139011190081
۱۷:۳۰ - یکشنبه ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

گفتگو با همسر یکی از بانوان مبارز:

مرحوم حیدری از فعالان انقلابی در فریدن بود/ همسرم به جوانان آموزش های مذهبی، اجتماعی و سیاسی می داد

فعالیت خانم حیدری بیشتر در دبیرستان دخترانه بود و شاید دبیرستان دخترانه در آن زمان از دبیرستان پسرانه هم فعال تر بود. بیرون از مدرسه به صورت غیرعلنی اعلامیه پخش می کردند، ارتباط برقرار می کردند و بچه ها را به جلسات اشخاصی که فعالیت مذهبی و سیاسی داشتند دعوت می کردند.

به گزارش صاحب نیوز؛ به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بر آن شدیم تا یادی کنیم از زنان مبارزی که در سال های انقلاب فعالیت هایی در راستای خدمت به اسلام و انقلاب داشته اند که از جمله این بانوان مرحوم پروین حیدری از موسسان بسیاری از تشکلات اسلامی و انقلابی در فریدن است و در ادامه به نقل خاطرات و فعالیت های این بانوی مبارز از زبان همسر وی، بهمن محمدی می پردازیم.

از خاطرات و فعالیت های خانم حیدری در زمان قبل از انقلاب برایمان بگویید

من بعد از انقلاب و در سال 59 با خانم حیدری آشنا شدم و همان زمان عقد کردیم. قبل از انقلاب چون ایشان را نمی شناختم از فعالیت هایش اطلاعی نداشتم اما بعد از ازدواج بعضی خاطرات و.. را بازگو می کردند که تعدادی را به خاطر دارم.

کسانی که در فریدن نقش خیلی زیادی در انقلاب داشتند تاحدودی فرهنگیان بودند و آن زمان دبیر بسیار فعالی به نام آقای علی اصغر طاهرزاده بود که می شود گفت محور فعالیت های انقلابی دانش آموزان در فریدن بود. استاد طاهرزاده الان در اصفهان هستند و حلقه درس های تفسیر برای دانشجویان، اساتید و طلاب برگزار می کنند و جلساتشان هم بعد تبدیل به کتاب می شود.

دبیر خانم مرحوم من نیز در آن روزها آقای طاهرزاده بود و خانم حیدری در آن موقع دانش آموز دبیرستان بود و با دانش آموزان دیگر دبیرستانی در زمینه فعالیتهای انقلابی بسیار شرکت می کردند. چون در آن زمان خفقان بسیار شدیدی مخصوصا در فریدن حاکم بود و واقعا فعالیت های علنی حتی تا 18 بهمن یا 19 بهمن بسیار سخت بود و به دلیل این فضای سنگین حاکم دانش آموزان بیشتر در زمینه روشنگری، توزیع اعلامیه و فعالیت های این چنینی شرکت می کردند. خانم حیدری دو سه خاطره در این زمینه برای من تعریف کردند که به خاطر دارم. می گفتند زمانی که من دبیرستان می رفتم و اعلامیه های امام را به نوعی از طریق آقای طاهرزاده در یک مکانی مخفیانه تکثیر می کردند و من مأمور توزیع اعلامیه بودم، این اعلامیه ها را به دبیرستان می بردم و زمانی که دانش آموزان نبودند در کلاس ها پخش می کردم.

یک روزی بین تعطیلی ظهر تا بعد از ظهر مدرسه من اعلامیه ها را به مدرسه بردم و این ها را کلاس به کلاس توزیع کردم و پای تخته هم یک شعار انقلابی نوشتم. بعد به خاطر همین سرو صدایی که ایجاد شد خدمتگذار مدرسه یک مقدار مشکوک شد و کلاس به کلاس آمد. من هم پشت درهمان کلاس قایم شدم و یک چوبی که آنجا بود را نیز برای اینکه اگر اتفاقی افتاد به نوعی برای دفاع برداشتم. بعد این آقا آمد و همه جا را نگاه کرد و اتفاقی من را ندید و برگشت و رفت. بعد من رفتم و همه اعلامیه های باقی مانده را پخش کردم و روی تخته کلاس ها هم شعار نوشتم و از مدرسه خارج شدم و بعد از ظهر هم دیرتر از همه بچه ها به کلاس آمدم.

