ilustrasi-_140221063656-437
۰۷:۰۱ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱۵

استاد روانشناسی دانشگاه اصفهان:

اخلاق محمدی (ص) تحکیم بخش نظام خانواده است/ پدر و مادر مهم ترین الگوهای فرزندان هستند

استاد روانشناسی دانشگاه اصفهان گفت: اگر بخواهیم اخلاق محمدی را در جامعه پیاده کنیم، باید تمام زندگی پیامبر (ص) را چه در بحث فردی و اجتماعی و چه در روابط خانوادگی و ارتباط با دیگران مطالعه کنیم و آن را به عنوان الگوی خود قرار دهیم.

به گزارش صاحب نیوز؛ سردی، سیاهی و پلیدی همه را جا را در بر گرفته بود. نفس های زمین به شماره افتاده بود که ناگهان روز موعود از راه رسید. بوی عطر محمدی هستی را در برگرفت. حقوق بشر با نام او معنا گرفت و سازماندهی شد. از دیروز تا کنون از حقوق بشری صحبت می کنند که رد پایی از انسانیت ندارد که اگر حقیقت داشت نام محمد (ص) را بر سر در سازمان حقوق بشر حک می کردند. اگر گاه گاهی در هر کجای دنیا نسیمی از عدالت می ورزد. بی شک آنجا در قلبی محبت محمد (ص) همچون خون جریان دارد. کیست که او را بشناسد و دهان خود را با نام صلوات خوشبو نکند.

به مناسبت سالروز میلاد حضرت محمد(ص) با محمد باقر کجباف، استاد گروه روانشناسی در دانشگاه اصفهان در رابطه با اخلاق پیامبر(ص) به گفت و گو نشستیم.

در جامعه دهان به دهان می چرخد که فلانی اخلاق محمدی دارد. تولد حضرت محمد (ص) هم نزدیک است در شروع بفرمایید که چگونه می توانیم جامعه ای محمدی داشته باشیم؟

مهمترین ویژگی هایی که در اخلاق پیامبر(ص) می توانیم به آن اشاره کنیم. مهربانی، رحمت، مودت، محبت، اسوه صداقت، ایثار، جهاد و شهامت است. واقعیت این است که اخلاق پیامبر (ص) از همه جهات اسوه و نمونه است. مهمترین  شاخه اخلاقی ایشان صبر و بردباری است. تمام ویژگی هایی که یک انسان می تواند الگو باشد. صبر در رابطه حق، ایمان به خدا، نقاط اصلی هستند. به این ویژگی ها عناوین اصلی اخلاق می گویند. بنابراین اگر بخواهیم اخلاق محمدی را در جامعه ایجاد کنیم. باید تمام زندگی پیامبر (ص) را چه در بحث فردی و اجتماعی چه در روابط خانوادگی و دیگران مطالعه کنیم. هنگام برقراری رابطه صبور باشیم. اهل علم باشیم و متوجه باشیم با علم می شود به نتیجه رسید. تمام ابعاد مختلف را با هم داشته باشیم. بیشترین مسئله بر می گردد به خصوصیات مربوط به حسن خلق.

خوش رفتاری نتیجه صبر پیشه کردن با دیگران است. عقل نتیجه ارتباط برقرار کردن با دیگران بر اساس ایمان به خداست و همه اینها با هم می تواند زندگی پیامبر (ص) را برای ما نشان دهد از آنجایی که گذشت لازم است و پیامبر (ص) در روابطش با دیگران گذشت می کرد. این هم یکی از نکته های اصلی ارتباط انسانی است که بر اساس اخلاق پیامبر (ص) می تواند برای ما درس باشد

بیشترین عامل نامهربانی و بی محبتی ها در خانواده چیست؟

مهمترین عامل عدم شناخت زن و شوهر از یکدیگر و رابطه پدر و مادر با فرزندان است. وقتی که شناخت درستی اتفاق نیفتد. طبیعتاً احساس مسئولیت، احترام متقابل و دلسوزی نسبت به یکدیگر شکل نمی گیرد. محبت از دیدگاه ریک فروم چهار مولفه دارد. اول احترام، دوم مسئولیت، سوم دلسوزی و چهارم دانایی است که این دانایی مهمترین مولفه است.

