0101
۰۹:۳۳ - دوشنبه ۱۳۹۶/۱۱/۹

پژوهشگر و مدرس دانشگاه:

کارآفرینی راه درمان اقتصاد ایران/ ایده های خوب بخاطر نداشتن «حمایت» تبدیل به خدمت نمی شوند

سیستم آموزشی ما با این تفکر جوانان را رشد می دهد که باید کسانی را پرورش داد که معدل خوب بگیرند، تا بتوانند استخدام کارهای دولتی شوند! این مسئله روحیه خلاقیت و ریسک پذیری را از بچه ها می گیرد

به گزارش صاحب نیوز؛ توسعه کارآفرینی یکی از نیازهای جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر کشوری به حساب می آید. نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی منحصر به افزایش بازده و درآمد سرانه نیست، بلکه شامل پایه گذاری و سرآغاز تغییرات ساختاری در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است.

منصور صادقی مدرس دانشگاه و کسی که نزدیک به 12 سال تجربه کار در حوزه های تولیدی و صنعتی در شرکتهای خصوصی و دولتی را در کارنامه کاری خود دارد و ما به بهانه همین فعالیت ها و مسائل اقتصادی به گفتگو با وی نشسته ایم.

***

– چرا کار آفرینی در جامعه ما معنای واقعی خود را ندارد؟

منصور صادقی: من از دیدگاه کسی که در این حوزه کار آموزش و تدریس انجام می دهد می گویم که به عوامل زیادی در این حوزه می توان اشاره کرد. ولی یکی از علت های اصلی تعلل در آموزش صحیح کارآفرینی و خلاقیت در دوره های مختلف آموزشی است؛ خصوصا در دوره ها و مقاطع تحصیلی که شخصیت و نگرش نوجوانان و جوانان شکل می گیرد.

یکی دیگر از علتهای آن به فرهنگ جامعه ما برمی گردد. در جامعه ای که اطرافیان مشوق باشند فرد کارآفرین انگیزه بیشتری پیدا می کند و برعکس اگر جامعه با واکنش منفی و بی تفاوت نسبت به کارآفرینان خود برخورد کند و شخصیت کارآفرین به درستی برای مقابله با این حرکتها آماده نشده باشد، این احساسات منفی موجب سرخوردگی و دلسردی کارآفرین و کارآفرینان بعدی خواهد شد.

سیستم های آموزشی در کشورهای توسعه یافته فرهنگ تشویق و همکاری و ایجاد انگیزه را به فرزندانشان یاد می دهند و این باعث می شود دیدگاه جامعه نسبت به شخص کارآفرین همراه با تشویق و تقدیر و انگیزش باشد و اگر شخص کارآفرین در کار خود متحمل شکست شد با انگشت اتهام و سرخوردگی او را نشانه نمی گیرند و محکوم نمی کنند.

متاسفانه در فرهنگ ما این قبیل تعابیر زیاد استفاده می شود: «تو توانایی این کار رو نداری، برای این کار ضعیف هستی، تو یک شکست خورده ای و…» این تعابیر باعث می شود مردم برای کار آفرین شدن خیلی کمتر ریسک کنند چون می ترسند که به آنها با دیدگاه شخص شکست خورده نگاه شود.

مگر سایر سیستم های آموزشی در دنیا چگونه است؟

– سیستم های آموزشی در دنیا در دوره های مختلف زندگی یک فرد، خیلی از دیدگاه های فرهنگی و اخلاقی را پایه ریزی می کنند. آنها به صورت کاملا سیستماتیک و حرفه ای داشتن دیدگاه کارآفرینی و خلاقیت را به فرزندان و جوانان خود آموزش می دهند.

