6003
۰۸:۴۸ - سه شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۶

دولتی که انتقاد را تنها حق مسلّم خود می داند

عقبه فکری و کارنامه خالی؛ دو دلیل حمله دولت به منتقدان

دولت یازدهم همانند بسیاری از عرصه ها با روحیه ای تمامیت خواهانه، انتقاد را حق مسلم خود دانسته و آن را تنها به عنوان اسبابی در دست خود می پسندد…

صاحب نیوز-عارف نصر/ دولت تدبیر و امید به عنوان یازدهمین دولت جمهوری اسلامی با مجموعه شعارها و وعده هایی بر سرکار آمد، مجموعه شعارهایی که برخی از آن ها به عمل تبدیل شده و بسیاری از آن ها نیز به دولت دوازدهم موکول شده است.

یکی از شعارها و زمینه های مورد تاکید حسن روحانی به عنوان رئیس دولت یازدهم، در ابتدای شروع به کار دولت و ادامه آن، لزوم وجود آزادی مطبوعات و شنیدن صدای مخالفین بود به نحوی که رئیس جمهور در  آیین اختتامیه بیستمین جشنواره مطبوعات، خبرگزاری و پایگاه های اطلاع رسانی گفت: «بگذاریم میدان قلم و بیان، میدانی باز باشد تا حقایق برای مردم و جامعه تبیین شود» که نشان از ژست روشن فکری حسن روحانی دارد اما عمر چهار ساله دولت او نشان داده که این ژست در عمل به گونه ای کاملا وارونه نمایان می شود.

حسن روحانی در کارنامه خود، مجموعه ای از انواع توهین ها و تکه پرانی های ژورنالیستی و سیاسی به منتقدان خود به ویژه در بحث توافق هسته ای دارد که با اتخاذ نوعی نگاه عاقل اندر سفیه و البته تمسخرآمیز آن ها را مورد لطف خود قرار داده و واژه هایی همچون کم عقل، تازه به دوران رسیده، بی شناسنامه در مورد آن ها به کار برده است.

این نوع نگاه روحانی به منتقدان و تحمل آن ها در کنار ژست های روشنفکری، یک پارادوکس در نظام برخوردی شخص رئیس جمهور به وجود آورده است که متاسفانه به اعضای دولت و حتی طرفداران او هم سرایت کرده است.

اعضای دولت یازدهم نیز در مکان ها و زمان های مختلف مجموعه ای از برخوردهای عجیب و غریب با منتقدان از خود به یادگار گذاشته اند که از جمله می توان به برخورد آخوندی با خبرنگار زن باشگاه خبرنگاران و یا برخورد قاضی زاده هاشمی با خبرنگار روزنامه قدس اشاره کرد.

این برخوردها نشان از نوع تفکر حاکم بر دولت یازدهم است که شاید از روحیه اشرافی آن ها سرچشمه گرفته باشد، دولت یازدهم به لطف وجود روزنامه های زنجیره ای و البته سرمایه اجتماعی روزنامه نگاران اصلاح طلب مسیر عجیبی برای خود باز کرده است، مسیری که انتقاد را حق اختصاصی خود و همفکران خود دانسته و از هر نوع صحبت و رفتار علیه مخالفین خود به بهانه های مختلف دفاع کرده و در کنار آن هر نوع انتقاد از دولت را با تمام قوا و با استفاده از قوه قهریه دفع می کند؛ قوه ای که گاه متوسل به اهرم شکایت شده و گاه از وجود روزنامه های زنجیره ای و ربات های اینترنتی بهره مند می شود.

