انتخابات
۱۳:۲۱ - یکشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۰

نقد و نظر؛

یک رأی با برنامه فقط برای وجدانمان!

اگر همه مردم ایران به جای رأی دادن به کاندیداها، به برنامه های روشن، منطقی، واضح و قابل اجرای کاندیداها رأی بدهند باز هم امکان انتخاب اشتباه وجود خواهد داشت؟ و اگر کاندیداها ببینند در مقابل انتخاب ملتی قرار گرفته اند که با عقل و اندیشه تنها به برنامه های روشن، منطقی، واضح و قابل اجرا رأی می دهند آن وقت هرکسی می تواند بر موج تبلیغات رسانه ای رأی بیاورد؟

به گزارش صاحب نیوز: «ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم و کسی که دنبال نور است، این نور هرچقدر کوچک باشد، در قلب او بزرگ خواهد بود.»

سخنم را با متنی دلنشین و عالمانه از شهید دکتر مصطفی چمران آغاز کردم که اعتقاد قلبی بنده است و البته دلیل نگارش این نوشتار و ان شاءالله متون آتی. به هر تقدیر در عصر طوفان اطلاعات و سیل انبوه رسانه های ریز و درشت، نوشته های بنده همچون قطره ای است در رودخانه ای عظیم. اما تلاش می کنم در حد توان و امکانم به هم وطنان عزیزی که شاید گذرشان به این نوشته ها بیفتد مطالبی را عرض کنم تنها و تنها با هدف آگاهی بخشی و انجام وظیفه ای که مدت هاست بر دوش خود احساس می کنم.

حدود 40 سال از عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد و در طول این چهل سال مملکت ما شاهد تحولات و حوادث و وقایع بی شماری بوده است.

از جمله تحمیل یک جنگ هشت ساله و تمام عیار، تحریم های کمر شکن، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک در عرصه بین الملل، ترور و بمب گذاری از دفتر ریاست جمهوری و نمازهای جمعه تا حزب جمهوری اسلامی و دانشمندان هسته ای و به شهادت رساندن نخبگان این سرزمین و بسیاری مسائل دیگر که هریک به سهم خود سدی بود در مقابل توان و شتاب و حرکت کشور به سوی پیشرفت و توسعه.

اما با در نظر گرفتن تمامی موانعی که برشمردم اجازه دهید با خودمان صادق باشیم که بی تدبیری ها، سوء مدیریت ها، به کارگیری افراد نالایق و نداشتن درک صحیح از کشورداری و بی برنامگی یا بی توجهی به برنامه های کلان کشور از موانعی که قبلا ذکر شد کمتر نه که شاید بیش از آن ها به توسعه همه جانبه کشور ضربه زد.

امیدوارم از همین ابتدای بحث، ذهن و اندیشه تان میل و گرایش سیاسی پیدا نکند که این میل در این نوشتار کودکانه به نظر می رسد. حکایت بی کفایتی موضوعی نیست که بتوان در زیر لحافی سیاسی با گرایش خاص پنهانش کرد. کافی است نگاهی گذرا و اندیشه مدار داشته باشیم به اولین دولت و ماجراهای آن، مدتی بعد به رئیس جمهوری بنام بنی صدر، مدتی بعد به امکان انفجار در دفتر ریاست جمهوری، مدتی بعد به پرونده ای بنام قتل های زنجیره ای، مدتی بعد به لو رفتن فعالیت های هسته ای با ریز اطلاعات، مدتی بعد قطع روابط سیاسی با بخشی از دنیا، مدتی بعد سرازیر کردن نقدینگی به بدنه کشور و تورم بی سابقه، مدتی بعد رکود اقتصادی بی سابقه و مدتی بعد برجام و در کنار همه این سال ها دست هایی که به راحتی در جیب بیت المال رفتند و اختلاس های میلیاردی و حقوق های نجومی و حیف و میل بیت المال.

