مسجد-جامع3
۰۹:۴۲ - یکشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲۴

از قُمشه دیروز تا شهرضای امروز؛

«گِلی» بودن» هویتی که فراموش شد/ معماری چشم نواز شهرضا دیگر به چشم نمی آید

پسوند «گِلی»، پسوندی از شهرضا است که در کنار اشاره به سفال این منطقه، به سبک معماری خاص این شهر نیز اشاره می کند. سبک معماری که امروز حتی اسمی از آن هم باقی نمانده است…

صاحب نیوز-آرمان دباغ/ سال های پیش اگر در بین مردم شهرضا نامی از قمشه می بردی، بی درنگ به پسوند «گِلی» بودن آن اشاره می کردند؛ این پسوند تا آن اندازه معرف سبک معماری و فرهنگ مردم شهرضا بود که مردم شهرهای اطراف و حتی شهرهای استان های همجوار نیز با آن آشنا بودند.

شاید در نظر اول این پسوند برای نسل جوان که کمتر با بوی کاهگل و طاق های ضربی آشنایی داشته باشند تمسخرآمیز به نظر برسد و یا حتی برخی افراد مسن که سختی های آن روزها را در کنار همین دیوارهای خشت و گلی تجربه کرده اند، کل آن دوران در مقایسه با این زمان برایشان ناخوشایند باشد، لکن این «گِلی» بودن هویت شهرضا بود که امروز چیزی از آن نمانده است.

کمتر از نیم قرن پیش هر زمان که وارد کوچه های تنگ و خیابان های شهرضا می شدی، سازه های کاهگلی با طاق های هشتی و تو در تو، برایت حس آرامش به ارمغان می آورد و هنر سفال رونق چند هزارساله خود را هنوز حفظ کرده بود.

مردم در زندگی روزمره از سفال و خاک جدا نبودند و همین امر موجب شده است که امروز نام سفال را در کنار نام شهرضا بیاوریم و از استادان دیروز یاد کنیم.

اما امروز اگر سری به شهرضا بزنیم و یا از کوه های اطراف به شهر نگاهی بیاندازیم، شلوغی درهمی را خواهیم یافت که هر قسمت آن با ارتفاع و نما و سبک معماری خاصی ساخته شده است.

دیگر معماری شهرضا، معماری یک دست کاهگلی نیست و آجرهای بهمنی و سه سانتی، سنگ ها، سرامیک ها و حتی سیمان جایگزین نمای کاهگلی دیوارها شده است.

شاید در نظر اول این یادداشت برای شما مسخره بیاید و با خود فکر کنید، خب چرا باید این همه پیشرفتی را که در طول سال های گذشته داشته ایم کنار بگذاریم و به همان سازه های نیم قرن پیش خود بازگردیم که نه استحکامی داشت و نه امکانات رفاهی مناسبی برای زندگی؟

حرف شما در یک صورت درست است که ما بخواهیم کل زندگی آن روز را بدون در نظرگفتن امکانات امروز استفاده کنیم، اما نکته مهم در رابطه با نوع معماری یک منطقه است نه نوع تکنولوژی که در این معماری ها استفاده می شود.

شاید در این زمینه یک مثال ساده برای همه ملموس باشد. در قرون وسطا به سبب وجود فئودالیته در اروپا و حضور شوالیه ها در این منطقه، ساخت کاخ ها و قلعه ها رواج داشته است، این قلعه ها در طول سالیان دراز در طول سال های گذشته با حوادث طبیعی و غیرطبیعی زیادی مواجه بوده اند و البته بخش زیادی از آن ها نیز خراب شده اند؛ اما آن چه که هنوز موجب باقی ماندن این سازه ها در اروپا شده است، بازسازی، احیا و حتی تغییر کاربری برخی از این سازه ها بوده است.

به عبارت دیگر در اروپا کسی به دنبال تخریب بناهای قدیمی و کهنه به هر قمیتی نیست و در وهله اول بحث بازسازی مطرح می شود و البته در این بازسازی ها هر روز تکنولوژی های جدید در این سازه های به کار رفته اند.

مجموعه این اقدام ها موجب شده است که در عین ارتباط مردمان ساکنان این مناطق با گذشته و فرهنگ خود، در هزینه ها صرفه جویی شده و البته بتوان در این زمینه حتی کار آفرینی هم کرد و صنعت توریست را رونق داد.

اما نوع انتخابی که ما می کنیم، استفاده از اهرم تخریب صد در صد و ساخت بنای کاملا جدید است؛ نکته بعدی اینکه در ساخت بناهای جدید نه به نوع فرهنگ، نه به نوع معماری و نه حتی به نوعی کاربری های بناهای خود و نمای آن توجه می کنیم و نتیجه آن ترکیبی از معماری رومی، ایرانی، اروپایی و سنتی است.

در مقابل این پشت کردن ما به گذشته خود شهرهایی نیز در ایران بودند که نه تنها به این گذشته خود پشت نکردند بلکه از آن استقبال کرده و امروز همین استقبال برای آن ها سودآوری اقتصادی نیز داشته است؛ نمونه این شهرها در ایران یزد است. شهر یزد به شهر بادگیرها و سازه های گلی معروف است، چیزی که ما سالیان دور نیز با آن در شهرضا روبرو بودیم و همین توجه این منطقه به سبک معماری اصیل خود، این شهر را به عنوان یک شهر در آثار جهانی به ثبت رسانده است و همین امر زمینه جذب توریست و گردشگر شده است.

نکته دیگر در بحث شیوه معماری یک منطقه، بحث توجهی بوده که گذشتگان به طبیعت و همزیستی مسالمت آمیز با طبیعت داشته اند؛ نوع معماری که هر منطقه از ایران در گذشته از ان استفاده می کردند به خوبی با آب و هوا، ماده اولیه موجود در منطقه و نوع مزاج مر دم آن منطقه هم خوانی داشته است.

حال آن که امروز دز شهرضا شاهد این هستیم که سنگ های گرانیتی وارداتی در نمای خانه ها به کار برده می شود که علاوه بر خروج ارز از کشور، هیچ سنخیتی با طبیعت شهرستان ندارد.سنگ مختص مناطق مرطوب است و همین استفاده از سنگ در معماری شهرضا زمینه افزایش افسردگی در این منطقه و مشکلات ناشی از آن شده است؛ شاهد این سخن در ابتدا مسخره به نظر برسد، اما کافیست به یکی از روستاهای اطراف شهرضا بروید و در کوچه های کاهگلی آن کمی قدم بزنید تا این حرف را به صورت تجربی حس کنید.

کوتاه سخن آن که ما در طول نیم قرن گذشته به هویت خود پشت کرده ایم و همین امر زمینه مشکلات امروزی را برای ما به وجود آورده است؛ تنها راه ما نیز بازگشت به هویت بومیمان است.

انتهای پیام/شهرضانیوز/ ی