هاشمی رفسنجانی
۱۰:۰۹ - جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۸

عمل‏گرایی و حقیقت‏ جویی

به بهانه نظرات جدید هاشمی رفسنجانی درباره تکثرگرایی دینی

آقای هاشمی رفسنجانی در گفت‏گوی اخیر خود با عنوان «ضرورت ژرف‏ نگری در مطالعات قرآنی» به بحث درباره پلورالیزم دینی پرداخته است… لازم است با ارائه توضیحاتی این مسأله را جدی گرفت…

صاحب نیوز- علی رضا مکاریان پور

اول

آقای هاشمی رفسنجانی در گفت‏ و‏گوی اخیر خود با روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان «ضرورت ژرف‏ نگری در مطالعات قرآنی که روز دوشنبه 7 مرداد 1392 در صفحه حوزه این روزنامه درج شده است، به بحث درباره پلورالیزم دینی پرداخته است.

وی در این‏باره گفته است: «یکی از بحث‏ هایی که واقعا مهم است ولی یک مقدار تقیه‏ ها نمی‏ گذارد وارد شویم بحث ادیان دیگر است. حالا بسیاری از ادیان را – که در تاریخ بشر هست- ما خبر نداریم. ولی حداقل یهودی و مسیحی و در ایران خود ما زرتشتی و فرقه‏ های دیگر مثل صائبی و این‏ هایی که امروز هستند، قرآن به این‏ها پرداخته است. قرآن دو سه آیه دارد که من برای اولین بار از مرحوم راشد شنیدم -ایشان شب‏ های جمعه سخنرانی داشت و به این آیات رسید و شجاع‏ تر از همه ما که این احتمال را می‏ دادیم در رادیو این بحث را مطرح کرد-. او [راشد] می‏ گفت: همه ادیان ناجح [رستگار] هستند. اگر به دین خودشان عمل کنند اهل بهشت‏ اند و این‎طور نیست که حتما باید مسلمان باشند. البته به این شرط که به دین‏شان عمل کنند. قدری که آدم باریک می‏ شود بحث این است که اسلام هم در دین‏شان بوده چون آن‏جا برایشان روشن است که اسلام می‏ آید و حاکم بر همه این ادیان است. من فکر می‏ کنم یکی از مواردی که جای آن خیلی خالی است این است که آدم بتواند با ادیان دیگر هم‎کاری کند. دنیا دارد کوچک می‏ شود. مگر کسی به همین آسانی از عقیده‎اش – چه ارثی و چه علمی– دست برمی‏ دارد؟ ما باید این واقعیت قرآن را این‏جا نشان بدهیم.» (1)

هاشمی رفسنجانی در ادامه می‏ گوید: «به نظر من قرآن زمینه را خیلی باز گذاشته است. آیاتی که اواخر عمر پیامبر مثلا در سوره مائده نازل شده روابط ما با اهل کتاب را می‎گوید. این که شما می‎توانید از آن‏ها زن بگیرید، می‏ توانید غذایشان را بخورید و…

قبول این‎طور چیزها البته الآن خیلی آسان نیست. وقتی به کشورهای خارجی مسافرت می‏ کنیم چه محدودیت‏ هایی برای خود درست کرده‏ ایم. به خاطر احکامی که اکنون این‎جا رایج است.» (2)

***

دوم:

یکی از مسئولان دیگری که به ضرورت بحث تکثرگرایی پی برده آقای اسفندیار رحیم مشایی فرد پرحاشیه دولت آقای احمدی‏ نژاد است. (3) وی توانست رییس جمهور وقت را در اعتقاد به تکثرگرایی دینی با خود همراه سازد. ماجرای جنجالی رجعت چاوز که توسط احمدی نژاد مطرح شد به احتمال زیاد تحت تاثیر نظرات مشایی بوده است. نظرات مشایی با واکنش شدید (همراه با تخریب) برخی جریانات روبه‏ رو شد. به عنوان نمونه، آقای نبویان طی مصاحبه‏ ای مبسوط سعی کرد نظرات مشایی را به چالش بکشد. (4)

نبویان نظر خود درباره تکثرگرایی را این‏گونه مطرح می‎کند: «پلورالیسم نجات نیز مورد پذیرش ما است… من نمی‌گویم 5/5 میلیارد انسان از دایره انسانیت خارج‌اند، بحث من این است که اسلام حق است، حالا تکلیف غیرمسلمانان می‌تواند بر اساس پلورالیسم نجات و یا پلورالیسم بر اساس زندگی مسالمت‌آمیز قابل بررسی باشد.»

بگذریم از این‎که نبویان نظر خود را عین نظر اسلام و نظرات دیگران را التقاطی می‎داند و اصلا احتمال نمی‏‎دهد که اگر نظر مشایی به صواب نزدیک نیست (که حقیقتا هم نیست) شاید نظرات خود ایشان هم چندان اقناع‏ کننده و بازتاب‎دهنده حقیقت نباشد و در این‏باره حتی شک هم به خود راه نمی‏ دهد! اما حداقل در همین نظرات هم «پلورالیزم نجات» پذیرفته شده است.

***

سوم:

این دو نمونه که ذکر آن‎ها رفت، نشان از آن دارد که مباحث فکری فراوانی نه فقط در محافل دانشگاهی و تئوریک که حتی در بین مسئولان هم مطرح است که بیان‏گر نوعی دغدغه عمومی است. توجه داشته باشیم که هرگاه موضوعی از محافل روشن‎فکری و تئوریک به در آمد و به سطح عمومی کشیده شد باید آن را جدی گرفت.

