635328363943602332
۱۲:۴۵ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۲

پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی مطرح کرد:

ادبیات، رکن اصلی سینما/ ساختارشکنی های مفهومی جایگزین «کلمات ناپسند» فیلم های طنز شود

فیلمنامه خوب باید زبان و ادبیات شخصیت های خودش را داشته باشد. به طور حتم زبانِ یک مهندس کار کشته که چند سالی خارج از کشور زندگی کرده با زبان یک تاجرِ فرش که به سنت ها پایبند است متفاوت است؛ اینجاست که ادبیات می تواند خودش را به خوبی در یک فیلمنامه نشان دهد

به گزارش صاحب نیوز؛ واژه سینما از واژه یونانی κινῆμα, -ατος به معنای جنبش گرفته شده است. در آغاز سینما را بیشتر یک پدیده علمی صنعتی می‌دانستند و در سال‌های جنگ جهانی اول بود که سینما به عنوان یک وسیله نمایشی و سرگرمی، رونق تجاری یافت و قابلیت‌های هنری آن توسط فیلم سازان کشف شد.

در همین سال‌ها ریچیوتو کانودو منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی، سینما را «هنر هفتم» معرفی کرد زیرا به عقیده او سینما هنری ترکیبی است که در آن همهٔ هنرها حضور دارند.

هیچ هنری به استثنای رسانهٔ تلویزیون، نتوانسته از لحاظ محبوبیت، فراگیری و نیروی تأثیر بر عواطف و افکار مخاطب، با سینما رقابت کند. به همین دلایل و همچنین به خاطر آنکه سینما به صنعت و ابزارهای فنی اتکای زیادی دارد، آن را «هنر قرن بیستم» نامیده‌اند.

ملیحه متغیر، پژوهشگر، ویراستار، شاعر، نویسنده و همچنین مدرس دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی است که از وی کتاب «زیبایی شناسی غزلیات خاقانی» به چاپ رسیده است.

روز سینما بهانه خوبی بود که با وی به گفتگو بنشینیم. اما این بار می خواهیم سینما را از منظر فیلمنامه و ارتباط تنگاتنگ آن با زبان و ادبیات فارسی بررسی کنیم.

***

 شما نقش ادبیات را در سینما چگونه ارزیابی می کنید؟

– ادبیات و سینما رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و از همدیگر تاثیر می گیرند. همانگونه که می دانیم داستانهای زیادی تبدیل به فیلم شده اند و فیلمنامه های زیادی را مکتوب کرده اند، مثل «بر باد رفته» مارگارت میچل که ویکتور فلمینگ آن را ساخت یا «قصه های مجید» مرادی کرمانی که آقای کیومرث پور احمد آن را ساخت.

در واقع سبک و روال کار در ادبیات و سینما بسیار مهم است. در ادبیات هم «سعدی» را داریم که با عاشقانه گویی در پرداختن به مسائل اجتماعی به روش ساده سبک خاصی را برای خودش پایه ریزی می کند که سهل ممتنع نام دارد.

حالا در سینما مثلاً آثار «علی حاتمی» به گونه ای است که سنت و هنر ایرانی بیشتر در آن می درخشد و متناسب با آن هم دیالوگها و داستان پردازی های او دقیق، ادبی و موزون هستند.

– یک فیلمنامه خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

– یک فیلمنامه خوب باید زبان و ادبیات شخصیت های خودش را داشته باشد. به طور حتم زبانِ یک مهندس کار کشته که چند سالی خارج از کشور زندگی کرده با زبان یک تاجرِ فرش که به سنت ها پایبند است و عِرق مذهبی دارد متفاوت است. اینجاست که ادبیات می تواند خودش را به خوبی در یک فیلمنامه نشان دهد و مشخص کند که با توجه به روال داستان و سبک کارگردان و شخصیت ها، فیلم باید از چه واژگانی استفاده کند.

مثلاً برای بیانِ انتظار برای رسیدنِ دکتر، به کلام این سه شخصیت توجه کنید: (مفهوم یکی است اما طریقه گفتگو متفاوت است)

الف) یک دختر دانشجو: آقای دکتر گفتند الانه که برسند؛ لطفا منتظر بمانید.

ب) یک خانم مسن نگران: مثل اینکه آقای دکتر قراره بیاد؛ خدا خیرت بده یه کم دیگه منتظر بمون مادر.

ج) یک جوان بی قید: الآن دُکی میاد؛ بشین سر جاات.

