635797361276262500
۰۷:۲۶ - جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۲۹

مقاله/

تاثیر مؤلفه های اقتصادی تولید و اشتغال بر انتخابات/ مدیریت صحیح برعوامل تولید نشاط انتخاباتی را به همراه دارد

اگر مسئولین کنونی و نامزدهای انتخاباتی درصدد طرح برنامه هایی جهت ایجاد مدیریت صحیح برعوامل تولید باشند، شاهد رونق اقتصادی در بخش تولید و به دنبال آن افزایش اشتغال و سرانجام نشاط انتخاباتی در سطح کشورخواهیم بود.

صاحب نیوز؛ به جرات می توان گفت که بین اقتصاد و سیاست پیوند تنگاتنگ وجود دارد به همین خاطر یکی از مهمترین رویکرد نامزدان انتخاباتی در تبلیغات خود، مبحث اقتصاد است. از دیدگاه عامه جامعه ، سیاست موفق به سیاستی اطلاق می شود که وضعیت اقتصادی مناسبی  را برای مردم به همراه داشته باشد؛ بنابراین هر چقدر هم که یک دولت در زمینه های مهم سیاسی اعم از دیپلماسی جهانی، انعقاد قرار دادهای مختلف با کشورهای دیگر و ….موفق عمل کند اما در زمینه های اقتصاد داخلی توفیق چندانی نداشته باشد دولت موفقی محسوب نمی شود؛ بنابراین این مقاله سعی دارد تا تاثیر اقتصاد با محوریت دو مولفه ” تولید و اشتغال ” را برمشارکت مردم در انتخابات بررسی نماید.

در سال های گذشته و به خصوص در چند سال اخیر یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی که اکثر مردم به طور ملموس با آن سرو کار داشته اند مشکل اشتغال جوانان به خصوص جوانان تحصیل کرده است.

اولین مفهومی که از اقتصاد مقاومتی در اذهان عموم جامعه به وجود می آید ، حضور در شِعب ابوطالب بوده و اقتصاد مقاومتی را با واژه هایی همچون ریاضت و قناعت هم معنی و مترادف می دانند اما اگر از دید یک اقتصاددان به این موضوع نگاه کنیم و با مولفه های اقتصادی بسنجیم در خواهیم یافت که نه تنها این نامگذاری های پی در پی با محوریت اقتصاد مقاومتی در سال های اخیر به معانی ریاضت و قناعت اشاره ای ندارد بلکه اگر به درستی توسط مسئولین اجرا شود، می تواند موجب رفاه و بهبود وضعیت معیشت مردم شود. حال میخواهیم بدانیم ارتباط میان اقتصاد و انتخابات در چیست؟

از دید جامعه شناسی ، انسان ها برای انجام هر فعالیت اجتماعی از جمله شرکت در انتخابات نیازمند انگیزه ای هستند که آن ها را برانگیزاند و محرکی برای حضور آن ها در آن فعالیت شود؛ بنابراین نامزدان انتخاباتی نه تنها در ایران بلکه در کل جهان و در نظام های انتخاباتی مختلف با توجه به آگاهی از این خصلت انسانی که نیازمند تحریک است سعی دارند که در تبلیغات خود با تحریک انگیزه اقشار مختلف جامعه، در انتخابات کسب رای کرده و آرا بیشتری را به خود جلب کنند که این امر مستلزم راهکارهای مختلف و متنوع برای اقشار مختلف جامعه با سلایق متفاوت است. به عنوان مثال برای قشر تولید کننده متغیر مالیات ، برای قشر مصرف کننده متغیر تورم و برای قشر اجتماعی جوانان متغیر اشتغال و بیکاری مورد توجه قرار می گیرد. شاید تا قبل از نامگداری سال 1396  به نام “سال اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال” نامزد های انتخابات ریاست جمهوری پیش رو سعی بر تمرکز بر مولفه های مختلفی داشتند اما قطعا با این راهبرد که رهبر معظم انقلاب اسلامی با هوشمندی در ابتدای سال و پیش از انتخابات ، در لیست مطالبات مردم از دولت آینده قرار دادند نامزدهای انتخابات را برآن داشتند که برنامه جامعی برای این دو مولفه اقتصادی ارائه دهند و به عبارت دیگر جهت گیری یا چشم انداز اقتصادی چهار سال آینده دولت منتخب را نیز مشخص کردند. اکنون به مفهوم اقتصادی این دو مولفه یعنی تولید و اشتغال به طور جدا گانه می پردازیم و ارتباط آن ها را با انتخابات مورد بررسی قرار می دهیم.

