1254383_847
۱۶:۵۵ - یکشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۰

یادداشت بین الملل/

هدف از تداوم بحران در سوریه تامین امنیت اسرائیل است/ ایران حامی جبهه مقاومت خواهد ماند

انقلاب اسلامی ایران همراه با جبهه مقاومت اسلامی در برابر دولت هایی که کمر بر براندازی دولت بشار و تجزیه سوریه آن هم در پازل سرنگونی حزب الله لبنان و تامین امنیت رژیم غاصب صهیونیستی بسته بودند به مقاومت و ایستادگی ادامه می دهد.

صاحب نیوز- بهنام آزاد بخت/ بعد از گذشت 5 سال از جنگ سوریه همچنان جبهه مقاومت درگیر جنگ نیابتی با امریکا و هم پیمانانش در منطقه است تا از حیثیت انسانی اسلامی خود در برابر جبهه کفر دفاع کند. حال که بر همه ی قدرت های حاضر در منطقه مشخص شده است که تحولات سیاسی و تحولات نظامی در منطقه به تنهایی نمی توانند راهگشای حل منازعات در سوریه باشند این سوال مطرح می شود که کدام اعمال نظرهای بازیگران منطقه ای پایان بخش بحران سوریه خواهد بود؟

حضور حزب الله لبنان در کنار ارتش سوریه از طرفی و مجاهدت جبهه مبارز مردمی و مستشاران جان بر کف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روی زمین و در کنار حمایت های هوایی دولت روسیه از طرف دیگر باعث شد تا جبهه متحد تشکیل شده در درگیری های سوریه و همسو با انقلاب اسلامی ایران در برابر دولت هایی که کمر بر براندازی دولت بشار و تجزیه سوریه آن هم در پازل سرنگونی حزب الله لبنان و تامین امنیت رژیم غاصب صهیونیستی بسته بودند، نا امنی روز افزون اسرائیل را دنبال کنند.

تقویت داعش توسط آمریکا و حمایت عربستان و تشکیل جبهه متحدی از معارضین سوری توسط رژیم ال سعود، نشانگر خوش خدمتی های آنان بر سران کودک کش صهیونیستی بوده است اما پس از گذشت چندین سال از هرج مرج در کشور سوریه، فعالیت های حمایتی غرب و بعضی کشورهای عربی خصوصا عربستان در تشکیل و تقویت داعش و تروریست های سوریه، دامنگیر خود آنان شده است تا امنیت برخی کشورهای اروپایی نیز به مخاطره بیفتد و اخیرا شاهد انفجار بمب در مناطق حساسی در عربستان باشیم که خود موضوع یادداشتی جداگانه است.

در پازل تامین امنیت اسراییل غاصب، وقتی عربستان و آمریکا در حمایت آشکار خود از تروریست های منطقه به نقطه امنی نمی رسند، جبهه متحدی بصورت نمایشی و متشکل از عربستان، قطر، امارات، ترکیه و امریکا در برخورد جدی با تروریسم در منطقه راه اندازی می کنند. اما اینگونه ائتلاف ها نیز در راستای منافع جبهه غربی معارض در سوریه به همراه منافع عربستان است؛ به نحوی که حمایت از داعش و عدم حمایت از آنها توسط حاضرین در منطقه تنها منتهی به منافع حاضرین می باشد. اما در این پازل تک روی و قدرت گرفتن داعش آن هم در زمانی که افزایش بازیگران منطقه باعث عدم کنترل داعش می شود برنامه ریزی نشده بود…

تحولات سیاسی چندسال اخیر در منطقه مقاومت اسلامی نیز فراز و نشیب های بسیاری داشته است. نبود نظام قانون گذاری و مدیریت در کشور سوریه، از هم پاشیدگی نظام سیاسی این کشور در سال های اخیر را خبر می دهد؛ در حالی که با پیشروی جبهه مقاومت و تامین امنیت استان های بیشتری در سوریه و آرامش نسبی ایجاد شده در تحولات سیاسی سوریه پس از انتخابات پارلمانی این کشور، شاهد برقراری ثبات نسبی سیاسی در فضای این کشور بوده ایم, اتفاقی که اصلا خوشایند معارضین سوری و حامیان آنها در منطقه نخواهد بود و طرح فروپاشی این کشور را به عقب انداخته است.

