1
۰۸:۳۷ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۳۰

بررسی یک انیمیشن محبوب؛

از بین بردن مرز وهم و واقعیت؛ ابزاری برای تسلط امپراتوری رسانه‌ای

امروزه رسانه ها با تمام توان خود در تلاش اند تا فکر، مذهب، عقیده و وابستگی های سیاسی خود را به بهترین شکل در بین همه جریانات معرفی کنند و در این راه استفاده کردن و بهره جستن از برنامه های نمایشی در صدر فعالیت ها قرار دارد.

صاحب نیوز– محمدرسول رضاعلی/ پس از تبیین اساس و مبانی پژوهش در مقالات قبل (اینجا، اینجا و اینجا)، اکنون نوبت به بررسی انیمیشن هایی می رسد که به ظرافت در صدد تبلیغ سبک زندگی و نوع جهان بینی خود هستند.

در سطور ذیل، داستان تن تن در تبت بیان می شود که در فرمول نقد روائی سومین سطح رو ساخت اثر است. سطح اول سبک کار است. سبک کار انیمیشن دو بعدی یا همان کارتون در اصطلاح فارسی می باشد. سطح دوم طرح داستان است. اینکه چگونه روابط علی و معلولی و با چه توالی برای مخاطب نمایش داده می شوند.
حال برای آشنائی هرچه بیشتر، روند حضور ادیان و مرام های چینی را در انیمیشن هایی که تلاش دارند آنها را معرفی و تبلیغ نمایند، بررسی کرده و درباره هر انیمیشن به بحث می پردازیم.

ماجرا های تن تن
تن تن، خبرنگار زیرک، مکار و جوان بلژیکی است (همچنین وی خلبانی توانمند و جنگجویی متبحر نیز هست) که در یک سری ماجراهای جذاب و خطرناک قرار می‌گیرد.

وی قهرمان اصلی مجموعه داستان‌های تن‌تن است و از این روی اغلب موضوعی اتفاقی که بیشتر مربوط به کار خبرنگاری وی می‌شود او را در سیر اتفاقاتی عجیب، توطئه‌های پی در پی و اکتشافات بزرگی قرار می‌دهند.

در سال های اولیه انتشار مجموعه کتاب‌های تن‌تن، مضامین نژادپرستانه و یا مضامینی که در آنها از استعمار اروپائیان ستایش می‌شد، مورد انتقاد سازمان های حقوق بشری و ضداستعماری قرار گرفت. البته در داستان های تن تن، نبرد چین و ژاپن نیز روایت شده است.

این داستان برمبنای کتاب تن تن اثر هرژه نویسنده و کاریکاتوریست بلژیکی است. از جمله شخصیت های این داستان مصور غیر از تن تن می توان به پروفسور تورنسل، کاپیتان هادوک و میلو که سگ تن تن است، اشاره نمود.
تن تن در تبت (داستان)
«تن تن در تبت» یکی از قسمت های داستان مصور تن تن است که نسخه فارسی آن کمتر از 50 دقیقه است. حدود 60 درصد از این زمان صرف این می شود که تن تن و ناخدا و میلو، به همراه یک راه بلد چینی، با گذر از سختی ها به شهر تبت برسند.
تن تن در حالی که در تفرجگاهی در آمریکا مشغول سپری کردن تعطیلات است، از اخبار می شنود که یک هواپیما در آسیا، نزدیک به چین و تبت سقوط کرده. روز بعد برای او نامه ای می رسد از دوستش چنگ چان چنگ، که در آن نوشته برای دیدار تن تن راهی آمریکاست، اما تن تن متوجه می شود که دوست چینی اش در همان هواپیمای سقوط کرده، بوده، به همین دلیل برای نجات او از آمریکا به کاتماندو می رود.
کاتماندو پایتخت نپال است. مردمانش هندو و اکثرا بودایی هستند. کاتماندو در کنار اورست و در نزدیکی تبت قرار دارد. مهم ترین جاذبه این شهر گذشته از قله اورست معابد بودایی لامائی آن می باشد. دالای لاما رهبر لامائیست ها در این مکان زندگی می کند.

