88067_247
۰۸:۰۹ - جمعه ۱۳۹۶/۰۹/۳

خیانت غرب به متحدانش سابقه دار است؛

تکرار تاریخ و عبرتی که باید گرفت/ «امدادهای الهی» را از یاد نبریم

همه شاهزاده­ های سعودی، که الان زیر شکنجه و بازداشت شاه جدید این کشورند روزگاری دوستان صمیمی سناتورها و شخصیت های مشهور امریکایی بودند. حالا کسی به داد آنها نمی­ رسد چراکه غرب آسیا، برای امریکایی ها فقط میدانی برای سوجودیی فردی و حزبی شان بوده است.

صاحب نیوز جمال طاهری/ این روزها رفتارهای دیکتاتور جوان عربستان مورد توجه بسیاری از عقلای جهان قرار گرفته است. او برای محکم کردن پادشاهی خود همه مدعیان و رقبای احتمالی را به اسم فساد مالی و موارد مشابه آن دستگیر، شکنجه و حتی به قتل رسانده و اموال همه شاهزاده ­هایی که در تیمش نبوده­ اند و نیز تجار و مشاوران آنان را به نفع خود مصادره کرده است.

او بار دیگر نشان داد که امریکا قابل اعتماد نیست، چه اینکه همه این شاهزاده­ های عربستانی روزگاری دوستان صمیمی سناتورها و شخصیت های مشهور امریکایی بودند و حالا هیچ کس به داد آنها نمی­ رسد چراکه خاورمیانه یا بهتر بگوییم غرب آسیا برای امریکایی ها فقط میدانی برای سوجودیی فردی و حزبی شان بوده است و دوستی آنها با این افراد نیز تنها و تنها بر اساس همین اصل استوار بود.

آری این خاصیت دنیای شیطانی است که دوستی آن بر مبنای سود فردی است و نه اعتقادات و جوانمردی.

سوریه و دوستی امریکا چگونه تبدیل به دشمنی شد؟

امریکا قبلا هم همین کار را با بشار اسد در سوریه کرد. قبل از آنکه کلینتون وزیر امور خارجه امریکا و اوباما رئیس جمهور رنگین پوست به ظاهر دموکرات این کشور تصمیم به ایجاد داعش و گروههای تروریستی در حمایت از رژیم صهیونیستی بگیرند سوریه یک کشور توریستی بود که روابط بسیار خوبی هم با امریکایی ها داشت. هنوز هم اگر در اینترنت سرچ کنید تصاویر چای خوردن مسئولان سوریه با مسئولان امریکا را حتی بصورت نشست­ های خانوادگی می­ بینید.

همسر بشار اسد نیز تابعیت انگلیسی دارد و از کودکی در انگلیس بزرگ شده و اصلا این کشور که زبان دومش فرانسوی است روابط قدیمی بسیار خوبی با فرانسه داشت و فرانسه در بسیاری از شئون آن از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ و نظامیگری نقش داشته است.

اما همه دیدیم که در سوریه چه گذشت و چطور به ناگاه کشور توریستی سوریه به کشوری برای تروریست های جهانی خصوصا از همان کشورهای دوست، تبدیل شد. اگر ایران نبود امروز سوریه به حکومت بلافصل داعش تبدیل شده بود چه آنکه آنها پایتخت خود را نیز در شهر رقه این کشور بنیان گذاشته بودند و با حمایت ائتلاف امریکایی تا مدتها داعشی­ ها توانستند جلوی ارتش سوریه و مردمش بایستند.

خیانت امریکا و غرب به متحدانشان البته مسئله قدیمی است؛ این اتفاق در خلیج خوکهای کوبا هم در زمان فیدل کاسترو اتفاق افتاد و… در سرتاسر تاریخ از این نمونه­ ها زیاد دارد.

اما چرا کمتر کسی از این اتفاقات درس عبرت می­ گیرد؟

به لبنان نگاه کنید…

سعد حریری، برای منافع امریکا و عربستان در این کشور تقریبا همه کاری کرد ولی عاقبت او به آنجا کشید که یک جوان سرمست از قدرت به راحتی او را گروگان گرفت تا قدرت را در لبنان بیش از قبل در دست داشته باشد و جالب ایجاست که غربی ها در قبال این گروگانگیری رسمی و عجیب تا یک هفته سکوت کردند و بعد از آنکه شبهات این ماجرا بیش از پیش در دل مردم منطقه روشن شد وارد عمل شدند تا شاهزاده دیوانه را برای رهایی سعد حریری قانع کنند.

اما دلارهای شاهزاده رنگش از دیپلماسی بیشتر بود و در نتیجه سعد حریری در اقدامی نمایشی در حالی به پاریس فرستاده شد که فرزندانش هنوز گروگان شاهزاده سعودی در عربستان هستند.