اگر دانایی و شناخت اتفاق نیفتد. ارتباط درستی شکل نمی گیرد. به همین دلیل است که پیامبر اسلام (ص) وقتی که مبعوث شدند فرمودند:«من برای اتمام مکرمات و بزرگواری های اخلاق مبعوث شدم.» مهم ترین بزرگواری اخلاق این است که انسانها بر اساس محبت با یکدیگر رفتار کنند و محبت برای این است که انسان بتواند خود را به خداوند نزدیک کند که اگر در خانواده پدر و مادر احترام یکدیگر را حفظ کنند. شان و منزلت یکدیگر را حفظ کنند. فرزندان هم احترام آن ها را حفظ می کنند. پس علت اصلی بی محبتی، عدم برآورده شدن انتظارات، عدم رعایت حساسیتهای، عدم رعایت شئون اخلاقی است که در خانواده باید به آن توجه شود. برای ایجاد شناخت درست باید مطالعه کنند. مشاوره کنند.

بر اساس کتاب هایی که مطالعه کردم، صحت صحبت های شما را تایید می کنم که بیشترین الگوگیری افراد از خانواده است تا دوستان و اقوام، اما عده ای معتقدند اگر فرزندشان درگیر بیماری اعتیاد است مشکل جامعه و دوستان هستند. تربیت آنها بی عیب بوده است و زمانی که جوان آن ها وارد اجتماع شده اند دچار دگرگونی شده؛ مقصر رفتار غلط فرزندانشان دیگران هستند؟

وقتی می گوییم رُکن اول خانواده است یعنی پدر و مادر از کودکی، از زیر شش سال باید بیشتر از فرزندان مراقبت کنند. بیشترین شیوه های تربیتی در نوع پرورش استعدادهای کودکان انجام دهند که وقتی وارد مهدکودک می شود. وقتی با دوستان ارتباط برقرار می کند. تحت تاثیر الگوی اولیه خود بتواند راه درست را ادامه دهد اما وقتی که رابطه اولیه پدر و مادر و فرزندان رها شود و از دست خانواده گسسته شود و جامعه عهده دار مسئولیت تربیت فرزندان آنها شود. چه مهدکودک، چه مدرسه، چه دانشگاه، طبیعتاً پدر و مادر خود را کنار کشیده اند که این مسئولیت بر عهده ی نهادهای یا حتی صدا و سیما و رسانه ی جمعی  اجتماعی قرار داده شده است. باید اصل قضیه را در نظر گرفت. اگر

پدر و مادر رابطه دوستانه و صمیمانه ای را در داخل خانه با فرزندان خود را ادامه دهند در تمام شرایط اجتماعی در تمام دوره های رشد و در تمام مراحل سنی طبیعتاً تمام آثار منفی به وسیله پدر و مادر می توان کنترل خواهد شد. راه درست را پدر و مادر با مشاوره، تفکر و مطالعه به فرزندان خود یادآوری کنند. وقتی فرزندان رها شوند. چنین مشکلاتی پیش خواهد آمد. پس بنابراین ارتباط خانواده و مدرسه، خانواده و دانشگاه را دائمی و مستمر ادامه دهیم و هیچگونه گسستگی و جدایی میان اینها اتفاق نیفتد که خانواده جامعه را مسئول کند یا بالعکس .باید راهنمایی و مشورت داد که جوانان راه درست را انتخاب کنند.

گفتگویی با جوانان دانشجو داشتم که متاسفانه عده ای هیچ تعریف درست و قابل قبول از روابط با جنس مخالف نداشتند که اکثر روابط به بن بست می خورد و دختر خانم ها هستند که اکثر اوقات متضرر می شوند. چه راهکارهایی می توان ارائه داد که جوانان و نوجوانان در برخورد با جنس مخالف آسیب روحی و روانی نخورند؟

