Nagasakibomb
۱۱:۵۱ - یکشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۰

سیاحت غرب /

افسانه جنایت های جنگی بی شمار ایالات متحده

به نظر من استفاده از بمباران اتمی در ناکازاکی و هیروشیما هیچ کمکی به جنگ ما با ژاپن نمی کرد. زیرا ژاپن به دلیل اینکه راه دریا بر آنها مسدود شده بود و مورد هجوم نیروهای زرهی ما قرار گرفته بودند قبلا شکست خورده بودند . احساس من این است که این اقدام همان استانداردهای اخلاقی است که ما در قرون وسطی از بیگانه ها اقتباس کردیم.

دکتر گری کولز در مقاله ای با عنوان افسانه هیروشیما، جنایت های جنگی بی شمار و دروغ های ارتش آمریکا در طول تاریخ در مورد حادثه تاریخی بمباران هیروشیما می نویسد :

سه شنبه 6 آگوست 2013، 68 امین سالگرد بمباران شهر هیروشیما در ژاپن توسط آمریکا است. این ها در حالی است که تمامی حقایق و داستان های واقعی این موضوع در طی این سال ها با سانسور شدیدی مواجه شده است.

متاسفانه در تمامی کتاب های تاریخ که امروزه در آمریکا و انگلستان توسط معلمین تاریخ تدریس می شود و به شدت مورد سانسور قرار گرفته اند، بدون استثنا بیان می کنند که تمامی اقدامات ارتش این کشور ها در طول تاریخ در جهت وطن پرستی و دفاع از کشور بوده و تمامی اقدامات دشمنان این کشورها همواره وحشیانه و خصمانه بوده است. در همین کتاب هاست که تمامی دانشجویان و دانش آموزان آمریکایی با “پیروزی” آمریکا در برابر ژاپن در انتهای جنگ جهانی آشنا می شوند.

اولین اقدامات سانسوری در این زمان توسط ژنرال داگلاس مک آرتور انجام شد. اولین اقدام او در جهت پنهان کردن اتفاقات رخ داده در ژاپن دستور برای نابودی تمامی عکس ها ، ویدئوها و اسنادی که وضعیت وخیم هیروشیما را آشکار می کرد، را صادر کرد.

در سال 1995 موسسه اسمیتسونیان تلاش کرد تا این حس وطن پرستی کاذب 50 ساله در برابر اتفاقات  رخ داده در بمباران هیروشیما را با نشان دادن برخی حقایق و اسناد واقعی اصلاح کند. اما به دنبال برخورد غضبناک ، رهبری شده و از پیش تعیین شده ای توسط نیروهای راست گرا و دیگر گروه های ملی گرا، این موسسه مجبور شد تا قسمت های خاص و مهمی از داستان را سانسور کند.  این نمونه دیگری بود از دخالت گروه هایی با انگیزه سیاسی که با وحشت از آشکار شدن حقایق “غیر وطن پرستانه” رهبران قبلی آمریکا در برابر عامه مردم که از تغییر تاریخ جلوگیری کردند. درست مانند ویدئو ها و اسنادی که اقدام از پیش تعیین شده حمله به ساختمان تجارت جهانی در سال 2001 که منجر به کشته شدن بسیاری از مردم شد را تاکنون پنهان کرده است و یا اتقاقاتی که منجر به بهانه ای برای حمله به افغانستان و به راه انداختن جنگ و گرفتن جان مردم بی گناه شد.

تاریخ نگاران اسمیتسونیان که همواره بر روی سر خود اسلحه ها را احساس می کردند تمام تلاش خود را به کار بردند اما در فهماندن یک حقیقت به مردم ناتوان ماندند . اینکه جنگ م یتوانست در تابستان 1945 بدون انجام بمباران به پایان برسد و یا به عبارت دیگر بدون اینکه درگیری های اوکینوا که منجر به کشته شدن بسیاری از تفنگداران دریایی آمریکا شد، جنگ می توانست پایان یابد. هرچند به طور کلی هیج لزومی برای تصرف خاک ژاپن توسط آمریکا وجود نداشت، اتفاقی که زمینه تبلیغاتی برای توجیه کردن بمباران اتمی هیروشیما را فراهم کرد، اتفاقی که می توان از آن بعنوان تعریف جنایت جنگی و یا جنایت علیه بشریت یاد کرد.

سازمان های اطلاعاتی آمریکا و رییس جمهور ترومن , ماه ها قبل از این حمله به طور کامل از تلاش های بی وقفه ژاپن برای اعلام تسلیم شدن در جنگ باخبر بودند اما بازهم دستور برای خاکستر کردن خاک هیروشیما صادر کردند.