وقتی به تاریخ ننگین آل سعود نگاه می کنیم، البته نباید از چنین کاری تعجب کرد، قبیله خشن و به دور از رسم اصیل اسلامی که روزگاری با کمک همین غربی ­ها و با پیوند با تفکر وهابیت بر مکه و مدینه مستولی شدند و توانسنتد خود را به عنوان خادم الحرمین معرفی کنند، اما غرب هم در اینکه بگویند این کار با کمک ما بوده ابایی نداشته و فیلم لورنس عربستان را هم از جاسوسی که برای راهبری این قوم و تجزیه منطقه فرستاده بودند به عنوان قهرمان ساخته و منتشر کرده اند.

حالا جالب است که نواده بنیانگذار عربستان از ترس جانش به ایران پناهنده می شود (ترکی بن محمد بن فهد بن عبد العزیز)(+) چرا که غربی ها منافعشان در شاهزاده جوان و بی عقل عربستان است، جوانکی که با حمایت همین بشردوستان غربی چند سال است در یمن هولوکاست به راه انداخته و چشم همه سازمانهای جهانی نه تنها بر این اتفاق بسته شده بلکه رسما بان کی مون رئیس سازمان ملل دلیل چشم پوشی­ های این سازمان را کمکهای مالی عربستان بیان می­ کند.

بن لادن شریک دیروز، دشمن امروز

امریکا پیش از این نیز به هم پیمان و دوست خود یعنی اسامه بن لادن بنیانگذار القاعده رحم نکرد. بن لادن در واقع شریک تجاری بوش رئیس جمهور امریکا بود. او قبل از آن هم به عنوان عامل سازمان سیا در افغانستان حضور داشت و یک شاهزاده ثروتمند عربستانی بود.

صدام را بیاد آورید

صدام را بیاد آورید؛ او نیز به اشکال مختلف از سوی غرب و ایالات متحده حمایت شد. از انواع سلاح های پیشرفته تا مستشاران نظامی، حمایتهای رسانه ای شدید و بی وقفه و کمکهای اقتصادی و نظامی و حتی مخفی نگه داشتن جنایات مکررش.

پرونده صدام و دوستی­ اش با امریکا و غرب بسیار سنگین است ولی عاقبت صدام چه شد؟ این دوستی به کجا رسید؟

محمدرضا شاه ایران

نمونه ملموس تر برای همه ما ایرانی­ها شاه بود؛ مردی که همه چیزش را برای امریکا گذاشت ولی وقتی از ایران فرار کرد درحالی که بیمار بود به او پناه ندادند تا آنکه در بیماری و تبعید درحالی که مدام از کشوری به کشور دیگر فرار می­ کرد و دوستی نداشت درگذشت.

البته برخی منابع نیز از قتل او و جلو افتادن مرگش توسط پزشکان امریکایی خبر می ­دهند تا همه چیز به نفع امریکایی­ ها تمام شود و وجود وی مزاحم برنامه­ های زیاده خواهی امریکا نباشد.

افغانستان دو دهه بعد از فتح

طالبان، با کمک امریکا برای مقابله با کمونیست ها تقویت شد و همانگونه که گفتیم بن لادن که طالبان را با او می­ شناسیم خود عامل امریکا بود. امریکا به بهانه بن لادن به افغانستان که منابع غنی معدنی دارد حمله کرد و از سال ۲۰۰۱ تا کنون که این کشور را در اختیار گفته ترور و قتل در این کشور ادامه دارد و جالب اینجاست که تروریست ها که حالا داعش هم به آن اضافه شده عموما مردم را می­ کشند تا متجاوزان را، و امریکایی ها هم سود خود را از این حضور می­ برند.

سخنی با دلسوزان؛

پس چه سخنی بالاتر و زیباتر از سخن خداوند متعال که فرمود:

«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی­ دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند، (سوره مبارکه الرعد آیه ۱۱)

تغییر روحیات ملت ایران عامل دریافت کمک الهی

مقام معظم رهبری در مراسم بیست‌ و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی به نکته جالبی اشاره کردند که در پایان آن را با هم مرور می­ کنیم:

«سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت می داد، شجاعت می داد و استقامت می داد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.
(…)
این سه باور، امام را زنده نگه داشت؛ جوان نگه داشت؛ فکر امام و راه امام و طریقه‌ امام را برای این ملت، ماندگار و ثابت کرد؛ آن وقت همین سه باور بتدریج در مردم ما، در جوانان ما، در قشرهای گوناگون، همگانی شد؛ امید پیدا شد، اعتماد به نفس پیدا شد، توکل به خدا پیدا شد؛ اینها جای یأس را گرفت، جای تاریک‌نمائی را گرفت، جای بدبینی را گرفت؛ مردم ایران روحیات خودشان را تغییر دادند، خدای متعال هم وضع آنها را تغییر داد: «انّ الله لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم»؛

ملت ایران راه خود را، حرکت خود را، انگیزه‌های خود را اصلاح کردند، خدای متعال هم به آنها کمک کرد، به آنها نصرت داد و پشتیبانی کرد. ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ گ