یک بام و دو هوای داعیه داران وحدت اصولگرایان
۱۴:۰۴ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

یک بام و دو هوای داعیه داران وحدت اصولگرایان

سال گذشته؛ در غیاب فتنه گران و جریان انحرافی باید اصولگرایان وحدت کنند/ امسال؛ نصف اعضای ۷ ۸ کاندیدای ریاست جمهوری می شوند!

به گزارش صاحب نیوز، زمستان سال 90، بخش زیادی از اخبار رسانه های مختلف مربوط به "وحدت اصولگرایان" در انتخابات بود. جبهه متحد اصولگرایان با مدل 7+8 اعلام موجودیت کرد تا بتواند برای انتخابات مجلس نهم، لیست واحدی عرضه کند تا اصولگرایان با وحدت با هم، وارد عرصه رقابت شوند.

به گزارش رجانیوز، اما این مدل از همان ابتدا مورد انتقاد جدی بسیاری از نخبگان و دلسوزان انقلاب بود؛ در راس این جریان جبهه پایداری انقلاب اسلامی بود که با توصیف این مدل به یک "شرکت سهامی" که متشکل از سهم گروه های مختلف سیاسی است، معتقد بود این اقدام تاثیر چندانی در خروجی کیفی لیست اصولگرایان  نخواهد داشت و افرادی که نه دارای سابقه خوبی بوده اند و نه اقدام مثبتی در مجالس قبلی از خود نشان داده اند تنها به واسطه اتصال به منابع قدرت و ثروت، بار دیگر در لیست اصولگرایان حضور خواهند داشت و نهایتا اتفاق مبارکی به نفع گفتمان انقلاب اسلامی نخواهد افتاد.

در همین راستا، آیت الله مصباح یزدی در همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مرداد ماه 90 اعلام داشت: "بعضی تصور نکنند که هرجا عنوان وحدت بود، دیگر نمی‌شود حرفی برضد آن زد و همه باید تسلیم شوند، بلکه باید دید وحدت برای چیست."

ایشان تاکید کرد: "نکته دوم این‌که وحدت باید محوری داشته باشد. محال است دو چیز در عین این‌که دو تا هستند، یکی شوند! وقتی دو نفر با هم وحدت دارند یعنی نیروهایشان را با هم هم‌سو می‌کنند و در یک‌جهت به کار می‌گیرند، باید محوری واحد داشته باشند. معمولاً در فعالیت‌های اجتماعی صدها و هزاران نفر با ده‌ها انگیزه و گرایش مختلف حضور دارند. افراد و گروه‌های متعدد هنگامی می‌توانند نوعی وحدت معقول و مطلوب داشته باشند که این وحدت، محوری داشته باشد. یعنی تا وقتی که این فعالیت‌ها ارتباطی با آن محور دارد، می‌شود یک عمل واحد. حال، اگر جهت تغییر کرد، یک فعالیت به راست رفت و یکی به چپ، چون از محور دور شده‌اند، دیگر وحدتی در میان نخواهد بود".

علامه مصباح یزدی در ادامه فرمود: "نکته سوم این‌که حقی که می‌تواند محور وحدت باشد، مراتبی دارد؛ هم‌چنان‌که دلبستگی به آن حق و شناخت آن نیز مراتبی دارد. گفتیم که محور وحدت، آن حقی است که شناخت، گرایش و رفتار براساس آن شکل گرفته است، اما آیا سطح شناخت همه مردم با هم برابر است؟ شناخت انسان‌ها گاه در حد تباین و تضاد با یکدیگر اختلاف دارد، و گاه از جهت شدت وضعف، متفاوت است."

در این میان اما بسیاری دیگر با انتقادات جبهه پایداری موافق نبودند و این جریان را به "وحدت شکنی" میان اصول گرایان متهم می کردند. علیرضا زاکانی یکی از اعضای 7+8 در حالی که دیگر جریان ها اعم از دولت تا فتنه گران و … در انتخابات حضور نداشتند، می گفت: "عناصر فتنه و جریان انحرافی تمام تلاش خود را برای مقابله با اصولگرایان به کار بسته‌اند به طوری که از سوی جریان انحرافی اعلام شده که می‌خواهند 150 کرسی مجلس نهم را از آن خود کنند."

جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در بیانیه های خود اینطور می نوشت: "از این روست که وحدت تمام جریانات اصولگرا با هر سلیقه سیاسی حول محور ولایت و با نفی فتنه و انحراف ضرورتی انکارناپذیر است."

محمد رضا باهنر دیگر عضو 7+8 معتقد بود: "ما همواره به دنبال وحدت بین اصولگرایان و ارائه یک لیست واحد بودیم و همچنان هم برای ارائه یک لیست واحد تلاش می کنیم."

