photo_2017-10-17_19-58-01
۱۱:۴۰ - جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۸

تجربه هنر سورئال در سینمای ایران؛

برای این فیلم جا باز کنید!/ نگاهی به فیلم «نگار» متفاوت ترین اثر رامبد جوان

«نگار» یک فیلم بی هیاهوست ولی خیلی متواضعانه می تازد به مرزهای فُرمیک در سینمای ایران تا بلکه سینماگران این مرز و بوم را از داخل آپارتمان ها و پای شومینه ها بیرون بکشد و آنها را به قالب های متفاوت تر و متنوع تری از هنر فیلمسازی وادار کند

صاحب نیوزمحمد سعید معمارزاده/اگر به دنبال یک فیلم هستید که با خانواده در سینما بنشینید و اوقات خوشی برای شما به نمایش درآید، سراغ نگار نروید! اگر به دنبال یک فیلم با خط داستانی مستقیم و منظم و سر و ته دار هستید، دیدن نگار را از ذهنتان پاک کنید. اگر سه شنبه است و می خواهید به خاطر نیم بها بودن بلیط سینما، چند نفر را به سینما مهمان کنید، پیشنهاد می شود که طرف نگار نروید. فریب اسم سازنده فیلم را که روی پوستر آن نوشته شده است، نخورید. این بار رامبد جوان در خندوانه نیست که بالا و پایین بپرد و تنها دغدغه اش ترشح هورمون های نشاط آور در مغز مخاطبان باشد و یا اینکه قرار نیست همانند آثار سینمایی قبلی اش عطاران را به کار گیرد تا شما را بخنداند.

اما اگر به دنبال یک روایت متفاوت در مقیاس های سینمای ایران هستید، پیشنهاد می کنم بعد از یک خوابِ کافیِ بعد از ظهر و نوشیدن یک عصرانه هوشیار کننده، به سینما بروید و بلیط تهیه کنید و در یک سالن تاریک و خلوت فیلم «نگارِ» رامبد جوان را تماشا کنید.

«نگار» یک فیلم بی هیاهوست و ادعایی هم ندارد؛ ولی خیلی متواضعانه می تازد به مرزهای فُرمیک در سینمای ایران تا بلکه سینماگران این مرز و بوم را از داخل آپارتمان ها و پای شومینه ها بیرون بکشد و آنها را به قالب های متفاوت تر و متنوع تری از هنر فیلمسازی وادار کند.

داستان نگار، داستان زندگی دختری جوان به نام نگار (با بازی نگار جواهریان) است که نمی خواهد خودکشی پدرش را باور کند و برای همین، شخصیت و اخلاق او دچار دگرگونی هایی می شود که انگار نسبت به همه شکاک است و معتقد است که پدرش به قتل رسیده است. ناگهان در یک خواب، از پدرش یک چک هفت میلیارد تومانی دریافت می کند که صادرکننده آن، یکی از شرکای شوهرخاله نگار (آقای بهتاش) است که در تجارت اسب با پدرش همکاری می کرده است.

او پیش بهتاش می رود و درخواست مبلغ چک را می کند تا بتواند خانه پدری اش را از چنگ طلبکار پدرش بیرون بکشد. تا اینجا شخصیت های فیلم برای مخاطب معرفی می شوند و دیگر تا پایان فیلم به جز چند تیپ بی اهمیت (یا حتی به عقیده من اضافی)، با شخصیت دیگری آشنا نمی شویم. از اینجا به بعد نگار دچار یکسری مکاشفات می شود که مایه اصلی فیلم، همین در هم آمیختگی رویاها و واقعیت های زندگی نگار است.

در جاهایی شاهد آن هستیم که نگار از قید زمان و مکان خارج شده و بی اختیار و بدون هرگونه دلیلی به زمان ها و موقعیت هایی پرتاب می شود که پدرش در زمان قبل از مرگش در آن موقعیت ها قرار گرفته بوده است و از این طریق به حقایقی پیرامون مرگ پدرش پی می برد که در پایان فیلم، بر اساس این حقایق، اقدام به انتقام از قاتلان پدر می کند.

