jpg
۱۱:۳۸ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۲

اصلاح طلبان و سلبریتی ها پای اشتباهات خود بایستند/ افکار عمومی پشیمانی بدون عمل را نمی پذیرد

سلبریتی های حامی دولت، که به عنوان پیاده نظام جریان اصلاح طلب، پررنگ ترین نقش ها را در انتخابات گذشته داشتند، به بهانه سه برابر شدن عوارض خروج از کشور، از حمایت خود ابراز پیشمانی کرده اند، حال آن که این ابراز پشیمانی، بهانه ای برای جدایی از دولت به دلیل اشتباه های مکرر است و افکار عمومی آن را نمی پذیرد.

صاحب نیوز-عارف نصر/ سرمایه های اجتماعی هر جامعه، مهم ترین بخش اجتماع به شمار می رود که نقش مهمی در پیشبرد اهداف مهم جامعه، تزریق امید در بین آحاد مردم و کمک به برطرف شدن مشکلات، دارد.

در جامعه ایرانی در طول قرن معاصر جایگاه اجتماعی افراد تاثیرگذار خود زمینه رشد جامعه و در برخی موارد افول جامعه شده است.

راهنمایی مردم برای شروع نهضت مشروطه و مبارزه با استکبار و استعمار در جنبش تنباکو، مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت و نقش پررنگ علما و اندیشمند جامعه در پیروزی انقلاب اسلامی و از همه مهم تر تاثیرگذاری الهی امام خمینی(ره) بر کلیت جامعه ایرانی از مهم ترین تاثیرات مثبت افراد موثر در جامعه محسوب می شود.

از طرف استعمار و استکبار، از ابتدای قرن جاری با شناختی که نسبت به جامعه ایرانی پیدا کرده بود، سعی در قهرمان تراشی و ایجاد بدل های شخصیت مورد اقبال عمومی در بین مردم داشت، سعی در معرفی رضاخان به عنوان یک قهرمانی ملی ایران، سرمایه گذاری بالا بر بحث سینما و موسیقی ایران برای ایجاد الگوهای نزدیک به جامعه غرب و غرب زده به جای الگوهای آگاه و بصیری مانند علما و اندیشمندان اسلامی؛ ترویج نظرات شبه روشن فکرانی مانند احمد کسروی از جمله اقدامات غرب و دنباله روها و پادوهای غرب در کشور بود.

اگرچه قاطبه جامعه ایرانی، فریب این الگو تراشی ها را نخورد، اما ظهور طبقه جدیدی در نظام اجتماعی ایران، تحت عنوان طبقه متوسط روشنفکر غرب گرا، زمینه توسعه اقدامات این شبه مدل ها را در کشور ایجاد کرد.

این طبقه که حیات و رشد خود را در توسعه فرهنگ غرب در کشور می دید، بخشی از توان و قدرت مالی خود را برای گسترش این تفکر و بالطبغ مدل های این تفکر در داخل صرف کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت عقلانیت دینی در جامعه، برای نزدیک به دو دهه این طبقه تاثرگذاری خود را در جامعه از دست داست و سعی کرد با برگشتن به لایه های میانی مدیریتی کشور بار دیگر به مدار تاثیرگذاری برسد.

در طول دهه هفتاد و با پیچیده تر شدن مدل حملات جهان غرب به ایران، که لایه های فرهنگی این حملات رونق گرفت، بخشی از فرهنگ جامعه کشور نیز تحت تاثیر این حملات قرار گرفت و زرق و برق تمدن غرب در ظاهر بخشی از فرهنگی رخنه کرد؛ لذا شاهد پذیرش شعارهای دهن پرکن و پرطمطراق روشنفکران لیبرال از سوی بخشی از جامعه و لذا ورود این روشنفکران به بخشی از بدنه اجرایی کشور بودیم.

