مهندس علیرضا حیدری
۱۱:۰۹ - سه شنبه ۱۳۹۳/۰۲/۲۳

قهرمان دیپلماسی فقط می خندد!

نقد توافقنامه ژنو توسط مهندس علیرضا حیدری، کارشناس ارشد مهندسی هسته ای

متن توافق ژنو یک مینیاتور شاهکار امریکایی است؛ یکی از دیپلماتهای کشورمان می گفت تازه بعد از ۲۰ سال کار دیپلماتیک فهمیدم دیپلماسی به چه می گویند و دیپلمات چه کسی است! و بی دلیل هم نیست که خانم وندی شرمن را قهرمان آمریکایی بدانند…

به گزارش خبرنگار صاحب نیوز، درحالی که نگرانی ها از متن توافقنامه ژنو روز به روز در حال افزایش است و دولت حاضر به پاسخگویی و رفع شبهات پیرامون این موضوع نیست، اما هستند دلسوزان و دلواپسان نظام که با شرکت در میزگردها و جلسات سخنرانی از تضعیف شدن منافع ملی کشورمان سخن می گویند. مهندس علیرضا حیدری کارشناس ارشد مهندسی هسته ای دانشگاه صنعتی اصفهان، از جمله امضا کنندگان «نامه ۱۲ هزار نفر از نخبگان به رئیس رسانه ملی برای برگزاری مناظره هسته ای» است که معتقد است غنی سازی 20 درصد یا نیروگاه بوشهر برای ما کاملا به صرفه بوده است و با هرکس که بیاید حاضر به مناظره هستیم. نکته حائز اهمیت در سخنان حیدری بررسی نقاط فنی مسأله است که از دانش آکادمیک خود بهره می گیرد. متن زیر سخنرانی ایشان در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد خمینی شهر است که توسط سرویس سیاسی صاحب نیوز پیاده سازی شده است.

نقد توافقنامه ژنو

بسمه تعالی. توافق چهار صفحه ای ژنو چند قسمت دارد ابتدا مقدمه و بعد از مقدمه وارد گام میانی می شود و پس از گام میانی، گام اول است که این خودش جالب توجه است و برای ما جای تعجب دارد و بعد هم وارد گام نهایی می شود و بعد از آن چیزی تعریف کردند به نام گام بعد از نهایی که آن را بررسی می کنیم.
اما همه ی این گام ها زمان بندی مشخصی ندارد، برای گام اول مدت زمان شش ماه بیان شده است و بعد سریع قیدی را در کنار آن گذاشتند که قابل تمدید است و چند بار قابل تمدید بودن آن را ذکر نکرده اند و این یعنی هرچه قدر دلشان بخواهد می توانند آن را تمدید کنند. البته خواهیم دید که تمدید گام اول به نفع چه کسی است.
در برخی از جاهای این توافق نامه کلمه first را می بینیم به طور مثال در دو جای این متن نوشته شده announces that during the first 6 months که در اینجا گفته شده است اولین شش ماه، حال سؤال ما این است که چرا کلمه ی اولین آورده شده؟ پس ممکن است دومی و یا سومی و بیشتر نیز باشد و جالب آنجاست که در این شش ماه ما عمل می کنیم و همه اقدامات ما عملی است و همه اقدامات طرف مقابل تئوری است. جالب تر اینکه برخی اقدامات ما مانند دادن اطلاعات یا ذخایر بیست درصد به هیچ وجه قابل برگشت نیست اما همه ی اقدامات ناچیزی که طرف مقابل متعهد شده است براحتی قابل برگشت پذیر.

برای گام میانی اصلا هیچ زمانبندی مشخص نشده! یعنی هر زمانی که گفتند باید شروع کنیم و تا هر زمان که آنها خواستند باید ادامه دهیم. در مورد گام نهایی هم باید قبل از نوامبر 2014 شروع بشود و پایانش هم مشخص نیست و تنها به نوشتن کلمه ی مبهم long-term اکتفا شده است که در این مورد آقای عراقچی گفتند طرف غربی گفتند باید زمان اجرای آن دو رقمی باشد! و مدت 20 سال را عنوان کردند! و وقتی از ایشان سؤال شد که چرا این را در توافق ننوشتید گفتند نمی شد! لذا کلمه long-term را نوشتند که کلمه مبهم است و تحت آن طرف غربی هر کاری خواستند بتوانند انجام دهند.

مهندس علیرضا حیدری
اینکه زمان بندی مشخص نباشد چند مشکل پیش می آید به همان صورتی که می شود زود به نتیجه رسید، اجرای آن را با مشکل روبرو می کند.