منوچهر متکی دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان و دیگر عضو 7+8 می گفت:  "وحدت، یک تاکتیک سیاسی نیست بلکه یک استراتژی همیشگی برای امروز و فردای اصولگرایان و همه کسانی است که به آرمان‌های انقلاب اسلامی پایبند هستند."

علی اکبر ولایتی از اعضای ارشد 7+8 در جمع کانون اعضای حزب موتلفه اسلامی استان تهران از  از قطعی بودن وحدت اصولگرایان برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی خبر می داد.

غلامعلی حداد عادل دیگر عضو  7+8 تصریح می کرد:  "باید وحدت بین گروه های مختلف اصولگرایان بیشتر شود و ما نگران زخم خوردن از ناحیه عدم وحدت اصولگرایان به خصوص در بعد از انتخابات هستیم."

 محمد حسن ابوترابی فرد معتقد بود: "وظیفه داریم تا با وحدت و انسجام اصولگرایان، راه را برای مشارکت حداکثری مردم و امکان معرفی بهترین و صالح ترین افراد به آنها هموار کنیم."

و در نهایت نیز رسانه های محمد باقر قالیباف روزانه ضمن هتاکی و نشر اکاذیب متعدد علیه جبهه پایداری، اخبار و تحلیل های مختلفی را مبنی بر لزوم وحدت اصولگرایان منتشر می کردند و سید مهدی خاموشی را به نمایندگی از شهرداری تهران در 7+8 فرستاده بودند.

اما شاید در آن برهه کمتر کسی می توانست تصور کند که گویندگان این سخنان، یک سال بعد یا به طور قطعی اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری کرده باشند یا در حال بررسی اوضاع برای ورود به این عرصه باشند، به عبارت دیگر در آن برهه که نه از حضور جریان انحرافی و نه فتنه گران در انتخابات مجلس نهم خبری بود، اعضای 8+7 بر وحدت اصولگرایان تاکید وافری داشتند اما یک سال بعد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که حضور حداقل یک کاندیدا از سوی اصلاح طلبان و یک کاندیدا از سوی دولت در انتخابات آتی قطعی شده است، مشخص نیست اعلام کاندیداتوری هر یک از نامبردگان و یا اصرار برخی از آنها جهت حضور در انتخابات با چه منطقی صورت می گیرد؟

این روند تا آنجا پیش رفته است که فارغ از منوچهر متکی که با صدور بیانیه ای از قطعی بودن حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری آتی سخن گفته است، علیرضا زاکانی نیز به سفرهای انتخاباتی خود به اقصی نقاط کشور شدت بیشتری بخشیده است و اخیرا انیز اعلام داشته که لزومی ندارد در انتخابات آتی اصولگرایان با یک کاندیدا وارد عرصه شوند.

محمد حسن ابوترابی تاکید کرده که "احساس تکلیف کنم کاندید می شوم." حداد عادل، ولایتی و قالیباف نیز در ائتلاف 2+1 دور هم جمع شده اند تا در نهایت یک نفر از آنها پا به عرصه انتخابات بگذارد؛ مساله ای که بسیاری پیش بینی می کنند اتفاق نخواهد افتاد و احتمال حضور حداقل 2 نفر از اعضای این ائتلاف در انتخابات پیش رو محتمل به نظر می رسد.

در مجموع به نظر می رسد همچان مدل وحدت در میان اصولگرایان به دور از "مبانی و اصول وحدت" شکل گرفته است و به زبان ساده تر تا زمانی که هر جریان و فرد سیاسی سهم خود از قدرت را در این مکانیزم قطعی ببینید، از لزوم و وجوب وحدت سخن می گوید و به محض آنکه خلاف این روند اتفقا بیفتد، ‌بر لزوم تکثر و رقابت میان اصولگریان تاکید می شود.

این تجربه ای است که به راحتی پس از گذشت یک سال به طور ملموس در پیش روی جامعه سیاسی ایران است. هم اینک نیمی از اعضای 7+8 که متشکل از چهره ها و احزاب مختلف اصولگرا بود، یا بطور قطعی در انتخابات ریاست جمهوری آتی حاضر خواهند شد یا تحت عنوان ائتلاف های مختلف مبتنی بر "وحدت" با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت؛ دیگر خیلی تفاوتی نمی کند که اصلاح طلبان و دولتی ها نیز در انتخابات آتی حضور داشته باشند یا نه؛ اصولگرایان این بار به رقابت با یکدیگر می پردازند اما آنچه بیش از همه خود را در فضای کنونی نشان می دهد عدم حضور چهره های جوان، خوشنام و گفتمانی در این عرصه است، مساله ای که منجر شده تا اخیرا دانشجویان دانشگاه های مختلف سراسر کشور نیز به آن حساسیت نشان دهند و طی سلسله نامه های مختلفی خطاب به  دکتر سعید جلیلی و دکتر کامران باقری لنکرانی، از لزوم حضور یک نفر از آنها در انتخابات سخن به میان آورند.