در دهه 80 اسنادی از سازمان اطلاعاتی آمریکا فاش شد که نشان می‌داد نقشه بزرگ آمریکا برای تصرف خاک ژاپن به هیچ عنوان ضرورتی نداشته است ، چراکه سفیر ژاپن در روسیه در سال 1945 در حال کار کردن بر روی مذاکرات صلح بود. ترومن تمامی این اطلاعات را در دست داشته زیرا با نوعی هک کردن دستگاه های ارتباطی ژاپن، آمریکا در جریان تمامی پیام های سیاسی و نظامی در ژاپن قرار می گرفته است. در 13 جولای سال 1945 وزیر امور خارجه ژاپن اعلام کرده بود : تسلیم بدون قید و شرط یعنی از بین رفتن پادشاهی در ژاپن تنها مانع موجود در راه صلح است.

ترومن و مشاورانش از این خواسته ها با خبر بودند، و جنگ می توانست با راه های دیپلماتیک و قبول کردن رهبری امپراطور که برای ژاپنی ها حکم خداوند را دارد، بدون خون ریزی بیشتر به پایان برسد. این خواسته ها همواره در برابر خواست آمریکا برای تسلیم شدن بدون قید و شرط ژاپن نادید گرفته شد. چه در زمان روزولت وچرچیل و چه در زمان ترومن خواسته امریکا به همین منوال بوده در حالی که ژاپن همواره بدنبال راهی برای مذاکرات صلح بوده است.

حتی وزیر جنک هنری استیمسون در این بار می گوید : ” سوال اینست که آیا آمریکا نمی توانست به جای بمباران کردن از راه های دیپلماتیک و یا حتی نظامی دیگری برای تسلیم کردن ژاپن استفاده کند؟ کابینه ژاپن در تابستان 1945 با اکراه در حال پذیرفتن شرایط صلح آمریکا بود، همانطور که بعد از بمباران سریعا این کار را انجام داد”.

این سخنان نشان می دهد که استیمسون نیز معتقد است آمریکا بی دلیل جنگ را به درازا کشانده است.

بعد از تسلیم ژاپن ، ژنرال مک آرتور با ادامه رهبری معنوی امپراطور ژاپن در این کشور موافقت کرد، همان چیزی که ژاپنی برای تسلیم شدن قبل از بمباران بارها در مذاکرات خواسته بودند.

حال شاید نیاز باشد برای مشخص شدن آنچه در پشت پرده اتفاق افتاده است، دو سوال زیر پاسخ داده شود :

1.چرا آمریکا حاضر نشد تنها شرط ژاپن مبنی بر باقی ماندن رهبری امپراطور این کشور را برای تسلیم شدن بپذیرد؟

2.چرا با اینکه پیروزی آمریکا در منطقه اقیانوس آرام قطعی بنظر میرسید، دست به بمباران زد؟

هادسون بالدوین یکی از تحلیل گران جنگ کمی بعد از جنگ جهانی دوم بیان کرد :

وضعیت ارتش ژاپن در جولای 1945 از لحاظ استرتژیک کاملا ناامید کننده بود.

ویلیام لی از مشاوران ترومن در کتاب خاطرات خود می نویسد :

به نظر من استفاده از بمباران اتمی در ناکازاکی و هیروشیما هیچ کمکی به جنگ ما با ژاپن نمی کرد. زیرا ژاپن به دلیل اینکه راه دریا بر آنها مسدود شده بود و مورد هجوم نیروهای زرهی ما قرار گرفته بودند قبلا شکست خورده بودند . احساس من این است که این اقدام همان استانداردهای اخلاقی است که ما در قرون وسطی از بیگانه ها اقتباس کردیم.

همچنین ژنرال آزینهاور اظهار می کند که چند هفته قبل از بمباران از ترومن خواسته تا این کار را متوقف کند :

“هیچ نیازی نیست تا ما با چنین ابزار وحشتناکی به آنها حمله کنیم، و افراد غیر نظامی را از بین ببریم. انجام چنین کاری بدون اینکه قبلا با انها حتی مذاکره ای کرده باشیم جنایت ما را دوبرابر خواهد کرد”

مواردی که باعث شد ترومن تصمیم به انجام چنین کاری بگیرد می تواند موارد زیر باشد :

1.آمریکا در طول زمان ، هزینه و زمان زیادی را برای ساخت این سه بمب صرف کرده بود، هزینه ای در حدود دو میلیارد دلار در سال 1940 و این بهترین فرصت برای بکار گیری این هزینه ها بود.

2. رهبران سیاسی و نظامی آمریکا همواره اشتهای سیری ناپذیری برای انتقام گرفتن داشتند به خصوص انتقام اتفاقات بندر پرل. هیچ اندیشه ای برای رحم و سازش برای آنها وجود نداشت و برای همین بمباران ژاپن را تصویب کردند.