الف)اشتغال

اولین هدف مهم سیاست کلان اقتصادی ایجاد اشتغال کامل است. این وضعیت زمانی در بازار کار برقراراست که تقریبا تمام افرادی که مهارت و تخصص دارند و مایل به کار هستند در مشاغل و خدمات مختلف مشغول به کار باشند.

یکی از اهداف دولت ها در راستای تحقق اشتغال کامل ، استفاده از درصد بالایی از نیروی کار فعال کشور( سنین 18 تا 65 سال) است. معمولا در انتخابات قوه مجریه در هر کشوری، مساله اشتغال اولین مولفه اقتصادی است که نامزدها به آن می پردازند و با ارائه برنامه هایی در صدد راهکار هایی هستند که برای کشور اشتغالزایی به همراه داشته باشد. پیش از ادامه بحث لازم است تا با دو اصطلاح نرخ بیکاری و نرخ اشتغال بیشترآشنا شویم.

نرخ بیکاری و نرخ اشتغال در اقتصاد از رابطه های زیر بدست می آید:

با توجه به این دو رابطه، هرچقدر نرخ اشتغال بالاتر باشد موید این است که دولت در زمینه اشتغال زایی موفق تر عمل کرده و بر عکس هرچقدر نرخ بیکاری بالاتر باشد حاکی از این موضوع است که دولت در اشتغالزایی توفیق کمتری به دست آورده است. در سال های اخیر برخلاف آنچه که درباره رونق اقتصادی بعد از توافق هسته ای وعده داده شده بود، نرخ بیکاری از سال۱۳۹۲ مجددا روند افزایش به خود گرفته و از ۱۰.۴ درصد در آن سال به بالای ۱۱ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده و انتظار می رود بر اساس پیش بینی ها این نرخ به بالای ۱۲ درصد در سال جدید برسد.

حال می خواهیم بدانیم که مولفه اشتغال و نرخ بیکاری تا چه اندازه بر میزان مشارکت مردم در انتخابات موثر است. طبق آمار رسمی که از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت کشور در خصوص هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدست آمده است حاکی از این واقعیت است که در ازای یک درصد افزایش در نرخ بیکاری یک استان، نرخ مشارکت مردم استان نیز در انتخابات به مقدار 07/0 درصد کاهش می یابد. در جوامع  دموکراتیک، مشارکت داوطلبانه یک هنجار تلقی می گردد، به گونه ای که مردم تصمیم می گیرند که در انتخابات شرکت نمایند یا از طریق شرکت نکردن بر سیاست تاثیر بگذارند. یعنی در نظام های لیبرال دموکراسی آنچه در باب شهروندان و سیاست اهمیت دارد تاثیر گذاری شهروندان بر سیاست است.یعنی شهروندان میتوانند با مشارکت و یا عدم مشارکت خود بر سیاست تاثیر بگذارد. لذا به همین دلیل است که اکثر نامزدین برای کسب نمودن حداکثر آرا سعی میکنند تا با برنامه های اقتصادی خود در این زمینه  آرا این دسته از اجتماع را که به دلیل افزایش نرخ بیکاری یا کاهش تولید حاضر به دادن رای نیستند بدست آورند.

