احتمال تغییر در آرایش انتخاباتی نامزدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری
۱۳:۵۴ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

احتمال تغییر در آرایش انتخاباتی نامزدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری

از جمله ممیزات انتخابات آتی ریاست جمهوری با سایر انتخابات هم سطح خود، آن است که در انتخابات آتی بیش از آنکه سیاسیون پرچم دار صحنه و صحنه گردان آن باشند،‌ اینک مردم و نخبگان متصل به دغدغه های مردم انقلابی یک دغدغه اصولی دارند و آن این است که رهبری فرزانه ا

به گزارش صاحب نیوز به نقل از بی باک هر چه به انتخابات ریاست جمهوری آتی نزدیک می شویم صحنه انتخابات پیچیده تر می شود تا جایی که  همه فعالان سیاسی و رسانه ای اذعان دارند انتخابات آتی یکی از پیچیده ترین انتخاباتهای بعد از انقلاب است. سناریوهای پیش رو و متغیرهای تاثیرگذار در انتخابات آنقدر متکثر و متنوع است که هیچ فرضیه و سناریوی قطعی پیرامون حاشیه و متن انتخابات قابلیت جمع بندی نهایی ندارد.

روندپژوهی و تاریخ پژوهی انتخاباتهای ریاست جمهوری سالهای 76 و 84 که پایان دوره کامل یک دولت و آغاز مقطع جدیدی در مدیریت اجرائی کشور است، نشان می دهد- صرفنظر از فرد منتخب- رفتار انتخاباتی مردم غیر قابل پیش بینی و متفاوت از طراحی های و مهندسی احزاب و محفل های سیاسیون بوده و نظرسنجی ها معمولاً غیر معتبر شده و در هفته های آخر، امواج انتخاباتی فعالان انتخاباتی و کاندیداها را غافلگیر نموده است. انتخابات 92 نیز از این قاعده مستثنی نیست. مجموعه هایی که در تدارک طراحی انتخابات هستند با عناوین مختلف در رسانه ها ظاهر می شوند جبهه متحد اصولگرایان، ائتلاف سه گانه 1+2، شورای هماهنگی اصلاحات و …، ولی اندکی تأمل در حال و هوای مردم نشان می دهد که مردم با بی تفاوتی نظاره گر مصاحبه ها و نشست ها و ائتلاف ها و همایش ها در حال و هوای دیگری هستند و البته مردم با بصیرت چشم انتظار و مترصّد مواضع انتخاباتی رهبر انقلاب و شاخصه های ارائه شده از سوی ایشان و نیز رصد رفتار کاندیداهای انتخاباتی هستند.
 


 در هفته های پایانی سال 91 نشانه هایی از موج مردمی جدید نیز به چشم می خورد و کم کم آشکار می شود که مکانیزم تصمیم گیری مردم که ناشی از دینامیزم انقلابی و ارزشی و عدالتخواهی آنهاست با مکانیزم های تصمیم سازی محافل و حلقه ها و گروههای سیاسی تفاوت ماهوی و شکلی فراوان دارد و اصولاً مردم به شیوه دیگری فکر می کنند و به شیوه دیگری می اندیشند.

از جمله ممیزات انتخابات آتی ریاست جمهوری با سایر انتخابات هم سطح خود، آن است که در انتخابات آتی بیش از آنکه سیاسیون پرچم دار صحنه و صحنه گردان آن باشند،‌ اینک مردم و نخبگان متصل به دغدغه های مردم انقلابی یک دغدغه اصولی دارند و آن این است که رهبری فرزانه انقلاب اسلامی چه شاخصهایی بیان خواهند کرد و چه ریلی را برای انتخابات مهیا می سازند. مهم برای مردم آن است که شاخص های رهبری چیست و ایشان چه اولویت هایی را برای انتخابات آتی مطرح می سازند تا پس از آن مردم به مصادیق در میان صحنه ابراز تمایل کنند. برای مردم میزان هماهنگی کاندیداها با منویات و تدابیر تفصیلی و اجمالی رهبری بسیار مهم است.

مردم اینک انتخابات را محلی برای بسط ید ولی فقیه می پندارند و درصددند تا با کسانی که در خیال واهی قبض ید ولی فقیه زمان به سر می برند، در موعد انتخابات تسویه حساب نمایند. مردم از رفتار سیاست بازان فتنه گر و انحرافی مسلک در تمرّد از اوامر و نواهی رهبری به شدت گله مند هستند.

البته وقتی موسم انتخابات فرا می رسد همه جریانات سیاسی دم از مردم زده و به هر مناسبت بر پایبندی خود به مردم و اعتقادات آنان سخن می گویند. اما مع الوصف وقتی زمان، زمان انتخابات نیست و یا زمان انتخابات به پایان می رسد، خط نمایی ها و خط دهی ها و تفسیرهای مختلف از رفتارهای مردم جایگزین شده و مردم به سمبلی برای پیاده سازی خواسته های برخی سیاسیون و جریانات حزب مدار تبدیل می شوند.