متن را که بررسی می کنیم به واژه های عجیب و غریبی بر می خوریم مانند Exclusively- Fully resolve- successful – practical needs- و جالب تر اینکه آقای عراقچی در شبکه دو فرمودند از افتخارات ما این است که متنی را نوشته ایم که کلمات مبهم و نامشخص زیاد دارد!!! حال سوال اینجاست که نوشتن این کلمات آن هم در یک برنامه ی بین المللی به نفع چه کسی است؟ چرا همه ی دیپلمات های کشورهای مختلف سعی می کنند متون بین المللی را طوری بنویسند که کمترین ابهام و کلمات چند پهلو در آن باشد تا در زمان اجرا یا استناد به آن نشود برداشت های متعددی از یک متن کرد و کار گره نخورد!؟
به این توافقنامه که اسم برنامه ی اقدام مشترک رویش گذاشته اند نباید به دید یک برگ حقوقی نگاه کرد. این چهار صفحه را باید به دید یک تابلوی مینیاتور نگاه کنید. زیرا مینیاتور چیزی است که از دور یک نکته از آن پیداست و هرچه به آن نزدیک تر می شوید ظرافت های دیگری را می بینید.
این متن توافق نامه یک مینیاتور شاهکار امریکایی ها است به طوری که یکی از دیپلمات های کشورمان می گفتند که تازه بعد از 20 سال کار دیپلماتیک با بررسی این متن من فهمیدم دیپلماسی به چه می گویند و دیپلمات چه کسی است!
و بی دلیل هم نیست که خانم وندی شرمن را قهرمان آمریکایی بدانند و باید دید که چه کرده و در این توافق واژه های جالب را به کار برده است که کاش برخی از صحبت هایشان محرمانه می ماند و ما بیش از پیش حرص نمی خوردیم و ای کاش در جلسات خودشان فقط مطرح می شد نه در شبکه 2 و در گفتگوی ویژه خبری.
آقای عراقچی می گوید ما از افتخاراتمان این است که این توافق نامه واژه های ابهام آمیز زیاد دارد.
باید از ایشان پرسید واژه های ابهام آمیز به نفع کیست و چه کسی می تواند از آن استفاده کند؟ قاعدتا آنکه قدرت بیشتری دارد و اینکه آیا شما در موضع قدرت در مقابل این کشورها ظاهر شدید یا در موضع ضعف برای ما جای سؤال دارد.
و سؤال بعدی اینجاست که کجای توافق نامه ابهام دارد جایی که نفع ماست یا جایی که به ضرر ماست؟
یکی از اتفاقات این توافق نکته ای بود که گفتند محرمانه است؛ البته ما با خود مذاکرات کاری نداریم، محرمانه باشد هرچند تیم مذاکره کننده قبلی گفتند که مذاکرات علنی و در تلویزیون پخش بشود تا دنیا بداند حرف ما حق است.
ولی متنی که نوشته می شود و به عنوان سند بین المللی قبول می شود نباید محرمانه باشد هر چند این محرمانه بودن فقط برای ماست و حتی عربستان هم از متن اطلاع دارد.

مردم نامحرم بودند
این قضیه آنقدر بالا گرفت و حساس شد تا جایی که آقای ظریف گفتند حتی اگر استیضاح هم بشوم نمی گویم در توافقات چه گذشته است و چه اسنادی را امضا کرده ایم.
و اینجا این سوال در ذهن مردم ایجاد می شود که مگر چه اتفاقی افتاده است که حتی نماینده مجلس هم نباید بداند چه اتفاقی افتاده است؟ این امر باعث بدگمانی مردم به مسئولین می شود و جالب تر اینکه این اتفاق برای اولین بار در جمهوری اسلامی می افتد که یک تعهد بین المللی که برای آیندگان نیز التزام آور است از مردم که رکن اصلی این کشورند محرمانه بماند. بگذریم.
بلافاصله بعد از امضای توافق نامه آقای جان کری گفت ما حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت نشناختیم و بعد آقای ظریف گفت حق غنی سازی به رسمیت شناخته شده است و دوبار هم تأکید شده که البته ایشان این سخن را فقط یک بار گفتند.
آقای روحانی به عنوان مسئول تیم مذاکره کننده و کسی که تیم مذاکره کننده را منصوب کرده است نامه ای را برای مقام معظم رهبری نوشتند که در آن چهار نکته را اشاره کردند:
1- ما حقوق هسته ای و حق غنی سازی را گرفتیم
2- با رعایت اصول و خطوط قرمز نظام
(خط قرمز نظام در بحث هسته ای را مقام معظم رهبری مشخص کردند فردو ، نطنز ، اراک و…)
3- به رسمیت شناختن حق هسته ای
4- فرو پاشی سازمان تحریم آغاز شده
اینها محورهای اصلی نامه ی رئیس جمهور است.
و رهبری در جواب نامه ایشان نوشتند آنچه مرقوم داشته اید جای تقدیر و تشکر دارد.
حال باید دید این حقوق هسته ای که بیان شده چیست و منشا این حقوق در حقوق بین الملل کجاست؟
منشا حقوق در روابط بین المللی معاهدات بین المللی است و معاهده ای که حقوق هسته ای ملت ها را مشخص کرده است معاهده ی ان پی نیست.
