635420086952898413
۰۷:۵۰ - دوشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۵

تحلیلی پیرامون یک فرمان؛

«آتش به اختیار»؛ ضابطه‌ها و سابقه‌ها

وقتی می‌بینیم کسانی که مسئولند، صلاحیت یا کفایت میدان‌داری ندارند، نیروها موظفند از آن فرمانده اصلی دستور را بگیرند و آن همان فرمان آتش به اختیار است.

صاحب نیوز-حجت الاسلام مجید زاهری/ این اولین بار نیست که مقام معظم رهبری در عرصه فرهنگی و اجتماعی، الفاظ و اصطلاحات نظامی را به کار می‌برند. فرمان تشکیل قرارگاه‌ فرهنگی بعد از اعلام تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم ازجمله دستورات ایشان بوده است.

صدور فرمان «آتش به اختیار» از سوی رهبر انقلاب در حالی صورت گرفته است که دشمن به شکل جبهه وار با ورود فرماندهان اصلی و میانی خود مقابل نیروهای ما، عمل به اختیار را به صورت سنگین و آتش بار برای افسران میانی خودشان اعلام کرده است. نمونه آن را در بحث انتخابات دیدیم که اینها شاید به طور مستقیم از فرمانده اصلی در جبهه استکبار، دستور لحظه ای نمی‌گرفتند، اما اقداماتشان به صورت خودجوش، دائماً اتفاق می‌افتاد. لذا قاعده عقلی می‌گوید ما هم باید جبهه‌وار عمل کنیم. (به فرمایش قرآن: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم»)

وقتی یک جبهه رسانه‌ای و عملیاتی با این قدرت تبلیغاتی بالا وجود دارد که هم نامتجانس عمل می‌کند و هم با قدرتهای استکباری هم‌پیمان است، ما هم قطعاً به یک سری اختیارات برای نیروهای خود نیاز داریم.

ماهیت و کیفیت «آتش به اختیاری»:

الف) «آتش به اختیار» برای افسران است؛ نه فرماندهان!

آتش به اختیار لفظی است که رهبر انقلاب اولاً برای افسران جنگ نرم به کار بردند، نه فرماندهان! لذا فرماندهان همچنان باید مشغول رهبری قرارگاه و ایجاد موج باشند.

ب) فرمان آتش به اختیار در اصطلاح نظامی به معنای اقدامات خودسرانه یا بی‌برنامه نیست.

یک نیروی نظامی زمانی آتش به اختیار می‌شود که به هر دلیلی ارتباطش با فرماندهی کم یا قطع شده باشد یا در وضعیتی است که نیاز به اقدام سریع و عاجل است تا دشمن، فرصت را از او ‌نگیرد. در این شرایط بر اساس اصولی که فرمانده از قبل به آن نیروی نظامی سپرده، اقدام به انجام وظیفه می‌کند. افسران جنگ نرم به عنوان نیروهای نخبه فرهنگی که غالبا جوانانی در حوزه‌های علمیه، در دانشگاه‌ها و یا در مراکز فرهنگی دیگر هستند، بر اساس اصول اولیه‌ای که نظام جمهوری اسلامی توسط رهبری خودش به آن رسیده، موظف‌اند که آتش به اختیار باشند.

ج) فرمان آتش به اختیار در مقابل دشمن یا بدنه اجتماعی مردم؟!

اینکه نیروهای انقلابی و دغدغه‌مند قرار است با بدنه اجتماعی مردم برخورد بکنند، القائاتی بود که از روی غفلت یا عناد مطرح شد. ما همانطور که در بحث نظامی، در مقابل اهداف نظامی دشمن هستیم، اینجا هم در مقابل اهداف اجتماعی دشمن دست به اقدام می‌زنیم؛ نه بدنه اجتماعی مردم که خودی هستند.

د)فرمان آتش به اختیار پس از اتمام حجت با مسئولان رده بالا صورت گرفت.

حضرت آقا مدتهاست با فرماندهان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اتمام حجت کرده اند و صراحتا فرمودند موعظه نمی کنم؛ مطالبه می‌کنم.

وقتی آنها نتوانستند به صورت جبهه‌وار فرامین حضرت آقا را به نیروهای پایین‌دستی منتقل کنند و یک سری حرکتهای موج آفرین را که مردم، خواهان عملیاتی شدن آن هستند، به رئوس فرهنگی کشور ابلاغ ‌کنند و بلکه بر خلاف آن جهت هم اقدام ‌کردند؛ در این شرایط به افسران فرمان آتش به اختیار دادند.

وقتی می‌بینیم کسانی که مسئولند، صلاحیت میدان‌داری ندارند، نیروها موظفند از آن فرمانده اصلی دستور را بگیرند و آن همان فرمان آتش به اختیار است.

اگر تشخیص بدهیم که یک فرماندهی هست که دغدغه‌مند است و در جبهه حضور دارد، ما موظفیم که از او تبعیت کنیم. اما سکوت در مقابل اقدامات ضعیف و یا خائنانه را تحمل نمی‌کنیم.

هـ) «آتش به اختیاری» چه چیز هست و چه چیز نیست؟

1- سرعت عمل و اقدام به موقع هست اما عجله‌کاری نیست.

