یمن
۰۹:۴۷ - پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۰

نیم نگاهی به ماجرای حمله عربستان به یمن

دلایل واقعی تجاوز عربستان به یمن چه بود؟

عربستان مدعی است که این تجاوز نظامی با هدف ایجاد ثبات، امنیت و یکپارچگی در یمن طراحی کرده و این کشور به دنبال نابودی حوثی ها و بازگرداندن حکومت منصور هادی به قدرت است.

به گزارش صاحب نیوز به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قلمکده مریم عمادی  در طول تقریبا یک ماه از اواخر ماه مارس تا ۲۱ آوریل سال جاری،  یمن شاهد درگیری هایی میان سه گروه انصارالله، القاعده و قبایل مورد حمایت عربستان بود. مهم ترین بازیگر خارجی دخیل در این بحران، کشور عربستان می باشد که عملیات طوفان قاطع را با ائتلاف چند کشور دیگر علیه یمن آغاز کرده است.

عربستان مدعی است که این تجاوز نظامی با هدف ایجاد ثبات، امنیت و یکپارچگی در یمن طراحی کرده و این کشور به دنبال نابودی حوثی ها و بازگرداندن حکومت منصور هادی به قدرت است. بنابراین تمام نیروهای هم پیمان عربستان با محوریت عبد ربه منصور هادی در عدن گردهم آمده ند تا جبهه منسجمی را علیه انصارالله و هر نیرویی که بخواهد خارج از اراده عربستان در یمن حضور یابد، تشکیل دهند.

عربستان تلاش داشت با تکیه بر یک ائتلاف منطقه ای، نه فقط از قدرت گیری نیروهای کمیته مردمی انصارالله جلوگیری کند و با افزایش هزینه های مردمی، مشروعیت این گروه را زیر سوال ببرد، بلکه با در فشار قرار دادن گروه های یمنی، منصور هادی را به قدرت بازگرداند و آینده ساختار قدرت در یمن را در دست بگیرد.

به همین دلیل، ریاض برای مشروع نشان دادن این حملات و غیرقانونی اعلام کردن نیروهای وابسته به کمیته مردمی انصارالله تبلیغات زیادی کرد. نکته قابل توجه در این زمینه، حضور منصور هادی در رسانه ها و نشست های سیاسی- منطقه ای به عنوان رییس جمهوری قانونی یمن بود. همچنین عربستان  در بیانیه‌های نظامی اول خود تاکید کرد که جنبش انصار الله یمن باید برای متوقف شدن حملات هوایی به یمن چهار اقدام زیر را انجام دهد

۱- خروج انصار الله از شهر صنعا و همه شهرها و تحویل بدون قید و شرط سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود. ۲– بازگشت عبدربه منصور هادی رئیس جمهور (مستعفی فراری به ریاض) و دولت (خود خوانده) به صنعا و ایفای مسئولیت‌هایش.۳– بازگشت به نتایج گفت وگوها و اجرای آنها زیر نظر دولت هادی. ۴- لغو همه انتصاب‌هایی که انصار الله انجام داده است.

از نظر تاریخی، تهاجم نظامی عربستان به یمن موضوع تازه ای نیست، چرا که این کشور طی چند دهه گذشته بارها با دستاویز قرار دادن حمایت از دولت های دست نشانده در یمن به این کشور یورش برده است، اما ویژگی که تهاجم کنونی عربستان به یمن را متمایز می سازد، دستپاچگی این کشور در اقدام نظامی است. البته پیش بینی اکثر تحلیل گران منطقه ای مبتنی براین بود که عربستان به اعتراضات سیاسی و محاصرات اقتصادی علیه یمن و توسل به برخی شیوه های سیاسی شناخته شده برای بازگرداندن منصور هادی به قدرت متوسل شود  اما حمله هوایی عربستان به یمن نشان دهنده استیصال عربستان برای یافتن راه حل راهبردی برای تحولات یمن می باشد که با توجه به هوایی بودن آن بیشتر جنبه روانی دارد.

بنابراین عربستان در یمن در تلاش بود که با حملات و بمباران های هوایی انصارالله را عامل جنگ و خونریزی معرفی و با تهییج مردم علیه انصارالله پایگاه مردمی این جنبش را از بین ببرد اما عملاً بعد از بمباران های پیاپی سعودی‌ها، این سیاست نتیجه معکوس به بار آورد و نه تنها اعتراضات مردمی علیه انصار الله شکل نگرفت بلکه بخشی از جریانات سیاسی که در حمایت از انصار الله دچار تردید بودند به سمت انصار الله آمدند مانند جنبش ناصری‌ها و دیگر جنبش‌های یمنی.

نکته قابل توجه دیگر این است که ۱۰ کشور در این تجاوز نظامی مشارکت داشتند که شامل اعضای شورای همکاری خلیج فارس‌ (GCC) جز کشور عمان، به علاوه ترکیه، اردن، مصر، الجزائر و سودان است. همکاری دیگر کشورهای عربی در حمله به یمن بر توان نظامی عربستان می افزاید و بخت موفقیت عملیات را زیاد می کند. با در نظر گرفتن این مساله که بحث حمله زمینی به عنوان یکی از گزینه های پیش روی ریاض بررسی شده بود، تشکیل ائتلافی از کشورها بهتر قابل درک می شود.