معاهده npt معاهده ای بین المللی است، 11 بند دارد و 5 کشوری که اولین بار به بمب هسته ای رسیدند و آزمایش کردند آن را تنظیم کردند و در آن بصورت کاملا ظالمانه ذکر کردند کشورهایی که سلاح دارند داشته باشند و از این به بعد کشورهای دیگر نباید داشته باشند. این معاهده اوایل داوطلبانه بود و بعد از مدتی امضای آن برای تمام کشورها اجباری شد و کشور ما در زمان محمدرضا پهلوی آن را امضا کرد.
در این معاهده و در بند 4 آمده است هیچ نکته‌ای در این پیمان نباید به گونه‌ای تفسیر شود که حق مسلم هم پیمانان در انجام
تحقیقات (research)، تولید (production) و استفاده (use) از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز (peaceful) را تحت تاثیر قرار دهد.
یعنی بدون هیچ محدودیتی کشورها می توانند از تأسیسات و فناوری های هسته ای استفاده کنند و هر کاری که خواستند انجام دهند به شرط آنکه فقط صلح آمیز باشد که ان را آژانس مشخص می کند.
اما حق هسته ای چیست؟ در کنفرانس های بازنگری این معاهده که هر پنج سال یکبار برگزار می شود حق هسته ای برای یک کشور را چرخه کامل سوخت هسته ای تعریف کردند و این حق همه کشور هاست که چرخه کامل سوخت هسته ای داشته باشند و همه ی کشورهای دنیا نیز به این رای داده اند.
در بند 6 معاهده npt برای آنهایی که خودشان سلاح هسته ای دارند می گوید در خصوص دارندگان سلاح های اتمی این کشورها باید با حسن نیت تنها مذاکره کنند. حال سؤال اینجاست که چه زمانی خلع سلاح می کنید؟ و در جواب می گویند در معاهده آمده فقط مذاکره کنید و ما فقط مذاکرات می کنیم و هیچ الزام عملی ندارد!
این توافق نامه قرار بود به صورت برد برد باشد
در مقدمه توافق هدف را مشخص کردند و ذکر کردند هدف از این مذاکرات این است که بفهمیم فعالیت ایران صلح آمیز است یعنی هدف مذاکره برای آنها این است که بدانند ایران فعالیت صلح آمیز دارد.
اما آنچه تیم مذاکره کننده به عنوان برد ما بیان کردند این است که پرونده ما از آژانس به شورای امنیت نرود و تحریم ها بر علیه کشور ما برداشته شود.
در متن و در اولین جمله توافق هدف مذاکرات را می گوید
اینجا چند سؤال پیش می آید که با وجود اینکه همه ی فعالیت های ما تحت نظارت آژانس است مگر شما مطمئن نیستید که برنامه ی ایران صلح آمیز است؟ و کلمه دیگری که مشاهده می شود این است که می گویند به طور کامل صلح آمیز باشد و باز سؤال اینکه آیا تا کنون فعالیت هسته ای ما صلح آمیز نبوده است؟
در واقع با این جمله تیم مذاکره کننده ما تلویحا پذیرفته است که فعالیت های هسته ای ایران تا کنون صلح آمیز نبوده است و حال با این توافق می خواهیم صلح آمیزش کنیم.
در نکته بعد ذکر شده است که بر روی هیچ چیز به توافق نمی رسیم مگر اینکه روی همه چیز به توافق برسیم.
و این نکته را دوبار ذکر می کند یک بار در مقدمه و بار دیگر آخر توافق.
چرا این هنرمندان آمریکایی اول و آخر این توافق را با این جمله می بندند؟ بسیار جای تامل و تفکر دارد.
در گام اول که شش ماه قابل تمدید است و چند بار قابل تمدید بودن آن ذکر نشده است، تعهدات کشور ما به شرح زیر می باشد:
نیمی از اورانیوم غنی شده20 درصد را اکسید و نیم دیگر را به 5 درصد تبدیل کنیم.
کشور ما تنها جایی که 20 درصد نیاز دارد فعلا راکتور تهران است اما از لحاظ فنی ذخایر 20 درصد مبنای پیشرفت های آینده و همچنین راه رسیدن به غلظت های بالاتر به منظور کاربردهای صنعتی و پزشکی مانند زیردریائی ها و کشتی های قاره پیما و… است و جزو خطوط قرمز بود که رهبری فرمودند.
مثال آن را می توان مثل داشتن دو گونی آرد بیان کرد که وقتی دو گونی آرد داریم خیلی چیزها می توان با آن درست کرد، نان کیک شیرینی حلوا و… و اگرهم نخواهی چیزی درست کنی آن را نگه می داری. حالا شخصی می آید و شما را اجبار به پختن نان می کند و بالای سرتان اسلحه می گذارد که باید نان بپزید شما می گیویید چرا باید نان بپزم می گوید چون من می گویم!
همه آردها را باید بپزی و حق نداری نان ها را بفروشی
همه ی نان ها را هم باید خودت بخوری! خب با دو گونی آرد 2000 تا نان می شود پخت ولی من روزی 2 تا نان مصرف دارم. می گوید به من ربطی ندارد! خودتان امضا کرده اید!
