636403738430769970
۰۷:۳۰ - سه شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

نقد و نظر؛

میانمار؛ تشت رسوایی غرب گرایان در ایران/ سکوت و حاشیه پردازی دو استراتژی غربزدگان وطنی پیرامون نسل کشی میانمار

نسل کشی و جنایات ارتش میانمار علیه مسلمانان این کشور، افکار عمومی را آزرده خاطر کرده و بسیاری از مردم و شخصیت هh نسبت به این جنایات واکنش نشان داده اند، اما در این بین رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب و طیف غرب گرای کشور برای حفظ منافع حزبی سکوت کرده اند.

به گزارش صاحب نیوز؛ شاید اگر صفحات فضای مجازی را ورق بزنید، بیش تر از همه آن چه به چشم می آید فجایع موجود در کشور میانمار است که در صفحات فارسی زبان به چشم می خورد و حتی این فاجعه تا آن اندازه حاشیه در پی داشته است که حتی نشست علم و فناوری سازمان همکاری‌های اسلامی در آستانه قزاقستان را نیز به حاشیه برده و زمینه را برای برگزاری نشست فوق العاده سران کشورهای اسلامی برای مسلمانان منطقه میانمار آماده کرده است.

اوج گیری خشونت ها علیه اقلیت مسلمانان در میانمار، آتش زدن خانه های آن ها، زنده سوزی، مسله کردن بدن  مسلمانان و کوچاندن اجباری آن ها به بنگلادش چنان دردناک است که کم ترین میزان خبر یا حتی عکس منتشر شده از آن به سرعت دست به دست در صفحه های مجازی و شبکه های موبایلی می چرخد و عموم مردم را به واکنش وا می دارد؛ آغاز طوفان توییتری # saverohingya و حضور شمار زیادی از مردم کشورمان در این طوفان که با همراهی چهره های معروف مانند هنرمندان، ورزشکاران، مداحان و سیاستمداران و علما جان تازه ای به خود گرفت، پست های متعدد سلبریتی ها و مردم کشورمان در حمایت از این مردم مظلوم و واکنش صفحات منتسب به رهبر معظم انقلاب در اینستاگرام و توییتر، صحبت ها و محکومیت های برخی از مقامات رسمی ایران و پست های مجازی آن ها تنها گوشه ای از واکنش مردم کشورمان به این حادثه است.

اما با وجود این حرکت مردمی بسیار بزرگ دونکته اساسی در این زمینه وجود دارد که کم تر به آن پرداخته شده و باید آن را مورد توجه قرار داد.

نکته اول پیرامون حوادث میانمار، اتکای مقامات رسمی کشورمان به روش های ساده محکومیت مانند ابراز زبانی و پست های توییتری و تمرکز بر دیدگاه های جهان غرب و مجامع بین المللی است؛ نکته مهم در قضیه میانمار این است که پیرامون حوادث موجود در این کشور در حال حاضر نقد جوامع غربی قالب است؛ این نقل، که توسط مجامع بین المللی و حتی برخی رسانه های کشورهای غربی ارائه می شود؛ این حوادث را به دلیل پاکسازی نسلی و درگیری بین نیروهای ارتش و برخی نیروهای افراطی در این کشور می داند که در این بین این زنان و کودکان و مردان مسلمان هستند که بیشترین ضرر را می بینند.

در بیان این خبر همانند تمام اخباری که از خروجی های رسانه های غربی وجود دارد، سوگیری به شدت موج می خورد، دولت میانمار در سال های گذشته به سمت غرب متمایل شده است و حتی آنگ سان سو چی رئیس جمهور این کشور، جایزه صلح نوبل را نیز دریافت کرده است و همین امر موجب شده است که رسانه های غربی و مجامع بین المللی وابسته به غرب سمت تقصیرها در این فاجعه را به گروه های افراطی سوق دهد و از حجم فشارها بر خود به دلیل اهدای جایزه صلح نوبل و زیر سوال رفتن بیشتر این جایزه کاملا سیاسی بکاهند.

این بیان دوپهلو مقصران این حادثه به دلیل وجود غول های رسانه ای و سازمان های جهانی همسو به گفتمان غالب تبدیل شده و گفتمان روسیه و چین را که به دنبال مقصر جلوه دادن مسلمانان و غیرقانونی بودن حضور این افراد در این منطقه است را به حاشیه برده است؛  اگرچه این نقل غربی این حادثه تاحدودی درست است و کشورما نیز باید بر روی آن تمرکز کند که همین گونه نیز بوده است، اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی به کل این نظر استناد کرده و به دنبال بررسی دقیق چرایی این اتفاقات و بیان مستقل خود از غرب و سازمان های تابعه اش نیست.

نکته دوم در این قضایا سکوت و بعضا سعی در منحرف کردن جو عمومی جامعه توسط غرب گرایان داخلی است؛ طیف غرب زده داخلی به خوبی می داند که پرداختن به این موضوع به هر نحوی تف سربالا بوده و لذا اکثریت این طیف منافع حزبی را طبق معمول بر منافع انسانی ترجیح داده و با عبور ساکت از کنار این قضیه سعی در به انحراف کشیدن این  قضیه دارند.؛ مصداق این حرف نپرداختن روزنامه های زنجیره ای و زرد طیف اصلاح طلب به این قضیه و حتی پرداختن به سایر اتفاقات بین المللی مانند طوفان آمریکا به جای نسل کشی میانمار است.

پرداختن به موضوع میانمار اولین خطری که برای غرب زدگان دارد این است که اعتبار جایزه های بین المللی مجامع مختلف را که این طیف به شدت به آن ها ارزش و ارج و قرب در داخل کشور داده اند را زیر سوال می برد و نکته بعدی این که غایت و نهایت حقوق بشر آمریکایی را که این طیف به دنبال پیاده سازی صددرصدی آن هستند؛ زیرسوال می برد.

اما سکوت عکس العمل اکثریت این طیف نیست و برخی از چهره های سیاسی اصلاح طلببا دستپاچگی به دنبال فرافکنی و بعضا توجه به حاشیه به جای متن در این قضیه هستند؛ نمونه بارز این تلاش ها، توییت محمود صادقی، نماینده پرحاشیه تهران است که سعی دارد کل قضیه میانمار را به کشورهای چین و روسیه ربط دهد و مقصر بودن غرب را توهمات صداوسیمای کشورمان بداند؛ حال آن که آش میانمار آن قدر شور است که حتی هاآرتص روزنامه اسرائیلی نیز نسبت به کمک های تسهیلاتی کشورش به ارتش میانمار واکنش نشان داده و اعتقاد به لزوم توقف این کمک ها دارد.

حال باید منتظر ماند و دید که آیا اصلاح طلبان همانند واکنش های قبلی خود در سایر موضوعات انسانی و ملی کشورمان که با منافع حزبی آن ها سازگار نیست و یا گروه غرب گرا را تضعیف می کند، سکوت اختیار کرده و یا به حاشیه می زنند و یا حجم این واقعه بزرگ آن ها را با افکار عمومی مردم ایران همراه می کند.

انتهای پیام/ ی