parvaresh
۰۸:۰۹ - دوشنبه ۱۳۹۶/۱۱/۲

تراژدی دوری ما از مفاخر؛

از بغل دستی‌ات بپرس «سید علی اکبر پرورش» که بود

ما به خوبانمان فقط در سالگرد هجرتشان نیم‌نگاهی می‌اندازیم و در آن بیست و چهار ساعت که به نامشان رقم خورده است، فقط ساعاتی حرف می‌زنیم و از این چند ساعت حرف زدن، فقط چند نفرمان چند دقیقه فکر می‌کنیم. ما به دوری از مفاخرمان عادت کرده‌ایم.

صاحب نیوز-زهره حمامی/ چهارمین سالگرد وفات تو را همین روزها گرامی داشتند. امّا نامت آنچنان که لایقش بودی بر سر زبان‌ها نیفتاد. ما اینکه کسی جان خود در راه علم و فرهنگ و سیاست‌‌ورزی سالم، فرسوده و مویش را سپید کند، جدّی و مهم نمی‌پنداریم. معلّم بودی؛ ولی نمی‌دانم معلّم‌ها تو را می‌شناسند؟! سیاستمدار بودی؛ امّا نمی‌دانم سرلوحه سیاستمداران قرار گرفته‌ای؟! وقتی یکی از مجلات معروف کشور را در ایام وفات تو ورق می‌زدم و بر صفحاتش در گذشت آلبر کامو، تولّد سلینجر و درگذشت مظفّرالدین شاه را دیدم و نام تو را ندیدم؛ بر گمنامی‌ات واقف‌تر شدم و افسوس خوردم!

مرحوم «سیّد علی اکبر پرورش» سِمت‌های گوناگونی داشت، سیاستمدار بود، وزیر بود، ولی به نام استاد او را می شناختند. آیت الله مکارم شیرازی می‌گویند: پیام رهبر معظّم انقلاب در وفات مرحوم پرورش خواندنی است. آیت الله جوادی آملی بیان می‌کنند: حیات و ممات، برای امثال پرورش یکسان است و ایشان مصداق حدیث «العلما باقون ما بقی الدهر» می‌باشند؛ اهل علم تا دنیا هست، زنده هستند؛ شاگردان پرورش پرچمدارانِ عرصه شهادت و ایثارند.
شهید جلال افشار، یکی از کسانی است که آنقدر شیفته استاد پرورش بود، که در وصیت‌نامه‌اش اسم او را آورد و چنین نوشت: «جناب آقای پرورش! شما با اخلاصتان مرا سوزاندید. نجفی قدسی -رفیق پرورش- می گوید: استاد پرورش، وزیر بود ولی حاضر نبود بارش را محافظ حمل کند؛ حاضر نبود به محافظ تحکّم کند؛ ایشان با موتور تا سپاه تردّد می کردند؛ ما چنین شخصیت هایی داشته ایم؛ اینقدر مردمی.

طبق نظریه‌های روانشناسان، بخشی از تربیت و یادگیری از طریق الگوپذیری صورت می‌گیرد. سبک زندگی امروزی ما، مجال شناخت الگوهای نیک را از ما گرفته است. برنامه‌های تلویزیونی چون: «طلیعه»، «حدیث سرو»، «حدیث بندگی» که به معرّفی الگوهای مذهبی و دینی می پردازند، در مقابل اخبار شبکه‌های رنگارنگ و برنامه‌های تفنّنی رنگ باخته‌اند.

ما به خوبانمان فقط در سالگرد هجرتشان نیم‌نگاهی می‌اندازیم و در آن بیست و چهار ساعت که به نامشان رقم خورده است، فقط ساعاتی حرف می‌زنیم و از این چند ساعت حرف زدن، فقط چند نفرمان چند دقیقه فکر می‌کنیم. ما به دوری از مفاخرمان عادت کرده‌ایم، که اگر آنها را می‌شناختیم؛ در تکالیف انقلابی و دینی‌مان اینچنین دست و پایمان در گِل فرو نمی‌رفت!

انتهای پیام/کاشان اول/ ی