چراغ-جادو
۰۹:۳۲ - جمعه ۱۳۹۴/۰۸/۲۲

با دعا و آیات قرآن، جادو را باطل کنید / آیه ای که اثر جادو را نابود می کند

برای بطلان سحر و جادو دعا و آیات قرآن داریم و از خود جادو نباید جادو را باطل کنیم. جادو در صورتی به انسان اثر می کند که انسان نفسش ضعیف باشد، کسی که دارای نفس قوی است مانند پیغمبر (ص) و امام معصوم (ع) جادوی جادوگران به او اثر نمی کند که راه آن، خواندن آیه سخره است.

به گزارش صاحب نیوز به نقل از خبرماه، امام جمعه حبیب آباد/ یکی از اقسام کسب های حرام، کسب از راه سحر و جادوگری است که همه فقها بالاتفاق، جادوگری را مطابق روایات از گناهانی دانسته اند که هم گناه کبیره است و هم حد شرعی قتل برای آن ثابت شده است. یک بحثی بین علماست  که آیا سحر و جادو حقیقت دارد یا نه؟ البته مادیون اینگونه مسائل را قبول ندارند که آنها حسابشان جداست. آنها که اصلا به علل و اسباب باطنی و معنوی اعتقاد ندارند. هر چه اثر هست از اسباب ظاهری می پندارند مثلا کسی که مریض می شود فقط باید برود و دارو مصرف کند، با دعا و توسل و … قبول ندارند کسی شفا پیدا کند چون امور معنوی را قبول ندارند.

آیا سحر و جادو دارای حقیقت هست؟

در دایره اسلامی بین علماء- چه بین متکلمین چه بین فقها – از قدیم تا الان، این مسأله مورد اختلاف بوده است که آیا سحر و جادو دارای حقیقت هست یا نه؟ مثل اینکه چشم زخم هم مورد اختلاف است که آیا حقیقت دارد یا نه؟ اینکه می گویند بعضی چشمشان شور است. چشم زخم واقعیت دارد یا نه؟ البته واقعیت دارد. حقیقت آن در قرآن و روایات تثبیت شده است و راه حذر کردن از چشم زخم هم بیان شده است…

