sif8CO_535
۱۳:۲۳ - یکشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۷

رفتار دکتر احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا، نماد منطق اسلامی

شکل گیری انقلاب اسلامی با سه شعار اصلی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» به ثمر رسید که حداقل دو اصل از این سه اصل بر پایه سیاست خارجه بنا شده است؛

جمهوری اسلامی که نوع پارادایم حکومتی ایران را در برابر دنیا مشخص می کند، استقلال نیز رابطه کشور با دولت های مختلف را در عینیت و عمل نشان می داد.

بر پایه این دو اصل امام خمینی (ره) اصولی را برای سیاست خارجه در نظر گرفتند که در قانون اساسی نیز با تلاش های شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و … بصورت کامل منعقد شد که عبارتنداز:

1 نفی سلطه جویی
2 نفی سلطه پذیری
3 حفظ استقلال همه جانبه
4 ممنوع بودن قراردادهایی که باعث سلطه بیگانه بر کشور می گردد.
5 آرمان خود دانستن سعادت انسان در کل جامعه بشری
6 به رسمیت شناختن استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل به عنوان حقوق همه مردم جهان
7 خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملل دیگر
8 حمایت از مبارزات حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در همه جهان
9 قبول پناهندگی سیاسی
10 تفکیک ناپذیری آزادی، استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور
11 دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان
12 عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر
13 روابط صلح آمیز و حسنه متقابل با دُوَل غیر محارب
14 احترام به قراردادها و معاهدات بین المللی
15 حل اختلافات بین المللی از طریق مسالمت آمیز و پذیرش حَکَمیت بر اساس حق و عدل
16 تعاون و مشارکت و نقش فعال داشتن در امور بین المللی
17 مقابله به مثل در موارد لازم
18 تقدیم و ترجیح روابط با کشورهای اسلامی بر کشورهای غیر اسلامی
19 رعایت عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی

در بررسی تاریخ جمهوری اسلامی می توان دو مقطع را نقاط عطف این اصول در روابط بین الملل جمهوری اسلامی در نظر گرفت. مقطع اول دهه شصت و دولت آیت الله خامنه ای است که مواضع جمهوری اسلامی در خصوص ناعادلانه بودن ساختارهای بین المللی بویژه سازمان ملل، آغاز شکل دهی جبهه انقلاب اسلامی، تثبیت روز جهانی قدس و تاسیس جنبش حماس، امل، حزب الله و … دانست. البته در این دوران به دلیل تحمیل 8ساله جنگ انرژی جمهوری اسلامی در دو نقطه پخش شد.

روی کارآمدن دولت هاشمی و تلاش وی در هضم شدن در اقتصاد بازار آزاد و استقراض از صندوق بین المللی پول بخشی از این اصول کمرنگ شد و عدم درک درست خاتمی از پدیده انقلاب اسلامی به عنوان یک ایدئولوژی که بصورت ماهوی در تناقض با غرب است و طرح مسائلی چون گفتگوی تمدن ها و جامعه مدنی باعث شد بخش دیگری از این اصول به محاق رود.

از سوی دیگر تغییر ادبیات سیاست خارجه در دوران اصلاحات از «عزت‌مداری» به «تملق‌گویی» باعث پیشروی مخالفان جمهوری و به تعبیر رهبر انقلاب «گستاخی غرب» شد. حال در این فضا دولت احمدی نژاد روی کار آمد.

احمدی نژاد در ابتدای حضورش چند عملکرد سازنده برای بازآوری این اصول انجام داد که از مهمترین این اقدامات حمله مستقیم به ساختارهای ناعادلانه بین المللی بویژه حق وتو در سازمان ملل، توجه به مجمع عمومی سازمان ملل بود. از طرف احمدی نژاد با برقراری ارتباط با کشورهای مختلف جهان تعریف دیگری از جهان برای سیاستمداران متصور شد و جامعه جهانی را از محدوده آمریکا و چند کشور اروپایی در آورد که این برای شکل دهی جبهه انقلاب اسلامی بسیار مثمر ثمر بود و شاید حضور 120 کشور در اجلاس عدم تعهد تنها یکی از نتایج آن بود.

