جواد عزتی
۰۹:۱۱ - جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۸

قوام روحانیت، لباس یا بندگی؟

گفتاری در باب لباس روحانیت

اخیرا در بعضی خبرگزاری ها مطلبی در اعتراض به استفاده نادرست از لباس روحانیت انتشار یافت که نظرات خوانندگان در زیر این مطلب بسیار تأمل برانگیزتر یا تأسف برانگیزتر از خود مطلب بود…

صاحب نیوز، سعید امینایی

اخیرا در بعضی خبرگزاری ها مطلبی در اعتراض به استفاده نادرست از لباس روحانیت در مجموعه های تلویزیونی انتشار یافت که نظرات خوانندگان در زیر این مطلب بسیار تأمل برانگیزتر یا تأسف برانگیزتر از خود مطلب بود. در این نظرات می توان نقطه عطفی را در چگونگی رابطه مردم با روحانیت و نگاه آن ها به لباس روحانیت به وضوح مشاهده کرد. مطلب و نظرات را خود بخوانید، قصد بنده از این نوشتار یادآوری نکاتی در مورد روحانیت و لباس روحانیت است که شاید مورد غفلت قرار گرفته است.

1-   عده ای، لباس روحانیت را لباس پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانند و احترام به آن را از این جهت می دانند؛ در حالی که این اطلاق در ابتدای امر شبهه این را به وجود می آورد که مگر نه این که پیامبر مثل بقیه مردم زمان خود لباس می پوشیده و حتی وقتی غریبه ای وارد مسجد می شده او را از دیگران تشخیص نمی داده؟ حقیقت این است که عبا و عمامه لباس سفارش شده اسلام برای هر مسلمانی است؛ خصوصا زمان اقامه نماز، و از ابتدا اختصاص به قشر خاصی نداشته است و همین الآن نیز بعضی از طوایف خاص از این لباس استفاده می کنند. شاید بتوان گفت علت تقدس و محترم بودن این لباس این است که معمولا اهل علم و اخلاق ملبس به چنین لباسی هستند و به آن افتخار می کنند و این باعث شده تلازمی ذهنی بین انسانیت و وارسته بودن و بین این لباس به وجود آید که چنین تلازمی تقدس وارستگی را به لباس سرایت می دهد.

2-   آنچه مقوم روحانیت است علم و اخلاق است و نه لباس. به قول آیت الله جوادی حفظه الله:

«پوشیدن یک کسوت مخصوص شرط نیست، لکن برای اینکه شناخته بشوند و جامعه به اینها دسترسی داشته باشد، یک جامه خاصی را هم در بر کردند. وگرنه در حقیقتِ روحانیت و در قوامِ روحانیت این اخذ نشده است. بودند بعضی از بزرگانی که تا پایان عمر جامه خاصی نپوشیدند، همان لباس عادی خود را در بر داشتند، لکن برای سهولت دسترسی به عالمان دین و شناختن آنها این جامه را می‌پوشند. این یک علامتی است نظیر اینکه ارتشی ها لباس خاصی دارند یا پزشکان در بیمارستان ها لباس مخصوصی دارند، تا بیمار وقتی که به بیمارستان مراجعه کرد به سراغ یک شخص معین برود، به سراغ دیگری نرود… کار طبیب درمان نفوس و کار ارتشی برقراری امنیت است. اما این جامه را برای این می‌پوشند که دیگران اینها را بشناسند و آسان‌تر به سراغ اینها بروند. پس در تشخیص قوام روحانیت همان دو عنصر محوری مورد بحث است یعنی هم عالم باشند هم عادل، تا بتوانند معلم کتاب و حکمت باشند».

بنابراین این را باید در نظر داشت که هر ملبسی روحانی نیست. ولی این نباید باعث شود که هر ملبسی، غیر روحانی تلقی شود و به علت رفتار بعضی ملبس ها، همه ملبس ها به باد انتقاد و سخریه و ناسزا گرفته شوند.

3-   وظیفه یک روحانی ملبس این است که هر رفتاری که مردم از آن اکراه دارند، از او سر نزند. چرا که او قرار است معلم شیوه زندگی و بندگی باشد و چنین معلمی لازم است جذابیت داشته باشد و این رفتارها از محبوبیت و جذابیت او می کاهد. بلکه بهتر است بگوئیم چنین رفتارهائی ذاتا از چنین معلمی سر نمی زند. چرا که شأنیت تعلیم پیدا کردن عارضی نیست و معلم بندگی باید خود بنده حقیقی باشد. برای مثال واضح است که یک ملبس اگر در ملأ عام آب دهان بیرون بریزد، در حال غذا خوردن صحبت کند، قهقهه بزند، با متانت راه نرود و یا در صحبت کردن از الفاظ سبک استفاده کند، نگاه مردم به او تغییر می کند و در این تغییر نگاه، البته، حق با مردم است. چرا که چنین شخصی نمی تواند معلم باشد و بهتر بگوئیم، نمی تواند روحانی باشد.

4-   آنچه در بند قبل بیان شد، وظیفه یک روحانی ملبس بود که البته این وظیفه همان است که باید از کوزه برون تراود. یعنی ذاتا یک روحانی چنین هست و یک غیر روحانی به سختی می تواند اخلاقا خود را یک روحانی معرفی کند، هر چند ملبس باشد. اما این که یک ملبس به وظیفه خود عمل نمی کند، نباید باعث شود مردم نیز وظیفه خود را فراموش کنند و رفتار ناشایست یک ملبس را پای روحانی بودن او بگذارند، و به عبارت منطقی تر، از یک استقرای ناقص، نتیجه ای کلی بگیرند و فجیع تر این که این نتیجه کلی را به اشتباه از ذاتیات روحانیت بدانند. چیزی که غالب مردم از روی تقلید یا تحت تأثیر جوّ ایجاد شده توسط عده ای هرزه گو؛ لااقل در گفتار، دچار آن هستند. یک انسان عاقل در برخورد با چنین مسئله ای می تواند رفتار ناشایست یک ملبس را، یک رفتار شخصی بداند که ناشی از عدم رعایت اخلاق و تهذیب نفس و در یک کلام عدم روحانی بودن شخص ملبس باشد.

5-   درست است که عده ای از روحانیون در رعایت اصول اخلاقی، خشک و غیر قابل انعطاف عمل کرده اند و بهمین دلیل بین خود و مردم فاصله ایجاد کرده اند؛ ولی این نباید باعث شود به بهانه جبران چنین فاصله ای از یک روحانی انتظار داشته باشیم رفتار خود را سبک کند تا مردم احساس کنند او نیز از خودشان است! چیزی که بعضی توجیه کنندگان مجموعه های تلویزیونی قائل به آن هستند.

6-   سوء استفاده برخی از لباس روحانیت و عدم رعایت شئون اخلاقی و عرفی توسط برخی ملبسین، نمی تواند باعث شود بگوئیم این لباس تقدس و احترام خود را از دست داده و بنابراین می توان نگاهی عادی به این لباس داشت.

7-   سردبیر محترم تأکید کرده طولانی نشود، وگرنه می شد مطلب را بیش از این واضح کرد. ولی برای عاقل اشارتی کافیست.