IMG11494254
۱۲:۰۴ - پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۹

یادداشتی به بهانه‌ی روز ملی جمعیت؛

تغییرات سبک زندگی و خطری به نام «پیری جمعیت»

طبق برآوردهای انجام شده تا ۵۰ سال آینده درصد جمعیت کهنسالان ایران به ۲۳ درصد کل جمعیت خواهد رسید. ما در معرض یک بحران جمعیتی هستیم که اگر مسئولان با همین وضعیت و با بی‌تفاوتی با آن رفتار کنند، فاجعه‌وار گریبان‌گیر کشور خواهد شد.

به گزارش صاحب نیوز به نقل از خطب شکن/ در سرشماری‌های اخیر، به صورت مستمر خبرهای ناخوشایندی از کاهش رشد جمعیت به گوش می‌رسد. در این سرشماری‌ها مشخص شده است که متوسط سن ازدواج در حال افزایش است. در تبیین این وضعیت می‌توان به عواملی نظیر عدم توازن بین عرضه و تقاضای نیروی کار و افزایش میزان بی‌کاری، به ویژه در میان افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، افزایش حساسیت به مسائل و مشکلات زندگی زناشویی در شرایط نابسامان اقتصادی، افزایش سطح انتظارات و توقعات از زندگی، گسترش مراکز آموزش عالی و فراهم کردن امکانات استفاده از تسهیلات آموزشی حتی برای پایین‌ترین اقشار جامعه اشاره کرد.

کارمندی و تحصیلات بی‌مورد زنان

در دهه‌های اخیر در زندگی زنان، به عنوان قشر بارور جامعه تغییراتی رخ داده است که در میان آن‌ها تمایل به فرزندآوری کم و توقع از ازدواج زیاد شده است. از جمله عواملی که سبب شده است این آثار مخرب رخ دهد، افزایش سال‌های تحصیلات زنان است. زنان تحصیل‌کرده علاوه بر این که ازدواج خود را به عقب می‌اندازند، به دنبال شوهرانی با جایگاه اجتماعی بالاتر هستند. به همین خاطر دایره‌ی امکان ازدواج آن‌ها کوچک‌تر می‌شود. علاوه بر این که معمولا این زنان در خارج از خانه شاغل هستند و برای تربیت بچه‌ها وقت ندارند. از این رو مهم‌ترین و اصلی‌ترین خروجی‌های خانواده که فرزندان هستند، توسط کسانی غیر از مادران تربیت می‌شوند.

dokht_32.1

«تربیت مهدکودکی» که در سال‌های اخیر همزمان با رشد تحصیلات و اشتغال زنان به صورت لجام‌گسیخته‌ای شایع شده است، باعث می‌شود نظارت کمتری بر کودکان وجود داشته باشد و عوامل انحراف برای آن‌ها فراهم‌تر شود. آمارها نشان می‌دهد درصد احتمال ارتکاب به جرم در بین فرزندانی که در خانه و با نظارت پدر و مادر رشد پیدا کرده‌اند، بسیار کمتر از کودکانی است که در محیط‌هایی مثل مهدکودک و دور از کانون خانواده بزرگ شده‌اند. هر چند زندگی در شهرهای بزرگ و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، برای زنان و مردان، جز کار کردن دوشادوش یکدیگر راهی باقی نمی‌گذارد و همین امر به صورت قهری، امکان وقت‌گذرانی والدین در کنار فرزندان و بهره‌مندی اعضای خانواده از فضای خانواده را سلب می‌کند…

زنان، تنها قربانیان رواج بدحجابی

رواج بد حجابی، بی‌بند و باری و کاهش باورهای دینی در بین زنان نیز یکی از عواملی است که به عقب افتادن سن ازدواج و در پی آن کاهش فرصت فرزندآوری و افزایش جمعیت دامن می‌زند. معمولا دختران در خانواده‌هایی که باورهای دینی محکم‌تری دارند زودتر ازدواج می‌کنند. علاوه بر این با وجود آن که زنان برای جلب توجه مردان به انواع و اقسام شیوه‌های خودنمایی دست می‌زنند، مردان ازدواج با دختران عفیف را بر ازدواج با دختران «آزاد» ترجیح می‌دهند…

79730_569

زندگی برای تجرد

در تحلیل رفتارها و تمایلات ازدواج‌گریزانه‌ی زنان نباید از این نکته غافل شد که به تاخیر انداختن ازدواج، در حال حاضر به صورت یک عنصر در سبک زندگی دختران در آمده است. به صورتی که کمتر دختری را می‌توان یافت که ازدواج و زندگی مشترک را بر تحصیل یا دیگر عواملی که ازدواج را عقب می‌اندازد، ترجیح دهد. ضمن این که در کل جامعه، کسب ثروت و «پول درآوردن» تبدیل به هدف و ارزش شده است. از این رو ازدواج، با وجود تمام تاکیداتی که روی آن وجود دارد، دیگر مثل گذشته یکی از اولویت‌های جوانان نیست.

سیاست های نادرستی که هنوز ادامه دارد

کاهش نرخ رشد جمعیت و بالا رفتن سن ازدواج، با سرعتی فزاینده از اواخر دهه‌ی شصت شروع شد و در این چند سال، نگاه‌های مردم خصوصا زنان به ازدواج تغییر پیدا کرد. طوری که به تاخیر انداختن ازدواج به صورت یکی از لوازم زندگی آن‌ها شناخته شد. در این وضعیت، وارونه کردن شرایط، دیگر به آسانی قبل نیست. زیرا فرهنگ جامعه زنان بدون تحصیلات را نمی‌پسندد و ازدواج به موقع آنان را نهی می‌کند…

حتی اگر در آینده دولت به اتخاذ یک سیاست جمعیتی رشد موالید نیز همت کند، به آسانی نگرش والدین در مورد بچه‌زایی و تصمیم‌گیری آن‌ها را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. در واقع هر چند عوامل اقتصادی در آغاز انتقال باروری در ایران موثر بوده است، ولی خانواده‌های با ابعاد کوچک و کم‌حجم، امروزه به عنوان یک هنجار در جامعه‌ی ایرانی درآمده است.

piri

پیر شدن جمعیت جدی است!

طبق برآوردهای انجام شده تا ۵۰ سال آینده درصد جمعیت کهنسالان ایران به ۲۳ درصد کل جمعیت خواهد رسید. این معضل اجتناب‌ناپذیر اجتماعی که مولود تحول جمعیت است، نظام برنامه‌ریزی منسجم و چندجانبه‌ای را می‌طلبد که باید در آینده بخش قابل توجهی از بودجه‌ی رفاه اجتماعی کشور به آن اختصاص یابد و با آموزش همگان برای ورود به دوران سالخودگی، چگونگی مدارا و زندگی با سالخوردگان و تامین نیاز‌های آن‌ها عجین شود. ما در معرض یک بحران جمعیتی هستیم که اگر مسئولان با همین وضعیت و با بی‌تفاوتی با آن رفتار کنند، فاجعه‌وار گریبان‌گیر کشور خواهد شد.

انتهای پیام/ت