سحر و جادوگری چیست؟
اما سحر و جادوگری چیست؟ حقیقت آن چیست؟ که اگر شخص مرتکب شد گناه کبیره مرتکب شده و حد آن هم قتل است، اعدام است. یعنی اگر مسلمانی برای مسلمان جادو کرد و دو نفر شهادت دادند یا خودش اقرار کرد (طبق نظر همه فقهاء) باید اعدامش کنند. دیگر حدش شلاق و … نیست، همان بار اول حدش اعدام است. در این خصوص تعریفی که علامه حلی در کتاب شریف قواعد الاحکام (یکی از متون معتبر فقهی ما) کرده، مطرح می کنم که مورد پذیرش فقهای بعد از او واقع شده است. ( واقعا عالم کم نظیر اگر نگوییم بی نظیر، نه تنها در میان علمای شیعه بلکه در میان علمای اسلام است). شهید در دروس همان تعریف را آورده حتی امام (ره) در تحریر الوسیله، مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی در وسیله النجاه. همه این تعریف را پذیرفته اند. ایشان می گوید: جادوگری که باعث حد می شود و آن جادوگر را باید اعدامش کرد عبارتست از: (کلامٌ یتکلم به) سخنی که جادوگر بر زبان می آورد یا (یکتبه) به زبان نمی آورد بر روی کاغذ می نویسد (او رقیه) یا تعویذ است. (او یعمل شیئا) یا اینکه نه تعویذ است نه سخن گفتاری نه سخن نوشتاری، هیچ کدام نیست. یک عمل است. یک کاری را انجام می دهد. مثل اینکه یک ریسمان را یا مو را گره می زند یا می دمد که در قرآن هست: (و النفاثات فی العقد) از چیزهایی که انسان  از شر آنها به خدا پناه می برد، زنهایی هستند که در گره ها می دمند.
در تکمیل تعریف سحر باید گفت: اینها طرق و راههای جادو. منتهی به شرط اینکه (یوثر فی بدن المسحور) اثر در بدن جادو شده بگذارد. یک ضرری به غیر وارد کند اعم از ضرر بدنی، ضرر قلبی و ضرر عقلی. یکی از این سه قسم را (من غیر مباشره) خودش اینجا نشسته اما به واسطه جادوگری از یکی از این راههایی که شمرده شد می آید یک ضرر به طرف می زند. یا ضرر بدنی مثلا ضربه یا جراحت  یا شکستگی در بدن. یا ضرر، ضرر عقلی است. طرف دیوانه می شود . عقلش را ازدست می دهد. یا ضرر، ضرر قلبی است. به بدن ضرر وارد نمی کند عقلش را هم از او نمی گیرد اما مثلا می آید یک زن و شوهر را با هم بد می کند و بین آنها نفرت ایجاد می کند. آیا جادوگر می تواند این کارها را بکند؟ بله می شود. در قرآن هست (یتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه) …  از یکی از این راهها اگر یکی از این سه ضرر به شخص مسحور وارد شد آن جادو و سحری است که از گناهان کبیره است و حد بر آن ثابت می شود. این ملاک و معیار است. منتهی جادوگران یک سری اعمال و رفتاری داشتند که جادو نبوده هر چند در قدیم آن را جادو می دانستند. یکی از کارهای آنها محض خرافه بوده است. مثلا می نشستند و به ستارگان و سیاره های آسمان مثل زهره و مریخ تمسک می کردند و به آنها دعا می خواندند که این ستاره ها بیایند روی زمین. این کار لغو است. آن سحر حرام نیست که حد اعدام داشته باشد یا یک سری اعمال انجام می دادند که امروز به عنوان شعبده بازی، تردستی، چشم بندی شناخته می شود. جادو گران هنری داشتند که به واسطه اعمال خود یک امر خلاف واقع را واقع به مردم ارائه می کردند. مردم خیال می کردند این واقعیت دارد. چون بعضی اوقات برای انسان یک حالاتی پیش می آید که یک چیز خلاف واقع را واقع می پندارد مانند آتش گردان که به صورت دایره آتش به  نظر می آید. کارهای شعبده باز هم از باب چشم بندی و تردستی و چالاکی است که این یک فن است. جادوگران قدیم این کارها را هم انجام می دادند. منتهی این اعمال، جادویِ باعث حد نیست که بگوییم حکمش اعدام است. امروزه برای سرگرمی شعبده باز می آورند که آن جنبه اش فرق می کند. سابقا علم شیمی را جزء اقسام سحر می دانستند که به آن علم کیمیا می گفتند. کیمیای قدیم همین علم شیمی امروز است ولی چون این فرمول ها را نمی دانستند می گفتند این اسباب خفیه است اینها را جزء سحر برده بودند. امروز یک علم است سحر و جادو نیست.
خداوند یهود را بر جادوگری مذمت کرده است. «و اتبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان». یهود تبعیت کردند؟ چه چیز را؟ آن چه را شیاطین در زمان حضرت سلیمان می خواندند «و ما کفر سلیمان» حضرت سلیمان کفر نورزید. یعنی چه؟ یعنی سلیمان جادوگر نبود. از اینجا معلوم می شود جادوگر کافر است. اینکه در حدیث امیر المومنین (ع) است: «الساحر کالکافر». جادوگر اگر چه ادعای اسلام می کند ولی کافر است، از این آیه به دست آمده: می فرماید سلیمان کفر نورزید. خداوند می خواهد بفرماید سلیمان جادوگر نبود ولی تعبیر می فرماید به اینکه کفر نورزید. یعنی جادوگری در سر حد کفر است. «و لکن الشیاطین کفروا» شیاطین جادو می کردند. چه شیاطین جنی چه شیاطین انسی. «یعلمون الناس السحر». شیطانها به مردم جادوگری را یاد می دادند. آیه مفصل است. (آیه ۱۰۲ سوره بقره) بعد در آیه ۱۰۳ می فرماید: «و لو انهم آمنوا واتقوا». اگر این یهودیان ایمان می آوردند و تقوای الهی پیشه می کردند چه می شد؟ «لمثوبه من عندالله خیر»؛ پاداشی که از جانب خدا می رسید برای آنها بهتر بود. «لو کانوا یعلمون» اگر می دانستند. باز می فرماید: «لا یفلح الساحرون». آدم ساحر هیچ گاه به فلاح و رستگاری نمی رسد. در حدیث پیغمبر خدا (ص) این گونه آمده: «ثلاثه لا یدخلون الجنه». سه طایفه هستند که اینها وارد بهشت نمی شوند. یکی «مدمن الخمر» کسی که پیوسته  شراب می خورد. دوم «مدمن السحر» کسی که پیوسته جادوگری می کند. البته اگر کسی این کار  حرام را انجام داد و توبه کرد توبه اش پذیرفته است. حضرت امیر المومنین (ع) فرمود: «حده القتل الا ان یتوب» حد جادوگر اعدام است مگر اینکه توبه کند. سوم «قاطع رحم» کسی که با خویشاوندان خودش قطع رحم کند. آن هم روی بهشت را نخواهد دید. احادیث در این باب زیاد است. اصل این کار حرام است، یادگرفتنش حرام است. یاد دادنش هم حرام است. کسانی هم که سراغ جادوگر بروند و جادو بگیرند آن هم حرام است. پول برای جادو کردن نیز بگیرد حرام است. دلیلش حدیث پیغمبر (ص) است که فرمود: «من مشی الی ساحر». کسی که قدم بردارد و سراغ ساحر برود یا کاهن (جن گیر ها) یا کذاب. آدم دروغگو (مثل شیادانی که مدعی اند خدمت امام زمان (عج) می رسند یا ادعاهایی همچون عرفان و رسیدن به خدا دارند. به دام شیادان نیافتید). می فرماید: «یصدقه بما یقول». نزد او برود و او را تصدیق کند. کسی که می رود از جادوگر، جادو بگیرد او را قبول کرده، نفس عمل او، تصدیق اوست. «فقد کفر بما انزل الله من کتاب».  او به هر کتابی که خدا فرستاده کفر ورزیده است. پس پول گرفتن برای جادو هم حرام است. فقط در برخی موارد یادگرفتن جادو برای اهلش تجویز شده است. برای کسی که بخواهد جادو را باطل کند با آن شرایط که دارد. البته ما برای بطلان سحر و جادو دعا و آیات قرآن داریم. برخی فقها می گویند تا از این راهها می شود جادو را باطل کرد از خود جادو نباید جادو را باطل کنیم. مثل آیه سخره در قرآن (آیه ۵۴ سوره اعراف «ان ربکم الله…» یا آیه ۸۱ سوره یونس «قال موسی») … جادو در صورتی به انسان اثر می کند که انسان نفسش ضعیف باشد. کسی که دارای نفس قوی است مانند پیغمبر (ص) و امام معصوم (ع) جادوی جادوگران به او اثر نمی کند. اینکه گفته اند آیه سخره را برای رفع سحر بخوانید برای این است که نفس ما را قوی می کند.