اکنون به ارتباط میان تولید و اشتغال می پردازیم:

جمله معروفی وجود دارد که می گوید بیکاری موجب تشدید بیکاری خواهد شد همانطور که می دانیم بیکاری یکی از پدیده های اقتصادی قرن حاضر است ومشکلات زیادی را برای کشورها به بار می آورد. افراد بیکار، درآمدی دریافت نمی کنند. این امر باعث کاهش تقاضا برای تولیدات خواهد شد. در طرف مقابل اگر تولید کننده نتواند کالای خود را به فروش رساند به اجبار سطح تولید را کاهش می دهد که این امر همراه با اخراج نیروی کار از واحد تولیدی خواهد بود پس دو مولفه اشتغال و تولید طوری به هم وابسنه می باشند که خلل و اشتباه در روند اجرای یکی از آن ها، تاثیر حتمی و قطعی بر روند دیگری دارد  و نمی توان منکر این ارتباط شد.

از طرف دیگر چون افراد بیکار درآمدی دریافت نمی دارند در نتیجه مالیات نیز پرداخت نمی کنند. عدم پرداخت مالیات توسط افراد، باعث می شود درآمدهای دولت کاهش یافته و برنامه های عمومی نتواند تحقق پیدا کند. لذا از این طریق نیز بیکاری تشدید خواهد شد. بنابراین دولت ها باید از طریق اتخاذ سیاست های اقتصادی، موجب کاهش بیکاری و افزایش سطح اشتغال شوند.

ب) تولید:

تولید عبارت از یک جریان یا پروسه (Process)، است. به‌عبارت دیگر تولید به جریانى اطلاق مى‌شود که عوامل تولید (Factors)، یا نهاده‌ها (Inputs)، به کالاهاى دیگرى به نام محصولات (Products)، یا ستاده‌ها (Outputs)، تبدیل مى‌شوند. این فرآیند نیازمند عواملی می باشد که به عوامل تولید معروف هستند. عوامل تولید منابعی هستند که بلوک های ساختمانی اقتصاد به شمار می آیند. اقتصاد دانان عوامل تولید را به چهار دسته تقسیم می کنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.

در خصوص سه عامل اول میتوان گفت که کشور پهناور ما ایران به علت شرایط جغرافیایی و زیست محیطی که دارا می باشد از منابع اولیه ثروتمندی برخوردار است؛ همچنین با توجه به جمعیت جوانی که دارد از موهبت عامل دوم منابع تولید یعنی نیروی کار نیز برخوردار است.عامل سوم یعنی سرمایه  که در تعریف اقتصادی به تجهیزات و سخت افزار لازم برای تولید، اطلاق می شود نیز با توجه به خودباوری داخلی و همچنین رونق و بها دادن به شرکت های دانش بنیان و استعداد داخلی کشور به راحتی قابل دسترسی است.

اما در خصوص عامل چهارم یعنی کار آفرینی بحث کمی پیچیده تر می شود. اگر ژرف تر به عامل چهارم نگاه کنیم خواهیم دانست که تا این عامل به درستی مدیریت نشود سه عامل قبل بی استفاده خواهند بود و منابع کشور هرز خواهند رفت. کارآفرینی به عنوان یک پدیده نوین در اقتصاد نقش موُثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است. کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است  و تولید هر کشور به طور عمده به آخرین عامل تولید یعنی کارآفرینی وابسته است.

آنچه دراین رابطه اهمیت دارد این است که علی رغم اهمیت روزافزون این پدیده و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهانی متاسفانه در کشور ما به طور عملی کمتر به این موضوع پرداخته می شود. وضعیت اقتصادی کشور و ترکیب جمعیتی امروزه بیش از پیش مارا نیازمند یافتن زمینه های پیشرو در صحنه اقتصادی می کند.

اینجا است که نقش دولت ها در فرآیند تولید پر رنگ می شود. دولت می تواند با مدیریت صحیح و اصولی در سازمان دهی کارآفرینی نقش عمده و بسزایی  درفرآیند تولید ایفا کند؛ در همین راستا ضرورت داشتن مدل ، الگوها و راهکارهای مناسب جهت آموزش، تربیت و استفاده بهینه از نیروی فعال و کارآفرین بیشتر می شود.

