صاحب نیوز

aabc1ec4-0ce6-4bd3-b297-a673486903f2

شهیدی در هنگام مجروحیت هم نماز شبش ترک نمی شد/ تورجی زاده زمان شهادتش را می دانست

مادر شهید محمدرضا تورجی زاده با بیان اینکه نماز شب شهید در حال مجروحیت هم ترک نمی شد و از زمان شهادتش خبر داشت، با ذکر ارادت بی حد و حصر شهید به حضرت زهرا(س)، گفت: در لحظه شهادت تسبیح می گفت و وصیت کرد تا با لباس سپاه و سربند «یا زهرا» تشییعش کنند.

کدخبر: 1031535
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۱۰/۰۲ @ ۱۷:۵۶


به گزارش صاحب نیوز؛ مادر شهید محمدرضا تورجی زاده، در ميان جمعي از طلاب مؤسسه آموزش عالی بانو مجتهده امین وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان، گفت: محمدرضا از همان اول  با خدا و خاص بود و هیچ اذیت و آزاری نداشت، وگرنه تربیت او هم مانند سایر فرزندانم بود.

وی ادامه داد: از کودکی و قبل از بلوغ نماز می خواند و روزه می گرفت و احترام زیادی برای پدر و مادر قائل بود و درسش را خوب می خواند و در سال 56 فعالیت های انقلابی خود را آغاز کرد و با شروع جنگ تحمیلی در سن 16 سالگی می خواست به جبهه برود که مخالفت کردم و گفتم ابتدا باید دیپلم را بگیری و بعد روانه جبهه ها بشوی و توانستم دو سال او را نگه دارم.

رها کردن امتحانات نهایی دیپلم و شتافتن به سوی جبهه ها با اعلام جهاد امام خمینی(ره)/ نماز شب شهید در مجروحیت

مادر شهید محمدرضا تورجی زاده افزود: در حالی که امتحانات نهایی دیپلم در حال برگزاری بود و محمدرضا هم چند امتحان خود را داده بود، امام خمینی(ره) اعلام جهاد کرد و در شرایطی که تعداد رزمندگان در جبهه ها کم بود، دیگر به حرف من گوش نداد و امتحانات را رها کرد و در مدت پنج سالی که در جبهه بود، بیشتر اوقات وقتی به اصفهان می آمد مجروح بود.

وی اظهار کرد: شهید مراعات حال مرا می کرد و کمتر از اوضاع جبهه برایم تعریف می کرد، اما می دانم که در تابستان و در اوضاع جنگ و در اوج گرمای خوزستان تمام روزه ها را می گرفت و نماز شبش ترک نمی شد. حتی وقتی مجروح بود و برای مرخصی می آمد هم نماز شب را ترک نمی کرد و تنها یک بار که شیمیایی شده بود و تب بسیار شدیدی داشت و بیهوش شده بود، نتوانست نماز شب را بخواند.

مادر شهید محمدرضا تورجی زاده ابراز کرد: وقتي شهید زخمی بود و به بیمارستان منتقل می شد، به محض اینکه اندکی بهبودی در او حاصل می شد، برای اعزام مجدد به جبهه اقدام می کرد و به توصیه ها برای ماندن بیشتر تا بهبودی کامل توجهی نمی کرد و می گفت باید بروم.

وصیت شهید به شنیده نشدن صدای گریه و زاری خواهرانش توسط نامحرم پس از شهادت

وی با اشاره به ادب و تواضع بالای شهید، تصریح کرد: همه شهدای ما افراد خاصی بودند و واقعاً نمی توان آن ها را با دیگران مقایسه کرد، البته آن هایی که امروز در جبهه ها می جنگند هم همانطور هستند و ایثار می کنند، چرا که همه افراد می خواهند در سلامتی بالای سر خانواده خود باشند، اما عشق به اسلام و شهادت این ها را به جهاد می کشاند.

مادر شهید محمدرضا تورجی زاده درباره حساسيت بالای شهید بر ناموس و غیرت ایشان، گفت: همیشه می گفت اگر شهید شدم و خبر شهادتم را آوردند، می دانم که شما شیون نمی کنید، اما مراقب باشید که مبادا خواهرانم گریه و شیون کنند و مبادا نامحرم صدای آن ها را بشنود و ماهم  به وصیت شهید در این زمینه عمل کردیم.

شهید زمان شهادت خود را می دانست

وی با بیان اینکه شهید از زمان شهادتش خبر داشت، ابراز داشت: آخرین بار قبل از اعزام به مشهد رفت و کفن برای خودش تهیه کرد و گفته بود که این بار دیگر برنمی گردم و وصیت کرد که از حسینیه بنی فاطمه اصفهان پیکرش را بردارند و لباس سپاه بر تنش کنند و سربند «یا زهرا(سلام الله عليها)» بر پیشانی اش ببندند.

مادر شهید محمدرضا تورجی زاده افزود: در وصیتنامه اش نوشته بود که پدر و مادرم مرا در قبر بگذارند. یکی از همرزمانش می گفت وقتی سنگر فرماندهی را زدند، خمپاره و ترکش از آسمان می بارید و موج انفجار بسیار بالا بود و شهید را موج گرفته بود و در همان حال نشسته بود و با تسبیح ذکر می گفت.

وی از ارادت بی حد و حصر شهید به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) سخن راند و اظهار داشت: وقتی پیکرش را آوردند از بازویش خون جاری بود و مانند حضرت زهرا(س) بازویش مجروح بود.او را به حضرت زهرا(س) قسم دادم که از خدا بخواهد تا جنگ تمام شود و خودم صورتش را با گلاب شستم و بند کفنش را بستم.

انتهای پیام/