نصف دیگر این ذخایر نیز باید رقیق شود. مثل اینکه شما مقدار زیادی هزینه می کنید که در پالایشگاه نفت خام را به فرآورده هایش تبدیل کنید حال یکی بیاید اسلحه روی سرتان بگذارد که دوباره همه ی فرآورده ها را روی هم ریخته و به حالت قبل بر گردانید! این وسط تنها شما متحمل هزینه ی زیادی شده اید بدون هیچ گونه استفاده ای!
توانایی رسیدن به 20 درصد نکته ای است و ذخایر آن نکته ای استراتژیک تر که از طلا بسیار گرانبهاتر است. کافی است که سانتریفیوژ را زیاد کنید و اقداماتی را انجام دهید در آنجا امکان رسیدن به 60 درصد نیز فراهم می شود.
غلظت غنی سازی به سه نکته بستگی دارد ابتدا تعداد سانتریفیوژها، دیگری راندمان سانتریفیوژها و یکی دیگر نحوه چیدمان سانتریفیوژها و نحوه وصل کردن آنها است.
اخیرا در نطنز اتصال بین آبشارها را قطع کردند چراکه نتوان بیشتر از 5 درصد تولید کرد.
در این توافق آقای جان کری گفتند که ذخایر اورانیوم را صفر صفر صفر کردند و در تمام مصاحبه های مطبوعاتی نیز می گویند ما امنیت اسرائیل را تأمین کردیم. یک سؤال که پیش می آید این است که چگونه امنیت اسرائیل تأمین شد؟
اولا ایران هرچه قدرتمندتر می شود امنیت اسرائیل به خطر می افتد؛
دوما واژه ای در ادبیات هسته ای وجود دارد به نام نقطه گریز هسته ای که اگر یک کشور 270 یا 250 کیلو اورانیوم 20 در صد داشته باشد و حدود 10 هزار کیلو اورانیوم 5 درصد و 50 هزار تا سانتریفیوژ آن کشور می تواند ظرف مدت کمی به گونه ای که آژانس متوجه نشود مقدار مورد نیاز اورانیوم 90 درصد به بالا تولید کند که برای بمب اتمی از آن استفاده می شود. البته این به معنی ساخت بمب نیست ولی شبیه رزمی کاری است که قدرت بدنی بالایی دارد ولی با کسی دعوا نمی کند. لذا اوباما می گوید ما ایران را از نقطه گریز دور کردیم و امنیت اسرائیل را تامین کردیم.
اما اینکه آقای صالحی گفتند ما به 20 درصد نیازی نداشتیم ما سؤال می کنیم اگر نیازی نبود چرا تولید کردید؟ چرا این همه شهید دادیدم به خاطر 20 درصد شاید ما بی سواد باشیم ولی چیزی بگویید که با عقل جور بیاید.
ما باید به 20 درصد برسیم و بعد به 60 درصد وقتی سانتریفیوژ بچرخد باید مکانیک و برق و متالوژی و الکترونیک و برنامه نویسی و… پیشرفت کند و این یعنی همه ی علوم و شاخه های مهندسی باید پیشرفت کند وقتی می گوییم 20 در صد نیاز نداریم، یعنی پیشرفت نیاز نداریم، ما به 20 درصد نیاز داریم چراکه به پیشرفت نیاز داریم. چرا که با سیستم هسته ای فعلی امکان رقابت در جهان آینده را نداریم و باید به سرعت به پیشرفت های بیشتری در این زمینه برسیم.
یک نکته ی دیگری که هست اینست که هرچه غنای اورانیوم بالا می رود حجم راکتور کم می شود و در ساخت سفینه های فضایی و کشتی ها و زیردریائی ها و صنایع پزشکی بسیار کاربرد دارد.
اما در قسمت دیگری از متن توافق نامه ایران اعلام می کند که فعالیت خود در تأسیسات هسته ای فردو، نطنز و راکتور اراک را از این بیشتر گسترش ندهد و در پاورقی هم این عدم پیشرفت را کامل توضیح می دهد با جزئیات به صورت ریز و موشکافانه. جالب اینجاست که وقتی می گوید تاسیساتی که در حال ساخت و راه اندازی است را از این بیشتر گسترش ندهید یعنی چه؟ آیا این فرقی با تعطیلی این قسمت ها دارد؟
در قسمت بعدی از توافق نامه می گوید ایران محل جدید برای غنی سازی ایجاد نکند.
ایران برنامه تحقیق و توسعه (R & D) تحت نظارت، از جمله برنامه تحقیق و توسعه جاری غنی سازی خود را که با هدف انباشت اورانیوم غنی شده صورت نمی گیرد، ادامه خواهد داد.
جالب است با آوردن قید جاری در واقع جلوی پیشرفت تحقیقاتی ما را می توانند بگیرند و ایران تنها حق دارد تحقیقات جاری خود را ادامه دهد و حق اضافه کردن آنها را ندارد. بعلاوه در حلقه های قبل از غنی سازی هر تحقیق و تو سعه ای که انجام دهد می گویند در انباشت اورانیوم تأثیر می گذارد و حق ندارید انجام دهید و بخشی عظیمی از R&D را از ما می گیرند.