در کاتماندو پس از پرس و جو از اهالی، به همراه کاپیتان (کاپتان قلبا به این سفر راضی نیست، اما بخاطر تن تن همراه می شود.)، میلو (نکته جالب درباره میلو این است که او هرگاه بر سر دوراهی قرار می گیرد، یک فرشته سگ و یک ابلیس سگ (چیزی شبیه به اژدها) در دو طرف او ظاهر می شوند، فرشته او را راهنمائی می کند و اژدها او را وسوسه می نماید.)، یک راه بلد و چند باربر به سمت مکان سانحه می رود، در راه با سختی بسیاری روبرو می شوند و در نهایت گرفتار بهمن می شوند که راهبان بودایی آنها را نجات می دهند. اولین صحنه ای که بعد از نجات آنها می بینیم، کاپیتان است که پس از بیدار شدن به واسطه شنیدن صدای طبل معبد با تعجب به مجسمه های بودا می نگرد.
آنها پس از دیدار گیاتسوی بزرگ، متوجه می شوند که چون خارجی اند نباید در معبد بمانند. یکی از راهبان بزرگ صومعه به واسطه قدرت جادویی اش پیش بینی می کند که دوست تن تن در کجا است و تن تن به همراه کاپیتان او را نجات می دهند. در انتها راهب بزرگ، جلوی تن تن سر تعظیم فرود آورده و او را به خاطر فداکاری اش ستایش می کند. و این بار همان خارجی ها که اقامتشان در صومعه ممنوع بود، خود آنها را دعوت می کند و با کاروانی در خور، آنها را راهی موطنشان می کند.

روساخت تن تن در تبت
این داستان دارای طرح ساده خطی است. اطلاع از سقوط هواپیمای چن، سفر به کاتماندو، بهمن گیر شدن در اورست، نجات یافتن توسط راهبان معبد لامای بزرگ، نجات دادن چن با راهنمائی لامای بزرگ و تشکر لاما از آنها و در انتها، بازگشت.

این طرح یا همان چینشی است که قصه گو یا کارگردان اثر در این انیمه برای انتقال مفاهیم استفاده می کند. (اولین بار شکل گرایان روسی بین طرح و داستان تفاوت قائل شدند. آنها داستان را شرح ساده رویداد های اصلی و طرح را چگونگی ارائه به وسیله راوی می دانند. همان چینشی که قصه گو بر می گزیند). در مرتبه بعد احساسی است که به مخاطب منتقل می شود.


البته شاید سخن از احساسی که به مخاطب منتقل می شود، بسته به تفکر مخاطب متفاوت باشد، همان چیزی که در نظریه دریافت مطرح است. ممکن است مخاطبی که اصلا لامائیسم را نمی شناسد، با این کارتون بفهمد که لاما ها انسان های دور از تمدنی هستند که اصلا اجازه ورود خارجی ها به شهرشان را نمی دهند، از روی حماقت صبح تا شب مشغول عبادت کور کورانه اند. شاید این مخاطب حتی تبت را با کره شمالی اشتباه بگیرد. اما همین طور ممکن است یک مخاطب چینی با دیدگاه سیاسی خود پس از دیدن این انیمه دو بعدی به علت بهای زیاد دادن به راهبان لامائیست توسط آمریکا ناراحت شود و این کار را یک امر سیاسی بنگارد. حتی ممکن است یک مسلمان معتقد پس از دیدن تن تن در تبت برای رسانه ملی تاسف بخورد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی کارتونی را نمایش می دهد که موجب تبلیغ مرام آمریکائی و دین تبتی در کشوری مسلمان است.

البته احساس و معنایی که به مخاطب از درون متن منتقل می شود، رابطه تنگاتنگی دارد با ذهنیت مخاطب، چه اینکه بسیار پیش آمده است به خاطر ذهنیت افراطی و یا اشتباه، مخاطب از المان هایی که چارچوب و معنای مشخصی دارند معانی دیگری برداشت کرده است.
بنابراین پس از مرور دوباره داستان و نشانه های موجود در آن چند احساس کلی و چند معنا از تن تن در تبت به دست می آید که به تناسب سیر زمانی موجود در داستان آنها را برمی شماریم:

• حس بشر دوستی تن تن: با توجه به اینکه او یک انسان غربی است با شنیدن خبر سقوط هواپیما آن قدر درگیری ذهنی پیدا می کند که حتی در خواب هم راحت نیست و برای نجات دوست چینی خود، از آن ‌طرف دنیا به نپال و تبت می رود تا با به خطر انداختن جان خود، جان هم نوع خود را نجات دهد.
کسی که هم وطنانش حتی برای نجات جان او اقدام نکرده اند و به علت ترس از طبیعت خشمگین، اصلا به سراغشان نرفته اند. این در حدی بود که وقتی تن تن به واسطه پیرنگ داستان به داخل معبد لاما ها رسید. نگهبان، زائران و طبقات مختلف روحانیون و راهبان در صومعه شخصیت هایی بودند که تن تن را به خاطر هدف مقدسش تشویق می کردند.
• دید توأم با اضطراب غرب به شرقی ها: نماد این موضوع کاپیتان بود. او ابتدا با ابراز مخالفت ضمنی و در ادامه برخوردهای سرد با اهالی کاتماندو و همچنین تیکه انداختن کلامی به اهالی صومعه این موضوع را مطرح نمود. البته حضور تن تن که نماد بشر دوستی در این قسمت از ماجراهای تن تن بود، این حس را نه به طور منطقی بلکه با دید بشر دوستی و نوعی تسامح تعدیل می نمود.
• معرفی حس نوع دوستی لاماها: حدود 10 دقیقه از زمان تقریبا 50 دقیقه ای نسخه فارسی تن تن در تبت گذشت. در این بین مهم ترین خصلتی که برای لامائیست ها در این کارتون معرفی شد، حس نوع دوستی آنان بود. لاماها – هر چند در طرح داستان دیده نمی شود- با به خطر انداختن جان خود به جنگ طبیعت وحشی هیمالیا می روند تا جان دو انسان غربی و یک نپالی را نجات دهند. این در حالی است که روابط تبت و چین دارای پیچیدگی های زیادی است.
• معرفی برخی مناسک در تبت: در صحنه ای از این انیمه که تن تن و ناخدا به نزدیکی لهاسا می رسند به “شورتن” بر می خورند، راه بلد می گوید این جا خاکستر لامای بزرگ نگه داری می شود که باید با آن با احترام برخورد کرد. نوع احترام به لامای بزرگ که در اولین صحنه حضور تن تن در معبد دیده شد، نماهایی که نمونه آن در فیلم هفت سال در تبت به وفور یافت می شود. یکی دیگر از این موارد عدم اجازه توقف خارجی ها در معابد است که جالب اینجاست که خیلی زود مورد پذیرش تن تن که نماینده تفکر غربی است، واقع می شود.
حال نوبت می رسد به ژرف ساخت قابل برداشت از روساختی که ذکر کردیم. ژرف ساخت، مبنای فکری نویسنده یا تهیه کننده اثر است که بر اساس آن، روابط علی و معلولی اثرش را بنا می کند به امید آنکه بتواند مبادی فکری اش را به ذهن مخاطب تسری دهد و حس هم ذات پنداری او را بیدار نماید.

