6364661142
۰۷:۴۸ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱

آن چه از زلزله کرمانشاه باقی ماند؛

زلزله غرب کشور آمادگی مردم در اجرای اقتصاد مقاومتی را نشان داد/ برای حذف «کاغذبازی شبه مدرن» چاره ای کنید

زلزله کرمانشاه، با تمامی تلخی ها و مصیبت هایی که برای مردم کشور به همراه داشت، حجم گسترده و آمادگی بسیار بالای مردم در همدلی و یاری به هموطنان را به خوبی اثبات کرد و آمادگی کامل مردم برای اجرای بندهای ۹ گانه وظایف مردمی در اقتصاد مقاومتی را نشان داد.

صاحب نیوز– عارف نصر/ سیستم های اقتصادی جهان تا دو دهه پیش به دو سیستم عمده سوسیالیسم و کاپیتالیسم تقسیم می شد. سیستم  کاپیتالیسم که اقتصاد امروز آمریکا و کشورهای بلوک غرب به طور کلی بر روی آن سوار هستند برگرفته از لیبرالیسم سیاسی در جامعه است. این سیستم به زبان ساده بر محور سود می چرخد و مشارکت های مردم و سرمایه گذاران را براساس محور سود چینش می کند که به عبارت دیگر سرمایه در این نوع از اقتصاد محور محسوب می شود؛ این سیستم در تعریف و تقسیم بندی نقش نهادها درون خود به گونه ای عمل می کند که نهاد قدرت و یا همان دولت نقش ناظر را بر روی اقتصاد بازی می کند و دیگر نهادهای اقتصادی همگی در دست سرمایه داران است.

در نقطه مقابل این سیستم سوسیالیست قرار دارد که اصل را بر عموم مردم می گذارد و برخلاف سیستم کاپیتالیسم به شت دولتی بوده و معتقد است بنگاه های اقتصادی باید در دست دولت باشد تا به خوبی میزان سرمایه را بین عموم مردم تقسیم کند و نوعی مساوات را در جامعه به وجود آورد.

این دو سیستم، تا دهه 90 قرن گذشته میلادی به عنوان دو بلوک قدرت در مقابل هم صف آرایی می کردند و هر یک به دنبال گسترش نوع تفکر خود در دنیا به هر طریق ممکن بودند؛ اما با فروپاشی شوروری سابق، بزرگ ترین حامی سوسیالیست، این سیستم کم کم به سطل زباله تاریخ پیوست و آمریکا خود را تنها حاکم سیستم اقتصادی و سیاسی جهان دانست.

اما این اقتدار زمان زیادی به طول نینجامید و اقتصادهای نوظهور زیادی، سعی کردند که سیستم های اقتصادی خود را جایگزین سیستم های قبلی در نظام اقتصادی جهان کنند.

در این میان خرده اقتصادهایی به وجود آمدند که روز به روز در حال گسترش بوده و با شروع دهه دوم قرن 21 میلادی مهم ترین آن ها یعنی اقتصاد چین توانست از آمریکا جلو بزند و به عنوان بزرگ ترین غول سرمایه جهان خود را معرفی کند؛ اما برخلاف آن چه در قرن گذشته اتفاق افتاد هیچ سیستم اقتصادی جدیدی در کنار اقتصاد کاپیتالیسم آمریکا به وجود نیامد.

مهم ترین دلیل این عدم ایجاد راه جدید در اقتصاد دنیا، التظپقاطی بودن، اقتصاد چین و بسیاری از اقتصادهای نوظهور و حتی مکاتب اقتصادی نوظهور در دنیا است.

در طول سه دهه اخیر اقتصاددانان زیادی در سطح جهان تلاش کردند تا مکاتب جدیدی جایگزین دو مکتب اقتصادی بزرگ دنیا کنند، که اقتصاددانان کشورهای اسلامی هم جزء این دسته بودند اما اکثر این تلاش ها نوعی التقاط به وجود می آورد که برخی از محاسن اقتصاد غرب و برخی از محاسن اقتصاد شرق را اقتباس کرده و تحت عنوان اقتصاد جدیدی مطرح می کردند.

اما برخلافغ تمام این تلاش ها، در سال های اخیر رهبر معظم انقلاب در حرکتی نو، راه سومی را برای اقتصاد مطرح کردند، که همانند انقلاب اسلامی، مهم ترین رکن آن نه شرقی و نه غربی بودن آن بود.

این اقتصاد نه برپایه سرمایه داری بوده و نه بر پایه دولت ها و نه التقاطی از این دو، بلکه محور خود را بر مردم بنا کرده و به به نوعی اقتصاد مردم محور است.

این اقتصاد، همانند تمام مکاتب اقتصادی جهان دارای یک سری اصول کلی بوده و از طرفی یک سری اصول جزئی نیز برای آن بیان شده است. رهبر معظم انقلاب اصول کلی این اقتصاد را که به همگان آن را با نام اقتصاد مقاومتی می شناسند، با مشورت مجمع تشخیص نظام به قوای سه گانه ابلاغ کرده و جزئیات آن نیز توسط رسانه ها  در اختیار مردم به عنوان مهم ترین بخش این اقتصاد قرار گرفت.