بعد از ظهر وقتی به مدرسه آمدم دیدم که اوضاع مدرسه کاملا به هم ریخته است و مدیر و معاون و ناظم و همه در تکاپو هستند که چرا اینطور شده است و مدرسه به نوعی متحول شده بود و خانم حیدری هم که دیر به مدرسه رفته بود کسی به او شک نکرده بود. اما می گفت دفعه دیگر که این اتفاق افتاده بود دیگر متوجه شدند و وقتی متوجه شدند ایشون را به دفتر می برند و به ساواک زنگ می زنند و بنا می شود که بیایند و ایشان را به ساواک ببرند که یکی از دبیرهای مرد آن دبیرستان به نام آقای کریمی که آدم متدین و انقلابی هم بوده است به شدت مقاومت می کند و خلاصه مانع می شود.

بعد پدر ایشان را می خواهند که به مدرسه بیاید و از ایشان هم تعهد میگیرند و پدرشان هم تا آن موقع نمی دانستند که اینها اینجور فعال هستند و اینقدر در این فعالیت ها حضور دارند.

یک خاطره دیگر درمورد برخورد با یک خانم بی حجاب بود که از دبیران مدرسه بود و بچه ها را تشویق به بی حجابی می کرد و این بچه های انقلابی هر چه با این خانم صحبت می کردند جواب نمی گرفتند. نهایتا این بچه ها یک بار با هم قرار می گذارند و این خانم را با هم بغل می کنند و به بیرون مدرسه میبرند و همانجا می گذارند و ظاهرا همانجا یک برخورد شدیدی پیش می آید و آن خانم دیگر نمی تواند به آن مدرسه بیاید و بعد هم کلا از منطقه فریدن میرود.

تعداد بانوانی که در آن زمان فعالیت انقلابی داشتند چند نفر بود و فعالیت های آن ها به چه صورتی بود؟

تعداد دانش آموزان دختری که در ابتدا فعالیت انقلابی داشتند و در جلسات آقای طاهرزاده شرکت می کردند حداقل 10-12 نفری بود. بیشتر آن ها از این جلسات تقویت و هدایت می شدند و بعد که دیگر فضا بازتر شد جمعیتشان خیلی زیاد شد.

این 10-12 نفر هم با یکدیگر دوست بودند و هم علاقه مند به شرکت در کلاس آقای طاهرزاده بودند. جلساتشان در خانه آقای طاهرزاده برگزار می شد و همسر آقای طاهرزاده هم در این زمینه فعال بود. بیشتر جلسات این دانش آموزان با خانم آقای طاهرزاده تشکیل می شده و از آنجا اطلاعات و اطلاعیه می گرفتند و آقای طاهرزاده هم خودش با نیروهای انقلابی مانند مرحوم پرورش مرتبط بود و از آن طریق تغذیه می شد.

این 10 -12 نفر بعد از جلسات این مطالب را به دانش آموزان دیگر منتقل می کردند و کم کم زمینه آگاهی و خیزش را در بین دانش آموزان و کسانی که با آن ها مرتبط بودند فراهم می کردند.

فعالیت این دانش آموزان بیشتر در دبیرستان دخترانه بود و شاید دبیرستان دخترانه در آن زمان از دبیرستان پسرانه هم فعال تر بود. در شهر هم در زمینه پخش اعلامیه فعالیت می کردند و همچنین در تشکیل تجمعی اگر ممکن بود فعال بودند. چون آن موقع فضای فریدن به خاطر ساواک و.. به صورتی نبود که تظاهرات عمومی بشود برگزار کرد و امکان حضور خانم ها به اون شکل شاید علنی نبود اما غیرعلنی بیرون از مدرسه هم اعلامیه پخش می کردند، ارتباط برقرار می کردند، بچه ها را به جلسات آقای طاهرزاده و همسرش و اشخاص دیگری که فعالیت مذهبی و سیاسی داشتند دعوت می کردند.