موضوع حقانیت ادیان دیگر، و البته بسیاری از مسائل فکری دیگر مانند حقانیت عرفان و تصوف، توسعه (مدرنیزاسیون) و پیامدهای آن، ماهیت تکنولوژی و نسبت ما با آن، چگونگی برخورد با افرادی که به احکام الهی در جامعه عمل نمی‏ کنند و…، انبوه مسائلی هستند که در آینده بیش از پیش با آن‏ها درگیر خواهیم بود. دیگر نمی‏ توان از کنار پرسش‎هایی از این دست رد شد یا با پاسخ‏ هایی کلیشه‏ ای مخاطب را قانع کرد.

توجه داشته باشیم که پیامد رشد اقتصادی و افزایش رفاه آن است که مردم به غیر از دغدغه معیشت، بیش از پیش به مسائل فکری روی خواهند آورد و از این رو، این‎گونه مسائل، اذهان را مشغول خواهد ساخت. با توجه به گسترش ارتباطات و رسانه‏ ها، مردم دنیا به یک‏دیگر نزدیک شده‏ اند که این موضوع هم دغدغه‎های فکری متعدد و مشترکی را ایجاد کرده است. از این رو، در آینده نزدیک به مشکل اصلی جامعه یعنی مشکل اقتصادی، «مشکلات فکری» هم افزوده خواهد شد. آیا ما خود را برای چنین روزی آماده کرد‎ه‏ ایم یا این‏که مشکلات اقتصادی ما را از آینده‏ نگری غافل ساخته است؟

***

چهارم:

برگردیم به صحبت‎های آقای هاشمی:

«من فکر می‏ کنم یکی از مواردی که جای آن خیلی خالی است این است که آدم بتواند با ادیان دیگر همکاری کند. دنیا دارد کوچک می‏ شود. مگر کسی به همین آسانی از عقیده اش – چه ارثی و چه علمی– دست برمی‏ دارد؟… وقتی به کشورهای خارجی مسافرت می‏ کنیم چه محدودیت‏ هایی برای خود درست کرده‏ ایم. به خاطر احکامی که اکنون این‎جا رایج است.»

نکته‏ ای که در این‎جا حائز اهمیت است این که آقای هاشمی از منظری «پراگماتیستی و عمل‎گرایانه» به موضوع می‎نگرد. از نظر او مشکلات و موانع پیش روی ماست که باعث می‏ شود حقانیت ادیان دیگر را بپذیریم! نگاه به «حقیقت» از منظر عمل‏گرایی همان نقطه ضعفی است که نظرات وی را در سال‎های اخیر، با اصول انقلاب زاویه‎دار کرده است. اگر تکثرگرایی دین «حق» است باید آن را پذیرفت و اگر حق نیست باید آن را کنار گذاشت؛ خواه محدودیت‏ ها و موانع بر سر راه ما باشد یا نباشد. شاید اگر ایشان این «حقیقت‏ جویی» را لحاظ می‏ نمود امروز شاهد موضع‏ گیری‏ های دیگری از او بودیم.

به عنوان مثال، ایشان هیچ‏گاه مواضع خود درباره حقانیت «توسعه و مدرنیزاسیون به سبک غرب» را مورد تشکیک و حتی نقد قرار نداده است. چرا؟ نه به دلیل آن‏که این موضوع قابل شک نیست بلکه به این خاطر که با مواضع عمل‎گرایانه وی، فعلا در این‎باره صحبت کردن به صلاح نیست.

***

پنجم:

اگر در دهه 60 و 70 در مباحثی مهمی مانند پذیرفتن حقانیت دیگر ادیان سکوت عمل‎گرایانه شد و اکنون با تاخیر و با پرداخت هزینه به آن‎ها می پردازیم، اگر در دهه 60 [به عنوان نمونه] اقتصاد سوسیالیستی را به عنوان اقتصاد اسلامی مطرح کردیم و بعد با پرداخت هزینه از آن عبور کردیم، امروز هم «عمل‎گرایانه» از تبعات «توسعه و مدرنیزاسیون غربی»، از تبعات نپرداختن به تحقق عدالت، از تبعات عدم برخورد با فساد بوروکراسی و اداری، از تبعات عدم برخورد با آقازاده‎ها (5) فرار می‎کنیم اما شاید در دهه 90 و آینده نه چندان دور همین موضوعات گریبان ما را بگیرد!

پی نوشتها:

1- این گفته‎ها را به نقل از وب‎گاه عصر ایران با عنوان «تفسیر تازه هاشمی رفسنجانی از نگاه قرآن به ادیان دیگر» آورده ام.

2- برخی از روحانیون (بیفزایید برخی سیاسیون مانند آقای علی مطهری) که نسبت به نظرات مطروحه توسط مردان دولت احمدی نژاد، به دلیل خلاف شرع بودن واکنش نشان می‎دادند، درباره این نظرات آقای هاشمی سکوت کرده و آن‏ها را خلاف شرع اعلام نکرده‏ و اصلا نگران نشده‎اند!

3- آقای مشایی در سخنرانی خود در «مراسم ثبت میراث معنوی نیمه شعبان» به موضوع پلورالیزم دینی پرداخت.

4- مصاحبه آقای نبویان با خبرگزاری فارس را با عنوان «پلورالیسم و اومانیسم در مشایی موج می‌زند» بخوانید.

5- به عنوان نمونه، «ماجرای استات اویل» این روزها دوباره مطرح شده است.