هویت شناسی
۲۱:۳۸ - دوشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۱

بازخوانی جدیدترین اثر دکتر موسی نجفی

ذات و جوهر هویت ایرانی

هفته گذشته جدیدترین اثر دکتر موسی نجفی با عنوان «هویت شناسی» به همت نشر آرما روانه بازار نشر شد. در متن زیر نگاهی به مهمترین محورهای مطرح شده در این کتاب داریم:

صاحب نیوز- علی احمدی

یکی از بحث هایی که از دیرباز در محافل علمی مطرح بوده و به سطح جامعه کشیده شده است؛ مسئله هویت و چیستی آن است.

گروهی وجود هویت ملی و ایرانی را منکر شده اند. برخی صرفا بر هویت ایرانی با غلبه و تکیه بر هویت ایران باستان تاکید کرده اند و گروهی نیز به هویت اسلامی با نفی تمامی هویت ایران باستان پرداخته اند.

هفته گذشته جدیدترین اثر دکتر موسی نجفی با عنوان «هویت شناسی» به همت نشر آرما به قیمت 8000 تومان روانه بازار شد. این کتاب مجموعه مقالات، مصاحبه ها و سخنرانی های این استاد دانشگاه پیرامون نظریه هویت ملی در ایران و بازتاب آن در فرهنگ، تاریخ و سیاست است. در متن زیر نگاهی به مهمترین محورهای مطرح شده در این کتاب داریم:

هویت شناسی

هویت

نویسنده هویت را در کنار غیرت مطرح می کند. وی هویت را مجموعه ای از نگرش ها و ویژگی ها می داند که فرد را از دیگران متمایز می کند. این استاد علوم سیاسی همچنین در ورای هویت مباحث معرفت شناختی و هستی شناسی برای هویت متصور شده است.

نجفی که صاحب «نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان» در کرسی‌های نظریه‌پردازی است؛ هویت را دارای جوهره و ذات واحدی دانسته که سایر عوامل در کنار این ذات معنا می شوند.

بحران هویتی

نویسنده با بهره گیری از غنای مطالعات تاریخی به ریشه های بحران های هویتی پرداخته و بحران هلنی، عربی، ترکی و غربی را مهمترین این تهاجم های هویتی می شمرد و معتقد است بحران های عربی و غربی، توأم با ابزار هویت سازی بوده و می نویسد: «برخورد ایرانی ها با هر کدام از این بحران ها متفاوت بوده است. در مواجهه با بحران عربی، ایرانی ها به هر حال اسلام را پذیرفتند و این آیین را به هسته مرکزی و ذات وجودی خود راه دادند ولی در ارتباط با بحران غربی باید گفت پس از گذشت صد و پنجاه تا دویست سال ایرانی ها هنوز مفاهیم غربی را به منزله ذات و هسته خود نپذیرفته اند.» هویت شناسی، صص 56-57

دکتر نجفی درباره این تفاوت برخوردها معتقد است: «به نظر می رسد پاسخ مناسب این پرسش به بحث ما درباره نظریه ذات برمی گردد؛ یعنی هر ملتی برای خود ذاتی دارد که حقیقتی را بیان می کند و این حقیقت می تواند روح ملی یک ملت را نشان دهد. اسلام نزد ایرانی ها با این ذات مساوی و هماهنگ شده است. این ذات برای ایرانی ها نوعی حقیقت خواهی و دینداری است که با عنصر تعالی موجود در اسلام هماهنگ است. بنابراین نه تنها اجزای این حقایق با هم تنافر ندارند، بلکه نوعی جذبه بین آنها وجود دارد.» همان، ص 57

نویسنده همچنین ارتباط اجزا و روح هویت ملی با بحران غربی را در گرو برقراری نسبت بحران غربی با چیستی و کیستی مولفه های هویتی می داند.

عناصر هویتی

نجفی «اسلام»، «زبان فارسی» و «منطقه جغرافیایی ایران» را سه عنصر هویتی نامیده که در هر دوره ای با توجه به آنچه در سیر تاریخی و بستر زمانی بر ایران رفته، لایه های مختلفی را شکل داده است.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه در ادامه با اشاره به این لایه ها، لایه صفوی شیعی را به سبب تشکیل دولت ملی مستقل ایرانی بعد از نه قرن  برجسته تر قلمداد می کند.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب حقیقت تاریخی هویت ملی ایرانیان و هم چنین حیات معاصر ایران را در سه شبکه به هم پیوسته و تو در تو در نظر می گیرد که به ترتیب اهمیت و میزان تاثیر عبارتند از: هویت شیعی ایرانیان، هویت اسلامی ایرانیان و هویت ایران باستان.

دولت و ملت

دکتر نجفی در بخش دیگری از کتاب، از نوشته های استاد مطهری وام گرفته و مفهوم «ملت» را چنین معنا می کند: «امروز کلمه ملت به یک واحد اجتماعی گفته می شود که دارای سابقه تاریخی واحد  قانون حکومت واحد و احیانا آمال و آرمان های مشترک و واحد می باشد.» ص 126

نویسنده در ادامه به بررسی مفهوم کلمه ملت در یکصد سال اخیر می پردازد. وی معتقد است چند دهه بعد از دوران تحریم تنباکو و عصر مشروطیت تحول و تکاملی مهم در برداشت از مفهوم ملت روی می دهد که می توان به دو گرایش و تفسیر توجه داشت: «رویکردی مبتنی بر سابقه تاریخی و پیشینه فکری فلسفی عصر صفویه که در دوران قاجار با ایجاد فاصله و شکاف بین دولت و ملت و تقدس زدایی هر چه بیشتر از دولت قجری این مفهوم برای شریعت و علمای دینی به کار رفت.

در این مرحله ملت مفاهیم سه گانه شریعت و دین، مردم پیروان شریعت و در محدود جغرافیایی کشوری به نام ایران را شامل می شود.» ص 134

وی درباره رویکرد دوم تاکید می کند: «در رویکردی دیگری مفهوم ملت در معنایی صرفا تقلیدی از فرهنگ سیاسی غرب به کار رفته است.» ص 136

«به طور کلی جریان غرب گرای مشروطیت نه تنها برای مفهوم ملت بلکه برای مفاهیمی چون آزادی، مشروطیت، پارلمان، قانون، ترقی و… نیز فضا و افقی سکولار و تقریبا تطبیقی را در نظر می گرفت در حالی که جریانات دینی و اصیل مشروطیت چه آزادی خواه چه مشروعه خواه همه این الفاظ را در ذیل تفکر و تمدن و افق و عقلانیت اسلامی و وحیانی تفسیر و تعبیر می نمودند.» ص 138

نویسنده ریشه بسیاری از نظریات موجود در مقوله هویت ملی را در تعاریف برخواسته از رویکرد دوم می داند.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که هر چند مخاطبان کتاب دانشجویان و طلاب هستند اما به نظر می رسد در ارائه مباحث به توضیحات بیشتری نیاز بوده است.