111
۱۰:۴۰ - یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۳۱

نقد و نظر؛

هم پوشانی ملت و حکومت راهبرد مقابله با دشمن و عبور از بحران ها

حکومت مستقر به جای فریب که موضع دشمن است مردم را آگاه می کند، به جای مخفی سازی تلاش ها مردم را مطلع می کند، به جای عقب نشینی که خواست دشمن است در راس کارها قرار گرفته و آنها را حل و فصل می کند و سعی می کند با مردم همزبان باشد که به این وضعیت همپوشانی حکومت و مردم می گویند.

به گزارش صاحب نیوز – سید فرزام موسویان فرد/ در مبارزه قدرت های سیاسی دو قطبِ مستقر و غیر مستقر این قدرت ها صحنه تقابل و تخاصم را رقم می زنند؛ این تقابل و تخاصم یا از نوع تخاصم های حق با باطل و یا از نوع باطل با باطل است.

در تخاصم قطب قدرت غرب یعنی آمریکایی های صهیونیسم با قطب قدرت خاورمیانه یعنی ایران اسلامی جنگ از نوعِ حق و باطل است.

آنچه باعث می شود این تمایز را لحاظ کنیم نوعِ تفکر و ایدئولوژی حاکم بر این دو قطب قدرت است، این طرف ایدئولوژیِ و تفکر لیبرالیستی حاکم است و آن طرف ایدئولوژی و تفکری اسلامی.

این تخاصم باطل سعی در براندازی نظام مستقر دارد و این یک قانون کلی است که قدرت متخاصم همواره در تلاش است که قدرت حاکم را ساقط کند.

این تساقطِ قدرت مستقر یا به نحو مستقیم و فیزیکی است و یا به صورت غیر مستقیم و غیر فیزیکی، نوع اول همراه با ترور و خشونت و مبارزه های مسلحانه و ایجاد کودتاهای وسیع و مضیق همراه است، اما نوع دوم با تغییر عقاید و ایجاد حب و بغض ها در ملت های هواخواهِ حکومت مستقر همراه  است یعنی بغض را بر علیه حکومت مستقر تئوریزه و عملیاتی سازی می کند.

در این بین بحران خواهی و بحران آفرینی برای حکومت مستقر از یک سو  تبلیغات و شست و شوی مغزی برای قیام و براندازی نظام حاکم از سویی دیگر، کاری است که جبهه باطل همواره انجام داده و خواهد داد.

البته تفاوت بحران خواهی با بحران آفرینی این است که بحران ها در بحران خواهی از قبل موجود است و یا اگر موجود نیست زمینه های آن در جامعه و گستره حاکمیت وجود دارد از این رو است که بحران ها مورد خواهشِ و مطلوبِ دولت ها و حکومت های غیر مستقر و متخاصم می شود.

در مقابل بحران آفرینی به آن مفهومی گفته می شود که بحران ها را در حالتی از آینده تعریف می کند، به زبان دیگر بحران هایی که در آینده به دست دشمن متخاصم برای جامعه و حکومت مستقر به وجود می آید، بحران آفرینی نامیده می شود، لکن این بحران ها به وجود می آیند تا تحریکات ابتدایی حب و بغض ها و در نتیجه براندازی ها را رقم بزنند.

بحران ها می توانند سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، ارزشی و … باشند.

حرکتِ این بحران خواهی و بحران آفرینی ها می تواند از سطح ابتدایی آغاز و تا سطوح پیشرفته سوق پیدا کند، این همان شیوه ای است که تناسب نگری را می طلبد، به بیانی دیگر بحران ها به تناسب دانش، فرهنگ و عقلانیت جامعه تئوریزه شده و تا نوک پیکان قدرت حاکم را هدف قرار می دهند.

لکن پس از مرحله ایجاد بحران ها و بحران خواهی ها، نظام حاکم می بایست مبارزات خود را در تمام سطوح مختلف و در تمام طیف ها و فیلترهای قابل نفوذ دشمن صورت دهد و عملیاتی سازی کند.

به بیانی دقیق تر حکومت مستقر ابتدا می بایست در برابر بحران ها آن ها را شناسایی کرده و در رفع آن کوشا باشد و در برابر شست و شوهای مغزی اغوا سازی دشمن را به اغنا سازی مبدل کند پس حکومت مستقر به جای فریب که موضع دشمن است، مردم را آگاه می کند، به جای مخفی سازی تلاش ها، مردم را مطلع می کند، به جای عقب نشینی که خواست دشمن است در راس کارها قرار گرفته و آنها را حل و فصل می کند و سعی می کند با مردم همزبان باشد و یک رنگی را با مردمش رقم بزند که به این وضعیت همپوشانی حکومت و مردم می گویند.

یعنی حکومت در بهبود مردم و مردم در بهبود وضع حکومت در بحران ها یارای همدیگر شده و همدیگر را پوشش می دهند.

این روشی است که اسلام خواهان آن است، زمانی که خداوند در بهبود وضع جوامع اسلامی می فرماید «انّ الله لا یُغیّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم»(سوره رعد آیه 11).

اولا قوم معنای وسیع و عام دارد و شامل خواص جامعه و عوام جامعه می شود پس هر کاری در جامعه از سمت خواص بر عوام و هر کاری از سمت عوام بر خواص اثر خواهد گذاشت و کاملا مرتبط به یکدیگر هستند، دوما تغییر سرنوشت تنها به دست کلیت و تمام جامعه اعم از خواص و عوام صورت می پذیرد در نتیجه جامعه اسلامی می بایست با تاکتیک هایی همچون همپوشانی به پیش برود چراکه یک قوم و یک جامعه مسلمان هم خواصش را در بر می گیرد و هم عوامش را و البته تنها در این صورت است که می تواند حکومتی دینی را حفظ کند و بر مشکلات فائق آید.

انتهای پیام