این امر زمانی مهمتر می شود که بدانیم یکی از اهداف عربستان از کشاندن پای مصر، اردن و پاکستان به ائتلاف علیه یمن به نوعی تقسیم کار در این جنگ باز می گردد. عربستان به خوبی می دانست حمله به یک کشور عربی نه فقط به تقسیم جهان عرب منجر خواهد شد، بلکه اعتبار این کشور را نیز نزد ملت های عرب به شدت کاهش خواهد داد. به همین دلیل، تلاش کرد با ایجاد ائتلافی عربی توجیهی فراملی از عملیات توفان قاطع ارایه و افکار عمومی جهان عرب را با خود همراه کند اما تحولات و روندهای منطقه ای نشان داد این محاسبه سعودی ها تا چه اندازه اشتباه بود دولت پاکستان (که عربستان حساب ویژه ای روی آن باز کرده بود) در پاسخ به درخواست های عربستان برای پیوستن عملیاتی به ائتلاف، تصمیم گیری را به مجلس واگذار و مجلس نیز با شرکت ارتش پاکستان در حمله به یمن مخالفت کرد مصر و اردن نیز به دلیل مشکلات داخلی نتوانستند از عهده تعهدات خود به عربستان برآیند و غیرمستقیم اعلام کردند به فرستادن نیروی نظامی برای جنگ در یمن گرایشی ندارند.

زمانی که با نگاهی تحلیلی به حمله عربستان به خاک یمن می نگریم متوجه خواهیم شد که هرچند عربستان هدف اصلی خود از حمله به یمن ایجاد ثبات، امنیت و یکپارچگی در این کشور عنوان می کند اما این مسئله دلایل دیگری دارد:

* عربستان امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ آل سعود با ضعف حاکمان سالخورده، بحران مشروعیت و احتمال شورش های خارج از کنترل به خصوص در میان شیعیان شرق عربستان روبه رو است. بنابراین در تلاش است از قدرت یابی شیعیان در داخل کشور جلوگیری کند. همچنین عربستان نظاره گر فروپاشی حصارهای امنیتی خارج نزدیک خود است که از بحرین شروع شد و به  یمن رسید و آرامش ساختگی خاندان سلطنتی را بر هم زد. آل سعود برای جلوگیری از پیشروی بیداری اسلامی، سیاست‌های خویش را در یمن پیش می گیرد. کشور عربستان به نمایندگی از آمریکا با بیداری اسلامی مبارزه می کند و هدف آن جلوگیری از پیشروی بیداری اسلامی در منطقه است.

* مورد بعدی ارتباط این حمله با تحولات کشورهای دیگر مثل سوریه و عراق است. عربستان با حمایت از داعش و القاعده و مخالفان بشار اسد در سوریه نتوانسته است حکومت های همسو در این کشورها را روی کار بیاورد به همین خاطر با از دست دادن منصور هادی متحد عربستان در یمن این بار خود مستقیم وارد عرصه شده است.

* از جمله دلایل راهبردی  حمله عربستان به یمن حمایت آمریکا از این اقدام می باشد. آمریکا که سالیان بسیاری است برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه از گروه های تروریستی مثل القاعده و داعش که مورد حمایت عربستان نیز می باشند استفاده می کرد نتوانسته به اهداف مورد نظر دست پیدا کند و برای همین منظور به صورت مستقیم از عربستان درخواست کرده است تا به دومینوی کشورهایی که مورد حمایت آمریکا و عربستان در منطقه نیستند  و روی کار می آیند پایان دهد.

* یکی از مهم ترین دلایل عربستان در حمله به یمن به تغییر جایگاه ایران در منطقه برمی گردد. آل سعود با ناباوری شاهد پایان چهار دهه خصومت میان آمریکا و ایران است که طی یک سال که مذاکرات هسته ای شکل گرفته، در صورتی که به توافق منجر شود بسیاری از معادلاتی را که چهار دهه اعراب محافظه کار را به خود مشغول ساخته بود، دچار تغییرات اساسی خواهد ساخت. عده ای از تحلیل گران بر این باور هستند که عملیات عربستان با مشارکت چند کشور دیگر عربی در یمن واکنشی طبیعی به تلخ‌کامی این کشورها از موفقیت ایران دردستیابی به توافق هسته ای با غرب است.

از طرف دیگر با توجه به قدرت رسیدن الحوثی ها در یمن و تمایل سیاسی آنها به ایران( با توجه به اینکه یمن حیات خلوت عربستان به شمار می آمد)، در این زمینه عربستان با  مشکلات ژئوپلیتکی مواجه می شود که از جمله آن می توان به از دست رفتن تنگه استراتژیکی باب المندب و در دسترس قرار گرفتن منابع نفتی عربستان اشاره کرد. همچنین می توان پایان یمن پیشین را آغاز عربستانی دیگر قلمداد کرد که حکایت از تحدید نقش ریاض در منطقه خاورمیانه خواهد داشت.

این روند به تقویت نفوذ فزاینده ایران در منطقه منجر می شود، ضمن این که شکل‏ گیری یک حکومت دمکراتیک در صنعا در جهت منافع ملی تهران خواهد بود. نکته قابل توجه دیگر این است که برجسته تر شدن و مشارکت شیعیان در معادلات سیاسی آتی یمن، سیاست خارجی این کشور را در قبال ایران پس از چندین دهه تغییر داده و تعدیل خواهد کرد ضمن آن که حوزه نفوذ معنوی انقلاب اسلامی گسترش بیشتری پیدا می کند.