تجربه سورئال در سینمای ایران

سینمای «معمایی» و «سورئال»،  دو کلیدواژه ای است که شاید از زبان هر سینما رفته ای در مواجهه با فیلم نگار بشنویم. آنچه که ما در سینمای متأخر کشورمان همواره شاهد بوده ایم، آثار اجتماعی با لوکیشن هایی آپارتمانی بوده است که در بیشتر موارد حتی با یک خط روایت مستقیم هم، عُرضه ایجاد یک درام کامل را نداشته اند. مثلا هیچوقت ندیده ایم که یک اسب داخل پذیرایی یک خانه باشد یا هیچوقت ندیده ایم که یک نفر وسط یک خیابان روی یک کاناپه نشسته و در حال نوشیدن چای باشد! کمتر شاهد خط داستانهای در هم ریخته و در هم آمیخته ای که تعمداً اینگونه شده اند، بوده ایم. ولی تا دلتان بخواهد چنین چیزهایی در «نگار» یافت می شوند.

سینمای سورئال که از حدود ۱۴۰ سال پیش در سینماهای فرانسه تحت عنوان یک قالب سینمایی ساختارشکنانه برای رقابت با آثار سینمایی قدرتمند امریکایی به پا خواست، یک سبک فیلمسازی است که در آن دست فیلمساز برای انتقال روحیات، تفکرات و تجربیات حسی خود از عالم پیرامونش بسیار بازتر از سایر قالب ها و فرمهاست و به او اجازه به کارگیری جسورانه ترین و خودخواهانه ترین ساختارشکنی های سینمایی را می دهد.

از شاخصه های مهم سینمای سورئال و معمایی، در هم ریختن سبک های متداول در روایتگری و ایجاد تصاویر معماگونه و مبهم و البته ایجاد موقعیت های برانگیزاننده احساساتی چون خشونت یا مسائل جنسی در جلوی چشمان مخاطب است تا بتواند مخاطب خود را از این طریق، کاملا با احساسات سازنده اثر، همراه و درگیر کند.

سورئالیسم همانطور که از توضیحات فوق بر می آید، بیشتر قالبی است که در خدمت فیلمساز است تا مخاطب، و بیشتر در جهت آن است که هنر فیلمساز را برساند، ولی در عین حال برداشتهایی فلسفی و سمبولیک در طول تاریخ شکل گیری آن، از این سینما شده است. سینمای سورئال به این معنی، در سینمای ایران یک سبک نوپا محسوب می شود و شاید بتوان گفت فیلم «نگار» از جمله آثار پیشتاز در این عرصه بوده اند.

البته آثار دیگری نیز در ایران تولید شده اند که نزدیک به این سبک و حتی قوی تر از نگار باشند مانند آثار کوتاه و بلند شهرام مکری که به ندرت روی پرده سینماها دیده شده اند و آثاری دیگر. ولی در حال حاضر این فیلم، تجربه اول سینمای ایران محسوب می شود که می توان گفت تجربه چشمگیری است. یک تلاش تحسین بر انگیز از سوی کسانی که این روزها قیل و قالشان کم است و انگار که همه همّ و غمّشان را گذاشته اند در اینکه بتوانند کاری برای سینمای ایران بکنند.

واقعیت یا رویا؟!

اگر بخواهیم به فیلم بپردازیم، باید از این نکته ابتدا کنیم که فیلم نگار از بیست دقیقه ابتدایی به بعد، در تک تک صحنه های خود، همیشه یک نگرانی و دغدغه را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که «آیا این صحنه واقعیت است یا رویاست؟» به عبارتی تماشاگر همواره در یک برزخ بین واقعیت و رویا قرار دارد و این درآمیختگی را می توان یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در کشش فیلم به حساب آورد. در عین حال شما با دیدن نگار، وقتی از سینما بیرون می آیید نمی گویید که این فیلم یک فیلم بی سر و ته بود و یا نمی گویید که چیزی از داستان فیلم نفهمیدیم.

