سیا ساکتی
۰۷:۲۶ - پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۷

آیا نمی دانند آدم مردن دارد؟! (گفتاری در فرهنگ ترافیک)

شاید خودتان نیز از آن هائی باشید که وقتی چراغ زرد می شود سراسیمه پدال گاز را فشار می دهید تا مبادا یک دقیقه مجبور شوید پشت چراغ قرمز به سیر آیات آفاقی و یا احیانا انفسی بپردازید…

صاحب نیوز- سعید امینایی

شاید برایتان اتفاق افتاده باشد (شاید نه! قطعا!) که در ترافیک سنگینی گیر افتاده باشید و پس از چند دقیقه ترمز و کلاچ گرفتن متوجه شوید راه باز شده و هیچ ترافیکی وجود ندارد. با نگاهی به آینه متوجه می شوید که همه این ترافیک حاصل یک پارک دوبل بوده و در این حالت اگر آدم مؤدبی باشید سری تکان می دهید و زیر لب جمله ای نامفهوم بر زبان می آورید و اگر از کوره در رفته باشید شلیک الفاظ رکیک شما جان و ناموس و آباء و اجداد مرحوم و غیر مرحوم آن راننده غایب را هدف قرار خواهد داد و شاید از این هم تجاوز کنید و هرچه راننده بی شعور و آن که به او گواهینامه داده… و جمهوری اسلامی و همه را از عنایات خود بهره مند سازید. و صد البته شاید زمانی را فراموش کرده اید که خودتان بدون توجه به هیچ چیز و هیچ کس، شاید اتومبیل خود را در جائی مثل همین جا پارک کرده باشید.

شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که پشت چراغ قرمز ایستاده اید و چراغ سبز می شود و همچنان اتومبیل و موتور سیکلت و دوچرخه مثل مور و ملخ با سرعتی بیشتر، بوق زنان که مبادا شما حرکت کنید، از خط عمود بر خط شما در حال عبور هستند و شاید خودتان نیز از آن هائی باشید که وقتی چراغ زرد می شود سراسیمه پدال گاز را فشار می دهید تا مبادا یک دقیقه مجبور شوید پشت چراغ قرمز به سیر آیات آفاقی و یا احیانا انفسی بپردازید.

و شاید شما از کسانی باشید که نماز اول وقت را در مسجد ترک نمی کنید و حتی حاضرید برای رسیدن به نماز اول وقت از چراغ زرد یا قرمز عبور کنید و برای شرکت در مراسم معنوی احیای شب قدر و توبه به درگاه حضرت الله، پارک سوبله کنید.

اگر دوران، دوران اخلاق بود، شاید بهتر بود از اخلاق می گفتیم و این که ظلم قبیح است، هر چند ذره ای باشد و به هر شکلی که باشد و از عاقل نباید سر بزند و اگر دوران، دوران اخلاق بود می گفتیم که با یک پارک دوبله در حالتی خوشبینانه پانزده دقیقه از وقت یک فرد جامعه به هدر می رود و فلان مقدار مصرف سوخت افزایش پیدا می کند و اگر این کار تکرار شود مصرف قرص قند و اعصاب و کذا و کذا چنین و چنان می شود. ولی گویا این گونه تعقل ها و تدبرها و حساب کتاب ها نیاز به فرصت دارد که ترافیک و مشکلات شهرنشینی فرصت تفکر و تعقل و تدبر را از ما گرفته و حتی سهل ممتنع ترین جمله اخلاقی را هم نمی توانیم به یاد بیاوریم که آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند…

حرف از فرهنگ شهروندی و حقوق اجتماعی زدن هم کاری از پیش نمی برد. چون جامعه است که فرهنگ را می سازد، نه این که فرهنگ جامعه را بسازد و رشد بدهد. قبول ندارید، فرهنگی تولید کنید و به جامعه عرضه کنید و این مشکلات فرهنگی را حل کنید، اگر هم حوصله تولید ملی ندارید، اضطرارا از کشوری صاحب فرهنگ، فرهنگ شهروندی وارد کنید تا موقتا مشکل حل شود، به امید روزی که به خودکفائی در تولید فرهنگ برسیم!

شاید بهتر باشد برای کسانی که مقید به روزه گرفتن و نماز اول وقت خواندن و مال حلال خوردن و در یک کلمه مذهبی بودن هستند، از فقه بگوئیم و این که حق الناس حرام است و حرمت آن اشدّ از حرمت زنا و روزه خواری و فلان و بهمان که حق الله است، معرفی شده و فلان تخلف از قوانین رانندگی باعث اتلاف وقت چند دقیقه ای چند نفر، بلکه یک ثانیه ای یک نفر می شود و این یک ثانیه ها است که ما را دچار چه گرفتاری ها که نکرده است؛

البته همه این ها در صورتی کارگشاست که برای فقه و فقیه ارزش قائل باشیم. من که فکر نمی کنم جامعه ای که بیشتر اعضایش خود را فقیه می دانند و به راحتی در مورد هر مسئله فقهی اظهار نظر می کنند زیر بار حرف فقیه دیگری! بروند، چرا که عقلاً، تقلید فقیه از فقیه جایز نیست!

شاید هم من اشتباه فکر می کنم. مگر می شود یک تخلف رانندگی، بهشتی را جهنمی کند؟ سبحان الله!