003
۰۸:۵۴ - شنبه ۱۳۹۶/۱۱/۲۱

مرور یک تحول؛

ضرورت واکاوی عمقی مفاهیم انقلاب/ راه روشنی که ادامه دارد

تحلیلگران غربی انتظار بروز موج سوم در دنیا را نداشتند و بر اساس نظریه های آنان پس از شکست کمونیسم، رقیبی برای لیبرال دموکراسی نمی دیدند بر همین اساس فوکویاما پایان تاریخ را اعلام کرد.

صاحب نیوز– شهره باقری/ وقتی جرقه های انقلاب زده شد و آهنگ مبارزه علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی در سال 1342 به رهبری امام خمینی(ره) نواخته شد تنها کسانی به موفقیت ایمان داشتند که به ضمیر انسان ها معتقد و خود چون امام(ره) و برخی رهبران انقلابی از ضمیری امیدوار برخوردار بودند.
شاه برای آینده کشور تمدن بزرگ را نشانه گرفته بود و برای ملتی که از حکومت ملوک الطوایفی قاجار به ستوه آمده و نظم رضاخانی را نعمت می دانست، باور تحقق تمدن بزرگ دور از انتظار نبود و همین موضوع باعث توهم شاه شد.

او وقتی اولین صدای اعتراض مردم را شنید گفت، مگر ممکن است کارگرانی که من در سود کارخانه ها شریک کردم ناراضی باشند و در ادعایی بزرگ دموکراسی غربی را به باد تمسخر گرفت و حکومت خود را بهترین نوع حکومت قلمداد می کرد. اتهام ارتجاع سیاه به روحانیت اجازه نداد تا شاه فریاد معنوی مردم را بشنود فریادی که از ضمیر افراد جامعه برمی خاست و دقیقا امام راحل(ره) نیز بر همین دو نقطه دست گذاشته و فرمودند «پدران ما به چه حقی برای ما تعیین تکلیف کرده اند» و در بیانی دیگر فرمودند «اینها از آخوند می ترسند».
سپس به علمای بلاد هشدار دادند که دین در خطر است.
در تمدن بزرگ پهلوی جایگاهی برای این دو موضوع پیش بینی نشده بود و می گفتند که روحانیت نباید در سیاست دخالت کند و انتخابات باید فرمایشی باشد که اولی کشور را وابسته به بیگانگان به خصوص آمریکا و انگلیس و دومی آزادی را از مردم سلب کرده بود.
امام راحل، این خلأ به وجود آمده در تفکرات بازیگران خارجی سیاست ایران، یعنی بی توجهی به استقلال ملی و ضرورت وجود آزادی برای مردم را شناسایی کرده و شعار استقلال آزادی برای تحقق جمهوری اسلامی را برگزیدند و اینگونه بود که نهضت فراگیر شد.

تحلیلگران غربی انتظار بروز موج سوم در دنیا را نداشتند و بر اساس نظریه های آنان پس از شکست کمونیسم، رقیبی برای لیبرال دموکراسی نمی دیدند بر همین اساس فوکویاما پایان تاریخ را اعلام کرد.

پایانی که به سلطه کامل لیبرال دموکراسی در جهان خواهد انجامید ولی تحولات قرن بیستم به خصوص بروز انقلاب اسلامی این نظریه را متزلرل کرد و انقلاب اسلامی گر چه در بیست و دوم بهمن پیروزی خود در ایران را اعلام کرد، ولی در دنیا رقیب جدی بلوک شرق و غرب شد و علاوه بر آن خط بطلانی هم بر نظریه افیونی مارکس کشید.
مارکس گفته بود «دین افیون توده هاست و دین نمی تواند توده ها را به حرکت درآورد».
شاید آنچه او دین می پنداشت برداشت های خود از مسیحیت تحریف شده بود و برای همین در تعبیر رییس وقت رژیم صهیونیستی انقلاب اسلامی یک زلزله بود.
این تعبیر مبنایی بنیادین داشت یعنی این انقلاب در افکار مردم دنیا تحول ایجاد خواهد کرد.
آنچه امروز در دنیا و به خصوص منطقه خاورمیانه رخ داده، تحقق عینی همان بروز زلزله در تعبیر رییس رژیم صهیونیستی است.
در عین حال نباید از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی در عرصه داخلی هم غافل بود.
بازگشت به خویشتن و خود اتکایی در بیشتر زمینه ها که ریشه و بنیاد استقلال اقتصادی است و منجر به توسعه کشور در زمینه علوم پزشکی، کشاورزی و فضایی شده و توان دفاعی کشور بدون وابستگی به بیگانگان، توسعه آموزش عالی و افزایش سن امید بر اثر توسعه شاخص های بهداشتی و اقتصادی تنها بخشی از این پیشرفت هاست. تفکر انقلابی امام خمینی(ره) پس از گذشت چهار دهه قوی تر از گذشته پهنه جهان سیاست در شرق و غرب را در می نوردد و همچنان موضوع بحث در اندیشکده های سیاسی و در میادین عمل الگوی مبارزات رهایی بخش است.
اندیشه ای که بتواند خود را به دو نسل بعد منتقل کند همواره از مانایی و سرزندگی برخوردار است؛ اگر چه ملت ایران همه ساله سالروز انقلاب خود را جشن می گیرند، ولی واکاوی آن به منظور عمق بخشی مفاهیم انقلاب در بین توده های مردم در سطح داخلی و جهانی ضرورتی انکار ناپذیر است.

انتهای پیام/ سمیرم خبر/ ی