شورای شهر اصفهان (7)
۱۱:۱۷ - یکشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۲

پارلمان چهارم، ایستگاه136؛

سنگر بگیر، لبخند بزن

دیروز وسط تالار شورا عشق و جنون، روزمرگی را به ریشخند گرفته بود آنجا که پدری با ریتم مداحی، اشکش را فرو می خورد و دستان چروکیده همسرش را آرام می فشرد. می ایستیم با افتخار، به افتخار همه کسانی که ایستاده رفتند.

به گزارش خبرنگار صاحب نیوز، تلخند و طنز نوشته را کنار می گذاریم، میان هیاهوی عشق و خون!جنون و دلدادگی!
دیروز وسط تالار شورا عشق و جنون، روزمرگی را به ریشخند گرفته بود آنجا که پدری با ریتم مداحی، اشکش را فرو می خورد و دستان چروکیده همسرش را آرام می فشرد.
زمان انگار از حرکت ایستاد آنجا که نوزاد چندماهه ای ضجه زد و پدری نبود که آغوش بگشاید و دخترک، گریان، بال و پر میزد برای نوای هل من ناصر ینصرنی.

ضربان عشق، تپش های قلبت را می شمرد، آنجا که گونه های پهن و چشمان کشیده شان را دیدی و باور کردی که مردم افغانستان، در کسوت همشهریان تو مرزهای جغرافیایی را بی معنا کردند.
می ایستیم با افتخار، به افتخار همه کسانی که ایستاده رفتند.

**سنگر بگیر، لبخند بزن
نفسمان که جا آمد تازه متوجه شدیم که اعضای شورا سنگر گرفته اند، آن سوتر نوشته بود لبخند بزن و این سو دوباره گونی های پر از خاک نشان می داد که وسط خط مقدم ایستاده ای.
وضعیت اما سفید بود و به غیر از یک رییس عصبانی، بقیه موارد آفتابی بود و غرق در نور پرژکتور!
رییس جان، برادر، کمی نرم تر، اندکی شاداب تر، صبح اول صبحی چنان با اخم وارد تالار می شوی، ملت می ترسن سلامت کنند.

همین کارها را می کنید شورای نگهبان تایید کرده که تعداد اعضا باید کم شوند!
بح بح، ورودی تالار، بر و بچ روابط عمومی هم سنگر گرفته بودند.
خلاقیت آقای روابط عمومی وسط حلقمان!

عزیزجان، روابط عمومی به غیر از باد زدن اعضا، چکاپ 200 ساعته تلگرام و نگرانی از سیل فرانسه، وظایف دیگری هم دارد.
یک درسی هست به نام وظایف روابط عمومی، به جای رییس شورا باشم تکلیف می کنم چند بار از رویش سیاه مشق بفرمایید شاید فرجی شد.
در نسخ قدیمی این نسخه برای روابط عمومی بلدیه هم تجویز شده است.

***چی شددده!
لوایح مرقوم فرموده اند در باب برنامه یک شهر، یک ضیافت که300میلیونی بدهید برای زندانیان غیر عمد ملتفت نشدیم، چی شده!
فکر کردیم بلدیه قرار است به قد و قواره 300 میلیون تومان وجه رایج مملکت، زندانی دیه غیر عمد آزاد کند که ندا آمد، هزینه همان برنامه 550 میلیون تومان است و بلدیه 300 تومانی بدهد برای خرج برنامه.

دوباره ندا آمد که پارسال هزینه هایی جداگانه برای انجمن حمایت از زندانیان، ستاد دیه و برنامه یاد شده، تجویز میشده که امسال یک کاسه شده برای برنامه.
در امورات فضولی نمی کنیم ولی تورم است دیگر، هر سال میزاید و بلدیه پول مردم را بدهد برنامه بسازند و هرسال چندبرابر هم بشود.

300تومان را صاف بدهند زندان برای نجات بندگان خدا خیرش بیشتر است.
البته اعضا ارجاع فرمودند برای بررسی بیشتر.

تنور آزاد سازی داغ بود، و صدای رییس کمیسیون عمران درآمد آنجا که اعتراض کرد به آزاد سازی هایی که چند برابرش مجوز تجاری داده شده بود.
اینکه تکلیف چرتکه بلدیه با آزاد سازیها معلوم نیست و دو دو تای بلدیه با حساب و کتاب شورا جور در نمی آید را متوجه نشدیم ولی نکته ای در گوشی عرض می کنیم که قبلنها خیابانی که آزاد سازی می شد، بر خیابان از آن بلدیه و یقه سفیدها بود که تجاری میشد و فروش می رفت و آب از آب تکان نمی خورد.

نایب رییس کمیسیون بهداشت و مرد همیشه منتقد شورا ما را شوکه کرد.
ما همین جا رسما استعفا می دهیم تا زادهوش جان از هفته بعد حاشیه نویس صاحب نیوز شوند.

ایشان اول نطقشان لطیفه فرمودند در باب موسیقی سنتی و رویمان به دیوار کلی خندیدیم.
بعد گیر دادند به روند طولانی پروانه ساختمانی و خاکبرداری و مدارکی که مطالبه می شد که این چه بلاست و بعد مرقوم فرمودند که خوب است سند ازدواج برای ساخت و ساز مطالبه نکرده اند.

زادهوش جان انتقادتان به جا ولی شوکه شدنتان را متوجه نشدیم، یعنی شما به عنوان عضو با سابقه شورا از این روند بی اطلاع بودید که یکهو شوکه می شوید!
نایب رییس کمیسیون عمران تذکری فرمودند که دو دستی زدیم بر سرمان!

مگه میشه، مگه داریم!
شعار می دهیم سازمان فرهنگی قرار است چابک شود بعد نیروهایش را می فرستیم در مناطق شهرداری چکار کنند؟

وقتی این مدلی چابک می کنید، خصوصی سازی و اقتصاد مقاومتی و زرشک و کسری بودجه میروند در افق محو می شوند.
فراموش فرمودیم توضیح دهیم که جلسه علنی این هفته عمرا جلسه به درد بخوری بود.

وقتی چایی نبات و ندای دل انگیزش نباشد، جلسه اصلا علنی نمی شود.
آقای روابط عمومی به فکر باشد حداقل از هفته آینده افکت صوتیش را پخش کند.

انتهای پیام/ی