آقای طاهرزاده که فعالیتش را شروع کرد آدم بسیار باسواد، روشن و فعالی بود و بدون اینکه نمود داشته باشد این فعالیت ها را هم در دبیرستان پسرانه و هم در دبیرستان دخترانه شروع کرد و آرام آرام حلقه ای توسط همین 10-12 نفر دانش آموز دختر تشکیل شد و  سپس در بین دختران فعالیت می کردند.

خانم درخشنده، خانم شیخی، خواهر خانم من و خانم سلیمانی اسامی برخی از آن هاست که احتمالا همه از فریدن رفته باشند.

فعالیت این بانوان بعد از انقلاب چه بود؟

بعد از انقلاب خانم حیدری و.. جوانان را در انجمن های اسلامی گرد هم می آوردند و آموزش های مذهبی، اجتماعی و سیاسی می دادند زیرا فضای آن زمان فضای خاصی بود. مارکسیست ها می آمدند و علنا بحث می کردند و مثلا به بچه های انقلابی علنا می گفتند که ما خدا را قبول نداریم و شما باید ثابت کنید که خدا هست و بچه های انقلابی مجبور بودند که خیلی مطالعه کنند و با هم مباحثه کنند تا بتوانند عقاید خودشان را اثبات کنند و آن موقع جوانان بسیار فعال بودند.

ما خودمان به خاطر همان فضا در اصفهان می ایستادیم و با مارکسیست ها و کمونیست ها بحث می کردیم و باید اطلاعات می داشتیم زیرا آن ها هم انسانهای کم اطلاع یا بیسوادی نبودند. البته بعدتر که فضا فرق کرد دیگر علنی نمی آمدند بحث کنند که حالا باید ثابت کنید خدا هست. این فضا باعث می شد که این بچه ها بروند و مطالعه کنند و با هم حلقه مطالعه تشکیل دهند و در انجمن اسلامی، کانون حزب و.. بنشینند کتاب بخوانند، بحث کنند و اطلاعات بدست بیاورند تا بتوانند در بحث هایی که شرکت می کنند مقابله کنند و نیروهای انقلابی با این که تعدادشان خیلی زیاد نبود اما در این زمینه ها بسیار فعال بودند.

وقتی انقلاب پیروز شد در چنین شرایطی خانم حیدری از نیروهای بسیار فعال بود که به خاطر فعالیت قبل از انقلاب نیز حالا یک مقدار تجربه هم پیدا کرده بود و در تشکیل نهاد های مختلف در فریدن مانند نهضت سواد آموزی و همچنین مربی گری آن، تشکیل انجمن اسلامی خواهران، تشکیل بسیج خواهران و واحد خواهران حزب جمهوری اسلامی فعالیت های زیادی داشتند و همینطور مربی قرآن بودند و نهایتا هم زمانی که فوت کردند مسئول گردان الزهرای خواهران بودند که شب و روز در این زمینه ها فعال بودند و این در حالی بود که در خانواده هم مرکز فعالیت های اسلامی، اجتماعی و فرهنگی بودند و شخصا من مدیون ایشان هستم.

خانه ما تا وقتی ایشان بود مرکز ثقل فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، انقلابی، مذهبی و سیاسی بود و به دلیل اینکه ایشان با بزرگواری و گذشت تمام مشکلات را تحمل می کرد چنین زمینه ای فراهم می شد.

من شخصا به خانم حیدری خیلی مدیونم و همینطور نیروهایی که در صحنه های بعد از انقلاب به نوعی حضور داشتند. بزرگواری، گذشت و سعه صدر ایشان باعث می شد که خانه ما همیشه مرکز فعالیت باشد و وقتی که خانمی در منزل مانع شود و یا همراهی نکند این اتفاق نمی افتد. حتی گاهی اوقات 50 نفر مهمان سرزده برای ما می آمد و و آن موقع هم این امکانات نبود که از بیرون غذا تهیه کنیم و باید در خانه پذایرایی می کردیم و خانم حیدری همه اینها را با تمام وجود تحمل می کرد و وقتی به رحمت خدا رفت شرایط برای من که تازه به عنوان نماینده فریدن انتخاب شده بودم خیلی سخت شد و شایسته است که من این شعر حافظ را درمورد ایشان بگویم که: قره العین من آن میوه جان یادش باد    که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

انتهای پیام/ دیار اقوام/ م.ت