توضیحاتی در باره سه حلقه مهم باز فرآوری و راکتور آب سنگین و غنی سازی
باز فرآوری به دلیل آنکه در باز فرآوری می توان پولوتونیم به دست آورد و از این پولوتونیم استفاده ی فراوانی می شود که یکی از آنها بمب است و به همین دلیل است که می گویند شما نباید بازفرآوری داشته باشید.
آیا بازفراوری جزو حقوق هسته ای ما هست یا نه؟
در متن گام اول آمده:
عدم بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که توانایی بازفرآوری داشته باشند.
در بررسی متن متوجه می شویم که نه تنها بازفراوری از دست رفته است حتی ساختمانی که بتوان در آن بازفراوری کرد دیگر نمی توان ساخت که البته این گام اول بوده و می گویند شش ماهه ولی قابل تمدید است.
اما در گام نهایی که مدت زمان آن long-term است که آقای عراقچی در توضیح این عبارت می گویند آنها گفته اند 20 ساله نیز آورده شده است:
عدم بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که توانایی بازفرآوری داشته باشند.
یعنی تا بیست سال حق بازفراوری را از ایران گرفته اند.
حلقه ی مهم بعدی راکتور اراک است که به فرموده ی رهبری جزو خطوط قرمز نظام بود.
راکتور تهران سال 96 باید off شود و راکتور اراک جایگزین شود.
راکتور اراک برای ما چند کاربرد بسیار مهم و ویژه دارد:
ابتدا تولید 40 مگاوات برق
بحث رادیو دارو و رادیو ایزوتوپ های صنعتی و داروسازی
پرتو درمانی و درمان سرطان ها و سایر بیماری ها
تولید پلوتونیوم
و نکته مهم نقش این راکتور در آموزش نیروهای متخصص ماست.
تنها راکتور بومی کشور که توسط مهندسین و متخصصین داخلی در حال ساخت است اراک است و در اینجا داریم یاد می گیریم که چگونه راکتور بسازیم. بعلاوه سایر نیروهای متخصص که در جاهای دیگر باید کار کنند نیز اینجا می توانند آموزش ببینند.
اگر راکتور اراک دچار تغییر ماهیت شد و خواصش تغییر کرد به درد ما نمی خورد و باید بدانیم راکتور اراک فقط با این کاربردها به درد استفاده ما می خورد.
علاوه بر اینکه هر گونه تغییر در طراحی مدت ها ساخت و راه اندازی این راکتور را عقب می اندازد و هزینه های بسیار زیادی را برای کشور ایجاد می کند.
راکتور اراک برای کشور ما حیاتی است چرا که هر سه نفر کری، شرمن، اوباما بر روی راکتور اراک دست گذاشتند و می گویند شما نباید داشته باشید. ما از آنها می پر سیم به شما چه ربطی دارد که ما چه داریم و چه می کنیم؟
این نکته ای که در گام اول می گوید ایران نمی تواند راکتور اراک را بیش از این گسترش دهد آیا غیر از تعطیلی است؟
در پاورقی از نظر فنی خیلی کار کردند.
در متن آورده شده ایران اعلام می کند که برای نگرانی های مربوط به ساخت راکتور در اراک، برای 6 ماه، این راکتور راه اندازی نخواهد کرد یا سوخت یا آب سنگین به راکتور منتقل نخواهد نمود یا سوخت جدید آزمایش یا تولید نخواهد کرد یا اجزای باقیمانده نصب نخواهد نمود.
اجزای باقیمانده یعنی اینکه یک پیچ هم نمی توان بست! این در گام اول.
اما در گام نهایی می گوید Fully resolve concerns کلمه Fully یعنی کامل و concerns یعنی نگرانی در معنی حقوقی این دو کلمه چه معنایی می دهد؟ هیچکدام از این سه واژه واژه های حقوقی نیست و هر کاری خواستند می توانند با آن انجام دهند.
و بعد از توافق مرتب دارند به ما می گویند که ایران نیازی به اراک ندارد و اخیرا جان کری دوباره گفته است.
همانطور که خود آنها گفته اند کلمه ی فولی یا کامل را به عنوان اوراق کردن و برچیدن این راکتور معنی می کنند و دوستان مذاکره کننده قبول کرده اند این کار را انجام دهند.
اما در مورد نگرانی های راکتور اراک
در مورد نگرانی های اراک ما کاملا تحت نظارت آژانس هستیم و از این بابت هیچگونه نگرانی وجود ندارد.
ضمنا اگر بخواهیم از پلوتونیوم تولیدی برای بمب استفاده کنیم باید سه الی چهار هفته میله های سوخت را از راکتور خارج کنیم چرا که اگر بیشتر در راکتور بماند اصطلاحا پلوتونیوم مسموم شده و انواع دیگر ایزوتوپ ها تشکیل می شود که برای جداکردن پلوتونیوم آن باید یک غنی سازی دیگر برمبنای پلوتونیوم انجام دهیم که اصلا به صرفه نیست اما در راکتور اراک میله های سوخت بیش از یک سال و چند ماه می مانند و نمی توان از پلوتونیوم تولیدی برای بمب استفاده کرد اما از سایر کاربردهای صلح آمیز آن میشود بهره برد.
نکته دیگر اینکه ما تأسیسات باز فراوری صنعتی در حد اینکه بتوانیم سوخت مصرفی اراک را باز فرآوری کنیم نداریم و این نیز یکی دیگر از دلایل عدم نگرانی درباره اراک است. ما حاضریم با همه ی متخصصان هسته ای دنیا دراین باره نگرانی های اراک مناظره کنیم و همه متخصصان هم می دانند که اراک نگرانی ندارد و اینها همه بهانه های سیاسی است و به این صورت می خواهند ریشه هسته ای را در ایران از بین ببرند.
البته این راهم بگویم که با امضای این توافق مسئولان ما تلویحا پذیرفته اند که راکتور اراک نگرانی داشته و دارد و با این کار ماهیت صلح آمیز بودن برنامه های خودمان نیز زیر سوال رفته است و به نوعی اعتراف به وجود نگرانی های بی مورد آمریکائی ها کرده اند.
اما در مورد غنی سازی عملا شاهد موضع گیری های کاملا متضاد در طرفین مذاکره بودیم. چند دقیقه بعد از اعلام خبر امضای توافق آقای جان کری گفتند ما به هیچ وجه حق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناختیم. بلافاصله پس از آن آقای ظریف گفتند دوبار در توافق حق غنی سازی تصریح شده البته جالبه که ایشون یک بار بیشتر این جمله رو نگفتند.
ما خیلی متن را بررسی کردیم و بحث غنی سازی را در آن پیدا نکردیم از اساتید هم پرسیدیم آنها هم چیزی پیدا نکردند در متن انگلیسی هم جستجو کردیم right to enrich اما آنجا هم چیزی نیافتیم!
آقای ظریف فرمودند چرا حرف ضد انقلاب را گوش می دهید و حرف فرزندان انقلاب را باور نمی کنید.
این هم حرف فرزندان انقلاب: آقای عراقچی در مدرسه معصومیه قم:
«بحث حق و حق غنی سازی و اینها در بین خود ما و هیئت دولت حتی تا سطح رئیس جمهور قر و قاطی شده! و اگر آقای رئیس جمهور در نامه شان به رهبر نوشتن که حق غنی سازی رو به رسمیت شناختن ایشون اشتباه کرده»!
خب تقصیر ما چیه که حرف فرزندان انقلاب با ضد انقلاب یکی شده؟

نکته ی قابل توجه این است که بین حق غنی سازی و حق غنی سازی بر اساس معاهده npt تفاوت زیادی دارد. زیرا با چند سانتریفیوژ ساده هم می توان غنی سازی داشت در حالی که طبق معاهده npt هر کاری خواستید بدون محدودیت می توانید انجام دهید فقط باید صلح آمیز باشد.

باید بدانیم که بین سه اصطلاح باید فرق قائل شویم حق غنی سازی و عملیات غنی سازی و اسم غنی سازی وقتی متن را بررسی می کنیم دوبار درباره غنی سازی صحبت شده یک بار در مقدمه و بار دیگر در گام نهایی.
در مقدمه می گوید a mutually defined enrichment programme که a بر می گردد به programme و یعنی یک برنامه چرا یک برنامه و یک برنامه یعنی چه؟ و جالب تر آنکه بعد از این عبارت قید هم می گزارد، محدودیت های عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای. مگر ماهیت برنامه ی هسته ای ایران تا بحال غیر صلح آمیز بوده است؟
آقایان با امضای این توافق امضا کرده اند که بله! بوده است. حالا آمریکائی ها بیایند روی کارهای ما نظارت کنند که غیر صلح آمیز انجام ندهیم.
یعنی 10 سال مردم ایران تحریم کشیدند که به اینجا نرسیم و حق خودمان را بگیریم و زیر بار زور نرویم و این می گوید ماهیت برنامه های شما صلح آمیز نیست و شما ذاتا تروریست هستید.
در گام نهایی
دانستیم که در npt گفته استفاده، تحقیق و … فقط صلح آمیز باشد و ما عضو آن بودیم و حق رسمی بود. اما در گام نهایی گفته است:
متضمن یک برنامه غنی سازی باشد که توسط طرفین تعریف می گردد، برنامه ای که شاخصه های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت های مورد توافق در خصوص دامنه و سطح فعالیت های غنی سازی، ظرفیت غنی سازی، محل هایی که در آن غنی سازی انجام می شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار می گیرد.
یک برنامه با تعریف طرفین و محدودیت عملی نیاز عملی و محدودیت بر روی دامنه تا آنجا که می گوید ما برایتان تعریف می کنیم و ظرفیت را هم ما برایتان تعریف می کنیم مکان غنی سازی را هم ما برایتان مشخص می کنیم و ذخایر اورانیوم را هم ما باید ما برایتان تعریف کنیم.