گفتنی است که در باور عموم هنگامی که بحث از انتظار تولید و اشتغال از دولت به میان می آید، افکار به سمتی سوق پیدا می کند که دولت باید با احداث کارخانجات زیاد یا افزایش استخدام در مراکز دولتی ایجاد تولید و همچنین ایجاد شغل کند که این فکر از لحاظ اقتصادی کاملا مردود است و جز تورم و اصطکاک منابع برای کشور چیزی به ارمغان نمی آورد. متاسفانه در سال های اخیر به دلیل بی توجهی به کار آفرینی اصولی و با برنامه و عدم دقت در اجرای بندهای ابلاغی در سیاست های اقتصاد مقاومتی  و تنها به دلیل ایجاد اشتغال و تولید در کوتاه مدت به هر قیمتی، شاهد افزایش نرخ تورم در دولت های گذشته کشور بودیم و همچنان به صورت خفیف تر هستیم. تورم متغیری است که هر روز مردم(مصرف کنندگان) آن را لمس می کنند و در ارزیابی خود نسبت به عملکرد سیاستگذاران ملاک قرار می دهند.

رای و نظر مردم نسبت به سیاست های دولت به شدت وابسته به نرخ تورم است به نحوی که طبق آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با افزایش یک درصدی نرخ تورم، نرخ مشارکت مردم استان در انتخابات به مقدار22/1 کاهش می یابد؛ به همین دلیل این متغیر یکی از مهمترین متغیر های تاثیر گذار بر مقدار رای به یک نامزد یا حتی تاثیرگذار بر مشارکت مردم در انتخابات است؛ بنابراین با توجه به این اصل اغلب سیاستگذاران و نامزدین انتخابات به منظور جلب نظر مردم تمایل زیادی به کنترل آن از خود نشان می دهند. مقدار تاثیرگذاری تورم بر مقدار رضایت مندی مردم نسبت به نامزدهای اتخاباتی در مقایسه با متغیر های اقتصادی دیگر مانند بیکاری به علت گستردگی و وسعتی که بر زندگی مردم دارد بسیار زیاد است به همین جهت است که دولت های قبل و کاندیداهای ریاست جمهوری بیشترین تلاش خود را معطوف به ارائه برنامه هایی در خصوص کنترل تورم می کنند به نحوی که در شرایط فعلی جامعه با این که بیکاری به عنوان یکی از مهمترین معضلات اقتصادی کشور مطرح است و مهم ترین دغدغه کشور محسوب می شود ولی توجه سیاستگذاران فعلی بیشتر معطوف به کنترل تورم شده، به گونه ای که بسیاری از سیاست های کنترلی تورم سبب افزایش نرخ بیکاری در کشور شده است.

اینجاست که ما به نکته ظریف نامگذاری این سال حساس(سال انتخابات) یعنی اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال پی می بریم.

نتیجه گیری:

با توجه به مباحث ارائه شده چنین بر می آید که در وضعیت کنونی کشور اگر مسئولین کنونی و نامزدهای انتخاباتی درصدد طرح برنامه هایی جهت ایجاد مدیریت صحیح برعوامل تولید که عبارت بودند از زمین، نیروی کار، سرمایه و به خصوص  کار آفرینی باشند، شاهد رونق اقتصادی در بخش تولید و به دنبال آن افزایش اشتغال و سرانجام نشاط انتخاباتی در سطح کشورخواهیم بود.

مراجع:

  • محتشم دولتشاهی طهماسب (1390)مبانی علم اقتصاد
  • اشتغال کامل در اقتصاد، محمد حسین آلاله
  • پژویان جمشید اقتصاد کلان
  • مهرگان نادر،عزتی مرتضی (1385)تاثیر متغیر های اقتصادی بر مشارکت مردم
  • stlouisfed.org_resorce.collrge

انتهای پیام/م