با نظم یافتگی جبهه نظامی سوریه و حل بحران های سیاسی سوریه حتی طرح فدرالی اداره کردن کشور سوریه که توسط روس ها حمایت می شد نیز با جدیت پیگیری نمی شود، چرا که در منازعات چند محوره با حضور بازیگران متفاوت که هرکدام به منافع خود در منطقه فکر می کنند انتخاب راه حل، کاری بس دشوار خواهد بود و امکان جمع شدن طرفین در یک فضا نیز اگر ناممکن نباشد ناچیز است. در این صحنه ها ائتلاف های کم عمق و کوتاه مدت زیاد خواهد بود لذا این امکان دور از دسترس نیست که همین پیمان ها و ائتلاف های آینده در روند سیاسی سوریه تاثیرات مثبتی بگذارد. همچنین این نکته حائز اهمیت است که گذر زمان به نفع اتئلاف غربی است اما در مقابل باعث از بین رفتن بیشتر زیرساخت های کشور سوریه شده و بازسازی های طولانی تر را به نتیجه خواهد آورد.

اهداف دیپلماتیک و نظامی دولت روسیه که حضورش در سوریه وزنه سنگینی در برابر زیاده خواهی های غرب در موضوع این کشور است نیز بر حضور آشکارتر آمریکا و دولت های همراهش در منطقه خط ممنوعیت کشیده است و البته به عنوان بازیگری قوی برای تشدید بحران و سخت شدن شرایط برای به وجود آمدن راه حل می توان نگاه کرد.  روس ها به خوبی بر این نکته واقفند که در صورت سرنگون شدن نظام سیاسی کنونی سوریه کل منطقه زیر سلطه غرب بویژه آمریکا قرار می گیرد و این برای روسیه یک زیان بزرگ تلقی می شود. منافع اقتصادی روسیه و ارتباطات مالی و صادرات بین دو کشور نیز اهمیت بسیاری در برقراری ارتباط با دولت سوریه دارد. از این رو، سقوط دولت کنونی و روی کار آمدن یک دولت غرب گرا به هیچ عنوان در راستای منافع استراتژیک ایران و روسیه قرار ندارد. طبیعتا ایران و روسیه دست از جنگ در سوریه بر نخواهند داشت و آخرین نتیجه نیز باید با حفظ منافع و اهداف این دو قدرت منطقه ای رقم بخورد.

مشخصا جمهوری اسلامی ایران با تمام توان خود در راه آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از مظلومین جهان ایستاده است. انقلابی که با آرمان دفاع از مظلومین عالم و آزادی قدس شریف و ایجاد تمدن بزرگ اسلامی تشکیل شده است. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان پشتوانه محکم و قوی دولت بشار در منطقه حضور دارد تا علاوه بر حفظ امنیت مرزهای کشور و ثبات آرامش داخلی در جلوگیری از ورود گروه های تروریستی به داخل استان های کشور و همچنین دفاع از حرمین شریفین در کشور سوریه که جزو ناگسستنی اعتقادات راسخ شیعه است را در راستای به دست آوردن منافع خود دنبال کند. اما این اهداف همه انگیزه حضور ایران در سوریه نیست. انقلاب اسلامی ایران نیز آمده است تا با دفاع از جبهه مقاومتی که در حال حاضر از یمن تا شمال سوریه ادامه دارد, آزادی قدس شریف را در دفاع از مظلومان و مسلمانان جهان و در راه جلوگیری از سیاست های یهودیان صهیونیست که با اشغال فلسطین و در برنامه چندساله خود در راستای تشکیل کشوری از نیل تا فرات را دنبال کند.

سوریه خط مقدم جبهه توسعه طلبی اسراییل است و اگر دولتی غربی در سوریه بر سرکار آید قطعا به نفع ایران و جبهه مقاومت نخواهد بود.

انتهای پیام/