donya talabegi
۱۱:۳۴ - یکشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۷

ورود به دنیای طلبگی

تا مدت ها به این دو مرد روضه خوان درس می داد. محل تدریس او مسجد شاه بود. تفاوت سن و جثه به اندازه ای بود که سید علی را در هاله ای از خجالت نگه دارد، اما او کارش را ادامه داد.

به گزارش تیم رصد صاحب نیوز، «شرح اسم» کتابی است با موضوع زندگینامه آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (مدظلّه العالی) از دوره تولد تا سال ۱۳۵۷ و همچنین کارنامه‌ای مختصر از آغازین کنش‌های سیاسی اجتماعی ایشان تا پیروزی انقلاب اسلامی، که به کوشش هدایت‌الله بهبودی از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی تدوین و منتشر شده است.

قطع نظر از نقش و موقعیت استثنائی ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بی‌تردید آیت‌الله خامنه‌ای یکی از عالمان تأثیرگذار در تبیین و ترویج اندیشه سیاسی اسلام و برآمدن انقلاب اسلامی ایران است. بنابراین، چنین پژوهشی به معنای بازخوانی و بازگویی بخشی از تاریخ مبارزات ملت ایران است.

سبک خاص مبارزات آیت‌الله خامنه‌ای، همراه با تقیه، به همان معنای خاص و اصیل اسلامی است، که هیچ ارتباطی به ترس و سکون و معانیِ منفعلِ مرسوم از تقیه ندارد. این تقیه به معنای مبارزه‌ تمام‌عیار است، به‌شکلی که دشمن متوجه این مبارزه نشود. این روش مبارزه، به‌روشنی در سیر کتاب مشخص است. اگر در بازجویی‌ها، عقب‌نشینی‌های ظاهری دیده می‌شود، این همراه است با حملات شدید و عمیقِ پیش و پس از بازداشت؛ و هدف، گمراه کردن ذهن دشمن است.

کتاب «شرح اسم» مشتمل بر ۸۰ عکس تاریخی است که تعدادی از آنها برای اولین بار منتشر شده است.

این کتاب ۷۶۶ صفحه‌ای همچنین مشتمل بر دهها سند از ساواک، شهربانی و دادرسی ارتش شاهنشاهی درباره دوران مبارزه و تبعید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای است که ناگفته‌های فراوان تاریخی را ارائه کرده است.

سبک کتاب، رواییِ مستند است. داستان اصلی را راوی می‌گوید و هرجا که لازم است، اصل سند آورده می‌شود. روایتِ راوی، ادبی، زیبا، گیرا و مبتنی بر اسناد یاد شده است.

هدایت‌الله بهبودی دلیل انتخاب عنوان «شرح اسم» برای خاطرات رهبری را چنین شرح می دهد: در اصطلاحی در علم منطق گفته می‌شود اگر نتوانیم به ذات یک حقیقت پی ببریم به شرح آن می‌پردازیم و دلیل انتخاب عنوان کتاب «شرح اسم» نیز همین است.

قطعاً «شرح اسم» یک اثر فاخر پژوهشی است و فضای جذاب ادبی و داستانی آن هم، سوار بر پایه‌ پژوهشی بودن است. تسلط بر تاریخ معاصر که منجر به رصد تیزبینانه‌ وقایع در حجم انبوهی از اسناد متفرق و بعضاً متعارض می‌شود، پرهیز از هرگونه تخیل، سنددار بودن هر آن چیزی که گفته شده، تاریخی بودن سیر کتاب با وجود جابجایی‌های زمانی‌ که در اسناد صورت گرفته و موارد متعدد دیگر، شاهدی است بر ادعای فوق.

آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد بخش چهارم این کتاب است.

در پایان دوره دبستان، آینده سید علی و راه پیش رو، همانا ورود به دنیای طلبگی، کسوت روحانیت و آموزش در حوزه های علمیه بود. «چه زمانی به فکر آینده افتادم؟ هیچ یادم نیست، اما اینکه در آینده زندگی خودم بنا بود چه شغلی را انتخاب کنم، از اول برای خود من و برای خانواده من معلوم بود. همه می دانستند که من بناست طلبه و روحانی شوم. این چیزی بود که پدرم می خواست و مادرم به شدت دوست می داشت. خود من هم علاقه مند بودم»

وی از پایان دوره دبیرستان تدریس می کرد. شاگردان او دو روضه خوان مشهدی بودند. رفته بودند پیش حاج سید جواد خامنه ای و خواسته بودند شرح امثله و صرف میر به آنها درس دهد. پدر هم آنها را حواله داده بود به پسر سیزده ساله اش، سید علی. «گفته بود لازم نیست مرا معطل کنید برای این کار، فلانی هم کافی است».

تا مدت ها به این دو مرد روضه خوان درس می داد. محل تدریس او مسجد شاه بود. تفاوت سن و جثه به اندازه ای بود که سید علی را در هاله ای از خجالت نگه دارد، اما او کارش را ادامه داد.