رهبر انقلاب نیز با تایید این نوع دیپلماسی آن را منبعث از اسلام انقلابی دانسته اند و فرمودند: «دیپلماسی ما باید با روحیه‌‌ی انقلاب همراه باشد – یعنی اسلام انقلابی – این است که به ما بُرش میدهد. امروز ملتهای منطقه از جمهوری اسلامی خوششان می‌‌آید، به خاطر موضع مستقل اسلامیِ شجاعانه‌‌اش؛ این باید محفوظ باشد. در جاهای مختلف دنیا، مردم از مسئولان جمهوری اسلامی که این شجاعت را، این استقلال را، این نترسی را بیشتر بروز میدهند، بیشتر خوششان می‌‌آید. خب، این نشانه‌‌ی این است که راه این است. دیپلماسی ما باید در این جهت باشد؛ که خب، خوشبختانه دوستان زحمتهای زیادی میکشند.( 1391/06/02) امروز در عرصه‌ی بین‌المللی دیگر این‌طور نیست که مسئولان کشور ما مجبور باشند دنبال حرف سیاستمداران و سیاست‌سازان بین‌المللی بدوند؛ نه، ابتکار عمل در دست مسئولان ماست.»

از سوی دیگر مسئله‌ی اعاده‌ی عزت ملی و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده‌طلبی سیاستهای دیگران و ترک شرمندگی در مقابل غرب و غربزدگی را هم انسان در این دولت احساس کرد؛ که حاصل آن عزت ملی و استقلال حقیقی و معنوی بود. استقلالی که هویت و عزت ملت را به همراه داشت و در مقابل متعرضین و مستهزئین، شرمنده‌ی اظهارات و جایگاه خود نبود.

اما شاید مهمترین عملکرد این دولت در عرصه بین الملل به ایجاد یک دیپلماسی عمومی فعال باز گردد. دیپلماسی عمومی همانا تلاشهای یک دولت برای اطلاعرسانی،ایجاد درک متقابل، و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از: تبادلات علمی-دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمترسانی، و در نهایت، انتشارات.

حضور رئیس جمهور در سازمان ملل و سفر به کشورهای مختلف جهان بجای محدود کردن مخاطبین جمهوری اسلامی به چند کشور اروپایی که تعارض مستقیم شان با جمهوری اسلامی مشخص است در راستای همین دیپلماسی فعال عمومی صورت گرفت و البته عملکرد هایی همچون حضور در دانشگاه کلمبیا موید همین دیپلماسی عمومی است.

احمدی نژاد با حضور در دانشگاه کلمبیا، صبر و تحمل و پاسخ های منطقی و بی توجهی به بی احترامی ها باب جدیدی در دیپلماسی عمومی کشور برای اندیشمندان جهان گشود. رهبر انقلاب در دیدار اساتید و روسای دانشگاه‌ها در مهر ماه سال 86 از آن جلسه اینگونه می گویند:« تمهیداتی صورت گرفته بود؛ بیست و چند تا کانال تلویزیونی امریکا و اروپا را بیاورند آنجا که مستقیم مراسم را پخش کنند، با آن کاری که انجام دادند و آن رفتاری که متأسفانه رئیس آن دانشگاه انجام داد که حقاً و انصافاً رفتار نامناسبی بود و رفتار یک شخصیت دانشگاهی نبود؛ بلکه حتّی رفتار یک آدم باشرف هم نبود.

بنابراین پیدا بود که تمهیداتی کرده اند برای اینکه طرف را عصبانی یا شرمنده کنند؛ منفعل کنند و این را همیشه به عنوان یک سند زنده در جنجالهای تبلیغاتی و سیاسی در دست داشته باشند؛ ولی خدای متعال این را عکس کرد و درست آنچه که میخواستند انجام بدهند، نقطه ی مقابل آن بحمداللَّه انجام گرفت و دیدید که تصدیق و تأیید هم کردند. و من اعتقادم این است که در محیط های دانشگاهی، همچنان این مسئله به این زودیها در آن کشور از بین نخواهد رفت، به عنوان یک سؤال، به عنوان یک مسئله، به عنوان یک مطلب که چه بود قضیه، ادامه پیدا خواهد کرد.

ایشان با اشاره به تشریح نگاه عمیق اسلام به علم در جلسه دانشگاه کلمبیا افزودند: البته پیداست که منطق جمهوری اسلامی، آنجا گفته شد؛ منطق دین گفته شد؛ بحث خوبی راجع به نگاه اسلام و دین به علم، نور بودن علم و در دست خدا بودنِ نورافکن علم – که اینها بحث‌های خوبی است – مطرح شد. اشتباه میکنند کسانی که فکر میکنند در محیط های فرنگی – حالا اروپائی، امریکائی – وقتی حضور پیدا میکنند، باید همان حرفهای خودِ آنها را – صد سال است، دویست سال است که از این حرفها دارند میزنند – تکرار کنند و به خودشان بگویند؛ اینها حرف نشد، اسلام حرف دارد.»