3. مواد استفاده شده در بمب منفجر شده در هیروشیما از جنس اورانیوم بود و بمب منفجر شده در ناکازاکی از جنس ماده پلوتونیوم. کنجکاوی علمی یکی دلایل مهم تصویب این جمله بوده است. زمانی که یک شهر با بمب اورانیوم بمباران شود چه اتفاقی می افتد؟ زمانی که یک شهر با بمب پلوتونیوم بمباران شود چه اتفاقی می افتد؟

این تصمیم که از هر دو نوع بمب استفاده شود قبل از سال 1945 گرفته شده بود و قبول کردن تسلیم ژاپن بدلیل انگیزه های علمی تست این دو نوع بمب اصلا در برنامه کاری آمریکا جایی نداشت. هرچند فاصله سه روزه میان دو بمباران زمانی بود برای تسلیم سریع ژاپنی ها.

4.روسیه اعلام کرده بود که قصد دارد 90 روز بعد از پیروزی در اروپا در 8 می، با ژاپن نیز وارد جنگ شود. که این تاریخ در واقع 8 آگوست بود. دو روز بعد از بمباران هیروشیما. در 8 آگوست روسیه وارد ژاپن شد تا جنگ را آغاز کند اما سه روز بعد با بمباران ناکازاکی ژاپن تسلیم شد. آمریکا به هیچ عنوان علاقه نداشت تا ژاپن تسلیم روسیه شود و یا اینکه آمریکا مجبور باشد ژاپن را با روسیه تقسیم کند.

روسیه در ان زمان در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت در جهان و یک دشمن برای آمریکا بود. دشمنی که جنگ سرد را بره انداخت. و شاید بمباران هیروشیما گرفتن زهر چشمی از روسیه بود. بعد از تسلیم ژاپن زمین های بسیار کمی از این کشور خلاف انتظار روسیه به آنها رسید و جنگ سرد در سال های بعد اتفاق افتاد. گسترش سلاح ها و همچنین سلاح های اتمی نشان داد تا این دو کشور قادر هستند نسل انسان را از روی زمین با این سلاح ها نابود کنند.

80000 نفر از مردم عادی و 20000 نفر از جوانان غیر نظامی در هیروشیما در اثر بمباران کشته شدند. بقیه انها در اثر اثرات مواد رادیو اکتیو جان خود را از دست دادند و عده دیگری نیز بعد از این فاجعه عمر طولانی نداشتند. تا امروز نیز اثرات این بمب ها و مواد رادیو اکتیو منجر به مبتلا شدن عده زیادی از ساکنان به بیماری های ناشناخته و سرطان می شود.

اما وزارت جنگ آمریکا همواره نسخه ای از پایان جنگ آمریکا و ژاپن را منتشر می کند که در آن نام چندین اسطوره که نقش اساسی در کشتار مردم ژاپن داشته اند دیده می شود. از دیگر واقعیت های کتمان شده جرایمی است که آمریکا درطول تاریخ در کره شمالی ،ایران ، ویتنام ، لاوس ، لبنان ، کامبوج ، عراق ، کویت ، افغانستان ، پاناما ، هندوراس و هایتی مرتکب شده به علاوه نقشه های تروریستی و عملیات های مختلفی که تا کنون از آمریکا فاش شده است.

اما هنوز بسیاری از مردم آمریکا در تردید هستند که آیا کشورشان کار درستی انجام میدهد یا خیر؟ و قصد دارند تا نا امیدانه باور کنند که تمام نقشه های زیرکانه آمریکا برای براه انداختن جنگ و دخالت در امور سایر کشورها برای حفظ امینت جهان و کاپیتالیسم غارتگر است.

و این حقیقت دارد که ارتش آمریکا در بسیاری از موارد به عنوان متجاوز شناخته شده است و همواره به جای اینکه دلیل آغاز جنگ را توجیه کند و در آن تجدید نظر کند سعی میکند تا با از دست دادن جان سربازان و معلولیت انها پیروز از جنگ خارج شود، و این دلیل آنست که در کشورهای مختلف گروه های مختلف مثل کمونیست ها، شورشیان ضد آمریکایی و یا جنگجویان آزادی خواه از نیروهای آمریکایی بخواهند که به خانه شان بازگردند.

6 و 9 آگوست سال 1945، دو مورد از مواردی است که همواره سعی شده تا با شستن ذهن مردم آمریکا عنوان هایی مثل ” کشتار تصادفی در جنگ ” و یا ” درگیری دوستانه ” را بر این نسل کشی بنهند.

شاید برای نجات دادن یا احیای آمریکایی که به انسانیت وصلح پایبند باشد کمی دیر باشد. شاید کمی دیر باشد تا بتوان دموکراسی از بین رفته در آمریکا را احیا کرد. شاید دیر باشد تا رهبران خودخواه و حریصی که آمریکا را به مسیر نابودی می برند از قدرت پایین کشید.

شاید نیاز باشد تا بجای اینکه همواره مردم آمریکا در مقابل این جنگ طلبی ها و کشتارهای آمریکا سکوت کنند سعی کنند تا تاریخ را دقیقتر و واقعیت ها را هر چند تلخ مطالعه کنند و بیاموزند و با اعتراض و مخالفت با سیاست های دولت آمریکا کاری کنند تا آمریکا به سرنوشت المان نازی و یا ژاپن فاشیستی دچار نشود.