enternet1
۰۹:۲۸ - جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۲۹

یادداشت؛

بصیرت مردم فرصت فریب را از رقیب می ستاند

یکی از مسائل مهم در سیاست داخلی کشور مساله فتنه ۸۸ است که رهبر انقلاب با تعبیر فتنه عمیق از آن یاد می کنند. یکی از گردنه های سختی است که نظام اسلامی با اقتدار آن را پشت سر گذاشته امتحان مهم و سنگین برای مردم و خواص جامعه بوده است.

 چشم برخوار – محمدجابر انصاری پور*/ یکی از مسائل مهم در سیاست داخلی کشور مساله فتنه 88 است که رهبر انقلاب با تعبیر فتنه عمیق از آن یاد می کنند.

امتحانی که نظام را تا لبه پرتگاه برده است الان که خواص باید برگه های خود را بالا گرفته و نمره خود را به مردم نشان دهند امتحان را فراموش کرده و آن را به صفحات تاریخ و برای مطالعه آیندگان کنار بگذاریم؛ این مانند آن است که با هزینه سنگین امتحانی برگزار شود؛ اما نتایج آن تشریفاتی اعلام شود و همه خود را قبول شده بدانیم.

این در حالی است که رهبر انقلاب نیز ملاک سنجش خود را در داخل فارغ از خط کشی اصولگرا و اصلاح طلب مساله فتنه معرفی می کنند تا جایی که می فرمایند رسم شده دم از انقلاب و رهبری می زنند اما کار دیگری می کنند.

مشروح بیانات ایشان به شرح زیر است:

«خب درباره‌ی مسائل کشور، یکی از چیزهایی که خیلی مهم است که حالا نمی شود از این بگذرم و باید بگویم [این است که] رسم شده که از امام و نظام و انقلاب دم بزنند امّا با کسی هم که می گوید «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» همکاری کنند یا از او حمایت کنند؛ این نمی شود. موضع بنده در این مورد کاملاً صریح است؛ من بارها گفته‌ام که برای من این تقسیمات اصولگرا و اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلب مدرن و سنّتی و از این حرفهایی که می زنند، مطرح نیست؛ من به این اسم ها اصلاً اهمّیتی نمی دهم و توجّه ندارم؛ به محتواها کار دارم؛ امّا روی مسئله‌ی فتنه حسّاسم. حالا البتّه اکثر کسانی که در آن تظاهرات شرکت داشتند مردم معمولی بودند و هیچ تقصیری هم نداشتند امّا یک عدّه‌ای سردمداری می کردند، یک عدّه هم سوءاستفاده کردند و گفتند «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» ؛ دیگر از این صریح‌تر؟ آیا این شعار داده شد یا نه؟ خب اگر این شعار داده شده، تبرّی از این شعار، آن روز هم لازم بود و باید میکردند که نکردند، حالا هم یک عدّه‌ای از آنها حمایت بکنند، آن‌وقت دم از امام و طرف‌داری از امام و طرف‌داری از نظام و طرف‌داری از انقلاب هم بزنند! این نمی شود، این قابل قبول نیست. این پدیده‌ی بسیار بدی است، پدیده‌ی زشتی است، این پدیده را ما اصلاً نمی‌پسندیم».

آیا می توان بدون این مبنا اصالت و میزان صداقت یک نامزد را در گفتار و رفتار سنجید؟

می توان میزان صداقت وی و در مسیر بودن او را مورد تشخیص قرار داد؟ چرا به سادگی از این سنگ محک غفلت می شود؟ می توان شاهد دم زدن از ولایت بود و مسیر دیگری را طی کرد؟

این سوال برای مخاطب برنامه ها و گفتار و کردار برخی نامزدها پیش می آید که گویی هنوز هم انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است.

مظلومیت فرهنگ

یکی از مسائل اساسی در اداره کشور، مساله فرهنگ است، فرهنگ بسیار مهجور است در همین حال اساسی ترین مساله کشور است و هدف دشمن نیز است.

رهبر عظیم الشان انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس در 16 خرداد 95 می فرمایند:

»مسئله‌ بعدی مسئله‌ی فرهنگ است. البتّه فرهنگ، در بلندمدّت، از اقتصاد خیلی مهم‌تر است؛ اقتصاد مسئله‌ی فوری و اولویّت کنونی ما است، [امّا] مسئله‌ی فرهنگ یک مسئله‌ی مستمرّی است و بسیار مهم است؛ حتّی در قضیّه‌ی اقتصاد هم مهم است. برادران عزیز، خواهران عزیز! در مسئله‌ی فرهنگ، بنده احساس یک ولنگاری می کنم؛ در دستگاه‌های فرهنگی -اعم از دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی- یک نوع ولنگاری و بی‌اهتمامی در امر فرهنگ وجود دارد؛ چه در تولیدِ کالایِ فرهنگیِ مفید که کوتاهی میکنیم، چه در جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضر که کوتاهی میکنیم. اهمّیّت کالای فرهنگی از کالای مصرفی جسمانی کمتر نیست، بیشتر است. فرض کنید مرتّب تکرار بکنند که مثلاً فلان‌جور پفک مضر است، نخورید؛ حالا مگر ضررش چقدر است، چه‌جور ضرری است، چه میزان ضرر دارد، برای چند درصد از مردم ضرر دارد؟ این را دائماً می گویند، امّا ضرر فلان‌جور فیلم یا فلان‌جور کتاب یا فلان‌جور بازی رایانه‌ای یا امثال این ها را کسی جرئت نمیکند بگوید که نبادا متّهم بشوند به اینکه جلوی آزادی اطّلاعات و جریان آزاد اطّلاعات را گرفته‌اند».