طبقه روحانیون تبت
این طبقه از مردم تبت، تاریخی جالب و قابل ذکر دارند. آنها را از قدیم الایام لاما (به معنای شخص اعلا) نامیده اند. هزاران سال است این طایفه در درون دیرهایی محاط به دیوار های بلند ساکن هستند. در ابتدا آن را از هندوان اقتباس کرده ولی رفته رفته دژی شد مخصوص تبتیان. این بناها روی شالوده های سنگی با دیوارهای بلند هستند. نمونه آن را بارها در فیلم ” هفت سال در تبت ” می بینیم که درون این بناها حجرات کوچک و متعدد است که مسکن و محل آذوقه راهبان است.
یکی از ویژگی مهم این مکتب که تن تن آن را به کودکان می شناساند، این است که روش های جادویی چون آموزه های خاص فهم، مناسکی و آیینی، آیین های پاگشایی، محافل دینی و مانند اینها را با کاربرد استادانه و لذت بخش تجربه حسی و تخیل به کار می برد. پیشگوئی کاهن بزرگ از گیر افتادن تن تن و همراهانش در بهمن، نجات دادن آنها و پیشگوئی مکانی که دوست تن تن در آن گرفتار شده بود، نوع استقبال از تن تن و نوع بدرقه کردن او همگی در ذیل این عنوان می گنجند.
این جماعت بر آنند که هریک از خدایان، همسری دارند از جمله شکتی که قوه شگفت او از آمیزش و اتحاد با زوجه اش به وجود می آید. بوداییان تبت این عقیده را از هندوان اقتباس کرده و با دین خود آمیخته اند. به عنوان مثال معتقد شده اند که «آی بودا» یعنی بودای عظیم و دیگر بودا ها و بودای ستوه ها در عالم مجردات همسری دارند و نیز معتقدند که هر زمان بودایی مخصوص به خود دارد به نام: اولو کیته. او نیز زنی از جنس شیاطین دارد که به تارا موسوم است. در تن تن، ناخدا مجسمه این زوج الهه گونه تبتی را مشاهده می نماید و با تعجب و ترس به سمت تن تن فرار می کند.
اهالی تبت نسبت به راهبان و کشیشان خود اعتقاد فوق العاده‌ای دارند و می گویند آنها می توانند به سبب انجام مناسک و عبادات به درگاه بودا برای زائران و مومنان، به طول عمر آنها افزوده و به آنها کمک کنند و یا کارهای فوق طبیعت انجام دهند، در پویا نمای تن تن در تبت شاهد آن هستیم که راهب صومعه به تن تن کمک می کند و به واسطه درجه معنوی و عرفانی که دارد چیزی شبیه مکاشفه به او دست می دهد و به تن تن اطلاع می دهد که دوستش در کدام منطقه از کوهستان کاتماندو گرفتار شده است.

بدین ترتیب، گذشته از تبلیغ بشر دوستی غربیان، اعتقادات لاماها برای زندگی راحت تر و بهتر از مهم ترین مبانی ساخت این پویا نما به نظر می رسد.

نتیجه گیری:
امروزه رسانه ها با تمام توان خود در تلاش اند تا فکر، مذهب، عقیده و وابستگی های سیاسی خود را به بهترین شکل در بین همه جریانات معرفی کنند و در این راه استفاده کردن و بهره جستن از برنامه های نمایشی در صدر فعالیت ها قرار دارد. ساخت مجموعه های انیمیشن هم در زمره تولید برنامه های نمایشی کمک شایانی به پیشبرد این هدف می کند. خصلت رسانه این است که با تمهیداتش، آن چنان بزرگ نمائی کند که مخاطب را مقهور سحر خود نماید و این جنبه با فضای سورئال و دست باز تهیه کنندگان در برنامه های انیمیشنی سازگاری و هم خوانی بیشتری دارد.

 


استفاده از انیمیشن با توجه به عدم سختی های فیلم و مجموعه های رئال، ظرفیت خوبی فراروی تولید کنندگان و هنرمندان برای به تصویر کشیدن مفاهیم ماورائی و غیر طبیعی دارد.

نشان دادن ارواح، روایت قصه در فضایی که هیچ وجود و ما به ازای خارجی ندارد، نشان دادن موجودات تخیلی، مجسم کردن مفاهیمی چون خیر و شر و جن و روح و الهه گان مختلف، بخشی از ظرفیت هایی است که انیمیشن را جزء محبوب ترین درام های تاثیر گذارتر دسته بندی می کند. در این بین استفاده بهینه صاحبان قدرت رسانه ای در دنیا از لحاظ حرفه ای ستودنی است. آنها با تکنیک های روایی و ساختاری، مفاهیم مد نظرشان را به قدری جذاب و در لفافه های زیبا بیان می دارند که هنوز کودکان دهه 60 خاطرات شان با ایکیو سان، تن تن و دوقلو های افسانه ای را از یاد نبرده اند.
در این بین استفاده از ظرفیت بالای انیمیشن در راه واقعیت پنداری و باز بودن دست کارگردان در القای مفاهیم و عدم پایبند بودن به مرزهای واقعیت، فضایی را برای کارگردان انیمیشن مهیا می کند تا در فضایی بین دروغ و واقعیت مفاهیمی را به نفع تفکر خود ثبت کند که در دنیای واقعی وهمی بیش نیستند. همین خرق مرز واقع و وهم در انیمیشن بزرگترین امتیاز در دست تهیه کنندگان مجموعه های انیمیشنی است. امتیازی که تهیه کنندگان ایرانی باید بهتر و بیشتر از آن بهره بجویند.

انتهای پیام/ چشمه سار/ ی