صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » «زن مسلمان ایرانی»؛ آن چه غرب به دنبال استعمار آن است

«زن مسلمان ایرانی»؛ آن چه غرب به دنبال استعمار آن است

اکنون زمان این است که تلاش غرب برای رسیدن به هدف خود صورت پذیرد و باید در پروسه‌ای چند ده ساله خانواده در کشورهای اسلامی مقاوم در برابر نظم نوین جهانی غرب از بین برود. برای این هدف یکی از مهم ترین پروژه‌ها غربیزه کردن زن است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۴۹ - چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۸/۷

صاحب نیوز– احسان جدیدی/ بررسی تاریخ اسلام ناب نشان می‌دهد زن همواره در جامعه اسلامی از نقش کلیدی برخوردار بوده است. از اولین فردی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد یعنی حضرت خدیجه سلام الله علیها و نقش این بانو در گسترش اسلام و حمایت‌های مادی و معنوی از حضرت محمّد (ص) گرفته تا نقش آفرینی‌های مذهبی، سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا (س) و تا حضرت زینبی که اگر نبود به گفته شاعر «کربلا در کربلا می‌ماند» و رسالت امام حسین (ع) در مهمترین واقعه تاریخی اسلام ناتمام می‌ماند.

نه تنها در صدر اسلام بلکه پس از آن نیز در طول زندگی ائمه هدی (ع) نقش زنان در جامعه بسیار اثرگذار بوده است و همواره بانوان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. اثرگذاری که در پناه دستورات اسلام و در سایه امنیتی که دین مبین اسلام برای بانوان فراهم کرده است روی می‌داد.

زن در اسلام جایگاه و نقش مشخصی دارد و بررسی تاریخ اثبات می‌کند که این چنین بوده است و همواره با همه محدودیت‌های البته مدبرانه‌ای که اسلام برای بانوان قرار داده است زنان در جامعه نقش آفرین بوده و گاه مهمترین مسئولیت‌ها و نقش‌ها را برعهده داشته‌اند. این رویه در طول تاریخ اسلام از 1452 سال پیش تاکنون ادامه داشته است.

امتیازاتی که خداوند برای زنان قرار داده است یک پیوست به همراه دارد که همان خالقی که آن امتیازات را آفریده است، آن پیوست را نیز خلق کرده و بر آن دستور داده است لذا هر کس امتیاز بدون پیوست را بخواهد، آن امتیاز را نیز از دست خواهد داد.

مهمترین این پیوست‌ها حجب و حیا و عفت است که اگر نباشد همان پیوستی که گفته شد و مانند یک پوسته امتیازات زن را نگه داشته است از بین رفته و این امتیازات دیگر در اختیار زن نخواهد بود و ماحصل آن می‌شود نگاه کالایی به زن.

اگر اسلام سفارش کرده است زن باید حجاب خود را رعایت کرده و جذابیت‌های فیزیکی و اندامی خود را جز برای محارم خود بپوشاند، همین اسلامی فاطمه پرور و زینب پرور و امثال بانو مجتهده امینی پرور است. بانوانی که در مقامات معنوی، اجتماعی و سیاسی به درجات بالایی رسیده‌اند.

حتی این مسأله را می‌توان در منش بانوان غربی که قانوناً در انتخاب بین داشتن پوشش و نداشتن آن مخیّر هستند و عموماً هر دو حالت را نیز تجربه کرده‌اند هم جستجو کرد و دو سؤال از ایشان پرسید: ابتدا این که در کدام صورت داشتن پوشش بدن یا نداشتن آن در اجتماع احساس راحتی می‌کنند؟ دوم این که در کدام یک از دو حالت مذکور در اجتماع بهتر می‌توانند نقش آفرینی کرده و استعدادها و علوم خود را بروز و نشان دهند؟ بدون شک پاسخ به هر دو سؤال در حالت داشتن پوشش است که بارها این مسأله توسط مردم عامه و خواص در غرب عنوان شده است و هر عقلی نیز به آن گواه خواهد داد و به همین دلیل است که زنان در غرب هنگامی که می‌خواهند سخنی را ارائه کنند مثلاً در کسوت استاد دانشگاه با پوشش در میان جمع حاضر می‌شوند تا توجه حضار بیش از اندام وی به فهوای کلامش باشد.

