دکتر حسن روحانی
۰۸:۳۴ - دوشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۱

دسته کلیدی برای روحانی

چرا باید به دولت روحانی کمک کنیم؟!

علت اصرار رهبری بر کمک به دولت روحانی چیست و نسبت ما با این کمک خواهی چه خواهد بود؟ اگر خود را به آلزایمر اختیاری سوق ندهیم با کمی واکاوی پی میبریم که بر سر دولت های گذشته چه آمده است؟

صاحب نیوز- مصطفی قاسمی پور

 دولت یازدهم دکتر حسن روحانی در میان اوج رفاقت ها و همدلی های ملی کار خود را شروع کرد و در حالی سکان کشور را به دست گرفته که اولا هم انقلاب به ریل اصلی خود بازگشته و هم قطار پیشرفت و عدالت در بستر لازم برای حرکت قرار گرفته است. خدا را شکر کشور نه دچار تهدیدی فرامرزی است و نه بحران داخلی آنرا دچار آشفتگی کرده، اوج منحنی تحریم ها شکسته، تراز مالی صادرات و واردات برای اولین بار مساوی شده، بخش اعظمی از بدهی های خارجی پرداخت و وام سنگینی گرفته نشده، بزرگترین جراحی اقتصادی شروع شده، کشور در مقام رشد علمی دنیا قرار دارد، هم به باشگاه هسته ای ها پیوسته ایم و هم به معدود قدرت های فضایی. و نهایتا ایران محترم و مقتدر اینک رئیس دیپلماسی دوسوم دنیاست. و اینک یک سوال ساده: علیرغم تمامی این موفقیت ها و فتوحات چرا سکاندار کشتی انقلاب بارها و بارها بر کمک همگان به این دولت تاکید داشته اند؟

***

قبل از ورود به بررسی این سوال نگاهی اجمالی به سابقه این کمک خواهی برای دولت ها توسط رهبر فرزانه انقلاب خواهیم انداخت. با بررسی حکم های تفیذ و بیانات این مراسم مشاهد می کنیم که رهبری در دولت اول سازندگی کمک مردم را شرط اصلی باز کردن گره ها می دانند. در دو دولت خاتمی همواره 3 توصیه شکرگزاری، تلاش و اهتمام و آمادگی، توصیه ایشان بوده و البته در دولت اول اصلاحات تاکید می کنند که هواداران سایر کاندیداها نیز به رئیس جمهور کمک کنند. ایشان در دولت اول عدالت محور یعنی سال 84، همگان را به همکاری به رئیس جمهور در ساختن کشور دعوت کرده و نهایتا در سال 88 ما شاهد اوج استفاده از واژه کمک به دولت در رهنمودهای معظم له هستیم. در آن سال ایشان از همه رقبا می خواهند یکپارچه از رئیس جمهور حمایت کنند.

اگر خواننده خود را به آلزایمر اختیاری سوق ندهد با کمی واکاوی حافظه پی میبریم که بر سر این کمک خواهی در 6 دولت گذشته چه آمده است؟ بیانات رهبری در سال های بعد شروع دولت اول هاشمی نشان می دهد کمک در خور شأنی از مردم برای اداره کشور گرفته نشد و نهایتا شرکت سهامی اشرافی گری شکل گرفت. در دولت اصلاحات کمک هوادارن و رقبا منجر به تقسیم محترمانه قدرت و همه با هم دور سفره بودن شد و تلخ تر آنکه با استمداد از همگان برای کمک به دولت احمدی نژاد مثنوی 70 منی از کارشکنی ها و ایرادگیری ها رخ می نماید که اتفاقا بیشترین تقاضای کمک به دولت توسط معظم له در اوج فتنه بوده است یعنی همان جایی که کمترین کمک ممکن صورت گرفته است. حال مائیم و یک کمک خواهی دیگر به دولت آنهم با شدت و حدت بیشتر. به سوال اصلی برگردیم: علت این اصرار رهبری چیست و نسبت ما با این کمک خواهی چه خواهد بود؟

***

الف) شرایط تاریخی کشور و زیرساخت های بینظیر علمی و سیاسی انقلاب که در سال های اخیر ذره ذره جمع شده بدون شک دلیل اصلی این کمک خواهی است. حضور پیچ تاریخی می طلبد که همگان بجای سهم خواهی کمک خواهی را سرلوحه قرار بدهند. متاسفانه بسیاری از مدیران بالادستی ما با درک نادرست از تاریخ و سابقه این پیچ ها و البته شرایط آن، به آلاف و الوفی مشغولند که جز ترمز شدن برای قطار انقلاب چیزی ندارد. پس دولت روحانی باید موفق باشد و با اقتدار به پیش رود چون کاروان دلداگی انفجار نور 57 در آستانه 35 سالگی خود به پیچ ترین پیچ عمرش برخورد کرده است.

ب) انقلاب ما در آستانه چیدن ثمره مقاومت در جهان است. به سخره گرفن ابرقدرت ها و هراسی از تحریم و تهدید به دل راه ندادن کم کم اثرات خود را نشان می دهد. کشوری با بیشترین هجمه ممکن و البته زیباترین انسجام داخلی و مجموعا حفظ سرمایه مردمی اش. این نشان می دهد که دولت کنونی کوچکترین لرزشش در حرکت شتابنده دهه فعلی لطمات جبران ناپذیری برجای خواهد گذاشت.

ج) سطور ابتدائی مقاله را دوباره بیاد آوریم. فتح الفتوح های خیره کننده سال های اخیر ما را به مثابه یک قهرمان بین المللی نشان داده است و همه ما می دانیم قهرمان شدن راحت تر از نگه داشتن قهرمانی است!! پس دولت یازدهم علاوه بر حفظ قهرمانی های اخیر باید حریصانه به دنبال کرسی های دیگر اول شدن باشد و این یعنی عقب گرد و توقف ممنوع.

د) دولت روحانی در سرنوشت سازترین سال های چشم انداز 1404 قرار دارد. ما 12 سال دیگر باید آقای بلامنازع منطقه باشم. حداقل 4 سال از این سال ها در دولت روحانی قرار دارد. ما گرچه اکنون به بخشی از قله های تعریف شده آن زمان دست پیداکرده ایم ولی در برخی از هدف ها عقب هستیم و این در حالی است که رقبای جدی نیز داریم. باز هم بیاد آوریم نهیب چند وقت اخیر رهبری را که فرمودند (به مضمون) برخی از هدف های چشم انداز به شکلی است که اگر در همین زمان فعلی روی آنها کار و سرمایه گذاری نشود بعید است که دیگر محقق شود.

و) بدون شک دولت روحانی در همین ابتدای راه بدهکار مردم است. آنها حماسه سیاسی را رقم زدند و حال منتظرند منتخب شان هرچند در بلندمدت حماسه اقتصادی را رقم بزند. این یکی از وجه مشخصه های حمایت مردمی از دولت روحانی است. به تعبیر رهبری در رمضان امسال در صحنه بودن مردم نیز الزاماتی دارد که باید مدنظر قرار گیرد.

***

پنج مورد بالا بخش کوچکی از هندسه پیش روی دولت یازدهم است. هندسه ای آمیخته از واقعیات و آرمان ها. رصد نقاط ضعف و قوت پیش وی به ما گوشزد می کند که نه تنها فرصت خطا نداریم بلکه برای رفع برخی ضعف ها همین الآن نیز دیر شده است. مسئله جمعیتی کشور و در سطحی بالاتر بهم خوردن سبک زندگی اصیل اسلامی و ایرانی و متعاقبا از هم پاشیدگی نهاد خانواده، مشکلات معیشتی، تهیه و تنظیم نسخه اقتصاد مقاومتی و از همه مهمتر التزام عملی واقعی به مدل پیشرفت اسلامی – ایرانی.

حال کمی بهتر عمق این کمک خواهی را متوجه می شویم و خود را ملزم به رعایت آن می کنیم. جای تاسف است که برخی احساس می کنند شکست روحانی یعنی روی کار آمدن خودشان و در ناخودآگاهشان خواسته یا ناخواسته خود را بیگانه با این دولت می دانند. انتقاد بجای خودش، ولی بایستی این کمک خواهی به دولت روحانی را به عزمی ملی تبدیل کنیم.

و اما سخن آخر با خود دولت دکتر روحانی است: فراجناحی به معنای دولت ائتلافی نیست و اعتدال گرائی به معنای نشاندن نامحرمان بر سر سفره انقلاب تعبیر نشود. در اقدامی تاریخی و بیسابقه همه جریان ها و احزاب و کاندیداها و قوای کشور برای کمک به دولت تان اعلام آمادگی کرده اند؛ این رسالت سنگین شما را گران بارتر نیز می کند چرا که این شمائید باید بستر ورود این حجم از تجربه و پیشنهاد را به اجرائیات کشور فراهم کنید. حواستان باشد که ما باید به قله تشکیل تمدن نوین اسلامی برسیم و اینک قاطبه اقشار مردم حتی آنها که نسبتی با شما و جریانتان نمی دانند حاضر به کمک شما هستند.