سوال و جواب درباره تفاوت های دوره احمدی نزاد و خاتمی و هاشمی
۱۴:۰۵ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

سوال و جواب درباره تفاوت های دوره احمدی نزاد و خاتمی و هاشمی

شبهه چیست:برخی از دانشجویان ومردم با توجه به تشدید فشارهای اقتصادی می‌گویند «دوره خاتمی و حتی هاشمی موفق‌تر بوده اند» و معترض‌اند که این فشارها تا کی باید ادامه داشته باشد؟

واقعیت‌های تاریخی با شعار متغیر نمی‌گردند. روند رشد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، داخلی و تعاملات خارجی جمهوری اسلامی ایران در زمان صدرات خاتمی و نیز احمدی‌نژاد هر دو کاملاً روشن و مشهود است و گرانی و ارزانی نیز تنها شاخص شناخت از عملکرد دولت‌ها نیست. چرا که شرایط عادی و هم چنین یک‌سان نبوده و نیست.

در هر حال اگر در صنایع دارویی، پزشکی، هوا – فضا، نانو، انرژی هسته‌ای، صنایع نظامی و دفاعی، ساخت ناو، زیر دریایی و نفت کش … و هم چنین کشاورزی، جاده‌سازی، آبادسازی روستاها، تولید بنزین در داخل کشور، اجرای اصل 44، روند خصوصی سازی، کاهش واردات و افزایش صادرات غیر نفتی، موقعیت منطقه‌ای و جهانی و… در گذشته رشد یا بالعکس عقب‌گردی داشتیم، همه روشن و ثبت شده است و اگر در این مدت داشتیم، آن هم روشن و ثبت شده است و میزان تحریم‌ها نیز مشهود جهانیااناست و با شعار متغیر نمی‌گردند.

و اما فشار اقتصادی، همیشه بوده و خواهد بود. به ویژه علیه ما تا جمهوری اسلامی ایران هست و مردم مدافع آن هستند، این فشارهای خواهد بود و با شعور، درایت و صداقت مسئولین و استقامت و تلاش مردم کاهش می‌یابد.

بخشی عمده‌ای از شرایط کنونی، ربطی به هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد یا لاریجانی و قالیباف و محسن رضایی و دیگر طیف‌های «سیاسی – اقتصادی» ندارد و به بحران اقتصادی در سرتاسر جهان وابسته است و ایران حلقه جدابافته‌ای نمی‌باشد. به عوام ما تلقین می‌کنند که تقصیر این یا آن بود، اما امریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، یونان، اسپانیا، ژاپن و …، همه دچار بحران هستند که هیچ کدام نیز ولایت فقیه یا دولت احمدی نژاد یا مجلس فعلی ما را قبول ندارند و برای مابقی نیز اصلاً وقعی قائل نیستند. پس ایران نیز ایران و اقتصادش نیز در فضا و جدای از زنجیره‌ی دنیا نیست و تحولات جهانی تأثیر مستقیم و غیر مستقیم‌اش را می‌گذارد.

بخش دیگر از بحران اقتصادی و پولی به تحریم‌ها بر می‌گردد که شوخی نیست و سطح آن [در سایه حقوق بشر و لیبرال دموکراسی]، به تحریم کالاهای اساسی و حتی دارویی مردم یا قطعات استراتژیک هواپیماهای مسافربری و … گسترده شده است. بانک‌ها بلوکه شده و بر دور تا دور ایران نیز جنگ و ناامنی تحمیل شده است.

بخش دیگری به فرهنگ و سبک زندگی مردم ما بر می‌گردد که اگر به آلمانی‌ها داده شود، ظرف یک ماه دچار قحطی می‌شوند.

بخش دیگری به سوء برنامه‌ریزی و مصوبات مجلس و نیز سوء مدیریت دولت بر می‌گردد.

بخشی بازتاب و اثر وضعی رانت‌خواری‌ها، سیاسی‌بازی‌های اقتصادی کلان‌ها و کلان‌ترها می‌باشد که از هیچ توطئه‌ آشکار و پنهایی برای امیال سیاسی خود فروگذار نمی‌کنند، حتی در فشار قرار دادن مردم، به خاطر بدبین کردن یک جریان و امیدوار کردن به جریان دیگر و در نهایت جذب آرای اذهان عمومی و کسب قدرت.

پس باید فارغ از شعار بصیر بود. به ویژه دانشجویان گرامی باید در این موارد ساده‌انگار و سطحی‌نگر نبوده و اسیر امواج تبلیغی و ضد تبلیغی نگردند.