suicide-00
۰۹:۵۴ - جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۱

دلنوشته/

خودکشی، فریاد خاموش خستگی از قانون های بشری

مایه تأسف است که آنچه این روزها و سالها در شهر ما پاورچین و خاموش می‌چرخد و آشکارا قربانی می‌طلبد خودکشی است؛ گردابی که در کام خویش نه تنها نوجوانان و جوانان بلکه پا به سن گذاشته‌ها را نیز فرو برده است.

صاحب نیوز-حکیمه سلحشوری بهزادی/ آرمان و آرزوهای بشر در میان روزمرگی‌هایش پنهان شده  و هر از چند گاهی که از این روزمرگی فارغ شده و لابه لای افکار خویش از اعماق جان به دنبال گمشده‌اش می‌گردد. گمشده‌ای که با وجود دست یافتن به تمام آرزوها باز هم در گوشه ذهن فریاد می‌زند که من غایت توام هر چند که دیگری را به جای من به دست آوری.

بشر امروز در دنیای تبلیغات و رسانه‌ها، بازی‌ها و فیلم‌ها غرق شده است. بشر امروز میان داشته‌ها و آرزوهایش سرگردان است. مردم ما میان فرهنگ خویش و آنچه که می‌خواهند، می‌پوشند، می‌بینند، می‌خورند و می‌شنوند در تعارض هستند.

آنچه امروز روح جوانان ما را می‌آزارد فاصله بزرگی است که میان خود دیده و آنچه می‌خواهد. این بشر گم شده از خویش و جویای خویش، چنگ بر هر چیزی حتی عبث خواهد زد تا که این درد بزرگ را از یاد ببرد. تا فراموش کند  فاصله آنچه را که می‌بیند و آنچه را که می‌خواهد و طنز آنکه این فاصله وجود ندارد و ساختگی است. عده‌ای حتی نمی‌دانند که این آسمان و ریسمان بافتن‌های پر زرق و برق برای این است که او خود نباشد و نفهمد که چه می‌تواند باشد؟

فضای ذهن جوان امروز پر است از هوای مسموم توهم، توهم آنقدر جای واقعیت را گرفته که گاهی به ذهن‌ خطور نمی‌کند که حتی اندیشیدن‌ ما هم توهم شده است! آنچه که فکر کردن نامش کرده‌ایم گاه شبه فکری بوده که در سرمان قرار داده‌اند؛ درست مثل تراشه‌ای که در ذهن یک رباط می‌گذارند غافل از آنکه برنامه‌ریزی شده است!

اگر غیر از این نبود چرا اندیشمندان واقعی که درد فکر دارند از این آلودگی‌های توهم گریزان بوده و از این ساخته‌های حاصل از توهم دنیای مدرن دردمند هستند؟

تکنولوژی که روزی می‌آمد تا راحتی برای بشر بیاورد و به او فراغ بالی بدهد برای فکر بیشتر و پرداختن به آنچه که دوست دارد هم اکنون آمده است اما با خود افکار از پیش ساخته‌اش را آورده است تا دیگر زحمتی برای ما باقی نماند!

آنچه که مردم این روزها نفس کشیده و انجام می‌دهند همگی آن‌چیزی بوده که خواسته او و نه آن‌چیزی که خود او می‌خواهد، است. مردم امروز برای زندگی به شدت به این نیاز دارند که دوباره خود را تعریف کنند، خود را و خواسته هایشان را، داشته ها و علایقشان را، اما این تعریف باید عاری از هرگونه آلودگی حاصل از یکسان سازی رسانه‌ها، بازی‌ها و قانون‌های بشری باشد.

مایه تاسف است که آنچه این روزها و سال ها در شهر ما پاورچین و خاموش می‌چرخد و آشکارا قربانی می‌طلبد خودکشی است. گردابی که در کام خویش نه تنها نوجوانان و جوانان بلکه پا به سن گذاشته‌ها را نیز فرو برده است. آیا برای این درد بزرگ و روز افزون چاره‌ای هست؟

شایسته نیست که انگشت اتهام به سوی قربانیان خودکشی بگیریم چرا که در آن صورت سه انگشت دیگر اتهام ما را نشانه رفته‌اند! باید دید در این فرایند آرام ولی جدی و رو به افزایش خودکشی در شهر چه کسانی بر آتش معرکه افزودند، چه کسانی چشم بر حقایق بسته و از کنارش گذشتند؟ چرا که در دارمکافات باید کم کاری‌ها را پاسخ گو باشیم.

انتهای پیام/شهرضانیوز/ی