می بینید که ادبیات و سینما مثل تار و پود در هم تنیده شده اند. مهم این است که با هم تناسب داشته باشند چرا که هر ادبیاتی متناسب هر فیلم یا سکانسی نیست.

– چرا فیلم هایی که به راحتی در آن فحاشی می کنند، مورد استقبال مردم قرار می گیرد؟ مشکل از مخاطبان است یا ادبیات سینمای ما؟

– این درست نیست که فیلم هایی که در آن فحاشی می شود مورد استقبال قرار می گیرند! اتفاقا فیلم باید جذابیت کلامی داشته باشد؛ جاذبه نه دافعه. گاه همان به اصطلاح فحاشی موقعی در فیلم گفته می شود که غیر از آن جمله چیزی نمی شود گفت. مثلا فرض کنید در سکانس یک فیلم، حاجی بازاری کار کشته متوجه می شود که چِکش پاس نشده در صورتی که به شدت نیازمند آن است؛ وقتی می خواهد با عصبانیت ابراز احساسات کند به نظر شما (با توجه به شخصیت و حس و حالش) کدام جمله مناسب است؟

– وای خدای من! چقدر بد شد! اعصابم رو خرد کرد با این بد قولیش،

– اوه مای گاد! کاش الان اینجا بود تا این دروغگو رو ادبش می کردم،

– اِی بابا لعنت به هر چی مردم آزاره، خود نامردش بهم گفت امروز پاس میشه.

خب گزینه سوم مناسب تر است. درست است که از واژه های نامناسب استفاده می شود، اما بجاست.

– خانم متغیر نمی خواهم اسم فیلمی را بیاورم ولی در برخی فیلم ها حرفهای رکیک زده می شود.

– متاسفانه برخی از فیلمنامه نویسان ما برای طنزپردازی به کلماتی رو می آورند که به قول شما بوی فحاشی می دهد. این طریقه استفاده از واژگان طنز مثل روی پوستِ موز به زمین خوردن است؛ روزگاری کارا بود اما حالا باید از ترفندهای بخردانه تری استفاده کرد. ما باید با فریب آرایی های لطیف و ساختارشکنی های مفهومی که البته مشکل جامعه را در دل خود دارند مخاطب را به خنده بیندازیم نه با واژگان نامناسبی که به راحتی می شود به جایش از جملات و واژگان بهتری استفاده کرد.

– رکن اصلی سینما ادبیات است؛ چگونه به وسیله سینما می توانیم فرهنگ صحیح را بین مردم ترویج دهیم و نقش سینما در جامعه چیست؟

– در جواب این سوال باید بگویم تلویزیون تاثیر بیشتری دارد تا سینما. سریال های تلویزیونی تاثیر زیادی بر مخاطب می گذارند. دیالوگ های بازیگران، مجری ها، مردان سیاسی، ورزشکاران و… بر مخاطب بسیار اثرگذارند.

روزگاری از من می پرسیدند راهکاری به ما بگویید که بتوان خوب صحبت کرد و هر واژه ای را مناسب و تراش خورده در جای مخصوص خودش نشاند؛ من فقط یک پیشنهاد برای آنها داشتم: به دیالوگهای مجری های تلویزیون خوب دقت کنید و حتی برخی از واژگان کلامی آنها را یاداشت کنید. این خیلی مهم است که چنین برداشتی داشته باشیم… یک سری واژگان این جعبه جادویی در زندگی مردم تاثیر بسیار دارد و در حال حاضر کتاب و حتی شبکه های مجازی تاثیر کمتری دارند.

یادم می آید فرهنگستان تلاش زیادی می کرد تا برخی واژه های لاتین را که به زبان فارسی راه یافته بود معادل سازی کند اما متاسفانه چون دیر اقدام می کرد در همان واژه لاتین در کلام خودشان استفاده می کردند، تا اینکه نوبت به کلمه «اس ام اس» افتاد و این کلمه داشت در بین مردم جا می افتاد که یکی از بازیگران سریال های طنز در خلال بازی خود به جای کلمه SMS گفت «پیامک» و این واژه مورد استقبال مردم قرار گرفت و می بینیم که این کلمه هنوز استفاده می شود.

به هر طریق مخلص کلام این است که سینما باید قالب ادبی مخصوص خود را برگزیند، مخصوص شخصیت ها و دیالوگ ها و حتی صحنه پردازی های خود را تا بتواند موفق عمل کند.

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ م.ت