این در حالی است که نقش مردم در کلمات رهبر کبیر انقلاب اسلامی و امام خامنه ای در طول  سی واندی سال گذشته فصلی و موسمی نبوده و این نقش، نقش جاودان، محرک و تثبیت کننده و نظارت کننده بر انقلاب اسلامی است.

اگر چنین نگاهی در فضای سیاسی کشور دمیده شود، بسیاری از آسیب هایی که دامن خواص و جریانات را درنوریده مرتفع خواهد شد و نیز بسیاری از آفت های قدرت خواهی و قدرت طلبی بر طرف خواهد شد. در ماههای آتی مردم مدیریت صحنه انتخابات را به دست خواهند گرفت و نقش محوری خود در یافتن و گزینش و کاندیداتوری چهره های اصیل و اصولگرا را ایفا خواهند کرد.

به نظر می رسد پس از سی و پنج سال از انقلاب اسلامی . بویژه بعد از سوم تیر سال 84 صدای مردم باید در میان صحنه گزینش های انتخاباتی رساتر به میان آمده و مردم واضح‌تر از قبل به عنوان تعیین کننده و نقش آفرین انتخاباتی به رسمیت شناخته شوند. در همه انتخاباتهای آزاد بعد از انقلاب مردم کنشگر اصلی انتخابات بوده‌اند؛ اما این بار نظام امت – امامت تجلّی جدیدی خواهد داشت و از مرحله دولت اسلامی به مرحله کشور و جامعه اسلامی وارد خواهیم شد. سنگ زیرین این انتقال از مرحله سوم به مرحله چهارم انقلاب اسلامی (بر اساس مراحل پنج‌گانه ترسیمی از سوی رهبر انقلاب) تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر مبنای تحقق شاخصه‌های هویت اسلامی و با مدخل سبک زندگی اسلامی است و طبعاً مردم رکن اصلی تحقق شیوه های زیستن و سبک زندگی اسلامی و حیات طیبه قرآنی هستند.

این مردم نه مردمی اند که بنابر نظریه مطرود جریان اصلاحات -که عملا نیز حتی نظریه خود را زیر پا گذاردند – پایه مشروعیت نظام قرار گیرند، بلکه مردمی اند که در عصر غیبت بهترین مردم و مورد تایید ترین مردم از سوی امام راحل و رهبری فرزانه انقلاب شمرده و بارها جلوتر از مسئولین و خواص، موقعیت های سیاسی را شناخته اند. این مردم، مردمی اند که گوش به فرمان ترین افراد به سخنان رهبری و مطیع ترین آنان به این جایگاه رفیع اند. مردم ما مردمی اند که بصیرت شان در اوج قرار دارد و در شناخت مواضع رهبری از همه تیز بین تر و هوشیار ترند. مردم خالق 34 راهپیمایی مردمی 22 بهمن و 9 دی 88 هستند و در پازل سیاسیون و منفعت طلبان بازی نخواهند کرد.

برای همین است که تدابیر سیاسیون برای مدیریت مردم و قبولاندن نظرات خود به مردم اغلب به گِل می نشیند. از این بابت است که وقتی در انتخابات سال 84 اکثریت جریانات داخلی و خارجی سیاسی معارض با انقلاب اسلامی، درصدد تحمیل گزینه خود به مردم بودند، وقتی آنان حتی با نظرسنجی‌ها و نظرسازی‌ها جایی برای مردم قائل نبودند، وقتی نه تنها گزینه عدالتخواه را رأی آور ندانسته که حتی او را در عداد دیگر گزینه ها نیز قرار نمی دادند، به یکباره مردم بر آشفته و رای خود  را در نظام مردمسالار اسلامی به کرسی نشاندند. هر چند آن فرد در دوره دوم ریاست جمهوری خود به عهدی که با مردم بسته بود وفادار نماند.

از این روست که اگر جریانات سیاسی بخواهند حتی عملگرایانه و مصداقی نیز مورد اقبال واقع شوند باید اولا شاقول خود را با رهبری حکیم و فرزانه  انقلاب اسلامی هماهنگ ساخته و در وهله بعدی، حرف حقیقی مردم را بشنوند. قرائن نشان می دهد این بار هم مردم متفاوت تصمیم بگیرند و فضای عمومی مردم، بدنه رأی اصولگرایان و متدینین نشان می دهد که مردم 1+2 خود را جایگزین 1+2 سیاسیون کرده اند!

نظرسنجی های هفته های اخیر که فضا کمی انتخاباتی تر شده است و فضای غلیظ و اصولگرایانه تشکلهای دانشجویی و عدالت طلب و جوانان آرمانگرا و خالقان حماسه های سوم تیر و نهم دی نشان می دهد که تکاپوی نسل تأثیرگذار انقلاب، آغاز شده است و به زودی معادلات انتخاباتی جابجا خواهد شد.