حجاب تنها یک دستور قرآنی با دلایل نامشخص نیست، بلکه کمی تفکر و تأمل این مسأله را روشن می‌کند که حجاب و عفاف زن برای حفظ امتیازات ویژه جسمی وی در مقابل نامحرمان است تا اولاً این امتیازات تنها به آن فردی عرضه شود که محرم ایشان می‌شود و در جایگاه همسری وی قرار می‌گیرد که سبب استحکام پیوند زناشویی می‌شود و ثانیاً مقدمات فعالیت سالم زن در اجتماع به عنوان یک انسان معمولی که دارای توانایی و حواس و عقل است فراهم شود بدون این که چشم نامحرمان از استعدادهای وی عبور کرده و تنها امتیازات جسمی وی را دنبال کنند. چیزی که در نهاد هر مردی قرار داده شده است ولی خداوند این چنین حکمت کرده و تدبیر کرده است که این امر فطری تنها میان مرد و آن زنی مجاز باشد که به همسری وی درمی‌آید.

اگر این چنین شود که اسلام دستور داده است و زن تنها به عنوان یک انسان در جمع ظاهر شود و نه به عنوان یک جاذبه، آن گاه این زن در سایه امنیت ایجاد شده و فرصت برابری که به وی برای نقش آفرینی، مسئولیت پذیری و اثرگذاری داده شده است می‌تواند به جایگاه بانوانی بزرگی برسد که از صدر اسلام تاکنون کلیدی‌ترین نقش‌ها را در جامعه ایفا کرده‌اند از حضرت خدیجه سلام الله علیها گرفته تا حضرت زهرا، حضرت زینب، حضرت معصومه و … سلام الله علیهم اجمعین.

اما دشمنان ما که سابقه چند ده ساله در شناسایی ارزش‌ها، ظرفیت‌ها، نقاط قوت و متقابلاً نقاط ضعف ما دارد خوب به این نکته پی برده است که این نقش کلیدی اگر از زن گرفته شود، اجتماع سست خواهد شد. مرد در جامعه تنها یک وظیفه دارد و آن رشد خود است اما زن علاوه بر رشد خود باید فرزندان خود را نیز بزرگ کند. هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی بزرگ کند. لذا باید نقش زن در جامعه از بین برود تا جامعه از بین برود.

برای این هدف که یک کار ریشه‌ای بلند مدت است سه زیرهدف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت دنبال می‌شود. هدف بلند مدت رسیدن به جایی است که نقش زن و مادر از بین برود، تهدید نسل صورت بگیرد، تولید مثل و آن نقش بزرگ کردن روحی و جسمی فرزند تحقق پیدا نکند. هدف میان مدت این است که تا رسیدن به هدف غایی با شعارهایی نظیر «فرزند کمتر زندگی بهتر» که در دهه هفتاد در کشور به طور ویژه‌ای گسترش پیدا کرد و متأسفانه جا افتاد، زادآوری خانواده‌ها به حداقل برسد و کمترین تعداد فرزند در بین خانواده‌ها متولد شده و رشد پیدا کند تا پروژه تهدید نسل اتفاق بیافتد و هر زن نیز تا زمانی که هنوز به هدف غایی نرسیده و فرزندآوری می‌کند و فرزند تربیت می‌کند، کمترین کارایی را به عبارتی داشته و کمترین تعداد فرزند را به دنیا آورده و تربیت کند.

اکنون زمان این است که تلاش غرب برای رسیدن به هدف خود صورت پذیرد و باید در پروسه‌ای چند ده ساله خانواده در کشورهای اسلامی مقاوم در برابر نظم نوین جهانی غرب از بین برود. برای این هدف یکی از مهم ترین پروژه‌ها غربیزه کردن زن است.

یعنی در این جامعه بلایی را بر سر زن بیاورند که بر سر زنان غربی آوردند. زن را از جایگاه خود دور کنند و با گرفتن ارزش‌هایی نظیر حجاب فرصت رشد کردن و رشد دادن زن را بگیرند و نگاه کالایی به زن را در جامعه گسترش دهند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد