400122
۱۰:۳۹ - شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۳

نقد و نظر؛

جمله کلیدی مناظره سوم…

این مناظره آخر، نکات تاریک و روشن زیادی داشت که اشاره ای هر چند کوتاه و مختصر، به چند بخش آن خالی از لطف نبوده و به نظر ضروری هم هست.

صاحب نیوزعبادالله مهاجرانی/ مناظره سوم دوزادهمین انتخابات ریاست جمهوری، خط پایان رقابت جمعی و نفس گیر شش نامزدی بود که گاه با مجادله و گاهی با بیانیه و انشاء خوانی طرفین همراه می شد و گاهی نیز به تلخند و تبسم های طرفین سیاسی که پته و پنبه همدیگر را می زدند همراه می شد.
پنبه و پته ای که باز گاهی به جای پرداختن به مسائل کلان و اعم نظام به مرز زمین و ملک شخصی افراد یا نزدیکان نامزدها می رسید و کمی تا قسمتی بیشتر، رنگ و بوی دعواهای شخصی به خود می گرفت.
رنگ و رخساره و حرکت دستان برخی نامزدها نیز موید همین رویکرد بود. تُن و لحن صداها و رنگ چهره ها چند اصل بنیادین بادی لنگوییج را یادآوری می کرد، هر چند ضربه گیران پوششی هم در تلاش برای افت و خیز این مسیر، خودشان نیز دچار همان تغییرات می شدند و لرزش صدایشان خبر از آمادگی قبلی تمرین شده ای می داد که با بلند کردن صدا تلاش داشت این افت و خیز ظاهری باطن کمتر به چشم مخاطب بیاید.
بگذریم؛ این مناظره(مجادله) آخر، نکات تاریک و روشن زیادی داشت که اشاره به چند تای آن خالی از لطف نبوده و به نظر ضروری هم هست.
تاسف بارترین جای این نشست به ظاهر اقتصادی اما کاملا سیاسی، آن جایی بود که رییس دولت مستقر در قامت یک روحانی دنیا دیده با تجربه، از امام رضای رئوف حرف و سخن به میان آورد.
دیدیم و شنیدیم که چه بر زبان جاری کرد اما ای کاش به جای مایه گذاشتن از امام همام و دم زدن از دیانت آن هم فقط برای جلب چند رأی دنیایی و دنیا طلبان اطرافش، از یاوه گویی حامیانش در ایلام و کف و سوت های ممتد هوادارانش هم سخنی می گفت تا نقطه کور هدف گیری او مشخص تر شود و مخاطب عام بهتر بداند و بفهمد با چه جماعتی روبروست.
جماعتی که غرب قبله آمال و آرزوهای اوست و به ضوح هم می گوید لیبرالیسم خواستگاه من است. این روزها هم آنقدر پررو و بی حیا شده که از امام حاضر و ناظر هم نمی گذرد و جایی که برای مطامع دنیایی کم می آورد آخرتش را چوب حراج می زند.
آری؛ این حکایت کوتاه همه سال هایی که به گفته خود این طیف مظلوم نما؛ منهای هشت سال دولت های نهم و دهم، هر چه خواستند کردند اما عاقبتش به نقل از رسانه های خارجی و در صورت ادامه کار دولت روحانی فلج شدن اقتصاد ایران و به گفته سید مهدی زریباف رییس مرکز مطالعات مبانی و مدل های اقتصاد بومی، تبدیل شدن اقتصاد ایران به گورستان است!
گذشته از این منفی نمای تاریک و رسیدن به شعار نه بازگشت به وضعیت سابق و نه تحمل وضع موجود بلکه تغییر به نفع مردم جدای از اینکه توسط کدام نامزد انتخابات دوازدهم مطرح شده اما کلیدواژگان کلیدی هستند که درد من و توی ایرانی را به خوبی در قالب یکی دو جمله نشان می دهند.
نکته کلیدی این مناظره هم باز همان جایی بود که سیدابراهیم رییسی خطاب به ملت ایران و دیگر نامزدها گفت:
«من به عنوان نماینده قشر کارگر، کشاورز، زنان بی سرپرست و مستضعفینی که حرف دارند ولی بلندگو ندارند آمده ام…»
این جمله، بواقع کلیدجمله مناظره آخر بود. مناظره ای مملو از سفید و سیاه های پیاپی و گم شدن معیشت مردم که مورد تاکید رهبر فرزانه نیز بود و حرف دل مردم و قشر ضعیف را زد.
هر چند بوق های رسانه ای مجازی و زنجیره ای داخل و خارج همواره یار و همراه طیف خاص سیاسی یک سوی مناظره بوده اند و هستند و حتی در واپسین ساعت های مانده به رأی گیری هم دست از دست و پازدن برای حامیان تفکر غربگرایشان بر نمی دارند اما توجه و تدبر در همین جمله پایانی که کلیدجمله مناظره بود کافی است تا تکلیف بر همگان به عینه روشن شود و راه و مسیر آینده، بهتر به چشم بصیرت پدیدار گردد. ان شاالله

انتهای پیام/ ی