اما نکته مهم این اقتصاد که آن را از دیگر مدل های اقتصادی که در کشور در طول سال ها اجرا شد، متمایز می کند، چیست؟

شاید مهم ترین نگته ای که بتوان برای این اقتصاد در نظر گرفت، اقتباس دقیق آن از فرهنگ حاکم بر جامعه و اصول اسلامی است.

جامعه ایرانی به سبب تاریخ و تمدن خود، دارای نوع خاصی از سبک زندگی است که هرچند در سال های گذشته به دلیل هجوم فرهنگ غرب دارای فرود و فرازهایی شده است؛ اما هنوز هم در جامعه حاکم است، اقتصادهای رایج دنیا هیچ کدام به طور کلی با این سبک زندگی ایرانی هم خوانی ندارند و نتیجه تلاش برای اجرای آن در طول سالیان گذشته، شرایط بغرنج اقتصادی است که در جامعه حاکم است.

شهریار زرشناس، در بخشی از کتاب «ماهیت سرمایه داری مدرن» خود می نویسد: «نظام سرمایه‌داری، تجسّم و ظهورِ اقتصادی ـ اجتماعیِ عالم مدرن است. مدرنیته نفس مدبّر غرب مدرن است و برجسته‌ترین ویژگی آن، اومانیسم است.

سرمایه و سرمایه‌داری در ذیل مدرنیته و عالم مدرن است که فعلیت و تحقق پیدا می‌کند و از این رو جان و جوهری اومانیستی دارد. اومانیسم همانا تجسّم ولایت نفس امّاره است»
او در بخشی دیگری از کتاب می نویسد: «اسلام هیچ نظام و مناسبات بهره‌کشانه و ظالمانه و ناعادلانه و مبتنی بر تکاثری را نمی‌پذیرد و سرمایه‌داری مدرن همۀ این مؤلفه‌ها را دارد»

نویسنده کتاب ماهیت سرمایه داری مدرن در یک سخنرانی می گوید«اقتصاد سرمایه داری،  ام الفساد و منشا بی عدالتی در کشور است، که دولت کارگزاران سازندگی آن را ریل گذاری کرد. به اسم کارشناسی این مدل را پیاده کردند چون منافعشان در آن بود.»

به عبارت دیگر آن چه در سال های اخر دهه 60 و دهه 70 شمسی در اقتصاد کشور روی داد، مشکلاتی را به وجود آورد که امروز اقتصاد ایران را تا مرز نابودی برده است و رهبری به خوبی در این زمینه با مطرح کردن یک متد جدید، راه را به مسئولان کشور نشان دادند تا بتوان اقتصاد ایران را بر روی یل انقلاب اسلامی برگرداند.

برخی از شبه روشنفگران مدرن این اقتصاد را به دلیل نام آن با شیوه های ریاضتی اقتصاد اروپا مقایسه کرده و آن را برنامه ای غیر قابل اجرا در عمل بیان می کردند که نمی تواند گره ای از مشکلات ایران باز کند.

اما اتفاقات سال های اخیر به خوبی نشان داد که مردم به خوبی توان هماهنگ شدن با این اقتصاد را دارا هستند؛ زلزله اخیر در منطقه کرمانشاه به عنوان آخرین مهر تایید این امر شناخته می شود.

با وجود اینکه مردم ایران در طول  پنج سال گذشته و به سبب شیوه های غلط اقتصادی دچار نوعی رکود سرسام آور همراه با  تورم 10 درصدی بودند و به عبارتی در اداره زندگی خود با سیلی روی خود را سرخ می کردند، اما یک زلزله در غرب کشور به خوبی آن ها را بسیج کرد و بسیاری از آن ها از زندگی روزمره خود زدند تا بتوانند به هموطنان در غرب کشور کمک کنند.

اگرچه سیستم بروکراسی اداری غربی دولت و بعضا مدیران پشت میز نشین غرب نگر در مدیریت این موضوع ماندند و مردم در این زمینه از دولت جلو زدند؛ اما این اتفاق به خوبی یک نکته را برای تمام اندیشمندان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران مشخص کرد.

کمک های مردمی سراسر کشور نشان داد که مردم به خوبی هم پپتانسیل اجرای اقتصاد مقاومتی را در جامعه دارند و هم در مسیر اجرای وظایف نه گانه خود در این مسیر قرار گرفته اند؛ اما آن چه موجب عدم تحقق کامل اقتصاد مقاومتی در جامعه شده است، همان عاملی است که موجب عدم رسیدگی مناسب به زلزله زدگان بود و آن میریت دولتی ناتوان است.

دولت در بحث اقتصاد مقاومتی علاوه بر وظیفه نظارت وظیفه به مرحله اجرا درآوردن توان مردمی را برعهده دارد، اما به دلایل متعدد نه در مرحله اجرا و نه در مرحله شکوفاسازی توانمندی های مردمی به درستی عمل نکرده است.

پیشنهاد این است، که روشنفکرانی که این حقیقت را به طور کامل مشاهده کردند، به جای اصرار بر تداوم نئولیبرالیسم در کشور و تخطئه اقتصاد مقاومتی به هر روش ممکن، فکری برای بروکراسی اداری پیر و ناتوان دولتی کنند، تا دولت بتواند خود را به پای مردم برساند.

انتهای پیام/ی