طنز
۰۶:۱۴ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۶

میانگین سنی کابینه دکتر حسن روحانی اعلام شد

خیلی شوخی: میانگین سنی یک کابینه جوان و پرنشاط!

بالاخره اگر یک بزرگتر بالای سر این جمع بود، بهتر بود…

صاحب نیوز: پس از معرفی کابینه توسط دکتر روحانی به مجلس، حرف و حدیث ها و اظهارنظرهای فراوانی ازگوشه و کنار شنیده شد. ما هم بد ندیدیم یافته های خود را از این کابینه و انتصابات اخیر بیان کنیم. البته به زبان شوخی (خیلی شوخی).

***

خب اولین چیزی که در معرفی این کابینه، ذهن همه را مشغول کرد سن و سال افراد کابینه بود. البته من فکر می کنم اگر از خود آقای روحانی بپرسید حتما خواهد گفت مجموعه جوان و بانشاطی را انتخاب کرده است. به نظر من هم آقای روحانی حق دارد و بنده خدا گناهی هم ندارد زیرا ایشان سال ها در مجلس خبرگان عضویت داشتند و چنین ذهنیتی برای ایشان شکل گرفته و کابینه ایشان هم در نسبت با مجلس خبرگان، کابینه جوان و بانشاطی است.

آدم وقتی به سن افراد معرفی شده خوب نگاه می کند با خودش می گوید حیف شد که آیت الله هاشمی رئیس جمهور نشد، بالاخره اگر یک بزرگتر بالای سر این جمع بود، بهتر بود. البته حالا که نشد، و فقط باطن ایشان در این دولت حضور دارد. آقای روحانی هم که اهل باطن خشک و خالی نیست و حتما با خودش گفته باطن تنها فایده ندارد و باید حسن ظاهر را هم رعایت کرد، برای همین یک هاشمی را در کابینه قرار داده آن هم برای وزارت بهداشت من باب تبرک و تیمم. هاشمی وزارت بهداشت هم اعلام کرده که با توجه به سن و سال افراد کابینه اولین اقدامش تأسیس یک مرکز فوریت های پزشکی در کنار محل برگزاری جلسات هیئت دولت است. وی در توجیه اقدامش گفته: «بابا ناسلامتی هر چه نباشد همین سال پیش بود که آقای محمد علی نجفی سکته کردند!»

البته این سن و سال بالای افراد کابینه محاسنی هم داشته مثلا موجی از شادی و امید را در میان دولتی های نهم و دهم ایجاد کرده است زیرا آن ها هم امیدوار شده اند که بیست سال دیگر بتوانند به پست هایشان برگردند. وقتی که نجفی و نعمت زاده و سایر بر و بچ توانستند بعد از بیست سال درست به همان پست های سابق بازگردند پس ما چرا مأیوس باشیم؟

همچنین در پس معرفی این افراد به عنوان وزیر، کارلوس کی روش نیز احمدرضا عابدزاده، علی دایی و کریم باقری را برای بازی در تیم ملی دعوت کرد.

مسئله مهم بعدی در این کابینه این بود که دیگر این بار خبری از برادران سپاهی نبود و گویا نظامی ها بر خلاف دولت سابق چندان جایی در این دولت ندارند. در عوض تا بخواهی اطراف آقای روحانی را برادران امنیتی و اطلاعاتی پر کرده اند و این بار این سربازان خوش نام امام زمان بودند که در دولت برای خودشان جایی دست و پا کردند. گفته می شود اگر برادر قالیباف رئیس جمهور می شد، این بخش به برادران انتظامی تعلق می گرفت.

با توجه به آنکه در رژیم سابق نیز از زمان سرلشگر اردشیر زاهدی، ارتشی ها هم در کابینه جایی برای خود داشته اند به این نتیجه می رسیم که تنها برادران حراست بوده اند که در دوران معاصر از کابینه محروم بوده اند. و با دقت بیشتر به این نتیجه مهم تر می رسیم که ملت ایران چندان مشکلی با این موضوع ندارد و همواره آماده است که قسمتی از دولت را به برادران نظامی، انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی واگذار کند.

