23182_888
۱۳:۰۰ - دوشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۹

نگاه به آینده؛

بیابان‌زایی سومین چالش جهان/ حیات آران و بیدگل در گرو مبارزه با بیابان است

سالخوردگان قبل از اجرای طرح بیابانزدایی را به خاطر دارند با کوچک‌ترین وزش باد وضعیت چنان بحرانی می‌شد که آسمان روز سیاه می‌شد، گویی شب فرا رسیده بود.

صاحب نیوز– حمید گل آرایی/ پدیده بیابان‌زایی در قرن ۲۱ در بین ۳۸ چالش مهم جهانی، بعد از دو چالش تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین مهم‌ترین چالش جهانی محسوب می‌شود، به طوری که یک ششم جمعیت جهان، سه چهارم اراضی خشک جهان و یک سوم خشکی جهان یعنی حدود ۳۸٫۵ درصد از کل خشکی‌های کره زمین به مساحت ۵ میلیارد هکتار در ۱۱۰ کشور جهان در معرض زوال و تهدید قرار داده است.

در کشور ایران حدود ۱۰۰ میلیون هکتار یعنی بالغ بر ۶۰ درصد منابع اراضی در معرض تهدید خطر پدیده بیابانزایی است که حدود ۴۳ میلیون هکتار در قلمرو اراضی بیابانی حدود ۲۰ میلیون هکتار تحت تاثیر فرسایش بادی است که بعنوان یکی از مهم‌ترین آثار پدیده بیابانزایی است و ۶٫۴ میلیون هکتار نیز در شرایط بحرانی فرسایش بادی قرار دارد.

یک روز برای مبارزه با بیابان‌زایی

با نامیدن ۱۷ ژوئن برابر با ۲۷ خرداد روز جهانی بیابان‌زدایی، تلاش می‌شود تا علاوه بر آشنا کردن مردم با این مساله و جلب توجه جهانیان به مساله بیابان‌زایی در بسیاری از کشورهای جهان، راهکارهایی برای مهار این پدیده پیدا شود. ۱۹۱ کشور در جهان عضو کنوانسیون بین‌المللی مبارزه با بیابان‌زایی هستند.

این کنوانسیون در کنار مهار بیابان‌زایی، به دنبال ریشه‌کن کردن فقر و رسیدن به توسعه پایدار در کشورهای مبتلاست.

نامگذاری یک روز در سال به این پدیده، بهانه‌ای است برای تحکیم و گسترش همکاری‌ها، در مبارزه با پدیده زایش بیابان و تاکید بر این نکته که با همکاری کشورهای عضو، می‌توان راه‌حلی برای این مشکل اساسی یافت. با نهایی شدن کنوانسیون بیابان‌زدایی سازمان ملل متحد در ۱۷ ژوئن سال ۱۹۹۴ ایران جزو نخستین کشورهایی بود که به عضویت این کنوانسیون درآمد.

تعریف بیابانزایی توسط UNEP در سال ۱۹۹۲: بیابانزایی عبارت است از تخریب اراضی در مناطق خشک، نیمه خشک تا خشک نیمه مرطوب تحت اثر تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی.

پیامدهای بیابانی‌شدن

کاهش توان بیولوژیک خاک، غیر قابل کشت شدن اراضی حاصل‌خیز و اثرات گسترده اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی، فقر و تخریب منابع پایه، بخشی از آثار و پیامدهای جهانی پدیده بیابان‌زایی محسوب می‌گردد. از سوی دیگر افزایش حساسیت اراضی به فرسایش، افزایش سیل‌خیزی را به دنبال دارد.

هدر رفت منابع پایه، یعنی خاک، آب و پوشش گیاهی با تشدید پدیده‌های فقر، مهاجرت و بیکاری ناپایداری‌های اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیستی را به همراه می‌آورد.

آمارها نشان می‌دهد تعداد مهاجرت‌ها در سطح جهان طی ۱۵ سال گذشته به شدت افزایش یافته، به طوری که در سال ۲۰۱۵، به رقم ۲۴۴ میلیون نفر در رسید.

حال آنکه این رقم درسال ۲۰۱۰ و ۲۰۰۰ به ترتیب۲۲۲ و ۱۷۳ میلیون نفر بوده است. در پشت این اعداد، رابطه بین مهاجرت و چالش‌های توسعه ای، به ویژه، پیامدهای تخریب محیط زیست، بی ثباتی‌های سیاسی، ناامنی غذایی و فقر قرار دارد.

در مناطق روستایی که مردم وابستگی زیادی به اراضی حاصلخیز دارند، تخریب سرزمین عامل اصلی مهاجرت اجباری محسوب می‌شود.