اگر به دقت به مناظره ها و صحبت های برخی از نامزدهای انتخابات توجه کرده باشید به ویژه مناظره دوم که عنوان فرهنگی را هم یدک می کشید، در می یابید که مسئله فرهنگ چقدر مظلوم است. در حین مناظره اولا که از سوالات فرهنگی بدون پاسخ و یا با بیان کلیات عبور می کردند.

اما آن چه می تواند یک کشور را تهی و پوسیده کند، ضربه فرهنگی است. جامعه بی ایمان و بی آرمان و هدف یک کشتی بی هدف در تلاطم دریای بی کران و طوفان زده جریان امروز است که دیر یا زود با برخورد با صخره ها و موج های سهمگین نابود خواهد شد.

در مناظره و در برنامه های تلویزیونی و رادیویی گویی اصلاً تعریف درستی از فرهنگ وجود نداشت و یا این که تعریف نافصی از فرهنگ ارائه داده می شد.

گویی آقایان فرهنگ را منحصر در موسیقی و سینما می دانند این در حالی است که فرهنگ ما باید با رویکرد اسلامی و البته ایرانی دیده شود ایران را تمدنی چند هزار ساله و از وقتی اسلام بدان وارد شده بر پویایی و بالندگی آن افزوده است و خدماتی ارزنده به جامعه علمی و فرهنگی انجام داده است.

اما متاسفانه در همه ادوار و دولت های مختلف کم توجهی به فرهنگ شده و این آسیبی بزرگ برای نظام اسلامی است. این از آن جا نشأت می گیرد که کسی جنگ فرهنگی و جنگ نرم را باور ندارد و آثار آن را نمی بیند.

موضوع دیگر این که هر مساله بی ربط یا مربوطی را به یک دوقطبی کاذب هم ارجاع می دهند.“دوقطبی سخت گیری و خشونت و سهل گیری و آزادی” و با دادن آدرس غلط به مردم مشکلات آن ها را جور دیگری جلوه بدهند البته این تجربه در برجام کاملا دیده شده اول هدف برجام برداشتن تحریم ها بود بعد از بی حاصلی برجام هدف تعامل با دنیا و برداشتن سایه جنگ توهمی شد.
وقتی سوال از معیشت مردم است جوابی که شنیده می شود پخش نشدن ربنای فلان خواننده ضد انقلاب است.

آیا واقعا مشکل مردم پخش نشدن ربنای شجریان است؟!

آیا نمایش اقتدار نظام اسلامی و موشک هایی که قلب دشمنان این مردم را هدف گرفت این قدر آشفتگی دارد؟

مگر موشک ها را به طرف شما هدف گرفته بودند؟

شعار اسراییل باید از صحنه روزگار محو شود شما را اینقدر به هم ریخته است؟

این ها همه عوض کردن بحث و عدم پاسخگویی به جامعه است؟

فضای جامعه اگر احساسی و غیر عقلانی باشد حرف های این گونه خریدار خاص خود را پیدا می کند.

شاعر زیبا می گوید که: فردی لب جوی آبی نشسته بود و آب و سبزه تماشا می کرد که فردی محکم پشت گردن او کوبید که صدای آن پیچید فرد ضربه دیده تا از جا بلند شد و یقه ضارب را گرفت که با سیلی جبران کند ضارب با زیرکی گفت: نزن بیا بنشینیم و بحث کنیم که این صدا از کف دست من بوده یا از پس گردن تو « این تراق از دست من بودست یا… ».

زنگ حساب برای دولت یازدهم فرا رسیده و زنگ انشا و ماه عسل تمام شده بهتر است به فکر جواب قانع کننده برای ملت 80 میلیونی باشد. ملتی که عمر و اعتماد آن ها به دولت یازدهم صرف رفت و آمد با دشمنان آن ها شده و حاصل آن هم شده «خسارت محض» به تعبیر رهبر معظم انقلاب و «تقریبا هیچ» به تعبیر رئیس بانک مرکزی خودشان.

چیزی به اندازه هوشیاری مردم نمی تواند فرصت فریب را از این افراد بستاند. عقلانیت را باید جای احساسات نشاند. تا کنسرت را برای فراموشی کرسنت و بیکاری و … به خورد ملت ندهند.

 

انتهای پیام/ چشم برخوار/ ی