عقبه فکری این نوع برخورد به عقبه طیف طرفدار دولت برمی گردد، اصلاح طلبان حامی دولت از مدت ها قبل خود را سلطان بلامنازع فضای مطبوعاتی کشور می دانستند و به لطف فضایی که برای آن ها در دولت اصلاحات باز شد به شدت و به صورت قارچی نیز رشد کردند و اجازه جولان به تک صداهای موجود در جامعه هم در آن دوران نمی دادند؛ اما خارج شدن قدرت اجرایی از دست آن ها فرصت حضور به نیروهایی جوان و تازه نفسی داد که حرف های دیگری از حرف های روزنامه چی های اصلاح طلب برای جامعه داشتند، اما شبکه پیچیده ژورنالیستی این جریان همیشه سعی در جلوگیری از رشد این نیروهای جوان و یا حداقل بازی دادن آن ها در زمین های مورد علاقه خود داشته است.

این شیوه برخورد با مخالفان مطبوعاتی جریان اصلاح طلب در دولت یازدهم بسط پیدا کرده و شخص رئیس جمهور، دولت و عقبه طرفدار آن ها، سعی در، در نطفه خفه کردن و حمله حداکثری به هر نوع مخالفتی از جانب هر شخصی با خود دارند.

نکته دیگر در مورد شخص روحانی و دولت او که به ویژه در ماه های اخیر نمود پیدا کرد، آسیب پذیری شدید او در برابر منتقدان به دلیل کارنامه تقریباً خالی و البته نقطه ضعف های فراوان است؛ نکته ای که شاید بتوان آن را دلیل برخورد چکشی بار مخالفین دولت در طول ایام اخیر دانست.

این عقبه فکری و مجموعه نقاط ضعف دولت موجب شده که پیاده نظام دولت در فضای مجازی هر نوع انتقاد از شرایط جامعه را به عنوان توهین به رأی اکثریت مردم تلقی کرده و با این ترفند سعی در به حاشیه بردن انتقادها کند؛ ترفندی که از روزهای انتخاباتی با هشتک های مختلف اینترنتی آغاز و در آخرین مورد در مورد مداحی دکتر میثم مطیعی پیش از نماز عید فطر به کار گرفته شد.

این نوع برخوردها و توهین های مکرر از سوی پیاده نظام دولت در شبکه های اجتماعی و رسانه های خارج نشین به نوعی حمله جماعتی چاقو به دست به دکتری با چاقوی جراحی برسر مریض است که چرا بر بالین مریض چاقو در دست داری که ماهیت اصلی تفکر این جریان را بیش از پیش نمایان کرد.

دولت یازدهم همانند بسیاری از عرصه ها با روحیه ای تمامیت خواهانه، انتقاد را حق مسلم خود دانسته و آن را تنها به عنوان اسبابی در دست خود می پسندد.

نیروهای حامی دولت نیز رأی 56 درصدی نماینده محبوب خود را به مثابه 100رصد جامعه می پندارند و اقلیت قدرتمند 16 میلیونی و اقلیتی که در انتخابات شرکت نکرده اند را نادیده می گیرند و انتظار دارند کل جامعه بدون ذره ای انتقاد هر مسیری را که آن ها برای کشور ترسیم کرده را مورد تمجید قرار داده و حتی انتقاد سازنده هم نکنند؛ انتظاری که از انحصارطلبی آن ها در عرصه قدرت ناشی شده و در صورت تداوم پایانی به مراتب ناخوش تر از دولت های قبل برای دولت روحانی به همراه خواهد داشت.

این نوع برخوردها با تفکرات مخالف، نه تنها با شعار «زنده باد مخالف من» آقایان هم خوانی ندارد بلکه رکن چهارم دموکراسی مد نظر آن ها یعنی مطبوعات را نیز زیر سوال می برد و این طیف اثر گذار در جامعه را در حد روابط عمومی دولت تقلیل می دهد؛ در این برهه این وظیفه و امتحان قلم به دستان و صاحبان رسانه است که بین دو مسیر حمایت های مادی و معنوی دولت و قرارگیری در پازل تحکیم نظر او، و قهر ارگان های دولتی مرتبط با مطبوعات و رسانه ها و ترسیم خیر و خوبی جامعه، مسیر درست را انتخاب کنند.

انتهای پیام/ ی