460616-396
۱۴:۵۸ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲۰

به بهانه سالگرد شهادت وزیر لایق قاجار؛

امیرکبیر؛ دولتمردی که نمی‌ترسید و بهانه نمی‌آورد

همه ما باید امیرکبیر را مرور کنیم. امیرها باید تدریس شوند. گفته شوند، معرفی شوند. اگر این مردان تاریخ ایران بهتر و به موقع روایت شوند ذهن های فرزندان ما هم به جای گره خوردن با اسپایدرمن ها، یا بت‌من های خیالی، با پهلوانان واقعی سرزمینشان آشنا می شود.

صاحب نیوز؛ سهیلا ملک محمدی شاهوردی/ وقت زیادی ندارد، فقط ۳۹ ماه! کار روی زمین مانده زیاد است، از طرفی باید مراقب اطرافیان خود هم باشد، عناصری مانند مهد علیا که اختیاراتشان کم شده و همه شاهزادگانی که دستشان از خزانه قطع. او در مسیر حرکت خود با مخالفت های فراوانی رو به روست. در هر گوشه ای از این ملک، گروه های مختلف علم استقلال برافراشته اند و داعیه حکومت دارند. فریاد فرقه های مختلف مذهبی بلند است. بعضی را آرام می کند و بعضی را سرکوب؛ و کشور را از تجزیه نجات می دهد. قرار است با فساد اقتصادی مبارزه کند. فقرا مالیات می دهند و دربار معاف اند. حقوق های نجومی دربار را متعادل می کند. او دستور می دهد تا مالیات بر اساس درآمد تنظیم شود. معتقد است رشوه باید از بین برود، پس حقوق کارمندان را تعدیل کرده و به موقع پرداخت می کند.

ارتباطات مفید بین المللی را برای آموزش متخصصان برقرار می کند، که توسعه صنعت در شهرهای مختلف ایران از نتایج آن است؛ مانند کارخانجاتی که در تهران، اصفهان، قم، ساری، کرمان، مازندران و کاشان تأسیس می کند.
بخش خصوصی را تقویت کرده و این سیاست را در استخراج معادن به کار می گیرد. لذا افرادی را که با سرمایه خودشان به امر معدن روی می آورند را تا پنج سال از مالیات معاف می کند.
حواسش به امنیت ملی و اقتدار نظامی هم هست. بخشی از دارالفنون مخصوص تعلیمات نظامی می شود. دستور خرید دو عدد کشتی را صادر کرده و کارخانجات ساخت اسلحه و باروت را تأسیس می کند.

سر گور اوزلی سفیر انگلیس در ایران می‌نویسد: «باید ملت ایران را گذاشت تا در همین حالت توحش و بربریت، باقی بمانند». در مقابل چنین دیدگاهی امیر برای ساخت مدرسه دارالفنون اقدام سریعی انجام داده و معلمانی را از اتریش استخدام می کند. انگلیسی های دلسوز ایران! بسیار سعی کردند که امیر را مجاب کنند تا از دانشمندان انگلیسی نیز در مدرسه استفاده کند، اما او که به غرض خبیثانه انگلیس‌ها برای نفوذ بیشتر در ایران آگاه بود و به توان فرزندان ایران باور داشت، می‌گفت: «ما از کشورهایی که چشم طمع به مملکت ما دوخته‌اند، انتظار خدمت نداریم.»

گرنت واتسن می‌گوید: «امیرکبیر در ظرف چند سال کوتاه، کار چند قرن را انجام داد». همه ما باید امیرکبیر را مرور کنیم. مرد خستگی ناپذیر ایران. بیشه هیچ گاه از شیران خالی نبوده. امیرها باید تدریس شوند. گفته شوند، معرفی شوند. اگر این مردان تاریخ ایران بهتر و به موقع روایت شوند ذهن های فرزندان ما هم به جای گره خوردن با اسپایدرمن ها، یا بت‌من های خیالی، با پهلوانان واقعی سرزمینشان آشنا می شود. پهلوانانی که بهانه نمی آورند، نمی ترسند و واقعی اند.

انتهای پیام/ کاشان اول