البته کشور ما از این حیث فعالیت هایی را شروع کرده و گامهایی در این حوزه برداشته است ولی کافی نیست و جای کار بسیار زیادی وجود دارد. اینکه ما استارت زده ایم شاید خیلی اهمیت ندارد، مهم این است که آیا شروع ما درست و اصولی هست و می تواند منجر به افزایش کارآفرینی شود، یا خیر؟

 در اخبار زیاد می شنویم که کارهای نو و بدیع در کشور انجام می شود و خواستار این هستند که از آنها حمایت شود. این همان بحثی است که شما می گویید استارت زده ایم؟

– یکسری جشنواره ها و مسابقات کارآفرینانه و شناخت افراد خلاق بصورت سالیانه و دوره ای در کشور برگزار می شود. این گونه کارها باید مستمر و به تعداد زیاد برگزار شوند. اینها مستلزم داشتن برنامه مداوم، جامع و کامل است.

ما در دوره های مختلف تحصیل کرده ایم اما حتی یک کلاس در حوزه های شناخت اصول کارآفرینی یا افزایش خلاقیت برای ما نبود، اما این امر در سیستم آموزشی فعلی جای خود را باز کرده و راه افتاده ولی نه به صورت همه گیر و با عمومیت بالا.

چرا دولت کارآفرینی نمی کند؟ الآن کارخانه ها و شرکت هایی هستند که اعلان ورشکستگی می کنند و هر روز بیکاری بیشتر می شود و این به اقتصاد لطمه می زند.

– در جامعه ما افراد خلاق و کارآفرین زیاد است و شاید زیرساخت ها برای بروز این نبوغ و خلاقیت مهیا نیست. سالها است که می شنویم کشور ما در حوزه تولید علم و دانش و مقالات علمی جزء بهترین های منطقه و دنیا است. شاید ایده ها و نظریه ها زیاد باشند اما اینکه ایده تبدیل به عمل شود این مستلزم حمایت است.

متاسفانه سیستم حمایتی نظام یافته ای برای حمایت از کارآفرینان در کشور نهادینه نشده است و این همان آفت اصلی در اقتصاد دولتی کشور ما است. بحث خلاقیت پنهان باقی می ماند؛ آدمهایی هستند که خلاق هستند و ایده های خوبی دارند ولی بخاطر نداشتن حمایت، ایده آنها به نوآوری مبدل نمی شود که به خدمت منجر شود.

شاید دیدگاه حمایت های مالی مختلف از سمت دولت وجود داشته باشد و یا قوانین در این حوزه تدوین شده باشند ولی متاسفانه بخاطر مشکلات اقتصادی که جای بحثش در اینجا نیست نه دولت و نه متولیان اصلی اقتصاد که همان بانکها هستند در این حوزه ها وارد نمی شوند.

در چرخه اقتصادی کشور اگر نگاه کارشناسی داشته باشیم، یکی از پازل های خالی همین بحث کارآفرینی است، که اگر رشد کند ارتقاء یابد و حمایت شود وضعیت اقتصادی به این شکل نخواهد بود.

برای اینکه کارآفرینی را به معنای واقعی به مردم آموزش دهیم چه باید کرد؟

– در تمام دنیا بانکها تسهیلات ارزان قیمت با نرخهای بهره بسیار پایین با بازپرداخت های بلندمدت و گاهی بلاعوض در اختیار کارآفرینان قرار می دهند. حمایت های مالیاتی، حمایت های نیروی انسانی و بیمه ای مختلف انجام می شود که کارآفرینی کار خود را به نحو احسن انجام دهد.

در کشور ما هر شخصی که بخواهد کاری را شروع کند و شرکتی را برای شروع کار به ثبت برساند با یک بروکراسی اداری و وقت گیر مواجه می شود. درصد بالای نرخ بهره های بانکی و یا مالیات منجر می شود که شخص کارآفرین بخاطر نداشتن تجربه کافی با انواع و اقسام فشارها مواجه شود و همه چیز دست به دست هم می دهند که کار به نتیجه نرسد و منصرف گردد.

