صاحب نیوز

موسوی خوئینی ها 2

یادداشت؛

تلاشی برای حیات لیبرال‌ها

نامه سرگشاده موسوی خوئینی‌ها در صورتی خطاب به شخص اول کشور نوشته شده است که این سیاستمدار کارکشته که مدت زیادی جزء مسئولان بلندپایه نظام بوده است به خوبی می‌داند مسئول مشکلات اقتصادی کشور دولتی است که با حمایت خود او بر سرکار آمده است.

کدخبر: 1011112
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ @ ۰۰:۱۱


صاحب نیوز- احسان جدیدی/ نامه سرگشاده موسوی خوئینی‌ها در هفته گذشته به رهبر معظم انقلاب از آن جمله حرکات عجیب سیاسی در کشور بود که باید مورد تحلیل جامعه شناختی قرار گیرد که چگونه بخشی از جامعه در شرایط کنونی به سمتی می‌رود که بستر برای چنین ادعاهای فرافکنانه‌ای باز می‌شود.

همه امروز می‌دانند شرایط اقتصادی کشور از وضعیت خوبی برخوردار نیست و تورم و گرانی بیش از هر زمان دیگری مردم را تحت فشار قرار داده است. اما مسئول این اوضاع کیست؟ امروز چه کسی با حمایت چه کسانی دولت و منابع کشور را در اختیار دارد؟

سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها که به پدر معنوی جریان سنتی اصلاحات شهرت دارد و از ابتدای انقلاب جزء مسئولان عالی رتبه نظام بوده است و اکنون چند سالی است بعد از وارد آوردن خساراتی به کشور، از مسئولیت کناره‌گیری کرده است به خوبی با قانون اساسی آشنایی دارد و می‌داند مسئول رسیدگی به اوضاع اقتصادی کشور، مسئول تدوین دستورالعمل‌های اقتصادی، مسئول حمایت از بخش تولید برای کشاندن نقدینگی بازار به این سمت و آرامش بخشیدن به قیمت‌ها، مسئول کنترل تورم و گرانی و از این قبیل دولت است نه مقام معظم رهبری.

موسوی خوئینی‌ها خوب می‌داند منابع انسانی و مالی کشور و اختیارات مملکت داری در اختیار دولت و رئیس جمهور است و اوست که باید اوضاع کشور را بهبود ببخشد و اگر مشکلی باشد از ناحیه دولت است نه رهبر، پس چرا نامه را خطاب به رهبری و به شیوه‌ای نوشته که این گونه برداشت شود مسئول مشکلات کشور رهبر است؟

آن هم دولتی که از قضا بر سر مسأله اقتصاد روشی بر خلاف نظرات رهبر معظم انقلاب داشته و در حالی که ایشان بارها بر اقتصاد مقاومتی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی کشور تأکید کرده‌اند و همواره تأکید می‌کنند، نگاهش به غربی‌ها و کدخدایی آمریکا و برجام و مذاکره و غیره بوده است.

شاید پاسخ را بشود اینجا جستجو کرد که حسن روحانی با حمایت خود او و هم حزبی‌هایش بر سرکار آمده و عنان دولت را در دست گرفته است و این وضعیت را بر سر کشور آورده است. این یک پاسخ خوش بینانه است با این فرض که تصور کنیم نیت این پیر سیاست خیر بوده و هدفش اصلاح در امور مملکت بوده است.

شرایط امروز کشور به نفع جریان موسوم به اصلاح طلبان نیست و نظریه‌های اقتصادی و سیاسی لیبرالی در پیش چشم ملت در حال شکست خوردن است. پس این جریان برای بقای خود در عالم سیاست راهی به جز سیاه‌نمایی و انداختن مشکلات گردن دیگران ندارد.

یعنی ساخت همان بستر اجتماعی که به امثال موسوی خوئینی‌ها اجازه نگارش چنین نامه‌ای و انداختن مسئولیت مشکلات کشور بر گردن دیگران را می‌دهد.

یک بار دیگر نگاهی به نامه بیاندازیم. بر فرض نگارنده این نامه قصد صلاح مملکت را داشته اما نمی‌خواسته مسئولیت مشکلات کشور را به گردن بگیرد و نامه را خطاب به رهبری نگاشته است. اما سؤال دوم این جاست که چه لزومی داشته نامه را سرگشاده بنویسد و در رسانه‌ها منتشر کند!؟

مگر این سیاستمدار کارکشته نمی‌داند در شرایط کنونی چنین کاری آب به آسیاب دشمن ریختن بوده و با این کار پازل توطئه دشمن مبنی بر سیاه‌نمایی جامعه ایران و تحریک مردم برای ایجاد التهاب در کشور را تکمیل می‌کند!؟

اگر نامه موسوی خوئینی‌ها از سر دلسوزی بود چرا نامه سرگشاده نوشته و نصیحت خود را در قالب نامه‌ای سربسته تقدیم رهبر معظم انقلاب نکرده است!؟

اما سوای این موضوع که هدف موسوی خوئینی‌ها از نگارش این نامه چه بوده است نظاره‌ای بر فهوای مطلب وی نیز خالی از لطف نیست.

خلاصه این که نه کشور آن گونه است که موسوی خوئینی‌ها نوشته است و نه مسئول این مشکلات شخص رهبری است بلکه آن چه نگارنده این نامه سرگشاده به دنبال آن بوده تطهیر چهره خراب شده اصلاح طلبان نزد مردم بوده است.

انتهای پیام/