صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » هشدار نسبت به پروژه تعمد در عدم پیشرفت مطالعات تمدنی کشور

هشدار نسبت به پروژه تعمد در عدم پیشرفت مطالعات تمدنی کشور

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به ضعف حوزه و دانشگاه در نپرداختن به تمدن نوین اسلامی و عدم ارتباط گیری صحیح با نخبگان جهان اسلام در زمینه گفتگوهای تمدنی، گفت: تأخر فکری و تحقیقاتی در زمینه مطالعات تمدنی در ایران عمداً صورت می گیرد.

تاریخ انتشار: ۱۱:۵۹ - چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۴

به گزارش صاحب نیوز؛ حجت‌الاسلام حبیب‌اله بابایی در نشست علمی با عنوان «شکل‌گیری دانش نظری جدید و ایده اسلامی‌سازی تمدنی نوین در ایران جدید»، با اشاره به کتاب «به سوی تمدن بزرگ» که منسوب به محمدرضا پهلوی است، اظهار داشت: توجه به تفاوت‌های نگاه به مفهوم تمدن در قبل و بعد از وقوع انقلاب اسلامی ضروری است، نگاه به تمدن در این کتاب به معنای تجدد و یک توسعه تماماً غربی است و با وقوع انقلاب، یک انقلاب در نگاه به مفهوم تمدن هم اتفاق افتاده است.

تجدد حداقلی به جای تمدن حداکثری/ نفوذ در تفکر تمدن اسلامی در جوامع اسلامی

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: با ورود ناپلئون بناپارت به مصر این تفکر که توسعه و تجدد بر اخلاق در مفهوم تمدن، مقدم است به جهان اسلام وارد شد و اینگونه تمدن از فرهنگ جدا شد و ادبیات محققان مسلمان تا جایی پیش رفت که از لفظ تجدد به جای تمدن استفاده کردند.

وی با بیان اینکه تشکیل حکومت اسلامی از سوی امام خمینی(ره) به عنوان سرآغاز حرکت تمدنی است، ادامه داد: درست که امام خمینی(ره) در جایی می فرمایند که ما با تمدن مخالف نیستیم و با فحشا و فساد مخالفیم، اما اساس نگاه و ادبیات ایشان به مفهوم تمدن، به هیچ وجه، تجدد و توسعه منهای دین و اخلاق نیست.

بابایی تصریح کرد: امام خمینی(ره) تلاش می‌کرد تا عملیات تمدنی و تصمیم‌های تمدنی را در جهان اسلام فعال کند، ایده وحدت حوزه و دانشگاه، اساساً یک حرکت تمدنی است؛ دخالت دادن عوامل زمان و مکان در اجتهاد و ایجاد اجتهاد نو هم در همین مقوله حرکت تمدنی می‌گنجد.

عضو هیـأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: همچنین، ابتکاراتی نظیر تعیین روز قدس و هفته وحدت برای شیعه و سنی و تأسیس نهادهایی نظیر تقریب مذاهب اسلامی و حتی انقلاب فرهنگی، همه از همین نوع حرکات هستند.

وی جنگ تحمیلی هشت ساله بر ایران را جنگ تمدنی دانست و اظهار داشت: امام خمینی(ره) تهدید جنگ را به یک فرصت تبدیل کرد و از آن برای ساخت نسل جدید «انسان، امت» استفاده کرد و زمینه را برای ایجاد انسان هایی در تراز و قیاس امت فراهم کرد.

ظهور عبارت «تمدن نوین اسلامی» از سال ۱۳۷۲ در کلام رهبر معظم انقلاب

بابایی با اشاره به کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» اثر رهبر معظم انقلاب در باب زندگی سیاسی ائمه اطهار(ع)، بیان داشت: این کتاب یک تحلیل تمدنی ارائه می دهد و حرکت سیاسی چهارده معصوم(ع) از زمان پیامبر اسلام(ص) تا دوران غیبت امام زمان(عج) را به عنوان یک سیر واحد معرفی می کند، اما عبارت «تمدن نوین اسلامی» بعدها از ایشان شنیده شد.

عضو هیـأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه افزود: ادبیات «تمدن نوین» در ادبیات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۲ و اوایل دوره رهبری ایشان نمایان می شود و از تمدن به عنوان یک استراتژی برای گذار از دوره عدم استقرار به دوره استقرار و ثبات، نه فقط در جمهوری اسلامی بلکه ثبات گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه استفاده می‌کنند.

وی با اشاره به انتشار مقاله «برخورد تمدن‌ها» اثر ساموئل هانتینگتون در سال ۱۳۷۴، ابراز داشت: سیدمحمد خاتمی به عنوان رییس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۷۸ درباره گفتگوی تمدن‌ها طرح مسأله می‌کند که البته ریشه آن به آقای روژه گارودی بر می‌گردد که در همان حال زکی میلاد عربستانی هم بحث تعارف تمدن‌ها را مطرح می‌کند.

بابایی ادامه داد: تا اینکه در دوره آقای احمدی‌نژاد آن مؤسسه بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها به سمت تعطیل شدن می‌رود و ایشان بدون اینکه تفوقی بر برند تمدنی خود داشته باشد، افق تمدن را در جهان عرب و جهان اسلام توسعه می‌دهد و از لفظ تمدن و ساختن جایگاهی از آن در غرب، دور می‌شود.

عضو هیـأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در تشریح وضعیت تمدن در دیدگاه دوره هشت ساله دولت تدبیر و امید حسن روحانی اظهار داشت: در این دوران، «ماهاتیر محمد» یک ائتلاف تمدنی را در ترکیه بین ۵ کشور مهم اسلامی مالزی، ترکیه، پاکستان، اندونزی و قطر مطرح کرد که در آن سهمی اساساً برای ایران لحاظ نشد و در واقع دولتمردان ما اساساً بحث و لفظی از تمدن در این دوره ارائه نکردند.

وی ادامه داد: اما در طول همه این سال‌ها از دولت آقایان هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی، هیچگاه ادبیات تمدنی رهبر معظم انقلاب افت و تغییر پیدا نکرده است و البته ایشان متناسب با هر دوره‌ای با مخاطبان مختلف، بحث های مختلفی را مطرح کرده‌اند.

بابایی افزود: مثلاً در فرمایشات خود با رایزنان فرهنگی ایران در دوره اصلاحات، می‌فرمایند که ما با دیگر کشورها گفت‌وگوی تمدن‌ها داریم و باید در درون هم ایجاد تمدن داشته باشیم.

سیر گفتمان تمدنی ایران از یک دولت سرزمینی به یک دولت ام القرا

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تبیین سیر گسترش گفتمان تمدنی در نظام جمهوری اسلامی ایران و تبدیل ایران از یک دولت سرزمینی به یک دولت ام‌القرا و به تدریج به یک دولت فراسرزمینی، تصریح کرد: تفکر و بینش تمدنی رهبر معظم انقلاب در اندیشه رهبران و برخی از نخبگان انقلاب در بستر علمی نظیر فعالیت‌های شهید محسن فخری‌زاده در پژوهشگاه دفاع ملی و مرکز علمی سپند و در بستر نظامی نظیر حرکت‌های شهید حاج قاسم سلیمانی نمود پیدا کرده است.

بابایی ابراز داشت: هر میزان ادبیات تمدنی در میان عالمان و فقیهان و فقهای سیاست در ایران اوج گرفت، نگاه تمدنی و ضرورت تمدن‌سازی از سوی برخی جریان‌های روشنفکری که کرنش در برابر غرب را امری گریزناپذیر و سکولاریزاسیون شرقی را راه برون رفت از عقب ماندگی می‌دانند، بیشتر مورد غضب و استهزا قرار گرفت.

 پروژه تعمد در عدم پیشرفت مطالعات تمدنی در کشور وجود دارد

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تأخر فکری و مطالعاتی در نظریه‌پردازی فکری را ضعف مهم تمدن‌سازی در ایران دانست و گفت: همه موارد لازم برای این کار را در اختیار داشته‌ایم، اما در عمل اصلاً موفق عمل نکرده‌ایم و این موضوع مهم را فراموش کرده‌ایم که به نظرم تعمدی در کار است و یک پروژه تعمدی در این زمینه وجود دارد.

وی تأخر تحقیقاتی در زمینه تمدن را ضعف بزرگ بعدی در زمینه تمدن سازی دانست و تصریح کرد: حوزه‌های علمیه ما اساساً با تمدن ارتباطی برقرار نمی‌کنند، چون تمدن اصالتاً و ذاتاً یک امر دینی و اسلامی نیست و به همین دلیل هم حوزه‌ها با واژه «تمدن» ارتباطی برقرار نمی‌کنند.

بابایی با بیان اینکه نگاه حداقلی به دین و اسلام و محدود کردن مذهب به حوزه فردی و شخصی عامل مهم نپرداختن لازم به مفهوم تمدن در حوزه های علمیه است، ابراز داشت: به همین دلیل، اندیشه امت در تفکر اسلامی ضعیف مانده است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی درباره پرداختن دانشگاهیان به تمدن‌سازی، اظهار داشت: بسیاری از دانشگاهیان دید خوبی نسبت به عبارت تمدن‌سازی ندارند و آن را سیاسی می‌دانند و همین سیاسی دانستن آن سبب می‌شود تا تلاش زیادی هم در این زمینه نداشته باشند.

ضعف بزرگ در ارتباط گیری با نخبگان جهان اسلام در موضوعات تمدنی

وی ضعف در عقلانیت ارتباطی با جهان اسلام را به عنوان عامل مهم دیگر در عقب ماندی تمدن سازی نوین اسلامی معرفی کرد و افزود: مشکل بزرگ ما امروز این است که حتی فعالان حوزه تمدنی ما در حوزه‌های علمیه زبان‌های جهان اسلام را نمی‌دانند و حتی در زبان عربی هم دچار مشکل هستیم، حال آنکه باید زبان‌های اردو و مالایایی و سایر زبان‌ها را هم خوب بدانیم.

بابایی ادامه داد: نه تنها زبان‌های جهان اسلام را به خوبی نمی‌دانیم، بلکه حتی ارتباطی هم با آن‌ها نداریم و کتاب‌های آن‌ها را ترجمه نمی‌کنیم و دانشگاه‌های ما فرصت‌های مطالعاتی برای جهان اسلام را خیلی پشتیبانی نمی‌کنند و ما متفکران جهان اسلام را نمی‌شناسیم و گفت‌وگویی هم با نخبگان جهان اسلام نداریم.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: اگر ارتباطاتی هم با نخبگان جهان اسلام داشته باشیم، عمده این‌ها در زمینه موضوعات مدرن است و حتی همان گفت‌وگوها را هم در جهان غرب شکل می‌دهیم، مثلاً اگر مسلمان‌ها بخواهند درباره تمدن با یکدیگر صحبت کنند باید ویزای ویژه دریافت کنند و به نشست مرکز مطالعات تطبیقی و بین المللی تمدن‌ها که مقر اصلی آن در نیویورک است و سابقه بیش از ۵۰ ساله دارد، بروند.

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد