333790_913
۰۷:۱۸ - پنجشنبه ۱۳۹۶/۱۲/۳

هم گرایی تصوف و لیبرالیسم در براندازی؛

فرقه دراویش و تکمیل پازل دشمن

ماهیت ذاتی تصوف به تضعیف امنیت عمومی منجر می شود و ناامنی واقعی در جامعه رخ می دهد که این چالش مرهون نفی قانون و فقه در مکتب انحرافی تصوف است که اصول عمومی و اخلاق عمومی جامعه را خدشه دار می سازد

صاحب نیوزمهدی نجفی/ بی شک جنایت اخیر دراویش داعشی در خیابان پاسداران تهران از زوایای مختلف قابل طرح و بررسی است؛ لیکن در این میان افشای کامل ماهیت اپوزیسیونی تصوف در ایران از جمله نکات مهمی است که بار دیگر هم خوانی و هم نوازی تصوف با لیبرالیسم غربی را به روشنی بر ملا کرده است.

مخالفت ائمه با تصوف و صوفیه

در وهلۀ نخست باید گفت بد فهمی تعالیم و آموزه های اسلام، مکتبی انحرافی در قرن دوم هجری قمری بنیان نهاد؛ مکتبی «التقاطى»، که بخشى از آن از تعلیمات انبیاء علیهم السلام گرفته و بخشى را از ارباب ریاضت، و با دخل و تصرف­هایى که هر گروه با ذوقیات و سلیقه ‏هاى شخصى در آن کرده‏اند، فرقه‏هاى زیادى را به وجود آورده که تعداد آنها از حدّ و حساب مى‏ گذرد.

گفتنی است هیچ یک از فرقه ها و سلسله های صوفیه به ظاهر منکر خدا و پیامبر صلّی الله علیه و آله  نیستند و نیز فرقه های صوفیه شیعی ائمه علیهم السّلام  را انکار نمی کنند، لکن برخی از عقاید و اعمال آنان ملازم با اموری است که با شرک و نفی شریعت و نفی امامت امامان سازگار می باشند به همین علت گروه های صوفیه از طرف ائمۀ معصومین(ع) و فقهاء شیعی و سنّی از میان جامعه اسلامی مورد طرد قرار گرفته و اهل بدعت شمرده شده اند.

بنا برابن هیچ یک از فرقه های تصوف مورد تایید تشیع نیست و علت آن انحرافاتی است که اصول مکتب تصوف را تشکیل می دهد.

فتنه، نفوذ و تصوف

در این میان یکی از گروه های صوفی فعال در ایران فرقه نعمت اللهی گنابادی است که اباحه گری و نفی شریعت اسلامی و بدعت گذاری در دین از جمله مهمترین انحراف های اعتقادی این فرقۀ منحرف را شامل می شود.

در این بین روابط بسیار حسنه سران این فرقۀ منحرف با دربار پهلوی انکار ناپذیر است به نحوی که اسناد وابستگی و همراهی اقطاب این فرقه با شاهان ظالم قاجار و پهلوی با اندک جستجویی در سایت های معتبر تاریخی قابل دسترسی است.

هم چنین در ایام اغتشاش ها پس از انتخابات 88 نیز بسیاری از چهره های وابسته به این فرقه و فرقه های دیگر دراویش در کف خیابا نها حضور داشتند و بنا به دستور تشکیلاتی فرقه به فتنه افکنی و حمایت از برخی کاندیداهای خاص همراه با اغتشاش گری مشغول بودند.

پیوند صوفیسم و لیبرالیسم در براندازی نظام اسلامی

البته نگارنده در پی تشریح کارنامۀ ننگین این فرقه نیست که تحقق این امر به نوبۀ خود مجلدات قطوری می طلبد، لیکن ضرورت تبیین پیوند فکری و معرفتی میان تصوف و لیبرالیسم می تواند عمق خطر را نمایان سازد به ویژه آنکه این همانی فکری لیبرالیسم و تصوف در بهره گیری از مضامین مشترک ضد دینی و براندازانه غیر قابل انکار است.

در تبیین این مدعا باید گفت نظام اسلامی با اسلام فقاهتی مبتنی بر ولایت فقیه در مسیر حفظ نظام اجتماعی قواعد و هنجارهای ضابطه ساز ارائه می دهد، در این میان تصوف هیچ  قید و بندی در خدامحوری برابر انسان نمی گشاید، بلکه ماهیت ذاتی فرقه های صوفی شریعت گریزی است، لذا تضعیف قوانین عمومی و بی قانونی در تاروپود تصوف نهادینه شده است؛ بر این اساس بی توجهی به قانون در سطح جامعه و نفی معیارهای اسلام فقاهتی اباحه گری(بی قیدی)را موجب می شود که در نهایت به نفی اعتقاد و ایمان می انجامد، اینگونه است که مبنای فکری تصوف و لیبرالیسم در اباحه گری  به یکدیگر پیوند می خورد.

بنابراین ماهیت ذاتی تصوف به تضعیف امنیت عمومی منجر می شود و ناامنی واقعی در جامعه رخ می دهد که این چالش مرهون نفی قانون و فقه در مکتب انحرافی تصوف است که اصول عمومی و اخلاق عمومی جامعه را خدشه دار می سازد و به مانند جنایت اخیر دراویش داعشی بحران می آفریند وخون  بهترین جوانان این مرزو بوم با قانون گریزی عده ای از دروایش جنایتکار ریخته می شود.

فرقه دراویش گنابادی و تکمیل پازل دشمن

با این تفاسیر بهتر می توان به حمایت بی حدو حصر آمریکا و غرب به عنوان مهد لیبرالیسم از تصوف پی برد، زیرا ماهیت ذاتی تصوف در شریعت ستیزی بر تجزیۀ یک نظام متمرکز شده است؛ از این جهت است که تهاجم به ساختار اجتماعی با هدف فروپاشی اجتماعی در دستور کار جماعت صوفیان قرار می گیرد.

بی سبب نیست که سران این فرقۀ منحرف پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دفعات در وقایع مختلف حمایت خود را از توطئه های براندازانۀ دشمنان نظام اسلامی اعلام کرده اند و در جنایت اخیر نیز به عنوان یکی از حلقه های پازل ایجاد ناارامی در ایران و تضعیف و تجزیۀ نظام اسلامی عمل کرده اند، این توطئه وقتی معنادار می شود که بدانیم پس از شکست تئوری جهانی شدن، آمریکا و متحدانش به شدت برای  تجزیۀ کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای عضو جریان مقاومت تلاش کرده اند و از هر ابزاری برای تحقق اهداف خود بهره گرفته اند.

البته قدرت و استحکام نظام اسلامی به ویژه ساختار نظام اجتماعی کشور با آگاهی و بصیرت مردم با چنین بادهایی فرو نخواهد ریخت لیکن ماهیت شوم بحران زایی در نظام اسلامی آن هم توسط جریان منحط تصوف نباید از نگاه مسئولان دور بماند، لذا تطیهر مشمئز کنندۀ فرقۀ منحرف دراویش گنابادی توسط برخی دولتمردان به هیچ عنوان قابل قبول نیست.

حال انکه  انتظار مردم از مسئولان به ویژه مسئولان قضایی و انتظامی و امنیتی، برخورد قاطع با اغتشاشگران فرقه دراویش داعشی و مقابله فراگیر با فعالیت های مخرب این فرقۀ منحط و منحرف است.

انتهای پیام/ اصفهان شرق/ ی