صفحه اصلی » سیاسی » ماهیت مشارکت سیاسی مردم در سیره نظری و عملی امام خمینی(ره)/ تفاوت های مردم سالاری دینی و دموکراسی غربی در فلسفه و عمل

مدیر حوزه علوم اسلامی دانشگاه کاشان مطرح کرد؛

ماهیت مشارکت سیاسی مردم در سیره نظری و عملی امام خمینی(ره)/ تفاوت های مردم سالاری دینی و دموکراسی غربی در فلسفه و عمل

در سیره نظری و عملی حضرت امام، ماهیت مشارکت سیاسی مردم از جنس مسئولیت همگانی است. مردم به ویژه طبقات پایین و متوسط، دارای نقش محوری و فعال هستند و قوام دولت متکی به آنهاست. به همین خاطر حضرت امام با مشارکت انفعالی و پیروی کورکورانه ملت مخالف اند.
حضرت امام در دوره حیات سیاسی خود به دنبال مشارکت بخشی بیشتر مردم بودند و بر این باور بودند

تاریخ انتشار: ۱۰:۵۹ - شنبه ۱۴۰۰/۰۳/۲۲

به گزارش صاحب نیوز؛ بین دانشجوهاش معروفه به شیخ عباس، بعضی ها هم ابن علی صداش می‌کنند، وقتی درخواست گفت و گو کردیم چنان آغوش بازی نشان داد که متعجب شدیم، آن هم با موضوع سیره امام خمینی در انتخابات و مشارکت، بحث چالشی که هر کسی جسارت صحبت در این موضوع را ندارد. خوش مشربانه ازمن خواست که سوالات را شروع کنم،من هم بدون اتلاف وقت شروع کردم؛

شرح گفت و گوی ما با عباس ابن علی، مدیر حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان دانشگاه کاشان را در ادامه بخوانید:

*صاحب نیوز:امام خمینی (ره) تا چه حد به جمهوریت و مشارکت مردم در حکمرانی اعتقاد داشتند؟

ابن علی:حضرت امام معتقدند اندیشه و رژیم سیاسی دموکراسی غربی دارای ابهام و تغییر است و هر روز به شکل و قیافه ای است؛ اما اسلام و حکومت اسلامی برتر و واضح تر از دموکراسی غربی در منظومه فکری امام است. دموکراسی غربی پدیده ای دست ساز و سیال یعنی در راستای اهداف غربی است.

دموکراسی غربی از نظر امام همیشه با چاشنی فریب و خدعه همراه است و به نفع رژیم های به ظاهر دموکراتیک غربی است و چیزی از دموکراسی اصیل باقی نمی ماند. وقتی دنبال فلسفه دموکراسی از نظر غربی ها می رویم، می بینیم آنها یک سری آرمان های خوش رنگ و لعابی را مطرح می کنند، اما وقتی از وادی فلسفه خارج می‌شویم و به واقعیت و موجودیت فلسفه غرب می رسیم، می بینیم که کاملا بیگانه از آرمان های خوش رنگ و لعاب است. امام تنها بستر و مزرعه برای کاشت دموکراسی حقیقی را جامعه دینی و حکومت مبتنی بر عدل می دانند.
ایشان حتی انضمام واژه دموکراتیک را به نام نظام اسلامی، مایه وهم نظام اسلامی می دانستند و نپذیرفتند و فرمودند که نظام ما جمهوری اسلامی است، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

*چرا امام با نظام صرفا دینی موافق نبودند؟

ترکیب جمهوری اسلامی یک مرکب انضمامی نیست و اینطور نیست که هر کدام از کلمات جدا باشند و کسی طرفدار جمهوریت و یکی طرفدار اسلامیت باشد.

جمهوری اسلامی یک حقیقت واحد است که همان جمهوری و اتکا به آرای عمومی است که در دل خود اسلام متولد می شود‌.نظام اسلامی بر مبنای جمهوریت می تواند آن ثمرات اسلام را بهره مند شود.