هر کدام از این کلمات محدودیت های بسیاری را برای ما ایجاد می کند که فقط یک نمونه را اشاره می کنم:
تیم مذاکره کننده ما ادعا می کنند ما مچ آمریکا را گرفتیم و کلمه ی نیاز عملی را آورده ایم و نیازهای عملی یعنی ما برای راکتور تهران 20 درصد نیاز داریم و ما این را گرفتیم اما در مقابل آنها می گویند شما نیاز عملی به 20 درصد ندارید چون به اندازه چند سال سوخت راکتور تهران را در فردو تولید کردید و نیاز به 20 درصد ندارید.
می گویند خب به 5 درصد که نیاز داریم!
راکتور بوشهر 30 تن در سال مصرف دارد و ما 7 تن تولید می کنیم و 23 تن نیاز داریم ولی آنها می گویند شما به 5 درصد هم نیاز ندارید چون بوشهر قرار است طبق قرارداد روسیه سوخت بدهد و خودش هم بازفراوری می کند.
پس در گام نهایی که می گویند بیست ساله است ما هم بیست درصد را از دست داده ایم و هم 5 درصد را و در واقع کل بحث غنی سازی ما نه تنها کسب نشده بلکه سلب شده!

در گام میانی آمده است:
پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با نظر به اینکه ملاحظه شورای امنیت سازمان ملل در این موضوع به صورت رضایت بخش، به نتیجه برسد.
ابتدا باید قطع نامه ها را بررسی کنیم. سخت ترین تحریم های ضد ایران در همین قطعنامه هاست. بعلاوه اینکه در این قطعنامه ها کل صنعت هسته ای ایران را می خواهند نابود کنند. حال این دوستان مذاکره کننده امضا کردند که همه ی این قطعنامه ها را که بزرگترین مشکلات را برای کشور ما ایجاد کرده اند و تا امروز در دنیا می گفتیم این ها ظالمانه و غیرقانونی است را باید اجرا کنیم تازه چک سفید امضا هم گرفته اند که باید بصورت رضایت بخش اجرا کنیم. مثلا در یکی از قطعنامه ها بشماره 1929 بند 9 در مورد موشک بالستیک ایران می گوید کل فناوری موشک های بالستیک را ایران باید کنار بگذارد. آنوقت می گویند مذاکرات برای موشک ها نیست. هم درمورد موشک ها باید حرف بزنند و هم باید اجرا کنند آن هم بصورت رضایت بخش برای آمریکائی ها و اسم این را هم می گذارند قهرمانی و نجات ایران از بحران و حفظ منافع ملی!
یکی از دلایلی را که آقای ظریف گفتند ما سر میز مذاکرات رفتیم همین قطعنامه ها بود. ایشان گفت چیزی که کمر ما را شکسته قطعنامه ها است ولی می بینیم در گام میانی عبارت addressing the UN Security Council resolutions نوشته شده است این عبارت یعنی پرداختن به قطعنامه ها در حال که آنها می گویند قطعنامه را باید انجام بدهید در پایان هم باید رضایت بخش باشد. در پایان نه تنها قطعنامه ها لغو نشده بلکه ملزم شده ایم به اجرای آنها.
در یک اتفاق جالب اینجا در مورد ناظران اجرای این توافق می گوید کمیته ای متشکل از E3/EU+3 یعنی به غیر از این شش کشور، کل اتحادیه اروپا هم باید نظارت کند که اتحادیه اروپا کشورهای زیادی را شامل می شود. یعنی بیست و پنج کشور دیگر که به ما هیچ امتیازی نداده اند و اصلا طرف مذاکره ما نبودند هم باید روی کارهای ما نظارت کنند و باید آنها را هم راضی کنیم که خدا رحم کند!
اکنون به بحث تحریم ها می پردازیم
دو تحریم وجود دارد که خیلی ما را اذیت کرده است تحریم های نفتی و تحریم بانکی که حتی اگر تحریم نفتی را بر می داشتند چون ما تحریم بانکی بودیم تأثیری برای ما نداشت.
در مورد تحریم نفتی Pause efforts انجام می دهند یعنی وقفه می اندازند در تلاش هایشان برای تحریم بیشتر نه اینکه تحریم ها را برمی دارند یا لااقل کمتر می کنند.
حالا ما سؤال می کنیم وقفه می اندازید به چه معنایی است؟ چه قدر وقفه می اندازید؟ و چه قدر قرار بوده تلاش کنید؟
در تحریم بانکی نیز می گوید مبلغ قابل توافقی را بر می گردانیم که خدا می داند این مبلغ قابل توافق چه قدر است. متاسفانه تحریم بانک مرکزی و سیستم مالی که عمده مشکلات را برای درست کرده بود مثل قبل پابرجاست.
اما لیست تحریم هایی که آنها برداشتند:
صادرات پتروشیمی ایران و همچنین تحریم های خدمات مرتبط. (بلافاصله بعدش کشتیرانی مارا تحریم کردند. خب ما چطوری محصولات پتروشیمی را صادر کنیم؟ بعلاوه اینکه ما قبل از این توافق به گفته ی خود مسئولان پتروشیمی مشکل خاصی در صادرات پتروشیمی نداشتیم و مشکل در گرفتن پول ها بود).