همین نفوذ زمینه نفس کشیدن مجدد طبقه متوسط روشنفکر را در جامعه ایرانی فراهم کرد و این طبقه با پیگیری اهداف خود در دو سطح عموم جامعه از طریق موسیقی و سینما و نخبگان جامعه از طریق روزنامه های زنجیره ای و تشکل های داشنجویی سعی در محکم کردن جای پای خود در جامعه کرد.

در طول سال های هه گذشته این سرمایه گذاری این طبقه در جامعه نتیجه داد و شاهد معرفی الگوهایی برای جامعه بودیم که تنها خاصیت آن ها معروفیت بود.

این الگوها که غالباً از میان فوتبالیست ها، سینماگران و خواننده های پاپ بودند به واسطه غول رسانه ای این طبقه رشد کرده و در میان مردم شناخته شدند و لذا مطابق با میل این طبقه از جامعه عمل می کردند.

الگوها که امروز همه آن ها را تحت عنوان سلبریتی ها می شناسیم، به عنوان بلندگوهای طبقه متوسط غرب زده کشور عمل می کنند و چون حیات خود را در اظهارنظر مطابق میل این طبقه می بینند، در مورد هر موضوعی صرف نظر از تخصص خود، مطابق با میل این طبقه عمل می کنند.

ایجاد دغدغه های کاذب در سطح جامعه، کشاندن جریان سیاسی کشور به سمت و سویی خاص، کوچک کردن یا بزرگ کردن بسیاری از اخبار در بین مردم و البته هزینه تراشی برای برخی اقدامات دستگاه های اجرایی و نظارتی از جمله اقدامات این سلبریتی ها است که امروز با توجه به رشد شبکه های اجتماعی و استفاده عموم مردم از این شبکه ها بیش از پیش در جامعه دیده می شود.

نکته مورد توجه در این زمینه هم، برخوردی است که لیبرال های داخلی با این سلبریتی ها می کنند؛ سبلریتی ها تا زمانی که مطابق با نظرات جماعت لیبرال داخلی عمل کنند مورد توجه تمام رسانه های این قشر هستند و آن ها را تا بالاترین حد ممکن بالا می برند؛ اما اگر در زمینه ای کوچک اظهار نظری علیه مطالب باب میل این جماعت لیبرال کنند نه با طرد و یا بایکوت بلکه با فحش و توهین از جامعه آن ها را طرد می کنند.

به عبارت دیگر سلبریتی ها اگر می خواهند رشد کنند باید سری به طبقه لیبرال جامعه بزنند تا از قدرت رسانه ای و پول های بادآورده آن ها استفاده کنند، اما اگر این همکاری را پذیرفتند دیگر اجازه حرکت در مسیری جز آنچه این گروه مشخص می کنند ندارند.

به همین دلیل است که، شاهد این هستیم که در انتخابات مختلف این افراد مشهور و به اصطلاح الگوهای معرفی شده به جامعه در حکم پیاده نظام جریان لیبرال عمل کرده و در مورد نامزد مورد نظر این جریان در حد یک کارشناس سیاسی نظر می دهند و هر زمان که این جریان، هزینه ماندن در کنار رئیس جمهوری که خود او را بر سر کار آورده است را زیاد ببیند، زمینه جدایی خود از این رئیس جمهور را با استفاده از همین جماعت شبه ورزشکار و هنرمند فراهم می کند.

اگر اتفاق های روزهای گذشته کشور و ابراز پیشیمانی سلبریتی های وطنی، از کمک به رای آوری رئیس جمهور را در این فرمول قرار دهیم به خوبی متوجه این نکته خواهیم شد، این ابراز پشیمانی ها تنها تلاشی برای جدایی جریان های اصلاح طلب از رئیس جمهور برای کم شدن بار مسئولیت اشتباهات و عدم موفقیت دولت در عرصه های مختلف است؛ حال آن که دیگر افکر عمومی جامعه چنین شانه خالی کردن از مسئولیتی را از آن ها نمی پذیرد و این جریان و سلبریتی های حامی آن ها باید پاسخگوی اشتباهات خود به جامعه و عموم مردم باشند.

انتهای پیام/ی