با نگاهی دیگر به کابینه پیشنهادی به راحتی متوجه می شویم که در این دولت دو معمم (حجج اسلام پورمحمدی و علوی) حضور دارند که با خود رئیس جمهور می شوند سه نفر که نسبت به دولت قبلی رشد سیصد درصدی داشته است. از طرف دیگر درست است که اعضای دیگر کابینه عبا و عمامه ندارند اما رفقای کارگزارانی در سبک مدیریت هر کدامشان یک رساله توضیح المسائل دارند. گفته می شود روش اجتهادی ایشان نیز «فقه فوق پویا» نام دارد. در یک از رساله های ایشان آمده بود: «له شدن مردم در زیر چرخ توسعه، مباح است.»

hashemi

همچنین حضور یک روحانی در کسوت رئیس جمهور باعث می شود فرصتی از دست برود و دست اهالی کاریکاتور بسته شود و بنا بر رسم به جا مانده از زمان مرحوم حبیبی، بار گران این امر بر گردن معاون اول رئیس جمهوری بیفتد. اما خدا را شکر باتوجه به پتانسیل های موجود در چهره آقای جهانگیری، حالا حتی کاریکاتوریست های جوان و ناشی هم شانس خلق آثار قوی را پیدا کرده اند. از چهره هم که بگذریم آقای رحیمی معاون رئیس جمهور قبلی در بیان طنز شهره عام و خاص بود. به نظر من در زمینه طنز معاون اول ها همیشه باید پاکار باشند زیرا با دقت بیشتر در مرور تاریخ متوجه می شویم که رؤسای جمهوری اسلامی همگی روحانی بوده اند یا اسمشان روحانی بوده یا کسوتشان روحانی بوده و یا تو کار مسائل روحانی و هاله نور و این حرف ها بوده اند.

مسئله دیگر معرفی شدن کسانی است که گفته می شود در فتنه دستی در آتش داشته اند و این که مجلس چه واکنشی نشان خواهد داد. مثلا ممکن است مجلس به آقای زنگنه رأی اعتماد ندهد. به نظر من مجلس نباید خودش را وارد دعواهای سیاسی بکند و از شورای نگهبان باید یاد بگیرد. همانطور که شورای نگهبان در مورد آیت الله هاشمی آن تصمیم را گرفت و بعدش از «کهولت سن» ایشان سخن گفته شد، به نظرم مجلس هم باید آقای زنگنه را رد کند و مثلا بعدش از  «اضافه وزن» وی صحبت کند.

مسئله دیگر حضور نداشتن بانوان در این کابینه است و این بسیار جای تعجب است زیرا کارگزاران همواره دختران و همسران شایسته‌ای برای امر مدیریت داشته اند و فکر می کنم این بار هم خانواده هاشمی باید پیشقدم می شدند ولی گویا خانم فاطمه هاشمی نیز پست وزارت را رد کرده است و گفته است به دلیل مشکلات خانوادگی وقت ندارم و اخیرا در عین داشتن مسئولیت «بنیاد بیماری های خاص» باید مسئولیت «بنیاد زندانیان خاص» را هم به عهده بگیرم.

اما نکته ای که نمی توانم از آن بگذرم در خصوص آقای نهاوندیان، رئیس دفتر آقای روحانی است. ایشان در انتخابات اخیر هم در گروه مشاوران آقای ولایتی بودند و هم در گروه مشاوران آقای روحانی. جالب است بدانید ایشان هم شهروند ایران هستند و هم شهروند آمریکا. گویا ایشان از باب محکم کاری از هر چیزی دوتایش را انتخاب می کنند که جا دارد از همین جا ما به همسر ایشان هشدار دهیم و سپس از آقای روحانی بپرسیم مطمئنید ایشان رئیس دفتر کس دیگری نیستند؟

مورد بعدی این بوده است که گویا در این کابینه از افراد دولت احمدی نژاد استفاده نشده است. حال سوال ازدولت جدید این است که آیا در این دولت نقشی برای آقای احمدی نژاد در نظر گرفته شده است که جواب مثبت است. آقای احمدی نژاد قرار است در راستای شکافتن مرزهای دانش به دولت جدید کمک کنند. ایشان خود قبلا اعلام کرده بودند که حاضرند اولین انسانی باشند که به طور آزمایشی با سفینه ساخت ایران به فضا پرتاب می شود. دولت «تدبیر و امید» از این پیشنهاد آقای احمدی نژاد استقبال کرده است. در ضمن مجلس محترم نیز در این زمینه آمادگی خود را جهت همکاری اعلام کرده و آقای لاریجانی گفته است: «شخصا دکمه پرتاب را منعقد می کنم».