همه این اتفاقات نتیجه سوء مدیریت، بی تدبیری و به کارگیری افراد نالایق در پست های مدیریتی حساس کشور بوده است. انکار نمی کنم و اعتراف هم می کنم که بسیاری از این مدیران بدون رأی و نظر مردم به پست های کلیدی رسیدند که یا ضربه زدند و یا خیانت کردند و یا اختلاس. اما آنچه واضح است بخش عمده ای از افراد نامناسب برای پست های حساس را نیز ما مردم انتخاب کردیم و یا با واسطه نتیجه انتخاب ما بود. به فرض مثال فلان نماینده مجلس انتخاب اشتباهی بود که ما کردیم و او واسطه ای مؤثر در انتصاب مدیرانی شد که آنها هم شایسته جایگاه خود نبودند.

امیدوارم با اندکی تحمل و سعه صدر حقایق تلخی که عرض کردم را بپذیرید. البته نقد گذشته نه به خاطر نبش قبر و مجازات و محاکمه فرد یا افرادی است، بلکه بنا به فرمایش امیرمؤمنان مولا علی-علیه السلام- از عبرت های تاریخ چراغی برفروزیم برای راه آینده.

اکنون بعد از گذشت حدود چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی آیا تجربه را تجربه کردن کافی نیست؟ آیا با خود اندیشیده ایم چرا اشتباه انتخاب می‌کنیم؟ به نظر می رسد دلیل انتخاب اشتباه از دو حال خارج نیست: 1- گزینه های معرفی شده مناسب نیستند 2- ما درست انتخاب نمی کنیم.

اگر دلیل اول باعث انتخاب اشتباه می شود مسئولیتش برمی گردد به کسانی که مسئول گزینش و معرفی نامزدها هستند و لازم است که آنان در ساز و کارهای بررسی صلاحیت ها و گزینش و معرفی نامزدهای نهایی تجدید نظر کنند. اما اگر دلیل دوم باعث انتخاب اشتباه ما می شود چه؟

انتخاب اشتباه از سوی ما مردم می تواند دلایل متعددی داشته باشد اما به نظر می رسد دو دلیل عمده وجود دارد:

1- عدم شناخت صحیح و عالمانه از کاندیدای معرفی شده 2- تاثیر پذیری از اطرافیان، تطمیع(خرید رأی) و تأثیر پذیری از جریانات رسانه ای.

همیشه تا نزدیکی انتخابات خبرهایی جسته و گریخته از افراد و نام هایی آشنا یا نا آشنا به گوش می رسد و در یک فاصله زمانی کوتاه امواج تبلیغاتی و رسانه ای نام برخی آدم ها را بالا و پایین می برند و ما گوش ها و چشم هایمان می شوند مصرف کننده ی تبلیغات و پوپولیسم رسانه ای.

و در میان این شور و غوغای انتخاباتی و گرایش های سیاسی و قومی و قبیله ای و بمباران رسانه ای آنچه مظلوم می ماند حقیقت و واقعیت است.

و اما نتیجه این نوشتار:

در تمامی این سال هایی که آمدیم و رأی دادیم و درست یا غلط آدم هایی را انتخاب کردیم آیا هیچ وقت به این واژه غریب و غبار گرفته و دور از اذهان توجه کردیم؟

«برنامه»

بله برنامه. آیا هرگز از یک کاندیدا، فرقی نمی کند کاندیدای شورای شهر، مجلس یا ریاست جمهوری پرسیدیم برنامه ات چیست؟ اگر پرسیدیم جوابی قانع کننده شنیدیم؟

بیاییم بعد از چهار دهه افتادن و برخاستن و تجربه را تجربه کردن کمی خودمان را جمع و جور کنیم و چند قدم جلوتر برویم از جایی که هستیم.

جواب این سوال با خود شما و البته اگر حس کردید سوالی بیدارگر است شما هم از دیگران بپرسید و اما سوال:

«اگر تمام مردم ایران به جای رأی دادن به کاندیداها، به برنامه های روشن، منطقی، واضح و قابل اجرای کاندیداها رأی بدهند باز هم امکان انتخاب اشتباه وجود خواهد داشت؟ و اگر کاندیداها ببینند در مقابل انتخاب ملتی قرار گرفته اند که با عقل و اندیشه تنها به برنامه های روشن، منطقی، واضح و قابل اجرا رأی می دهند آن وقت هرکسی می تواند بر موج تبلیغات رسانه ای رأی بیاورد؟»

بیایید شعار انتخاباتی امسال ما یک سؤال ساده اما محکم از کاندیداها باشد:

کاندیدای محترم برنامه ات کو؟

انتهای پیام/ الف