افزایش تولید و حاصل خیزی اراضی، امنیت غذایی و درامد بهره برداران از جمله کشاورزان را افزایش می‌دهد که این افزایش به نوبه خود، می‌تواند از آشوب‌های بالقوه جلوگیری نموده و یا منازعات موجود بر سر منابع محدود را با کاهش مواجه نماید. مدیریت پایدار اراضی فرصت‌های زیادی را در مسیر درآمدزایی در بخش‌هایی همانند کشاورزی، صنایع غذایی و گردشگری فراهم می‌نماید.

شعار سال جاری روز جهانی مقابله با بیابانزایی «سرزمین ما، خانه ما، آینده ما» تاکیدی است بر نقش مهمی که حفظ حاصل خیزی اراضی می‌تواند در تغییر روند مهاجرت از سرزمین‌های در حال تخریب به سمت کشورها و سرزمین‌های دارای ثبات، امن و پایدار ایفا نماید.

آران و بیدگل و مشکل بیابان

شهرستان آران و بیدگل با وسعت ۶۱۰ هزار هکتار دارای عوارض مختلف بیابانی همچون ماسه زار، دشت ریگی، دریاچه نمک، کلوت و یاردانگ می باشد. وسعت ۳۸۴ هزار هکتاری اراضی بیابانی و وسعت ۱۱۲ هزار هکتاری ماسه‌های روان در این منطقه، باعث وقوع پدیده فرسایش بادی و طوفان‌های ماسه ای در سال‌های قبل از اجرای طرح تثبیت شن در منطقه می‌شد.

بنابر اظهارات معتمدین و سالخوردگان آران  و بیدگل و عموم افرادی که دوران قبل از اجرای طرح بیابانزدایی را به خاطر دارند با کوچکترین وزش باد در منطقه وضعیت را چنان بحرانی می‌کرد که آسمان روز سیاه می‌شد و گویی شب فرا رسیده بود با وقوع چنین وضعیتی تمام رفت و آمدها و فعالیت‌های اقتصادی متوقف می‌شد و مرد جهت حفظ جان خود مجبور به پناه گرفتن در منازل یا اماکن امن می‌شدند.

پس از آرامش طوفان ساعت‌ها کار لازم بود تا ذرات شن حمل شده توسط باد را از داخل حیاط منازل و پشت بام‌ها جمع آوری کنندجابجایی شن‌ها گاهی به حدی شدید بود که حاصل کشت و کار کشاورزان با وقوع طوفان زیر خروارها شن مدفون می‌گشت و پس از طوفان وقتی کشاورز به مزرعه خود مراجعت می‌کرد اثری از کشت و کار خود نمی دید یا خسارت زیادی به مزرعه وارد شده بود.

آب قنوات که آب شرب و کشاورزی مردم را تامین می‌کرد براثر گرفتگی ناشی از هجوم شن‌های روان قطع می‌شد و کلا زندگی برای مردم منطقه با مشکلاتی مواجه می‌شد.

حرکت شن‌های روان به صورت مرگ تدریجی زندگی مردم منطقه را در خود می‌بلعید و ساکنان این منطقه یکی پس از دیگری دست به مهاجرت به شهرهای قم کاشان اصفهان و تهران می‌زدند تا اینکه پروژه تثبیت شن و فعالیتهای بیابانزدایی از جمله نهال‌کاری، قلمه‌کاری، بذرکاری و مالچ پاشی برای جلوگیری از اثرات مخرب بیابانزایی از سال ۱۳۴۹ آغاز و تا به امروز ادامه دارد و ماحصل اجرای این فعالیت‌ها تثبیت نوارریگ بلند به طول ۸۰ کیلومتر و ایجاد ۱۲۰ هزار هکتار جنگل‌های دست کاشت تاغ در آران و بیدگل است.

کانون‌های فرسایش بادی

امروزه در سایه فعالیت‌های بیابانزایی، باعث رونق فعالیت‌های اقتصادی،کشاورزی و زیر بنایی در شهرستان آران و بیدگل شده است.

در حال حاضر وجود 15 هزار هکتار سطح اراضی زیر کشت محصولات زراعی و باغی، رتبه اول تولید پسته در استان اصفهان، قطب اول تولید فرش ماشینی در کشور و وجود صنایع، کاهش مهاجرت و بیکاری همگی گویای اثرات فعالیت‌های بیابانزدایی در آران  و بیدگل هستند.

باتوجه به اینکه در سال‌های نه چندان دور در این شهرستان عملیات تثبیت شن و بیابانزدایی در حجم وسیعی صورت گرفته است ولی در حال حاضر وجود ۱۰۹ هزار هکتار کانون بحران فرسایش بادی که با وزش باد و فرسایش خاک، باعث خسارت به تاسیسات زیربنایی، زمین های کشاورزی، مسکونی و صنابع می‌شود که بایستی فعالیت‌های بیابانزدایی در این مناطق متمرکز شود.

انتهای پیام/ خطب شکن/