از دیگر عوامل شاخصی که منجر به کشش در فیلم می شود، وجود یک قهرمان با خصوصیات اخلاقی بسیار خاص است که می تواند برای بسیاری از مخاطبان رفتارهای چنین شخصیتی بسیار جذاب و درگیر کننده باشد. و البته می توان اعتراف کرد که انتخاب بازیگری چون نگار جواهریان برای این نقش می تواند هم برای بازیگر و هم برای فیلم نقطه قوت محسوب شود، زیرا بازی این بازیگر در این نقش، از آنجا که نسبت به کارهای قبلی اش یک کار کاملا متفاوت و یک نقش کاملا ویژه محسوب می شود، بسیار در جذابیت فیلم تاثیرگذار است.

فرمالیستی، بدون محتوا

در «نگار» مخاطب شاهد یک سری نماها و موقعیت های مبهم است که شاید تنها خود سازنده فیلم بتواند در مورد آنها حرف و محتوایی داشته باشد، البته باید در نظر گرفت که این مساله اقتضای فیلمهای چنین سبکی است و چندان نمی توان به آنها خرده گرفت زیرا همانطور که در بندهای فوق آمد، سینمای سورئال یک سینمای فرمیک است که بیشتر در خدمت سازندگان آثار قرار دارد تا در خدمت مخاطبین آنها.

اما از این نکته هم نباید غافل شد که هرچند فیلمساز در اینگونه آثار می تواند از هر المانی و هر ترکیبی از نماها و مفاهیم استفاده کند، باید نسبت به دغدغه های مخاطب هم توجهاتی داشته باشد چرا که به هرحال رکن اصلی سینما مخاطب محور بودن آن است و سینمایی که مخاطب نداشته باشد، اساسا سینما نیست.

در نگار اگرچه ما شاهد یک داستان کامل و شسته رفته هستیم ولی مخاطب  هرچه فکر می کند، به هدف فیلمساز در چنین داستان پردازی ای دست پیدا نمی کند و در اینجا می توان احتمال داد که سازندگان فیلم بیش از حد نسبت به فرم کارشان ذوق زده شده اند و به گونه ای یک اثر کاملا فرمالیستی بدون پرداختن به هرگونه محتوای خاصی را ارائه نموده اند.

به عنوان یکی دیگر از مهمترین چالش هایی که می توان به فیلم «نگار» در قامت یک اثر سورئال وارد کرد، باید به چرایی رقم خوردن چنین اتفاقاتی برای شخصیت اصلی داستان اشاره کرد. باید از سازندگان فیلم پرسید که چرا چنین موقعیت های مکاشفه ای برای نگار رخ می دهد؟ نگار چه ویژگی خاصی دارد که قابلیت چنین مکاشفه هایی را در عرض زمان و مکان به دست آورده است؟

شاید این پاسخ داده شود که پرسیدن چنین سوالاتی در مورد فیلمهایی در این سبک محلی از اعراب ندارد و اساسا وارد نیست. در این صورت باید به این نکته اشاره کرد که شاید این سخن در مورد آثار سورئال خارجی درست باشد اما این قالب برای حضور در ایران باید دستخوش ملاحظاتی شود تا بتواند نیاز مخاطبان ایرانی را پاسخ دهد. آنچه می تواند آفتی باشد برای سینمای کشور ما، در نظر نگرفتن محتوا و درون مایه برای آثار سینمایی و صرفا تولید و ظهور آثاری کاملا فرمالیستی در سینمای ماست.

در نهایت باید گفت که «نگار» یک تلاش تحسین برانگیز و قابل حمایت در جهت ایجاد یک دریچه جدید در دیدگاه های هنری در سینمای ایران است که البته بسیار با آن چیزی که ایده آل است فاصله دارد، اما رامبد جوان توانست افتخار برداشتن اولین قدم ها را در این راه را نصیب خود کند و در آینده منتظر آثار متنوع تر و با سطح کیفی بالاتر و با نگاه عمیق تری از سوی او باشیم.

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ ی