*بله،خیلی ممنون استدلال دینی امام درمورد لزوم مشارکت مردم در اداره جامعه چه بود؟

در اسلام مردم یک رکن مشروعیت هستند نه همه پایه مشروعیت.یک پایه اساسی دیگر از نظر اسلام، تقوا و عدالت است.وقتی امام حسین(ع) را دعوت کردند، در جواب مردم کوفه می نویسند، حاکم در جامعه و حکومت اسلامی نیست مگر اینکه حکم به قسط و عدالت کند. اگر اینکار را نکرد، از نظر اسلام نا مشروع است.
در منظومه فکری امام، امام جامعه فقط پیشوای دینی نیست که بخواهد فقط مسائل وضو و نماز و از این قبیل را بیان کند، بلکه امام پیشوای دین و دنیا معرفی شده است.

*یعنی مقبولیت به تنهایی عامل مشروعیت نیست؟

پایه مشروعیت حکومت، فقط رای مردم نیست، بلکه پایه اصلی تقوا و عدالت است. تقوا و عدالت بدون رای و مقبولیت مردم کارایی ندارد، پس رای مردم هم لازم است.
از این جهت اسلام برای رای مردم اهمیت قائل است. فرق اساسی بین دموکراسی غربی و مردم سالاری دینی اینجاست. مشروعیت وابسته به انجام وظیفه و کارآیی است. در واقع اصل با عناوینی مثل تقوا، عدالت و… است نه اشخاص. وقتی امام حسین(ع) را دعوت کردند، در جواب مردم کوفه می نویسند، حاکم در جامعه و حکومت اسلامی نیست مگر اینکه حکم به قسط و عدالت کند. اگر اینکار را نکرد، از نظر اسلام نامشروع است. رای مردم چه پایه مشروعیت و چه پایه اعمال مشروعیت باشد، فرقی نمی کند رای مردم باید باشد تا خیمه نظام اسلامی بتواند سرپا بماند.

*مشارکت مردم تا چه حدی برای امام اهمیت داشت؟

در سیره نظری و عملی حضرت امام، ماهیت مشارکت سیاسی مردم از جنس مسئولیت همگانی است. مردم به ویژه طبقات پایین و متوسط، دارای نقش محوری و فعال هستند و قوام دولت متکی به آنهاست. به همین خاطر حضرت امام با مشارکت انفعالی و پیروی کورکورانه ملت مخالف اند.
حضرت امام در دوره حیات سیاسی خود به دنبال مشارکت بخشی بیشتر مردم بودند و بر این باور بودند که دولت نباید مانع ورود و مشارکت مردم در عرصه های سیاسی شود. بزرگترین ضمانت حفظ امنیت جامعه با اداره خود ملت محقق می شود.

*تفاوت مردم سالاری دینی و غربی در چیست؟

یک بحث اساسی دیگر در مورد جایگاه اکثریت در نظام اسلامی این نکته هست که شعار اسلام با شعار حکومت های بشری به ویژه حکومت غربی مخالف است. شعار دین و اسلام پیروزی از حق است‌‌ و شعار حکومت غربی پیروزی از اکثریت است. هر حقی از ذات مقدس حق تعالی سرچشمه می گیرد.

البته مغز بحث در اینجاست؛ در نظام اسلامی در بعضی مراحل اکثریت معتبر است مثل مقام تشخیص حق نه تثبیت حق. در مقام اجرای حق، رای اکثریت تعیین کننده است. کسانی که وحی و حق را قبول ندارند مثل دموکراسی غربی که با رای اکثریت اصل حق را ثابت می کنند خلاف اسلام است.
برای مثال اینکه ولی فقیه چه ویژگی داشته باشد بر عهده اکثریت نیست اما اینکه این ویژگی ها که گفته شده و تثبیت شده را چه کسی دارد، این بر عهده اکثریت خبرگان است.

جایگاه دوم اکثریت در اسلام، مقام عمل و اجراست. به این معنی که رای اکثریت مردم در کار های اجرایی معتبر است. مردم در بخش قانون گذاری، حاکمیت و ولایت و… پذیرای حق هستند اما در مرحله اجرا و انتخاب نمایندگان مردم، دارای رای هستند.
در نظام دینی و اسلامی دو نوع رای اکثریت معتبر است. یکی در مقام اجرا و عمل و دیگری در مقام تشخیص قانونی که ارائه شده است. اگر خود مردم توانایی تشخیص قانون را ندارند، با رای اکثریت قانون شناسان را انتخاب می کنند.

*بسیار عالی،متشکرم حاج آقا،استفاده کردیم.
قربان شما

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد