3
۰۹:۰۹ - یکشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۲۹

زمینی که به دست رقیب افتاده/ بخش دوم؛

تناقضات و مشکلات رفتاری گیمرها

اگر تجربه بازی های این چنینی داشته باشید می دانید که چقدر سرگرم کننده هستن و ناخودآگاه شما را به نزاع و درگیری و آدم کشی سوق می دهند و علاقه مند می کنند.

به گزارش صاحب نیوز؛ همان گونه که در بخش قبلی این مقاله بیان شد، با وجود اینکه در آسیا رد پررنگی از صنعت گیم وجود دارد اما باز هم اروپایی ها سود می کنند؟ این موضوع به خاطر سیاست های مهندسی شده و قوی اروپا و آمریکاست.
همان طور که کشورهای دارای منابع نفتی از سرمایه خود استفاده می کنند به همان اندازه اروپا و آمریکا از سیاست و دارایی های کلان خود برای پروژه های نرم (تکنولوژی و صنعت گیم) بهره می برند.

مسئله این است که در این میان چه کسی سود و چه کسی ضرر می کند. از این نمی توان گذشت که زندگی ما را راحت تر کرده اند ولی به همان اندازه یا شاید بیشتر به ضرر ماست، می پرسید چگونه؟

وقتی شما به گیم و تفریح فکر می کنید در اندازه ای که صرفا سرگرمی باشد و برای رفع خستگی و بازتر شدن ذهن و تنوع استفاده شود هیچ آسیبی نمی رساند، اما از زمانی که خود را در آن غرق کنید و فقط به آن فکر کنید روزی می رسد که تمام زندگی خود از جمله تحصیلات، شغل و کارهای روزمره خود را فدای آن می کنید.

این عادت چقدر در دنیای امروزی آشناست! بعضی ها فکر می کنند اعتیاد فقط به مواد مخدر ختم می شود، به نظر شما این اعتیاد نیست؟

هر روز بازی جدید تر، تکنولوژی سرگرم کننده و قوی تر، هزینه ی بیشتر برای لذت بیشتر و از همه مهم تر به خطر افتادن سلامتی و این ها همه منجر به یک چیز می شود، اعتیاد.

امروزه اکثر جوانان به چیزی جز یک گیمر خوب شدن فکر نمی کنند، البته کم نیستند کسانی که گیمر هستند و به تمام کارهای زندگی خود نیز رسیدگی می کنند.

بارها وبارها شخصا در گیم نت و کلوپ ها دیده ام کسانی که کل روز بازی می کنند و خواب و خوراک ندارند و از خود پرسیدم آیا والدین این افراد وظیفه کنترل فرزندان خود را دارند؟

وظیفه ی دولت مردان در یک کشور درمورد این معضل چیست؟ درست است نمی شود زندان و جرم برای آن در نظر گرفت و به نظر می رسد این کار نیز اشتباه است که این معضل را جرم و افراد مشغول به آن را مجرم خواند، چرا که بیشتر شبیه به بیماری است که نوش داروی آن فقط و فقط گیم است ولی چاره ای باید وجود داشته باشد.

متاسفانه تمام کشورها و اقشار مختلف گرفتار این مسئله شده اند اما آسیب پذیر تر و مهم تر از همه نوجوانان و جوانان اند، مرحله ای از زندگی که بین کودکی و بزرگسالی قرار گرفته است و پوشیده نیست که تمام آینده یک کشور به جوان بودن آن کشور بستگی دارد.

جدا از این مسائل مطلب را برای بزرگسالانی که گهگاه خود به بازی های کامپیوتری می پردازند و شاید فرزندان و نزدیکانشان علاقه شدید به اینگونه بازی ها دارند شفاف تر می کنیم.

مشکلات رفتاری گیمرها

پرطرفدارترین ژانر(سبک و موضوع) در بین بازی ها اکشن (جنگی) است.
در واقعیت اگر شما یک تفنگ و وسایل جنگی پیشرفته تر و یا حتی یک چاقو در دست داشته باشید از آن با طور کامل و صحیح استفاده می کنید که دشمنان خود که به هر دلیل با شما سر جنگ دارند از سر راه بردارید.

اگر تجربه بازی های این چنینی داشته باشید می دانید که چقدر سرگرم کننده هستن و ناخودآگاه شما را به نزاع و درگیری و آدم کشی سوق می دهند و علاقه مند می کنند.

هیچ چیز لذت بخش تر از کشتن دشمنان به نظر نمی رسد. صدای شلیک ها، فریاد های انسان های گناهکار و خوشحالی دوستانتان که همراه شما هستند یا منتظر هستند شما آن ها را نجات بدهید بازی را جذاب می کند و ساعت ها شما به دنبال طی کردن مراحل مختلف و تمام کردن بازی هستید.

زمان هایی هم که شما در زندگی فیزیکی و به دور از بازی هستید مثلا در محل کار با یک صدا و یا مشاجره ی کوتاه و سطحی ضمیر ناخوداگاه شما به یاد محیط بازی می افتد و برایتان شبیه سازی می شود. رفته رفته در زندگی عادی و فیزیکی پرخاشگرتر می شوید و چون راه برای تخلیه عقده های روانی نیست شما ناچارا بازی جنگی مورد علاقه خود را اجرا کرده و دشمنان مجازی خود را از بین می برید که البته راهکاری کوتاه مدت است و کمی شما را آرام تر می کند.

طبیعتا وقتی شما یک بازی را تمام کردید و خسته شدید سعی می کنید یک بازی بهتر با داستان و ترجیحا گرافیک خیلی بالا که شبیه تر به واقعیت و آینده ای نزدیک باشد انجام دهید.

تا به حال به این فکر کردید که داستان بازی های کامپیوتری که اکثرا زبان آن ها بین المللی یعنی انگلیسی است چگونه در بازی تعریف می شوند؟ اصلا توجه کرده اید که در بازی کاراکترها (اشخاصی که در داستان به آن ها برمی خورید و یا کسی که به جای آن بازی می کنید) چه می گویند؟

همه گیمرهای حرفه ای با من موافق اند که سینماتیک ها (فیلم هایی که بین بازی شما خط داستانی را مشخص می کنند) تاثیر خیلی زیادی در روند لذت بردن از بازی دارند. کسانی که زبان انگلیسی را خوب می دانند و حتی کسانی که آشنایی کمی دارند این دیالوگ های بین بازی و صحنه های داستان بازی را حفظ می کنند. قابل قبول است که دانش زبانی و حفظیات تصویری را قوی می کنند اما درمورد آن نیز تحقیق می کنند؟

بگذارید از نگاه یک گیمر به شما بگویم. جذاب ترین و پرفروش ترین بازی که در میان گیمرها قابل احترام است بازی ندای وظیفه یا است. این بازی ژانر تیر اندازی اول شخص است و Call Of Duty و از سال 2003 تا 2016 چندین عنوان سالانه به بازارعرضه شده است.

ادامه دارد…

 

انتهای پیام/ چشمه سار/ الف