2- صراحت و صدای بلند در مقابل دشمن هست؛ اما تحقیر و گستاخی نسبت به ارزش‌های خودی نیست. به فرمایش رهبری «در مقابل سیاست‌های خصمانه دشمن باید خصمانه عمل کرد.» اما در مقابل جریان خودی وظیف مشخص است، باید «رحماء بینهم» باشیم.

این ابزار، بهانه ای نمی‌شود تا عده ای از روی ترس آتش حمله خود را نسبت به نیروهای خودی سرازیر کنند. چنانچه برخی گفتند آتش به اختیار دوطرفه است و منتقدان حکومت هم باید آتش به اختیار بشوند. بنا به مضمون فرمایش امام مجتبی علیه السلام: «نشانه ترس آن است که شخص بر دوستان دلیری می‌کند و از دشمن می گریزد.»

3- افسر «آتش به اختیار»، یک عنصر انقلابی با وقار و متین است؛ اما بی‌حال و وارفته نیست.

4- ترس از نرسیدن به اهداف انقلابی و دستیابی دشمن به آرزوهایش، هست ولی این ترس هیچ وقت از تهدید دشمن نیست. نوعی ترس مقدس وجود دارد که در قرآن هم به این نوع ترس‌ها اشاره شده است. مثلا موسی (علیه السلام) به علت اینکه ممکن است اهداف الهی اش زیر سوال برود، می‌ترسد و مراقب است، اینجا قرآن می‌فرماید «فاخرج منها خائفاً یترقب …»

نوعی ترس را بچه‌های انقلابی دائماً دارند و آن ترس از این است که مبادا دشمن به آرزوهای خود برسد ولی این ترس هیچ وقت از تهدید دشمن نیست. آنهایی که آتش به اختیار هستند، ترسشان از تهدید دشمن نیست. مطلقا از امکانات و تهدید دشمن نمی ترسند، چون به وعده های خدا خوش بین هستند و معتقدند «هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین» (62 انفال)

5- تقلید از فقهای انقلابی برای تشخیص وظیفه هست؛ اما پیروی از اسناد فرهنگی و حقوقی غربی نیست!

ما اگر بخواهیم آتش به اختیار باشیم، باید بر اساس یک سری اصول این کار را انجام بدهیم. مثل یک نیروی نظامی باید اول دشمن را بشناسیم و مطمئن شویم که فلان هدف، غیر خودی است و درست و دقیق آتش را بر سر او بریزیم. در مسائل فرهنگی ما باید مقلد باشیم، مقلد فقهایی که انقلابی هستند. در هر شهری یک ملجئی را که از اندیشه حوزوی دقیق و انقلابی برخوردار هست، را شناسایی کرده و با محوریت او این کارها انجام شود.

6- فعالیت‌های تبلیغی، خیابانی و چهره به چهره هست، اما آشوب، ناامنی و خانه‌های تیمی نیست.

کسی که امروز فرمان آتش به اختیار را داده است، همان کسی است که سال‌هاست در مورد فعالیت هیئت‌های اندیشه‌ورز و قرارگاههای فرهنگی تاکید می‌کند.

7- شجاعت در اقدام هست، اما بی‌برنامگی و خودسری نیست.

8- نقد و مطالبه‌گری فعالانه هست؛ اما توهین و بی‌انصافی نیست.


و) نمازجمعه قرارگاه اصلی و امام جمعه هر شهر ملجأ نیروهای آتش به اختیار است

مقام معظم رهبری وقتی دیدند که شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیگر مسئولان رده بالا، آن کاری را که به عنوان وظیفه است، درست انجام نمی‌دهند، در دیدار اخیرشان با ائمه جمعه فرمودند که نمازهای جمعه به عنوان قرارگاه‌های فرهنگی و اجتماعی هر شهر فعال بشوند. یعنی یک ماموریت را به ائمه جمعه سرایت دادند. لذا جوانانی که می‌خواهند در این وادی کار بکنند، بهترین ملجأ آنها می‌تواند امام جمعه هر شهر باشد.

ط) طرح فرمان «آتش به اختیاری» از مدتها قبل

به عنوان نمونه یکی ازفرمایشات رهبری را ذکر می‌کنیم:

«اینى که چه کار باید بکنید، چه جورى باید عمل کنید، چه جورى باید تبیین کنید، اینها چیزهائى نیست که من بیایم فهرست کنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها کارهائى است که خود شماها باید در مجامع اصلیتان، فکرى‏تان، در اتاقهاى فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید؛ لیکن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ با یک حرکت همه‏ جانبه‏ متکى به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته‏ علمىِ رسانه ‏اى. باید با این جریان شیطانىِ خطرناک مقابله شود.»(4/6/88)

ی) اقدامات باید متنوع ، مبتکرانه و هدایت شده باشد:

یکی از تاکیدهای مقام معظم رهبری در رابطه با اینکه چگونه در مقابل جبهه دشمن، جبهه تشکیل بدهیم، بیان سه خصوصیت است که وقتی آن را بررسی می‌کنیم، شیوه آتش به اختیاری کاملاً مشخص می‌شود.

امام خامنه ای در دیدار غیر رسمی با تعدادی عناصر فرهنگی فرمودند «در مقابل جبهه استکبار باید تنوع، ابتکار و انگیزه و برنامه هدایت شده داشته باشیم.» (2/2/92). همچنین پویایی و نشاط از لوازم دیگر این نوع فعالیتها است که مد نظر ایشان است. (13/10/84)

انتهای پیام/ کاشان اول/  ی