همه اینها نیازمند بازنگری است و زیرساختهای لازم باید برای فعالیت کارآفرینان مهیا و آماده شود. باید قوانین عملیاتی شوند و عملیاتی شدن  قوانین منجر به ایجاد نتایج مثبت در این حوزه خواهد شد.

 چرا صنعت از دانشگاه جدا است؟

– لازمه داشتن صنعتی پویا داشتن تمایل به همکاری با دانشگاه و محیط های علمی و آکادمیک است. در کشورهای توسعه یافته دنیا در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا پروژه هایی که از مشکلات صنعت استخراج شده است را تعریف می کنند و یا ایده هایی که در مقاطع دیگر تعریف شده بوده را بسط و توسعه می دهند و آن را به محصول یا خدمت تبدیل می کنند.

آنها پروژه ها و موضوعات انتخابی را به دانش پژوهان واگذار می کنند تا مشکلات را حل کنند. ما در دانشگاههای خود و یا در سیاستگذاری های کلان وزارت علوم این مسئله را نمی بینیم. این چرخه معیوب است. دانشجوی دکترا یا کارشناسی ارشد ما مشکل صنعت را حل نمی کند و اگر هم مکانیسمی باشد این مکانیزم ضعیف عمل می کند.

آیا این پایان نامه ها و نظریه ها که داده شده است مشکلی را از صنعت ما حل کرده است یا نه؟! ما جزء کشورهایی در دنیا هستیم که در علوم مختلف فارغ التحصیلان کارشناس ارشد و دکترا زیاد داریم ولی خروجی های قابل ملموسی که منجر به حل مشکل یا تولید علم و تکنولوژی شده باشد نداریم، اگر هم داریم نسبت آنها پایین است و این نیاز به آسیب شناسی جدی دارد.

چگونه ضعف ها و ناتوانایی ها را می توان از میان برداشت؟

– با کار کارشناسی و آسیب شناسی درست و منطقی می توان وضعیت را بهبود داد. ما باید کشورهایی که زمانی اقتصادشان مثل ما بوده و شباهت زیادی به ما داشته و این مسیرها را طی کرده اند را مورد مطالعه قرار دهیم و با الگوبرداری مناسب از آنها، در مسیرِ مناسب کارآفرینی و خلاقیت اقتصادی قرار گیریم.

 چه کارهای انجام شده است؟ بیشتر توضیح دهید؟

– پروژهایی هست که در حوزه های صنعتی تعریف می شوند. تعدادی از مراکز صنعتی وابسته به دولت، دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را به عنوان پروژه های کسر خدمت به صنایع معرفی می کنند. این طرح خوب و مناسبی است ولی، باید استاد، دانشجو و دانشگاه در کنار هم در خدمت صنعت باشند و خیلی وسیع تر از اینها کار صورت بگیرد و فعالیت کنند.

دورهای مختلف در دنیا سپری شده است تا فرهنگ کارآفرینی و کارآفرین شدن را نهادینه کرده اند برای مثال ابتدا در دنیا زنگینامه کارآفرینان برتر را به جامعه معرفی می کردند و با معرفی آنها به عموم مردم این روحیه را به وجود می آورند که اینها آدم های خارق العاده ای نیستند و اینها افراد عادی هستند و همه با کارهای ساده توانسته اند به چنین موفقیت هایی دست پیدا کنند. اطلاع رسانی در کشور ما کمی ضعیف است. (در حد برنامه های تلویزیونی نظیر پایش).

آموزش دوره های کارآفرینی باید توسعه بیشتری پیدا کند و تنها در حوزه دانشگاه محدود نشود. سیستم آموزشی ما با این تفکر جوانان را رشد می دهند: باید کسانی را پرورش داد که معدل خوب بگیرند که بتوانند استخدام کارهای دولتی شوند و این مسئله روحیه خلاقیت و ریسک پذیری را از بچه ها می گیرد!

لازم است به این نکته اشاره کنم که کارآفرینان موتور حرکت و رشد اقتصادی جامعه هستند.

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ م.ت