاطر پیشنهاد تو به خانه من آمدند و تا پاسی از شب از خانه من نمی رفتند. خلاصه داستان کاندیدا شدن آقای خاتمی از اینجا شروع شد.

اگر هاشمی صد بار دیگر هم کاندیدا شود باز هم به وی رای می دهم

* اگر آقای هاشمی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کاندیدا شود باز هم به او رای می دهید؟

– آقای هاشمی قطعا در این دوره از انتخابات کاندیدا نخواهد شد. بنده سال 84 به آقای هاشمی رای دادم و با توجه به شناختی که از شخصیت و توانایی های او دارم اگر صد دوره دیگر هم کاندیدا شود باز هم به او رای می دهم. اصلا اگر آقای هاشمی در انتخاباتی کاندیدا شوند و فقط یک رای بیاورند مطمئن باشند که آن یک رای را من به ایشان داده ام.

* در حال حاضر با آقای هاشمی رابطه و یا جلسه ای دارید؟

– بله هر از گاهی به دیدار ایشان می روم و گزارشی از وضعیت کشاورزی کشور به وی ارائه می کنم. بعضا استانداران، مدیران و وزیران دولت آقای هاشمی گزارش هایی از شرایط روز به وی ارائه می کنند اما اینکه جلسات به صورت منسجم و در مدت زمان مشخصی برگزار شود به این شکل نیست. البته آقای ناطق پس از گذشت 27 سال مرتبا با استانداران و معاونین خود که در زمان تصدی وزارت کشور از سوی وی با او همکاری داشتند جلساتی به صورت ماهانه دارند و تا آنجایی که بنده اطلاع دارم حتی یک جلسه هم این جلسات ترک نشد.

ناطق با تمام استانداران خود از چپ چپ تا راست راست جلسه منظم ماهیانه دارد

جالب است که در جلساتی که آقای ناطق با استانداران و معاونین سابق خود برگزار می کند از چپ چپ تا راست راست در آن حضور دارند. البته آقای خاتمی هم جلساتی با وزرا، معاونین و مدیران خود در دولت اصلاحات برگزار می کند که این جلسات زیر چتر بنیاد باران برگزار می شود و موضوع آن مسائل کاملا تخصصی و روز است که بنده بعضا در این جلسات حضور می یابم.