70798088098251235427
۱۱:۲۱ - دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵

اوضاع دلالی علم در عرصه آموزش کشور؛

تنزل علمی و اساتیدی که بسازبفروش شده‌اند!

عده ای در ردای بلند استادی دانشگاه، کار علمی را از اولویت خارج کرده و تخصص ساخت و ساز، دلالی زمین، بازار سکه و ارز و گاه تجارت و … را در پیش گرفته‌اند. نتیجه این است که میان برگه های پایان نامه «تأیید شده» یکی از دانشجویان دانشکده علوم انسانی برگه ای از فرمول‌های فیزیک پیدا می شود.

صاحب نیوز– حکیمه سلحشوری بهزادی/ در گذار تاریخ از زمانی که علم به بخش جدانشدنی زندگی مردم تبدیل شد، دغدغه بشر به این سمت سوق یافت که علم بهتر است یا ثروت؟! و در این جدال نتیجه این است که علم هم ثروت می آفریند و هم ثروت آفریده شده را حفظ می کند.

هرگاه که علم برای بقایش به حاکمان و ثروتمندان پناه ببرد، چونان نمکی خواهد شد که خاصیت فساد پذیری خود را از دست داده است. امروزی که چونان همه دیروزها به تاریخ تبدیل شده است نیز از این قاعده مستثنا نیست و عده ای از اندیشمندان کشور بر در خانه ثروت رفته اند و مشکلاتی چند را به بار آورده اند.

اساتیدی هستند در ردای بلند استادی که کار علمی دانشگاه را از اولویت کاری‌شان خارج کرده اند و تخصص ساخت و ساز و دلالی زمین، بازار سکه و ارز را و گاه تجارت صنایع دستی بی کیفیت کشورهای دیگر به عنوان صنایع دستی داخلی را در پیش گرفته اند. نتیجه این است که میان برگه های پایان نامه «تأیید شده» یکی از دانشجویان دانشکده علوم انسانی برگه ای از فرمول‌های فیزیک پیدا می شود و دلیلش این است که اساتید وقت کافی برای مسئولیتی که پذیرفته اند نمی گذارند. این موضوع برای اساتیدی که دارای سمتهای متعدد در میدان علمی کشور هستند -یا به اصطلاح چند شغله‌ها-  نیز در حال اتفاق است.

این داستان تلخ وقتی با دلالی نهاد رسمی علمی کشور نیز موافق در می آید، مصداق دقیقی است از فساد قلب علمی کشور. هر چند وزارت علوم طی مصاحبه ای هزینه میلیونی برای چاپ مقالات علمی-پژوهشی در مجلات خود را تکذیب می کند ولی تصدیقات دانشگاههای کشور خلاف آن را نشان می دهد. این فساد تظاهریافته آنجاست که در خیابان انقلاب اسلامی تهران مقاله و پایان نامه همه رشته های علمی را می توان به راحتی تهیه کرد و سفارش داد!

ارگانهای تولید کننده دوره ها و کتابهای کمک آموزشی نیز از این قافله عقب نمانده اند و به خوبی در خالی کردن جیب خانواده های تحت فشار اقتصادی -از مقطع گهواره تا گور – نقش خود را ایفا کرده اند. این نهاد ها موجبات مشکلات روحی برای دانش آموزان توسط کتابها و دوره هایشان فراهم آورده اند که مجال بحثش اینجا نیست و تنها به همین اشاره قناعت می کنیم.

اضافه کنید زمانی را که معلمان برای جبران کاستی های مالی خود رو به شغل دوم می آورند و از کلاس درس به عنوان محل استراحت استفاده می کنند!

این تنزل علمی و گاهی اخلاقی اساتید و معلمان به دانشجویان و دانش آموزان نیز سرایت کرده است. علاوه بر افت علمی، افت اخلاقی نیز تا جایی رسیده است که مدیر گروه دانشکده از خود به عنوان ناظم دبیرستان یاد می کند تا مدیر گروه! نمونه های متواتر برخوردهای فاقد آداب دانشجویان با اساتید نشان دهنده این است که تمام نهادهای ذی‌ربط به خوبی در این تنزل‌ها تلاش خود را انجام داده اند.

منصفانه آن است که برای این اتفاقات به دنبال مقصرانی باشیم که همگی در این سقوط سهیمند. اینجا نه تنها باید پای مسئولان سیستم آموزش بلکه پای دیگر بخش های اقتصادی و فرهنگی را نیز به این محاکمه باز کرد که چرایی و چگونگی های این افت اخلاقی در اساتید و معلمان، دانشجویان و دانش آموزان را پاسخ دهند و اگر پاسخی نیاید، باید بدانیم که بیماری اگر از تظاهراتش تشخیص داده نشود و درمان نشود تا استخوان خواهد رسید.

اگر این بیماری درمان نشود باید بدانیم که دیگر وقت آن رسیده است که نه تنها علم، بلکه اخلاق نیز دست در دست هم بر درگاه ثروت زانو بزنند و اینجاست که شاید استادهای پر تلاش نتواند این جفاها را تحمل کنند، عده ای بلافاصله بعد از بازنشستگی از عرصه تدریس کنار می روند و در پاسخ نگاه پر سوال دانشجویانشان لبخند تلخی می زنند و می گویند: گریه نکن بر سر این مزار که مرده ای در آن نیست!

انتهای پیام/کاشان اول/ الف