مهمترین مسئله ی در ابطه با دختر و پسر رشد بلوغ عقلی، اجتماعی و عاطفی است که از خانواده به فرزندان منتقل می شود. این بچه ها باید بدانند که حریم ها کجاست. بدانند ارتباطات اجتماعی در چه حد معقول است. در چه حد وابستگی ایجاد می کند. کجا باید خود را کنترل کنند. کجا باید از خانواده مشورت بگیرند. کجا خودشان باید احساس کنند این وابستگی عاطفی باعث می شود که آن را از مسیر درست ارتباط دور کند. اگر در خانواده رابطه جنس مخالف مقدار بیشتری جنبه ی عاطفی پیدا کند. دختر با پدر یا بالعکس، بعنوان مثال همدیگر را تحویل بگیرند. به هم محبت کنند رابطه ی صمیمانه داشته باشند. رابطه عاطفی در خانواده ارضا نیاز شود و نیازها پوشش داده شود. میزان نیازش به خارج از خانه کم می شود. می تواند رابطه با جنس مخالف در بیرون را تخفیف داد اما نمی توان مهار کرد وقتی دختری از پدر محبت ببیند و کمبود محبت نداشته باشد نیاز ندارد آویزان پسری شود و کسب محبت کند. از طرفی  دوره ی نوجوانی و جوانی رابطه با جنس  مخالف یک مقدار شدت نیاز جنسی را هم نشان می دهد. حتی دانشجویانی که به هم جزوه می دهند یا با هم صحبت می کنند. اینها مقدماتی هست که احساس نیاز می کنند که نیاز جنسی خود را برآورده کنند. گاهی نیاز جنسی لزوماً ارضا جنسی زمان ازدواج نیست. با صحبت کردن، نگاه کردن، شوخی کردن تا حدی این نیاز تخفیف داده می شود. بخاطر همین این ارتباطات برقرار می شود اما متاسفانه به دلیل عدم بلوغ اجتماعی، بلوغ عقلی و عاطفی گاهی اوقات این نیاز مقداری سرکش می شود و کنترل از دست دختر و پسر خارج می شود.

متاسفانه حریم ها و ارزش ها از میان می رود. وقتی راجع به مقوله ی بلوغ ها صحبت می کنیم ممکن است جوان یا نوجوانی تعادلی در مورد این بلوغ ها نداشته باشد. به درجه ای نرسیده باشد که برای خود و ارزش ها و اعتقاداتش احترام قائل باشد و اگر ارزش ها چارچوب پیدا کند و ارزش پیدا کند. طبیعتاً جلوی خیلی از این روابط گرفته می شود.

عده ای معتقدند فضای مجازی یکی از عوامل بر هم خوردن روابط زناشویی است. شما چقدر با این مسئله موافق هستید؟

بله این درست است. فضای مجازی باید از درون خانواده کنترل شود که مردم اطلاع پیدا کنند . چه سایت هایی را وارد شوند چه سایت هایی را نه، چه کانال هایی را وارد شوند و چه کانال هایی را نه، اگر زن و شوهر بدانند ممکن است بعضی از این سایت ها و کانال ها به آنها آسیب می زند بیشتر کنترل خواهند کرد

 چگونه می توانیم جامعه ای با اخلاق داشته باشیم؟ یک جاهایی نشان داده ایم که مردم نوع دوست هستیم، مثل زلزله ای که اتفاق افتاد. چقدر مردم کمک کردند و چقدر حضوری کمک رسانی کردند. رفتارهایی که نظیرش هیچ کجای دنیا دیده نمی شود  اما در مقابل در خیابان مثلا رانندگان صبور نیستند و سر کوچک ترین مسئله با هم درگیر می شوند؟ چگونه می توانیم آگاه سازی و فرهنگ سازی کنیم؟

ارزش های انسانی باید بطور متوازن و متعادل از همه ابعاد در انسان رشد کند. بعضی از آدم ها از لحاظ نوع دوستی رشد می کنند ولی از لحاظ فردی رشد نمی کنند . بعضی دیگر بالعکس، شخصی که از لحاظ فردی رشد نکرده  ممکن است در خانواده با مشکل مواجه شود. ممکن است در شرایطی مثل زلزله سیل و مواردی از این قبیل هم نوع دوستی این موارد اختلافات را کنار بگذارند و وارد فضای کمک کردن شوند پس بنابراین اگر بخواهیم برای رشد اجتماعی و اخلاقی کار جدی بکنیم. باید مقداری نهاد های آموزش عمومی را فعال کنیم. مثلاً صدا و سیما، مدارس، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و حتی وازت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همه نهاد های اجتماعی باید راه همگون و موازن را در رشد اجتماعی و اخلاقی داشته باشند. اگر این رشد همگون ایجاد شود این عدم تعادل کاهش پیدا می کند.

به عنوان صحبت پایانی، سوالی که ممکن است از شما نپرسیده باشم و شما در جامعه با آن روبرو هستید را بفرمایید.

مهم ترین رابطه سالم که بر اساس عقل و منطق و رابطه انسانی و داشتن ارزش های الهی و ارزش های انسانی باید همه این ها را در نظر گرفت. اگر جامعه  ما خدا را محور قرار دهند و دستورات پیامبر اسلام را معیار اصلی روابط خودشان با یکدیگر قرار دهند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ م.ت