طلا و فلزات گران بها و همچنین تحریم های خدمات مرتبط. (آقای کوهن میگه بخاطر خاصیت حمل چمدانی از اول هم امکان تحریم طلا نبود! صرفا روغن ریخته نذر امام زاده کردند).
تعلیق تحریم های امریکا بر صنعت خودروسازی ایران و همچنین تحریم های خدمات مرتبط. (به نفع شرکت های درحال ورشکستگی فرانسوی مثل پژو و… است نه به نفع ما!)
صدور مجوز تامین و نصب قطعات یدکی برای ایمنی پرواز هواپیماهای غیرنظامی ایرانی و خدمات مرتبط. صدور مجوز بازرسی های مربوط به ایمنی و تعمیرات در ایران و هم چنین خدمات مرتبط.
عدم تحریم جدید مرتبط با هسته ای توسط شورای امنیت سازمان ملل.
عدم تحریم جدید مرتبط با هسته ای توسط اتحادیه اروپایی.
دولت امریکا، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره، از تحمیل تحریم های جدید مرتبط با هسته ای خودداری خواهد کرد.
در هرجایی که نام تحریم می آید عبارت هسته ای را در کنارش می گذارد. حتی تحریم های مرتبط با هسته ای هم برداشته نمی شود و فقط گفته اند عدم تحریم جدید.
تازه برای اروپا و شورای امنیت و برای آمریکا دو قید جدید می گذارد.
18 روز پس از توافق ما تحریم جدید شدیم و روسیه گفت که این تحریم نقض توافق ژنو است از آقای ظریف سؤال شد مگر نگفتید تحریم جدید وضع نشود آیا این تحریم جدید نیست؟ ایشان می گوید نه منظور این است که از حالا به بعد تحریمی نباشد و تحریم هایی را که از قبل می خواستند بگذارند می توانند بگذارند در ضمن به روز رسانی هم می توانند بکنند.
حالا از آقای ظریف می پرسیم اگر معنی کلمه جدید این است برای ما هم جدید باید همین معنی را بدهد.
پس ماهم می توانیم تأسیسات جدید را نصب کنیم که در پاسخ می گویند این فقط برای آمریکائی ها صادق است نه برای ما!
قرار نشد تحریم ها را بردارند و قرار شد که تحریم اضافه نکنند.
اما نکته قابل توجه این است که تحریم های ما به سه دسته حقوق بشر، تروریسم و سلاح های کشتار جمعی است و بحث هسته ای تازه یکی از قسمت های سلاح های کشتارجمعی! که تازه قرار شده یک قسمت کوچکی از آن که قرار بود گذاشته شود را نگذارند! تقریبا 95 درصد تحریم ها به قوت خود باقیست!!! حتی تحریم های جدید هم می کنند و قهرمان دیپلماسی ما فقط می خندد!
البته واضح دیدیم تحریم ها را که بر نداشتند.
یکی دیگر از امتیازاتی که به ما دادند این است که ما بدهی هایمان را بدهیم! که باید از راه بانک های غیر تحریم شده این کار را انجام دهید. سؤال این جاست که چرا بانک مرکزی نه؟! و جواب واضح این است که چون تحریم است و قرار نیست ساختار تحریم دست بخورد.
در متن توافق داریم که “افزایش آستانه برای اخذ مجوزهای اتحادیه اروپا جهت تبادلات مالی تجارت موارد غیرتحریمی تا مبلغ مورد توافق.”
نکته این جاست که موارد غیر تحریمی که غیر تحریمی بوده است پس چه هنری بود گرفتن این امتیاز!
در بخش نظارت های بیشتر وقتی برای نظارت می آیند برسی می کنند و خلاء های تحریم ها را می بینند و آن را تکمیل می کنند یعنی جاسوسان می آیند و می بینند ما از کجا مواد اولیه و تجهیزات می آوریم و از کدام بازار سیاه تحریم ها را دور می زنیم و آن وقت آن راه ها را هم مسدود می کنند و تحریم می کنند. یک بار نشستند سر کامپوترها و بعدش استاکس نت را به جان سیستم ها انداختند!
در نظارت بیشتر باید طرح ها و ساختمان ها و میزان فعالیت هسته ای را بدهیم. اطلاعاتی که هیچ کشوری حاضر نیست بدهد و مخصوصا امنیت ملی ما را و آینده ی ما را به خطر می اندازد. اطلاعاتی که همه ی سیستم ها ی اطلاعاتی دشمن دنبالش است را خودمان با دست خودمان داریم می دهیم آن هم مفت مفت!
در پایان و در گام بعد از نهایی می گوید
به دنبال اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع و با سپری شدن کامل دوره زمانی گام نهایی، با برنامه هسته ای ایران مانند برنامه هر کشور غیر دارنده سلاح هسته ای دیگر عضو NPT رفتار خواهد شد.
بعد از 20 سال می شویم همان چیزی که بودیم و ما که عضو npt بودیم دوباره می شویم عضو npt!
حتی بعد از بیست سال هم حقوق ما رو نگرفته اند!!