 نامه 313 دانشجوی دانشگاه تهران خطاب به دکتر سعید جلیلی و دکتر کامران باقری لنکرانی و موج وبلاگی گسترده ای که برای سعید جلیلی ایجاد شده نشان می دهد که این دیپلمات انقلابی که صریح و صادقانه سخن می گوید، مورد اقبال طیف های موثر از دانشجویان است. اظهار علاقه گسترده مردم به وی در راهپیمایی ها و مجامع عمومی و تقاضاهای جدی طبقه مستضعفین از این دولتمرد ساده زیست حاکی از ظهور یک کاندیدای مردمی در صحنه انتخابات است. گزینه دیگر وزیر خوش بیان و موفق دولت نهم یعنی باقری لنکرانی است که با آغاز سخنرانی ها و برنامه های انتخاباتی صحنه انتخابات را تحت تاثیر قرار خواهد داد. وی با وجاهت قابل توجهی که در طبقه متخصصین و نیز طرفداران منطق سوم تیر دارد می‌تواند در صورت حمایت ستادهای مردمی یکی از امیدهای جدی رقابت با جریانات مدعی باشد.

 جلیلی و لنکرانی در عرصه‌هایی که حضور داشته‌اند، جمع بین کارآمدی و انقلابی‌گری را به نمایش گذاشته‌اند. در کنار این دو عامه مردمی که به حداد عادل در انتخاباتهای مجلس اخیر به عنوان نفر اول تهران اعتماد کرده‌اند و در این زد و خورد مشمئز کننده سران قوا، خاطرات خوبی از رفتار ریاست مجلس هفتم دارند، هنوز به او نیز به عنوان کسی که خود را تابع رهبری می داند، اعتماد دارند و در صورت قرار گرفتن حداد عادل در جایگاه کاندیداتوری ریاست جمهوری، آرامش و منطق و اخلاق وی می تواند آب سردی بر آتش رفتارهای انتخاباتی فتنه‌گرانه و منحرفانه باشد. وجاهت دکتر حداد عادل در میان نخبگان و مواضع به موقع وی در فتنه 88 نیز عوامل موثری در نگاه مثبت توده های مردم به اوست. شاید الان همه به خوبی درک می‌کنند که اگر او در جایگاه ریاست مجلس بود بسیاری از بداخلاقیهای احمدی نژاد و رفتارهای متقابل مجلس اجازه ظهور نمی یافت.

هر چند حضور او در ائتلاف موسوم به 1+2 موجب تعجب و همنشینی او با یکی از ساکتین باعث انتقاد بخشهایی از مردم شد و توقع می رفت حداد عادل با کسانی ائتلاف کند که با او سنخیت گفتمانی و رفتاری دارند و روشن است که عناصری همچون جلیلی و لنکرانی از حیث گفتمانی و عملکرد، قرابت و نزدیکی روشن تری با حداد عادل دارند. با همه اینها شاید در ماههای آتی افراد دیگری بتوانند سبد رأی و نظر حزب الله و بدنه رأی اصولگرایان را به خود جلب کنند. اما همه این چهره های موجه نباید فراموش کنند که سبد رأی آنها یکی است و بی تردید هیچ یک از این گزینه هایی که برشمردیم با میل و رغبت و اصرار خود، پا به عرصه نخواهند گذاشت اما باید در نظر بگیرند که اقبال عمومی به کدام یک بیشتر است و در آن صورت بقیه دست یاری به سوی چهره مقبول دراز کنند.

از یاد نبریم که «نظرسنجی‌ها» اگر نظرسازی نباشد ذهنها را می خوانند و حتی اگر کاملا علمی و واقعی انجام شوند، بیان کننده قلوب و دلها نیست و از آن بی‌خبر است و در نظام حق که تشریع آن مطابق تکوین آن است، دلها و قلوب در اختیار خداست و خدا بر مبنای چینش حکیمانه آینده انقلاب اسلامی قلوب و دلها را هدایت خواهد کرد.

در کنار اینها و در طول مبانی متعددی که برشمردیم، هنوز متغیرهای متعددی امکان جابجائی و افزوده شدن به فاکتورهای موجود را دارند. مسائل دیگری که صحنه انتخابات آتی را غیر شفاف و غیر قطعی می کند آن است که دو بازیگر اصلی فضای سیاسی سالهای اخیر- هاشمی و احمدی نژاد- هنوز مشت خود را باز نکرده اند. در هر حال به نظر می رسد بسیاری از کسانی که خود را مدیر و مدبّر و طراح صحنه ها و آرایش های انتخاباتی می دانند، از اضلاع اصلی این آرایش انتخاباتی غافلند. قطعا شاخصه های مدنظر رهبری که با مردم در میان خواهند گذاشت و ذائقه مردم که با ذوق رهبری تنظیم می شود، روزهای متفاوتی را رقم خواهد زد. انتخابات پیچیده، چندوجهی و پرماجرایی پیش روی ماست.